بایگانی برچسب: s

۱۷ / شرح خطبه ۲۱۶

آفاتِ «ستایش‌گری» و مسئولیتِ حاکم در برابر «افکارِ عمومی»

در فرازی از خطبهٔ ۲۱۶ نهج‌البلاغه مردی برمی‌خیزد و به ثناگویی و ستایشِ اغراق‌آمیز از امیرالمؤمنین (ع) می‌پردازد. واکنشِ حضرت، که نشان از ناخشنودیِ ایشان از این مدح و ثنا دارد، سرآغازِ طرحِ چندمسئلهٔ بنیادین در حوزهٔ حکمرانی و اخلاقِ سیاسی است. محور اصلیِ این گفتار، فراز زیر است:

> «إِنَّ مِنْ أَسْخَفِ حَالَاتِ الْوُلَاهِ عِنْدَ صَالِحِ النَّاسِ، أَنْ یُظَنَّ بِهِمْ حُبُّ الْفَخْرِ وَ یُوضَعَ أَمْرُهُمْ عَلَى الْکِبْرِ»

↲ از پست‌ترین خوى زمام‌داران در دیدۀ مردمِ پارسا، این است که به ایشان گمان برده شود دوستدارِ ستایش‌اند و بنای کارهاشان بر کبر و خودخواهى گذارده شده است.

۱. سخیف‌ترین حالتِ حاکمان: گمانِ فخر و تکبّر در نگاهِ مردم

۲. دامنهٔ «گمان»: عمومِ مردم یا صالحان؟

۳. انحصارِ «کبریا» در ساحتِ ربوبی

۴. افکارِ عمومی؛ معیارِ اثباتِ صلاحیت و سلبِ آن

۵. دو روی یک سکّه: اعتمادِ متقابلِ حاکم و مردم به یکدیگر

۶. ثمرهٔ حُسن‌ظنّ حاکم به مردم: رفعِ رنجِ طولانیِ بی‌اعتمادی

۷. درمانِ «میل به ستایش»: انکسار در برابرِ عظمتِ الهی

۸. تمایز میان «اِطراء» و «گزارش کار»: آفتِ «میل به دیده‌شدن»

۹. تجلّیِ عملیِ فروتنی در سیرهٔ حاکم: نامه به عثمان‌بن‌حنیف

۱۰. ثبات قدم در مسیر عدالت

دانلود سخنرانی«۱۷ / شرح خطبه ۲۱۶»| “دانلود از پیوند کمکی

ادامه خواندن ۱۷ / شرح خطبه ۲۱۶

۱۶/ درس‌های نهج‌البلاغه

درس‌های نهج‌البلاغه | شرح خطبه ۲۱۶

جلسهٔ شانزدهم (۸۵) | ۲۱ آذر ۱۴۰۴

محسن قنبریان | هیئت راه فاطمه | قم

دانلود سخنرانی «۱۶/ درس‌های نهج‌البلاغه» | “دانلود از پیوند کمکی”

 

درمانِ توحیدی در اصلاحِ حکمرانی

 

فرازهای پایانیِ خطبه ۲۱۶ نشان می‌دهد که امیرالمؤمنین (ع) «مدح و ثنا» نسبت به ولات (حاکمان) را براساسِ یک قاعدهٔ توحیدی ردّ می‌کند؛ قاعده‌ای که «رابطهٔ معکوس» میانِ «عظمت خدا» و «کوچکیِ ماسوا» است که هرگونه ستایشِ حاکم را بی‌جا، و کبریا (بزرگ‌انگاری) را منحصر به خدا می‌داند. درنتیجه، رابطهٔ حاکم و مردم باید برمبنای مطالبهٔ «حقوق» و انجام تکالیف باشد، نه تملّق‌گویی به حاکم مانند جبّاران، چراکه «پروژهٔ عدالت» هنوز ناتمام است.

 

  1. قاعدهٔ زیربنایی: نسبتی معکوس میانِ عظمتِ خالق و مخلوق
  2. قابل میان «حقوق» و «مدح»
  3. آفتِ ولات و انحصار کبریا در خدا
  4. عرفان و حکمرانی: خدا و مردم
  5. عدالت؛ «پروژه‌ام تموم نشده»
  6. دستورِ نهایی: با من مثل جبّاران حرف نزنید

ادامه خواندن ۱۶/ درس‌های نهج‌البلاغه

۱۵/ درس‌های نهج‌البلاغه

درس‌های نهج‌البلاغه | شرح خطبه ۲۱۶

جلسهٔ پانزدهم (۸۴) | ۷ آذر ۱۴۰۴

محسن قنبریان | هیئت راه فاطمه | قم

دانلود سخنرانی «۱۵/ درس‌های نهج‌البلاغه» | “دانلود از پیوند کمکی”

حقّ «تشکّل» و «تجمّع» برای إصلاحِ امور

بر اساسِ آموزه‌های نهج‌البلاغه و سیرهٔ علوی، «حُسن تعاون» تنها یک توصیهٔ اخلاقیِ فردی نیست، بلکه یک دستورِ راهبردی برای «استقامت بر حقوق اساسی» است که ملازمش؛ به‌رسمیت‌شناختنِ «تشکّل‌یابی» (اصل ۲۶) و «تجمّعات/مظاهرات» (اصل ۲۷) را به‌عنوانِ ابزارهای تحقِق این استقامت، ایجاب می‌کند. حاکمیت نمی‌تواند مردم را به استقامت فراخواند اما ابزارهای جمعیِ تحقّق آن را سلب نماید.

  1. تبیین جایگاه «حُسن تعاون» در حقوق متقابل
    شمولیتِ نیاز به تعاون
    أبعاد دوگانهٔ تعاون
  2. استدلال بر «ضرورت تشکّل‌یابی» (مبانی اصل ۲۶ قانون اساسی)
    ملازمهٔ عقلانی بین «دستور به استقامت» و «ابزار آن»
    «تشکّل» به‌مثابهٔ مصداقِ «حُسن تعاون»
    خطرِ «سلطه»، در فقدانِ «تعاون»
  3. تبیین مشروعیتِ «مظاهره» و تجمّعات (مبانی اصل ۲۷ قانون اساسی)
    معنای لغوی و اصطلاحی
    تفکیکِ أحکامِ «مظاهره»
    کارکردِ مظاهره
  4. شواهد روایی و سیرهٔ امیرالمؤمنین (ع)
    ماجرای مواجه با تجمّع أهل ذمّه
    پیمان «حِلفُ الفُضول»

ادامه خواندن ۱۵/ درس‌های نهج‌البلاغه

۱۴/ درس‌های نهج‌البلاغه

درس‌های نهج‌البلاغه | شرح خطبه ۲۱۶

جلسه چهاردهم (۸۳) | ۲۳ آبان ۱۴۰۴

حجت الاسلام محسن قنبریان | هیئت راه فاطمه | قم

دانلود سخنرانی «۱۴/ درس‌های نهج‌البلاغه» | “دانلود از پیوند کمکی”

 

گذار از «توصیف» پیامدهای شومِ عدم رعایت «حقوق متقابل حکومت و مردم»، به «تجویز» راهکار: تناصح و تعاون

 

امیرالمؤمنین پس از هشدار نسبت به شکسته‌شدنِ حقوق متقابل می‌فرماید: بر شماست که در باب این حقوق، خیرخواهی (تناصح) و همکاریِ نیکو (تعاون) داشته باشید:

«فَعَلَیْکُمْ بِالتَّنَاصُحِ فِی ذَلِکَ وَ حُسْنِ التَّعَاوُنِ عَلَیْهِ»

  1. راهکار «تناصح»
    سه‌ضلعِ تناصح:
    آداب نقد حاکمان
  2. راهکار «تعاون» (تشکیلات و دین‌داری)
    تعاون به‌مثابهٔ دیانت و امانت
    ضرورتِ تشکّل و سازمان‌دهی
  3. مبانی توحیدیِ حقوق و نقد الگوی ذی‌نفعان
    حرمتِ مسلمان و پیوند آن با توحید
    نقد حکمرانیِ مبتنی بر تعادل ذی‌نفعان
    اخلاص در برابر پروژه‌محوری

ادامه خواندن ۱۴/ درس‌های نهج‌البلاغه

۱۳/ شرح خطبه ۲۱۶

جلسه سیزدهم / ۲آبان۱۴۰۴

حجت الاسلام قنبریان

 

ادامه پیامدهای عدم تحقق حقوق متقابل مردم و حکومت / بسته دوم توالی های سوء:

 

  1. فَعُمِلَ بالهَوی
    جامعه ای که دچار اختلاف کلمه و دغل کاری در دین شده و امور از مجاری اجتماعی کَنده شده؛ تبعاً براساس هوی و هوس عمل می شود!
    پدیده خود امامی!
    تصویر مساله در هر دو صورت اجحاف والی/ غلبه رعیت:
    – اجحاف والی در امور دنیایی؛ رها کردن دین، خود امامی مردم را در پی دارد!
    – اجحاف والی در دین؛ حرکت پاندولی جامعه به عمل کردن به هوی و هوس می کشد!
    – در غلبه رعیت و بی اقتداری حکومت هم که قصه روشن است!
    توجه دوباره به حقوق اساسی و نیاز بدان برای تربیت عمومی جامعه
  2. عُطِّلتِ الاحکام
    لازمه بیّن عمل به هوی، تعطیل احکام الهی است.
    کلونی ها و ائتلافها بر عصیان شکل می گیرد
    تصویر مساله در صورت غلبه رعیت: آنارشی و خود امامی به تعطیل احکام می انجامد
    در صورت اجحاف والی؛ مثل فراز قبل
    دو دستور در اینباره:
    الف) اجبار نکردن مردم در چیزی که گردنشان نیست (نامه ۵۳)
    ب) همان که گردنشان هست هم با استیفاء حقوق و تمام رفق (غرر)
  3. و کَثُرت عِلَلُ النفوس
    بیماری های جانها زیاد می شود!
    بسته آخر پیامدهای زنجیره توالی:
    وحشت نداشتن از حق بزرگی که تعطیل شود یا باطل بزرگی که برپا شود!
    امر عمومی دیگر مساله کسی نیست!
    این در آینه تاریخ صدر اسلام پیداست
    ذلیل شدن ابرار و عزیز شدن اشرار و بزرگ شدن عقوبت خداوند بر بندگان!
    این هم لازمه قهری برای قبلی است!
    کار می کشد به کربلا و عاشورا!

دانلود سخنرانی «۱۳/ شرح خطبه ۲۱۶» | “دانلود از پیوند کمکی

۱۲ / درسهای نهج البلاغه

شرح خطبه ۲۱۶؛ جلسه دوازدهم / ۱۸مهر۱۴۰۴

حجت الاسلام قنبریان

دانلود «۱۲ / درسهای نهج البلاغه» | “دانلود از پیوند کمکی

یادآوری

تعاقب ها و ترتب های اجتماعی دو صورتِ ادای حقوق متقابل والی و رعیت و عدم ادای آن

 

وقتی رعیت بر والی غلبه کند یا والی به حقوق رعیت اجحاف کند!

– غلبه نه یعنی براندازی یعنی غلبه از حیث عدم ادای حقوق حکومت/ تسخیر است نه تغییر حکومت

–  این غلبه رعیت هم الزاما اکثریت متشکل نیست !

 

پیامدهای این صورت:

– ۴ پیامد مباشر/ ۳پیامد ترتبی و تعاقبی از آن/ دو پیامد تعاقبی بعد (دومینوی انحطاط جامعه)

 

شرح : کَثُرَ الادغالُ فی الدین

– در صورت اجحاف والی / سه نمونه تاریخی

– در صورت غلبه رعیت/ دو نمونه

 

شرح: تُرِکَت مَحاجُّ السنن

– در صورت غلبه رعیت/ مثال

– در صورت اجحاف والی / مثال

مساله نماز در غبار سیاست‌زدگی!

پرداختن به “مساله نماز در ایران” دچار آفت “سیاست زدگی” شده است!

نه آن “سیاست” -که به تعبیر امام- اسلام همه چیزش سیاسی است!

و نه “خودِ نماز” (که البته سیاسی است)؛ بلکه پرداختن به “مساله نماز خواندن ایرانیان در عهد جمهوری اسلامی”!

این دچار سیاست زدگی است!

نمایشگر وضعیت نماز خواندن و نخواندن مردم، علی القاعده پیمایش های معتبر است؛ نه حباب های اطلاعات مجازی و حقیقی پیرامون تحلیل گر.

اما همین نمایه ها در سیاست زدگی موجود می افتد:

یکی روند کاهشی در برخی موارد را نشانه افول دینداری در عصر جمهوری اسلامی می خواند!

در حالیکه این تعمیم، دلالتش ناتمام است. شاخص دینداری فقط با یک عمل عبادی سنجیده نمی شود.

 در همین قسمِ مناسک هم بخش هایی با رشد بالا (بیش از ۸۰٪) وجود دارد.

در مقابل، کسی دیگر به خاطر عدم تضعیف نظام یا حذر از سیاه نمایی و… اصلا پیمایش ها را سانسور یا زیر سؤال می برد!

در حالیکه این “سؤالی حسی” از مخاطب است که نماز می خواند یا نه؟! اگر هم پاسخ، ضریبِ محافظه کاری داشته باشد در جانب خواندن است نه نخواندن!

این دو رویکرد غلط مانع کار تحقیقی و عملی دقیق و نقطه زن درباره بهبود وضعیت نماز در جامعه می شوند! عملاً کلیشه گی و شعار زدگی جای کار نقطه زن را می گیرد!

به حسب آخرین پیمایش ها (۲۲شهریور ۱۴۰۴):

 فقط ۱۵/۷٪ “هیچ گاه نماز نمی خوانند”!

در مقابل ۴۸٪ “همیشه می خوانند”.

وضعیت زنان و دختران در هردو از مردان بهتر است.

نکته جالب دیگر اینکه در مجموعِ پیمایش ها نسبت مستقیمی بین نماز خواندن و دوری از گناهان وجود دارد.

“این به خاطر تشخّص و برجستگی این فریضه‌ی پُرمعنی و حیات‌بخش در میان فرایض اسلامی است”.

جایی که به تمرکز و کار جدی نیاز دارد :

  1. روند کاهشیِ طیف “همیشه می خوانیم” از ۵۸٪ در سال۱۴۰۱ به ۴۸٪ در سال ۱۴۰۴!
    همچنین روند افزایشی طیف “هیچ گاه نمی خوانیم” از ۱۱/۲٪ در سال ۱۴۰۱ به ۱۵/۸٪ در سال۱۴۰۴!
    معلوم است تمام آن ۱۰٪ به طیف “هیچ گاه نمی خوانیم”، نریخته است و بیشتر آن به طیف های وسط (کاهل نماز) ریخته است.
    تحقیق و مطالعه در شناخت عوامل این ریزش می تواند موضوع پایان نامه ها و هسته های حل مساله باشد.
    در پیام اخیر رهبر انقلاب هم گروه هایی موظفند:
    “دستگاه‌های تبلیغ دین و رجال دینی و سپس همه‌ی متدیّنین، این را تکلیف حتمی خود بشمارند و از ابزارهای نوین و مشوّقها برای آموزش نماز و ترویج نماز و تبیین ظرافتهای پُرمعنی در نماز، و سرانجام نیاز دنیوی و اخروی هر فرد مسلمان به نماز بهره‌گیری کنند”.
  2. گزینه های وسط (بیشتر اوقات می خوانیم/ گاهی اوقات و به صورت نامنظم می خوانیم/ به ندرت و یا تنها در مواقع خاص می خوانیم) نیز هرکدام درصدهایی (حول ۱۵ و ۱۰ درصد) به خود اختصاص می دهند.
    این جمعیت وسط هم معلوم است بی اعتقاد به نماز یا حتی کاملاً غیر ملتزم نیستند.
    ای بسا سبک زندگی و عادات جدید در آن بی تاثیر نباشد.
    رهبر انقلاب اسلامی هم در پیامشان به این عامل توجه دادند:
    “پدران و مادران و سپس معلّمان و معاشران و آنگاه مقرّرات و عادات زندگیِ مرتبط با نماز، در انتشار و التزام به آن نقش دارند.”

پ.ن:

درصدها براساس پیمایش مرکز تحلیل اجتماعی #متا در شهریور۱۴۰۴ بود که هنوز انتشار عمومی نیافته است!

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۷/۱۷

۱۱/ درسهای نهج البلاغه

درسهای نهج البلاغه؛ شرح خطبه ۲۱۶

جلسه یازدهم / ۹خرداد۱۴۰۴؛ حجت الاسلام قنبریان

 

آثار و پیامدهای رعایت حقوق متقابل حاکم و مردم۲

۳پیامد برای ۴ لازمه قبل:

  1. اصلاح زمانه
    تعبیر زمان در روایات به سه معنا:
    – زمان
    – گذر زمان و روزمرگی(نمونه روایات)
    – زمانه (یک جهان اجتماعی حاصل از ارتباطات انسانی)
    در “فصلح بذلک الزمان”، “زمانه” منظور است!
    دو قاعده:
    زمانه قابل تغییر است اما قابل ستیز نیست!(روایات / توضیح)
    زمانه از نسبت بین حاکم و مردم ساخته میشود و این رابطه دو سویه است!(روایات)
  2. در بقاء دولت طمع میشود!
    با تحقق حقوق متقابل روشن است
    با لازمه قبل(تحقق معالم عدل) بیان بیشتری دارد(روایات)
    رعایت عدل، رعایت قاعده مندی، تعمیم، قدرت اقناع و بالتبع بقاء است (بخلاف تبعیض)
    ثبات دولتها مبتنی بر اقتدا به سنن الهی (عدل تکوینی) است.
  3. طمع های دشمنان به یأس می انجامد
    در تحقق حقوق متقابل روشن است.
    با واسطه تحقق عدالت؛ چنانچه گذشت قدرت اقناع می یابد

بالسیره العادله یُقهَرُ المُناوی

پس چرا حکومت عدل علی(ع) مقهور شد؟!

جهاد تبیین هم لازم است!

سیره عادله شرط لازم و جهاد تبیین شرط کافی است؛ بدون قاعده مندی و عدالت، جهاد تبیین ممکن نیست!

مقایسه مواجهه کوفه با ابوموسی در ماجرای جمل و در ماجرای حکمیت صفین؛ نقش مهم جهاد تبیین!

دانلود سخنرانی «۱۱/ درسهای نهج البلاغه» | “دانلود از پیوند کمکی”

۱۰ / درسهای نهج البلاغه

شرح خطبه ۲۱۶؛ جلسه دهم / ۲خرداد۱۴۰۴؛ حجت الاسلام قنبریان

 

آثار و پیامدهای رعایت حقوق متقابل حاکم و مردم

 

  1. عزّت حق
    حقوق یا حقیقت؟
  2. برپا شدن راه های دین
    هر حکومتی به قیامتی می برد و حکومت اسلامی باید به بهشت ببرد.
    اطاعت در این حکومت غیر اکراهی است
    پس با تحقق حقوق متقابل، راه دین برپا می شود نه به زور کسی برده شود!
    شبهه حدود و اجبارها!
    – برخی روایاتش در تصحیح طلاق و ارث زنان که مظلوم واقع می شدند!
  3. پرچم عدالت برافراشته میشود!
    عدالت سیاسی (حاصل از رعایت حقوق متقابل) مادر عدالتهاست!
    بدون حقوق متوازن حاکم و مردم:
    – در غلبه حاکم، اگر هم قسط بخواهد، عدالت استالینی است!
    – در غلبه رعیت، آنارشی و هرج و مرج شده که عدالتی شکل نمی گیرد!
  4. سنّت ها در مجاری خودش جاری می شود!
    بحث کلیدی ترتیب اولیاء در فقه (ترتیب: مالک، اب و جد، حاکم)
    ثمره تحقق حقوق متقابل، تحقق ترتیب اولیاء در جامعه است
    حکومت در کار خانواده دخالت بی جا نمی کند؛ خانواده را تعالی می دهد!
    مثلا “سنت” ازدواج در خانواده جاری میشود نه با دست درازی های حکومت، حکومی شود! (نمونه های واقعی)

دانلود سخنرانی «۱۰/ درسهای نهج البلاغه» | “دانلود از پیوند کمکی

۰۹/ درسهای نهج البلاغه

شرح خطبه ۲۱۶؛ جلسه نهم / ۲۶اردیبهشت۱۴۰۴؛ حجت الاسلام قنبریان

اهم نکات ۸جلسه قبل را اینجا بشنوید!

  1. و مقام حق: اهلیت تمتع/ استیفاء و اجرا
    آیا مردم فقط حق دارند یا خود می توانند استیفاء هم بکنند؟!
  2. حقوق متقابل و متکافؤ
    ریشه مردم سالاری دینی در این خطبه است!
  3. اصل مساوات قانونی؛ شرط حکومت ولایتیه
    تقسیم سه گانه میرزای نائینی در اینباره!
  4. چرا حقوق متقابل حاکم و مردم بزرگترین فریضه خداست؟
    قاعده ای از علامه طباطبایی: اگر تحمل حق به اندازه تحمیل حق (بر دیگران) نباشد اربابیت اتفاق می افتد!
  5. نظام اولویت و تقدم:
    تقدم اصلاح دولتمردان بر تربیت جامعه!
    تقدم سیاسی بودن مردم (استقامت بر حقوق اساسی) بر کار تربیتی!
    برخی فکر می کنند وقتی جامعه تربیت شد به او حق سیاسی دهند!
  6. شاخص دینداریِ سه سطحی!
    شاخص دین در ساحت اجتماعی، حُسن الیقین و … نیست؛ تحقق حقوق متقابل مردم_حکومت است!

دانلود سخنرانی «۰۹/ درسهای نهج البلاغه» | “دانلود از پیوند کمکی