بایگانی برچسب: s

سخنرانی/ طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن

کتاب گفتار «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن»، در ماه مبارک رمضان ۱۳۹۵، توسط حجت الاسلام قنبریان منتشر می‌شود. این سخنرانی در ۲۴جلسه منتشر می‌شود.

  1. جلسه نخست «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» | “دریافت از پیوند کمکی

  2. جلسه دوّم «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» | “دریافت از پیوند کمکی

  3. جلسه سوّم «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» | “دریافت از پیوند کمکی

  4. جلسه چهارم «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» | “دریافت از پیوند کمکی

  5. جلسه پنجم «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» | “دریافت از پیوند کمکی

  6. جلسه ششم «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» | “دریافت از پیوند کمکی

  7. جلسه هفتم «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» | “دریافت از پیوند کمکی

  8. جلسه هشتم «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» | “دریافت از پیوند کمکی

  9. جلسه نهم «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» | “دریافت از پیوند کمکی

  10. جلسه دهم «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» | “دریافت از پیوند کمکی

  11. جلسه یازدهم «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» | “دریافت از پیوند کمکی

  12. جلسه دوازدهم «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» | “دریافت از پیوند کمکی

  13. جلسه سیزدهم «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» | “دریافت از پیوند کمکی

  14. جلسه چهاردهم «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» | “دریافت از پیوند کمکی

  15. جلسه پانزدهم «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» | “دریافت از پیوند کمکی

  16. جلسه شانزدهم «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» | “دریافت از پیوند کمکی

  17. جلسه هفدهم «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» | “دریافت از پیوند کمکی

  18. جلسه هجدهم «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» | “دریافت از پیوند کمکی

  19. جلسه نوزدهم «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» | “دریافت از پیوند کمکی

  20. جلسه بیستم«طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» | “دریافت از پیوند کمکی

  21. جلسه بیست و یکم «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» | “دریافت از پیوند کمکی

  22. جلسه بیست و دوّم «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» | “دریافت از پیوند کمکی

  23. جلسه بیست و سوّم «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» | “دریافت از پیوند کمکی

  24. جلسه بیست و چهارم «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» | “دریافت از پیوند کمکی

برنامه‌ی این تارنما در ماه مبارک رمضان ۱۳۹۹

در ماه مبارک رمضان، اقدام به قرار دادن سلسله سخنرانی «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن»، که توسط حجت الاسلام قنبریان در ماه رمضان سال ۱۳۹۵، بصورت کتاب گفتار ایراد شده است؛ می‌نماییم.

ان‏شاءالله، به مرور در این ماه مبارک به شرط حیات، با قرار دادن فایل‌های صوتی این سخنرانی فعال خواهیم بود.

مطلب مربوط به این سخنرانی در طول ماه مبارک، بعنوان نخستین مطلب تارنما قابل مشاهده خواهد بود. و در ادامه از طریق هشتگ «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» می‌توانید این مباحث را پیگیری کنید.

منبع خوب مچ‌گیری

رهبر معظم انقلاب درباره مطالب کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن -که رمضان سال۵۳ ایراد کرده‌اند- فرمودند: “الان هم آنها را تأیید می کنم”. “این سخنرانی‌ها منبع خوبی برای مچ‌گیری ماست”(۸۱/۴/۴)

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/weekly/files/278/Khattehezbollah_226-pdf-file_Large.pdf

دو افسوس:

  1. آدم‌ها و گروه‌ها و نهادهای زیادی با این کتاب بین نیروهای حزب اللهی معروف و مخاطب‌دار شدند؛ اما در دوره‌ها و درس گفتارها، از این کتاب کمتر بعنوان منبعی خوب برای رویکرد انتقادی [مچ‌گیری در تعبیر ایشان] استفاده می‌شود!
    صاحب این گفتارها، الان بیش از ۳۰سال است رهبر نظام اسلامی است. از آن مطالب -که “پایه‌های فکری ایجاد یک نظام اسلامی بود”- می‌توان در نظام اسلامی موجودمان سراغ گرفت! از دلیل فاصله‌ها پرسید!
    بحثی عینی نه صرفا ذهنی و تجریدی (همانگونه که ویژگی این کتاب است) ترتیب داد.
    لکن اغلب پردازندگان به این کتاب رویکردی تبلیغی-ترویجی (آن هم معیوب) دارند! فیلسوف‌ترها، حتی عینیت کتاب و ناظر به متن اجتماع بودن را با موشکافی‌ها و شرح و توضیح غیر ضروری کلمات و اصطلاحات گرفته و مثل سایر کتاب‌های اعتقادی خشک و انتزاعی و عملا بی‌اثر و خنثی‌اش می‌کنند!
    تقریبا هیچ‌کس نشنیده حتی منبری‌های فاطمیه و محرم خود بیت رهبری و ائمه جمعه منصوب ایشان، مثل این کتاب، “عدالت و قسط را با توحید معنا کنند و نظام طبقاتی را شرک بخوانند!”
    هیچ کس نشنیده این سال‌ها، جامعه فاقد آزادی را بردگی و پذیرش عبودیت غیر خدا تعریف کنند! آزادی[بخصوص در فکر و سرنوشت] را با توحید و فقدانش را با شرک هم آغوش کنند!
    هیچ کس نشنیده نبوت و ولایت را آنقدر که کتاب ایشان به عدالت و قسط ربط داده؛ برمنابر این دهه‌ها به عدالت و قسط ربط دهند! بلکه متأسفانه مشهورترین مبلغان ولائی صراحتا دوگانه غلط عدالت-ولایت می‌سازند و عدالت‌طلبی را به ولایت‌گریزی می‌ترسانند! یا با بودن ولایت، تحقق عدالت را خود به خودی و حصولی می‌خوانند! یا در نظام ولایت، آنچه هست را عدالت یا دارای مصلحتی بالاتر از عدالت می‌شمارند! (اشعری مسلکی)
    در حالیکه ولیّ امروز جامعه و صاحب اندیشه آن کتاب نفیس خود صراحتا می‌گوید: “در مورد عدالت ما عقب‌مانده هستیم! در این تردیدی نیست. خودمان اعتراف می‌کنیم”!(۹۶/۱۱/۲۹)
    تازه اینها همه در همان بُعد مفهوم و رویکرد ترویج و تبلیغ این کتاب است. در رویکرد انتقادی کدام معلم و مبلغ این کتاب است که با جملات آتشین آن از نظام ج.ا.ا مچی بگیرد؟! (حتی وقتی رهبری آنرا منبعی خوب برای مچ‌گیری از خودشان خوانده باشد!)
  2. برخی مچ‌گیران صفحات مجازی -که بعضا روحانی و انقلابی و قائل به ولایت فقیه‌اند- نیز برای نشان دادن کاستی‌ها در عدالت و آزادی و… جای استفاده از این منبع خوب -که تفسیری قرآنی از آرمان‌های ملت است- به حکومت‌های طاغوت عالم و دمکراسی‌های دروغ غربی(شرک مُشاع) استناد می‌کنند!
    کار بعضی می‌کشد به اینجا که با محاسبه غلط دولت مستکبر آمریکا را برای مردمش عدالت گسترتر از ج.ا.ا بخوانند!

این هم افسوس دیگری است.

توصیه:

حدود ۲۰دوره این کتاب ارزشمند را مفصل و مختصر تدریس و ترویج کرده‌ام. بنظرم اساسا کتابی روان و خودخوان است و هیچ ابهام و ایهامی ندارد. به جوانان حزب اللهی توصیه می‌کنم این رمضان، آنرا با دقت بخوانند.

هم ببینند:

  • چگونه شعارهای اصلی نهضت۵۷ (استقلال، آزادی ، عدالت و…) با توحید تبیین می‌شود و نبود آنها شرک تلقی می‌شود!؟
  • هم سراغ آن پایه‌های توحیدی را در جامعه کنونی بگیرند و از مچ‌گیری وضع موجود با آن بیانات نترسند!

٭ جلسات و دوره‌ها و مباحثه‌ها با اساتید بنظر بنده پس از طی این دو قدم خوب و کارگشاست؛ نه قبل از آن.

محسن قنبریان
۹۹/۲/۳

مصاحبه‏‌ی حجت الاسلام قنبریان

متن کامل مصاحبه خبرگزاری مهر با حجت الاسلام قنبریان را با عنوان “بسط توحید، مبارزه با اشرافیت و تکریم انسان؛ سه هدف قیام عاشورا” در لینک زیر مطالعه کنید.

http://mehrnews.com/news/4714620

سخنرانی/ توحید و توحّد قائمین بالقسط

سخنرانی «توحید و توحّد قائمین بالقسط» ایراد شده توسط حجت الاسلام قنبریان در دهه آخر رمضان ۹۸؛ که سابقا بصورت قسمت‌های جداگانه به همراه متن چکیده‌ی مختص هر جلسه خدمتتان ارائه شد. حال تمامی نه قسمت این مجموعه سخنرانی را بصورت یکجا تقدیم حضورتان می‌کنیم.

ضمنا این مجموعه را از طریق سلسله کلید واژه «توحید و توحّد» می‌توانید دنبال نمایید.

  1. توحید و توحّد قائمین بالقسط

  2. توحید و توحّد قائمین بالقسط

  3. توحید و توحّد قائمین بالقسط

  4. توحید و توحّد قائمین بالقسط

  5. توحید و توحّد قائمین بالقسط

  6. توحید و توحّد قائمین بالقسط

  7. توحید و توحّد قائمین بالقسط

  8. توحید و توحّد قائمین بالقسط

  9. توحید و توحّد قائمین بالقسط

۹_توحید و توحّد قائمین بالقسط(پایانی)

نحوه شهادت قائمین به قسط بر توحید:

امیرالمومنین در خطبه۱۶۷ فرمود:”الفرائض الفرائض…وشَدَّبالٳخلاصِ والتوحیدِ حقوقَ المسلمین فی معاقدِها: واجبات

واجبات[…] و خداوندبا توحید و اخلاص محکم کرد حقوق مسلمین را در جایگاه آن حقوق”

برقراری حقوق مسلمین عبارت دیگر از قسط و عدل است. چگونه با توحید و اخلاص انجام میشود؟ چه فرقی بین توحید و اخلاص هست؟ چه ربطی بین این با شهادت به قسط است؟

تمایز صورت علمی و عملی!

  1. صورت علمی و تشریعی این احکام و فرائض و حریم ها در تشریع الهی با “توحید” تشدید و محکم شده است.
    یعنی همه این آموزه ها منبعث از کلمه توحیدند. توحید روح همه احکام الهی است. علامه طباطبائی در چند جای المیزان و امام در چهل حدیث و… این مطلب را خوب تبیین کرده اند.
    آیه۱۰٨انبیاء نیز با دو حصر(انما) میفرماید فقط توحید به تو وحی شد ولاغیر!(قل انما یُوحی الیَّ أَنما الهکم اله واحد)
    در حالیکه می دانیم در وحی قرآنی احکام بسیاری از حدود و دیات وارث و قصاص و… وجود دارد!
    معلوم است اینها هم همه توحیدند که با حصر وانحصار فرموده فقط توحید وحی شد!
    این یعنی” شَدَّبالتوحید” .
  2. در صورت عملی و تحقق آن فرائض و حقوق در جامعه(نه در تشریع الهی) ” اخلاص ” آنها را مستقر و محکم می کند.
    اخلاص، تحقق توحید در فرد است. همانگونه که توحیدنظام بخش آموزه ها در صورت علمی وتشریعی دین است
    اخلاص انسان های برتر(اولوالعلم)، محقق کننده آن حقوق در عینیت جامعه است.
    شارحان نهج البلاغه هم همین گفتند که: برموحدین و مخلصین واجب شده محافظت بر حقوق مردم و مراعات جایگاه آن حقوق!

نتایج مهم:

  1. مخلصین و موحدین تام(عرفاء) در نگاه امیرالمومنین، نگهبان حریم های اجتماعی هم هستند و نباید فقط مراقب خلوت و خلسه خود باشند. لذا در خطبه۳ از عهد الهی با این عالمان گفت که بر سیری ظالم و گرسنگی مظلوم ساکت نباشند.
  2. تحقیق و تحقق قسط و عدالت اجتماعی با توحید است ولاغیر. هم در نظام تقنینی بدون توحید قسط صورت بندی قانونی نمیشود هم در نظام عینی بدون توحید و وجود موحدان قسط و عدل محقق نمیشود.
    ثبوتا توحید عامل قسط است!
    [از همین جا معلوم است ملحدانی مثل مارکسیستها ولو شعار عدالت را در ایدئولوژی های سوسیالیستی خود بر دست بگیرند، اما در تحقق آن عاجرند. نه قانونگذاری عادلانه میتوانند بکنند نه قسط واقعی را میتوانند محقق کنند]
  3. صورت علمیه قسط در منظومه احکام و صورت عملیه آن در جامعه قرآنی؛ همان شهادت به توحید است که مضمون آیه ۱٨آل عمران بود.
    شهدالله انه لااله الا هو: خدا چگونه به توحید شهادت می دهد؟
    یکی با نظام عادلانه عالم تکوین یکی با منظومه عادلانه تشریع!
    حکم ظالمانه از او سر نمیزند و اگر ظلمی به دین بسته شد معلوم است تحریف است و دین الهی نیست.
    اولوالعلم قائم به قسط چگونه به توحید شهادت می دهند؟
    نه با سخنرانی! با تحقق عملی قسط.
    یک جامعه دارای قسط -که ساخت موحدین و مخلصین از اهل علم است-بهترین شهادت بر توحید الهی است.
    اثباتا قسط سند توحید است.

سلسله عرفاء اصیل باید مثل سلسله ائمه اطهار باشند همه موحد تمام و مخلصین اند اما همه قائم به قسط و حافظ حقوق مردم هم هستند. حتی کم تحرک ترین امام به جهت شرایط زمانه -مثل امام سجاد(ع)- در اینباره بی تفاوت نیست. دعای ۴۹صحیفه سجادیه یک نمونه است که امام از سوء قصدها به خود می گوید و…

(نکته رابطه توحید و عدالت اجتماعی به جهت ثبوت و اثبات بسیار حائز اهمیت است که حتما اهل علم غنیمت خواهند گرفت).

دریافت قسمت نهم(پایانی) سخنرانی «توحید و توحّد قائمین بالقسط»

۸_توحید و توحّد قائمین بالقسط

نحوه شهادت به توحید؟

آیه ۱٨آل عمران فرمود قائمین به قسط و خدا وفرشتگان شهادت به توحید می دهند. اما چگونه؟!

شهادت، خبر دادن با مشاهده ومعاینه است از چیزی محل دعوا وادعا. موجب فصل دعوا وحکم به حق میشود.

الفاظ هم برای حقایق وضع شده اند نه مصادیق . پس شهادت منحصر به دادگاه و دعاوی شخصی و حقوقی نیست.

شهادت خدا وفرشتگان بر توحید علی القاعده باید برای زائل کردن شک وشرک باشد. این شهادت چگونه باشد تا چنین ثمری داشته باشد؟

دعوای شهادت قولی یا فعلی بین مفسرین برپاست.بنظر می رسد شهادت فعلی راجح است ولو منع از شهادت قولی هم نیست. چون شهادت فعلی است که می تواند سند برای توحید شود وفصل دعوا کند.

شهادت خدا و فرشتگان؟

شهادت فعلی خداوند به توحید از طریق آیات الهی وخلقت است. بخصوص اگر “قائما بالقسط “قید او هم باشد. نظام عادلانه عالم حاکی از توحید است برای عاقلان.(آیه ۱۶۴بقره و…)

ملائکه هم این شهادت را قولا وفعلا دارند ؛اگر کسی اهل ملکوت شود.
قرآن فقط به اولیاء سیر ملکوت را توصیه نمی کند، کافران ونامومنان را هم سرزنش می کند که چرا به ملکوت نظر نمی کنند!(مثل آیه ۱٨۵اعراف).

یکی از راه های معرفت،شهود باطنی است(ر.ک:شیعه در اسلام علامه طباطبایی). میشود تسبیح وتحمید آنها را دید و…

فرشتگان هم قائم به قسطند!هم کارگزار نظام عادلانه تکوین اند هم برای قسط تشریعی به امداد می آیند.
جالب اینکه حتی توسط کفار قابل مشاهده اند. آیات ۹تا۱۲انفال و۱۲۳تا ۱۲۷آل عمران از حضورشان در جنگ بدر با قاسطین مکه می گوید.

شهادت اولوا العلم قائما بالقسط به توحید؟

شهادت قولی که معلوم است مثل خطبه۱۲۴:اشهدُ انه عَد٘ل عَدَلَ:شهادت می دهم خداوند محض عدل است و به عدل رفتار می کند.

اما شهادت فعلی، با خود قیام واقامه قسط است.

در خطبه ۱۶۷می فرماید:”و شَدَّ بالاخلاصِ والتوحید حقوقَ المسلمین فی مَعاقِدها:خداوند با اخلاص وتوحید، حقوق مسلمین را در جاهای خود محکم واستوار ساخت.

  • حقوق مسلمین در جایگاه خود قرار دادن ،عبارت اخرای همان عدل وقسط است.
  • مفسرین این خطبه چه ابن میثم بحرانی و علامه مجلسی ازشیعه وچه ابن ابی الحدید معتزلی اینطور معنا کرده اند:” اوجب علی المخلصین الموحدین، المحافظه علی حقوق المسلمین و مراعات مواضعها:یعنی موحدین ومخلصین، مراقب قسط اجتماعی و نگهبان آن باشند. خداوند با آنها قسط را محکم کرده است.
  • وقتی با توحید واخلاص به توحید، نظام عادلانه حقوق برپا شد؛نظام قسط دال و حاکی از توحید خواهد بود .این عبارت از شهادت فعلی اولوا العلم قائما بالقسط است به انه لااله الاهو.

بیان لطیف تری از این در جلسه بعد تقدیم میشود.

دریافت قسمت هشتم سخنرانی «توحید و توحّد قائمین بالقسط»

۷_توحید و توحّد قائمین بالقسط

استدلال به آیه ۱۱۶هود:

“چرا در سده های پیش از شما صاحبان بقائی(اولوا بقیه) به هم نرسیدند تا مردمان را از تباهی کردن در زمین باز دارند؟ جز اندکی از کسانی که آنها را رهانیدیم. و بیدادگران تبعیت از مترفان کرده و همه مجرم بودند”

شاهد:”اولوا بقیه ینهون عن الفساد فی الارض” است.

  • “اولوا” و “ذو” هردو برای مصاحبت است اما اولوا برای شدت مصاحبت است. صاحبش، جزء یا حالت و شأن متصل و ملازمی است (اولوالعلم،اولواالفضل،اولوالامر،اولوالنُهی،اولوالالباب …) بخلاف “ذو” که اعم است: “ذامال وبنین” می گویند؛ نه اولوالمال!
  • بقیه: اسم از بقاء و ضد فناء است. “اولوابقیه” یعنی صاحبان بقاء. بقیه الله هم یعنی حالت باقیه از خدا،” ما ابقی” نه یعنی باقیمانده و ذخیره و مانند اینها.

در فرهنگ قرآن، “باقی” فقط “وجه رب” است(یبقی وجه ربک).

پس”اولوا بقیه”یعنی وجه رب ها. همانها که باقی اند ما بقی الدهر.

اوج عرفان:

اوج عرفان، رسیدن به همین فناء فی الله و باقی شدن با خداست. چه بگویی مقام وجه اللهی چه بگویی اولوا بقیه شدن.

  • “ینهون عن الفساد فی الارض”، وصف برای “اولوابقیه” است. وصف هم مُشعر به علیت است و بدان اشاره دارد.

یعنی علت اولوا بقیه شدن و وجه الله شدنشان،نهی از فساد در زمین و درافتادن با مترفین و ظالمین است.

این همان مطلوب ماست که از اول ادعا کردیم توحید و توحّد قائمین به قسط اصیل است نه سایرین.

سلسله و پیوند این عارفان:

امیر المومنین در خطبه ۱۲۴ اتصال اینان به هم در طول تاریخ(من القرون به تعبیر قرآن) را با”ولایت” و “ملاقات با محبت” معرفی می کند.(یتواصلون بالولایه ویتلاقون بالمحبه).

در جلسات اولی اندکی از نحوه این پیوند ویژه ولائی سخن گفته شد.

موعظه خداوند:

آیه ۴۶سبأ تنها موعظه خداوند را “قیام لله مثنی و فرادی” می خواند.قیام برای خدا دوتائی یا تنها!

از طرفی وعظ،انجذاب الی الحق وجذب حق کردن است از طرفی قیام دوتایی(مثنی مقدم بر فرادی است در آیه) ظهور در قیام بیرونی وعلیه ظلمه و… است.

معلوم است همین اقدامات همراه با یقظه های سلوکی موجب انجذاب و رسیدن به حق تعالی میشود.

لذا امیرالمومنین(ع)در خطبه ۱۱۰ جهاد را پس از ایمان به خدا، افضل چیزی می شمارد که متوسلان الهی با آن به خداوند توسل می جویند!(دراین خطبه درنگ کنید).

برخی از این سالکان

سید محمد سعید حبوبی(از شاگردان سلوکی ملاحسینقلی همدانی)،میرزا ابراهیم شریفی(داماد وشاگرد مرحوم آیت الله قاضی)،شیخ محمدجوادشریعت(از شاگردان آقای قاضی)از این جمله اند که درباره شان برای اهل اخلاق و سلوک کم گفته شده است.

[در مجموعه عکسنوشته های عرفان و سیاست چند کلامی درباره شان گفته شده است]

دریافت قسمت هفتم سخنرانی «توحید و توحّد قائمین بالقسط»

۶_توحید و توحّد قائمین بالقسط

مقامات عرفانی و راه آن:

عرفاء مبدأ سیر وسلوک را بیت مظلمه نف٘س ونهایت را ذات مقدس حق به جمیع اسماء وصفات (فنای ذاتی)میدانند.

این قرب به حق تعالی از طریق “قرب نوافل” و “قرب فرائض”(مستحبات و واجبات)انجام میشود.

قرب نوافل و فرائض:

در قرب نوافل و تقرب با مستحبات سالک میرسد به جایی که بجز خدا نبیند!

فرمود:”بنده با نوافل، به من نزدیک میشود طوری که دوستش میدارم وگوشش میشوم که با آن بشنود، چشمش میشوم که با آن ببیند، زبانش میشوم که با آن بگوید و…”(اصول کافی ج۲ص۳۵۲کتاب ایمان وکفر).

اما با قرب فرائض از این بالاتر میرود: “فالحقُّ یسمعُ به ویبصربه و…”خدا با او میشنود ومی بیند!

سالک با چشمی الهی ببیند کجا تا او عین الله ناظره شود کجا؟!

دراینجا او جلوه خدا و خلیفه خدا در زمین شده است.

نقایص برخی دستورات سلوکی:

حالا چگونه اعظم فرائض و واجبات الهی که اقامه قسط است وهدف ارسال رسل و انزال کتب است در دستورات برخی اهل سلوک نیست؟!!

چگونه اغاثه الملهوف(فریادرسی غمدیده) با این همه روایات مؤکد بعنوان یک مستحب مؤکد وگاه واجب در دستورات سلوکی برخی نیست؟!

کسانی که در دستورات سلوکشان چنین واجبات و مستحباتی هم کنار ذکر و چله نشینی هست ، راهیابی شان به آن مقصود تمام وکمالتر انجام میشود (همان مضمون ۱٨آل عمران).

تأییدی از امام صادق (ع):

محمد بن مسلم می گوید از امام صادق (ع)شنیدم که میفرمود:” برای خداوند خلقی است که از نور آفریده و رحمتی از رحمت اویند پس آنها چشم بینای خدا، گوش شنوای او،زبان ناطق او در خلق اند[همان مضمون حدیث قرب فرائض] … پس با آنها سیئات را محو، ضیم وننگ را از بندگان دفع،رحمت را نازل ، مرده را زنده و زنده را میمیراند.و…” (معانی الاخبار ص۱۶).

این نتایج همه سیاسی اجتماعی هم هستند. دفع ضیم وننگ از بندگان کاری است که سیدالشهداء با قیام خود کرد[به مباحث نسل مستشهد رجوع کنید].

معنای دقیق ودرست روایت این است:خداوند با چشم اینها ظلمها وستم ها را می بیند وبا گوش اینان داد خواهی ها را میشنود وبا زبان اینان بندگان را به راه درست می خواند(همان یاد آوری ایام الله و وقت قیام علیه فرعونها که در خطبه۲۲۲بود وجلسه قبل گذشت).

نه اینکه روایت را فقط غیبی و باطنی معنا کنیم که مثلا گوش وچشم خدا شدن یعنی شاهد اعمال بندگان شدن برای احتجاج محشر!(این هم هست اما آن هم هست).

زنده کردن بندگان یعنی کاری که امام کرد نه حتما مرده ای در قبرستان زنده کردن که کاری نادر و اقلی از اولیاء خداست وکمتر انجام می داده اند!روایت با فعل مضارع دارد میگوید با آنها مستمرا زنده می کند!کار اعجازی عیسی مانند که رویه اولیاء الله نبوده است. زنده کردن امتها علیه بیدادها و عازم کردن آنها به سرای نور منظور است. میراندن زنده، “یهلک ملوکا “است فانی ونابود کردن سلسله های شاهی است .همان که خمینی کبیر کرد نه فقط کشتن یک افعی با یک ذکر و…!محو سیئه، پاک کردن نجاسات وپلشتی های فرنگی و فرهنگی ائمه جور از جامعه است و…

جهاد، لباس تقواست!

چشمها را باید شست. در این تلقی درست لباس تقوا فقط پرهیزهای شخصی وفردی نیست ،جهاد با طواغیت هم هست . امیرالمومنین(ع)در خطبه ۲۷ جهاد را درب ویژه بهشت برای اولیاء برگزیده خدا ولباس تقوا معرفی می کند.

آیت الله سید عبدالحسین لاری یک آیت این طریق است. شاگرد سلوکی حسینقلی همدانی وشاگرد فقهی میرزای شیرازی است. اما جلودار در نهضت مشروطه است فتوا می دهد:” واجب است تبدیل سلطنت امویه قاجاریه به دولت حقه اسلامیه”. نهضتی در جنوب ایران برپا می کند هم علیه استبداد هم استعمار. انگلیسی ها را “شیطان “خطاب و لعن آنها را ذکر مذهبی و خود در قنوت نماز شب می گوید. علیه شان سپاه تجهیز می کند و… .

همزمان در عرفان رسائل،”عرفان سلمانی بحقائق ایمانی” و” معارف السلمانی بمراتب خلفاء الرحمانی” و”آداب المتعلمین” می نویسد و شاگرد تربیت می کند.

دریافت قسمت ششم سخنرانی «توحید و توحّد قائمین بالقسط»‏‌

۵_توحید و توحّد قائمین بالقسط

اصناف سلوک

  • نماینده مجلسی را قبول دارید که از قدرت سیاسی اش برای حل مشکلات افراد استفاده می کند؟ یانماینده ای که تمام تلاشش را براین می گذارد که ساختار را تصحیح کند تا این همه دچار مشکل نشوند؟
    -اهل سلوک وعرفان هم چنین اند:یکی مثل نخودکی اصفهانی با ولاء باطنی خود مشکل این وآن را حل می کند. یکی مثل امام خمینی با ولاء باطنش یک امت را واحد و نظام مشکلات را برمی اندازد.
    توحید امام دراین بود که جنود رب را دید .دید شن ها مأمور حق اند در هلاکت آمریکائی ها.
    اما توحدش این است که اصلا او شن ها را به اذن الهی بفرستد!

انذار اهل قیام

اگر ریزشهای انقلاب ومنحرفین قیام علیه طاغوت(مثل مجاهدینی ها و…) را قلم بگیریم باز اهل قیام به قسط دو دسته اند:

  1. عده ای اهل سلوک اخلاقی عرفانی هم هستند ودنبال شهود توحید وتحقق ۱٨آل عمران در خودند.
  2. عده ای اهل این سلوک نیستند. ریزش نمی کنند وانقلابی می مانند مذهبی ومتدین هم هستند لکن مراقبه جدی نداشتن شان آنها را دچار برزخی سخت می کند. نمونه ای که حاج آقا قرائتی از مسئولی در نظام اسلامی تعریف میکند از این قبیل است(ویدئو ضمیمه را ببینید).

این نمونه ها متاسفانه در صف انقلابی ها کم نیست. دو عارضه منفی جدی دارد:

  • موجب فرار اخلاقی ها از انقلابی گری میشود!و در گذر زمان اردوگاه اهل عرفان واخلاق ،خالی ازقیام واقدام انقلابی میشود.
  • بهانه دست دشمن میشود که مثل مستند بهتان را بسازد و مردم را از انقلابی گری و ولایت فقیه وحکومت دینی بترساند(سه قسمت نقد این مستند را در همین تارنما بخوانید)

دوگانه مهم

  1. آیه ٨مائده: مارا “قوّامین لله شهداء بالقسط”خواسته است:یعنی قیامتان تمام وکمال برای خدا باشد. اوج اخلاص ودوری از شوائب بدون سلوک اخلاقی نمیشود. این قیام لله به این بیانجامد که شهداء به قسط والگوی قسط وعدل شوید.
  2. آیه ۱۳۵نساء: ما را” قوامین بالقسط شهداء لله” خواسته است:قیام تمام وکمال به قسط کنید. از مسیر قیام وانقلاب به شهود رب بار یابید تا آنجا که شهداء لله شوید.

توجهات مهم

  1. در مسیر اقامه قسط و انقلابیگری شدت مراقبه اخلاقی داشته باشیم.
    به ما ناقص گفته اند: عمار باش نه ابوموسی!
    خیر! سه گانه است: ابوموسای مفتون فتنه ها نباش، حجربن عدی (شهید والامقام )هم نباش!!!عمار باش.خطبه۲۰۶نهج البلاغه حضرت، حجر وعمربن حمق رااز سب وفحش سپاه صفین منع میکند وبه روشنگری عمارگونه فرامی خواند!
    فتنه گران عصرما از معاویه و عمروعاص بدتر نیستند. عمار بودن سخت است ابن حمق شدن در بین یاران انقلاب زیاد است که اگر تصحیح نشود باطن وبرزخ سخت پیش روست مثل او که آقای قرائتی گفت.
  2. در مسیر سلوک الی الله و مشاهده توحید و فناء فی الله(توحّد)، حتما از مسیر قیام به قسط برویم واهل قیام و اقدام انقلابی برای مستضعفین زمین باشیم.
    خطبه ۲۲۲نهج البلاغه آدرس این بیان است: عارفانی که خداوند در فکرشان با آنها نجوا ودر ذات عقولشان با آنها سخن می گوید. آنها فردا اقدام کرده ایام الله را بیاد مردم می آورند. ایام الله مناسبتهای تقویم نیست که امشب قدر است فردا عرفه و…!این راکه همه می دانند. ایام الله در قرآن روز خروج علیه فرعون است(۵ابراهیم). یعنی بگوید ۲۱بهمن بریزید به خیابان! از دید فقه ۲۱و۲۲بهمن چه فرقی دارد؟ این” ناجاهم فی فکرهم” در آن سلوک عرفانی است که ایام الله را معلوم میکند.

مضمون این خطبه در مناجات شعبانیه هم هست. مناجات شعبانیه را ۱۴معصوم می خواندند و اوجش مثل ابوحمزه و… نیست. پس از اوج آن که هب لی کمال الانقطاع است و پس از درخواست پاره شدن حجب نور و معلق شدن به عزّقدس، حالا از خدا می خواهد: الهی و اجعلنی ممّن نادیتَه فأجابک ولاحظته فصعق لجلالک فناجیتَه سرّاً وعمل لک جهراً: خدایا مرا از کسانی قرار ده که ندایشان دادی پس اجابتت کردند بدانها توجه کردی و از جلالت مدهوش شدند پس تو با آنها نجوا کردی و آنها آشکارا برایت عمل کردند”
سخن از “ناجیتَه” است تو با آنها مناجات کردی! و مبتنی برآن آنها فردا عمل آشکار کردند.
امام عزیز بیشتر از همه مناجات شعبانیه را دوست داشت و می فرمود آدم رابه جائی می رساند. در فرازهای آن هم بیشتراین فراز را به رخ می کشید. و حقا خود تمثال این فراز بود.

دریافت قسمت پنجم سخنرانی «توحید و توحّد قائمین بالقسط»