بایگانی ماهیانه: فروردین 1405

نکته های باریکتر از مو!

آپلود عکس

  1. بنده حضور مکشفه ها در تجمعات شبانه جنگ رمضان را پدیده ای تهرانی و حداکثر کلانشهری و «اقتضای تیپ های متکثر تثبیت شده»، می بینم!
    هنوز در شهرستانها حاضرین، محجبه ها و غائبین، مکشفه هایند.
  2. مکشفه ها + شل حجابها هم بشوند، هنوز اقلیتی در تجمعاتند.
    اگر جبهه انقلابی را پویا تر می کند، باید بگویم مکشفه ها عادتاً حدود ۲۶٪ رأی دهندگان فعال در نوع انتخاباتها بوده اند! الان قطعاً ۲۶٪ مکشفه را در «امر جامعِ» حمایت های خیابانی نمی بینید!
    این از حیث خود می تواند نگران کننده هم باشد!
    اگر سراغی از درصد کسانی (زن و مرد) که هنوز «روایت رسمی جنگ» را نپذیرفته یا «اصلا تجمعات نیامدند» بگیریم، این نگرانی معنای عمیق تری می گیرد و ضرورتِ «جذب حداکثری» و «جادهی در امر جامع» بیشتر هم میشود.
  3. در همین حد مساله بودن شل حجابی یا مکشفه گی در تجمعات و حواشی ای که ساخته، این یادداشتها قابل ملاحظه است:
    روایتی الهیاتی برای این حضورها
    یادداشت: بی حجاب پرچم به دست
    تکلیف فقهی تزاحم این گونه حضور با نهی از منکر
    یادداشت: از نظر فقهی با بی حجابان در تجمعات چه کنیم؟
    توصیف و توصیه با رویکرد جنسیت نگر
    یادداشتهای: معادله حجاب و جنگ، زنان و خیابان؛ بعثت ضعیف الحجابها!
  4. حضور و اثر در «امر جامع» هم «حق» و هم «تکلیفِ» «همه مردم» است.
    قرارمان در انقلاب اسلامی، «هم جمهوری» و «هم اسلامی» بوده است.
    پس باید همه آن مردم (با کم/بی حجابها) را در امور جامع حاضر و در عین حال «رشد» داد و «تراز اسلام» کرد؛ نه «ندید» یا «حذف» کرد!
    لینک ها را بخوانید!

محسن قنبریان

اگر از ما یک نوجوان بماند، تسلیم شما نمی‌شود!

شبهای سخنرانی در تجمع سر در دانشگاه تهران

مردم در صحنه، جزء فرشتگان زمین اند

آیت‌الله جوادی آملی: پرچم یک شرفی است. اول کسی که در مبارزات، پرچم به دست گرفت و روی پرچم نوشته شده بود: «لا اله الا الله» ابراهیم خلیل بود. شما مردم هم ابراهیم‌زاده‌اید، پیغمبرزاده‌اید، رسول‌زاده‌اید، بزرگ‌زاده‌اید، بزرگوارید. ما اگر در برابر شما خضوع می‌کنیم، اگر در برابر شما اظهار کوچکی می‌کنیم، برای این است که شما خیلی بزرگید. من هر وقت این صحنه شب‌ها را می‌بینم، واقعاً احساس کوچکی می‌کنم.  و این پرچم

«لا اله الا الله» امروز به دست شماست.

 

ویدئوی کامل را ببینید.

نظام، مظلوم تر از حماس؛ مظلوم تر از غزه!

حماس در فلسطین هم مخالفینی داشته و دارد. اما هیچکس ندیده از فلسطینی های مهاجر در اروپا و آمریکا هنگام جنایات رژیم در غزه خوشحالی کنند؛ چه رسد به اینکه از او بخواهند حمله کند!

 

اما مخالفین خارج نشین جمهوری اسلامی برای حمله بیگانه به کشورشان رقص و شادی کرده، و حتی تقاضای حمله کردند!

از این حیث نظام سیاسی ایران از حماس و فلسطین مظلوم تر است!

 

به نظرتان دلیلش چیست؟!

 

پرونده پاسخ را برای تخصص های دیگر باز می گذارم و فقط یک دلیل الهیاتی طرح می کنم:

کسی که از جور و ظلمی هجرت کرده مثل کسی که از عدل و حقی گریخته نیست!

 

مهاجران فلسطینی _ولو مخالف حماس_ نوعاً از ظلم و جنایات اسرائیل ناچار به مهاجرت شده اند؛ پس علیه آن و با هر حق و عدلی _ولو ناقص_ جمع می شوند.

 

اما مخالفین جمهوری اسلامی _بعضاً_ از حق و عدل آن گریخته اند!

برخی دنباله پهلوی و ساواک و گروهک های منحرف و مردم کُش بوده و برخی از اجرای احکام اسلام به سرای لاابالی گری گریخته اند و…

طبعاً اینها با بدترین کافران و جانیان عالم هم علیه نظام اسلامی جمع می شوند!

 

آن بعض دیگر که پی علم و رفاه یا دموکراسی و توسعه ای از اینجا رفته و حداکثر مخالف سیاسی و فکری جمهوری اسلامی بودند، از قضا علیه تجاوز بیگانه و آن وطن فروشان موضع گرفتند.

 

چون به تعبیر امیرالمومنین (ع):« کسی که حق را بجوید و خطا کند، مثل کسی نیست که باطل را بجوید و آن را بیابد»!(خطبه ۶۱)

 

محسن قنبریان ۱۴۰۵/۱/۱۱