بایگانی برچسب: s

این دو قضیه چگونه با هم صادق اند:

۱.کمبودهای زیادی داریم (که گرد و غبار کوچکترینش!)

۲. کشور در حال پیشرفت است [بلکه به قله نزدیک میشویم]!

سه رویکرد پاسخ:

  1. یکی عینی، یکی ذهنی:
    کشور “واقعا” در حال پیشرفت است، کمبودهای بزرگ، ذهنی [“توهم”] اند!
    کمبود بزرگ، محاصره تبلیغاتی و عدم روایت پیشرفت است!
    طبعا این رویکرد مشکلات را به کلی تکذیب نمی کند؛ مثلا آلودگی هوا را توهم نمی داند، اما اینها را در قبال پیشرفت ها کوچک می داند.
    راه حل: مقابله با جنگ تبلیغاتی، جهاد تبیین و…!
  2. هردو عینی و هم جهت:
    در رفع همان مشکلات بزرگ در حال پیشرفتیم.
    اما آثار مشکلات، ملموس و روزمره؛ ولی پیشرفت، تدریجی و زمان بر است و فوری درک نمی شود!
    پیشرفتِ بالاتر از رفع کمبودها و در حد رسیدن به قله را معمولا الهیاتی یا آخرالزمانی، تمدنی و… توضیح می دهد.
    راه حل: صبر و استقامت پس از تبیین.
  3. هر دو عینی اما غیر هم جهت:
    پیشرفت از جهتی و کمبودهای بزرگ در جهت دیگر است. مثلا:
    دور زدن تحریم ها و بطور کلی رشد اقتصادی/ مقابلِ فساد و کمبود عدالت و بهرمندی عمومی از پیشرفت
    پیشرفت علم و فن آوری / مقابلِ حکمرانی بد و نارضایتی از نظام اداری
    ارتقاء موقعیت منطقه ای و جهانی / کاستیِ اعتماد عمومی به نهادهای سیاسی و امید به آینده در داخل!
    و…

این رویکرد می تواند منکر پیشرفت در حوزه رفع برخی کمبودها نباشد.

یا جنگ تبلیغاتی دشمن را هم در ضریب دهی کمبودها لحاظ کند.

راه حل: مقابله و مطالبه در حوزه کمبودها + امید آفرینی با اقدام عملی، کنار دیدن پیشرفت ها

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۹/۲۱

زن؛ نه کارگزار، مدیر خانه

 نکته جدید بیانات امسال رهبر انقلاب اسلامی با بانوان، این بود که زن، نه کارگزار خانه، بلکه مدیر خانه است.
 مصرف این سخن هم در شرایط گرانی کشور بود؛ نه نوآوری فقهی در «الرجال قوامون علی النساء» و مانند آن (چنانچه برخی اهل فضل آنجا بردند)!
فرمودند: «پیغمبر میفرماید: اَلمَراَهُ رَیحانَه. «ریحانه» یعنی گل؛ زن در خانه گل است. وَ لَیسَت بِقَهرَمانَه؛ کارگزارِ خانه نیست که شما بگویید چرا این کار را نکردی؟ چرا آن کار را نکردی؟ چرا خانه تمیز نیست؟…
… رئیس خانه، مدیر خانه، زنان و بانوان خانه‌اند… عدم تحمیل کارهای خانه به زن؛ تحمیل نباید بشود»
این قسمت دوم هم روایتی از پیامبر(ص) دارد:
«الرَّجُلُ راعٍ على أهلِ بَیتِهِ و هُو مَسؤولٌ عَنهُم ، و المَرأهُ راعِیَهٌ على بَیتِ بَعلِها و وُلْدِهِ و هِی مَسؤولَهٌ عَنهُم.
مرد ، سرپرست #خانواده خویش است و درباره آنها باید پاسخگو باشد و زن ، سرپرست #خانه و فرزندان شوهر خود است و درباره آنها باید پاسخ دهد»
دوگانه های «کارگزار خانه _ مدیر خانه» / و «سرپرست خانواده _ سرپرست خانه» به قرینه مقابله، مساله را روشن می کند.
 مصرف سخن هم نه در فقه بلکه در تورم جاری بود؛ ادامه سخن ایشان:
« قدردانی از اینکه با وجود درآمدهای ناکافی، زنها خانه را میچرخانند؛ ماها کمتر به این نکته توجّه میکنیم. شما ملاحظه کنید، مرد مثلاً درآمد اداری ثابت دارد، اجناس گران میشود امّا خانه میچرخد؛ سر ظهر غذا حاضر است؛ چه کسی این کار را میکند؟ کدام هنرمندی است که خانه را میچرخاند؟»
محسن قنبریان

رهبری نسل جوان در عصر جدید چه لوازمی دارد؟

حجت‌الاسلام محسن قنبریان، استاد حوزه و دانشگاه: رهبر انقلاب اسلامی در پیام به همایش بین‌المللی یکصدمین سالگشت بازتأسیس حوزه‌ علمیه‌ قم نوشته‌اند: «فقه، پاسخ دین به نیاز‌های عملی فرد و جامعه است. با عقلانیت تحول‌یافته‌ نسل‌ها، این پاسخگویی باید امروز بیش از گذشته دارای پشتوانه‌ فکری و علمی استوار و درعین‌حال قابل‌فهم و هضم باشد. دیگر اینکه پدیده‌های پیچیده و پرتعداد در زندگی امروز مردم، سؤال‌های بی‌سابقه‌ای را پیش می‌آورد که فقه معاصر باید پاسخ آن‌ها را آماده داشته باشد.»

در این فراز گروه مرجع دینی باید به سه نکته کلیدی توجه کند:

۱- پدیده‌های متعدد و پیچیده جدید که سؤال‌های بی‌سابقه پیش می‌آورد و پاسخ می‌خواهد.

۲- همان مسائل قدیمی و بعضاً همان پاسخ‌ها، به‌خاطر تحول عقلانیت نسل جدید، پشتوانه‌های فکری و علمی دیگری طلب می‌کند.

۳- متناسب با عقلانیت جدید، زبان جدید دینی لازم است.

پیمایش‌های معتبر[۱] در نوجوانان گونه‌شناسی‌ای انجام داده که توجه به آن برای سه فراز فوق به‌خصوص دوتای آخر ضروری است. براین‌اساس نوجوانان ایرانی ۱۲ تا ۲۵ سال قابل‌تقسیم به ۳ خوشه پسر و ۵ خوشه دختر، یافته‌ای است که مروجان مذهب و هم مجتهدان کلام و فقه اسلامی نمی‌توانند از آن بی‌اعتنا بگذرند. ضمن اینکه گونه‌های زیست دخترانه در ایران تنوع و تحول جدی‌تری دارد که بسیار حائز اهمیت است.

از بین ۵ خوشه دختران، هم دختر خانه با همان فهم سنتی پیدا می‌شود و هم سنت‌گریز؛ خوشه اخیر درصد بیشتری از دختر سنتی دارد و سبک زندگی او همراه با فعالیت سیاسی هم است. در خوشه دیگری نوسازی در نحوه دین‌داری قابل‌مشاهده است که کاملاً بازتاب عقلانیت تحول‌یافته است. مثلاً حجاب را کنار نزده؛ اما آن را برای زینت استفاده و انحای حجاب استایل را موجب شده است.طبعاً این عقلانیت هم سؤالات تازه‌ای در حوزه حجاب تولید می‌کند که مثلاً یک واجب توصلی[۲] مثل حجاب اگر به قصد زینت باشد چه حکمی دارد؟ به تعبیر دیگر حجابی که برای ستر و پوشش زینت زن بوده، آیا می‌شود خود ابزار زینت باشد؟! مهم‌تر از آن پشتوانه علمی حجاب و نو شدن توجیه آن و هم‌زبانی متناسب با این نسل است. آیا همان دلایل اقناع حجاب می‌تواند موجب اقناع بلوک سنت‌گریزان و لذت‌جویان باشد؟در میانه این ۵ خوشه، خوشه‌ای هم وجود دارد که در جست‌وجوی سبک زندگی خود در این ارتباطات و مناسبات جدید است. باید اعتراف کرد با چنین تفصیلی، نه در کشف سؤالات جدید و نه در پاسخ و اقناع کار شایسته انجام نشده است و کماکان تک‌سایزی در فهم و در بیان به چشم می‌خورد.شهید مطهری در مقاله ارزشمند رهبری نسل جوان اول این توجه را می‌دهند که: «ما هنوز این مسئله را جدی نگرفته‌ایم. نسل جوان در نظر ما صرفاً یعنی یک نسل هواپرست و شهوت‌پرست و خیال می‌کنیم به آن‌ها دهن‌کجی بکنیم و چهارتا متلک روی منبر به آن‌ها بگوییم و فحش بدهیم، به خیال خودمان آن‌ها را هو بکنیم و مستمعان ما بخندند، کار درست می‌شود و همین‌که داد بکشیم: آی پسر مدرسه‌ها چنین و دختر مدرسه‌ها چنان، قضیه حل می‌شود. این کار‌ها لالایی است، برای آن است که شما در خواب بمانید و در فکر چاره نیفتید و یک‌وقت بیدار بشوید که کار از کار گذشته است…»

اما در چه باید کرد؟ تصریح می‌کنند: «مهم‌تر از اینکه طرحی برای رهبری این نسل تهیه کنیم این است که این فکر در ما قوت بگیرد که مسئله رهبری و هدایت، از لحاظ تاکتیک و کیفیت عمل در زمان‌های متفاوت و در مورد اشخاص متفاوت، فرق می‌کند و ما باید این خیال را از کله خود بیرون کنیم که نسل جدید را با همان متد قدیم رهبری کنیم. اولاً باید نسل جوان را بشناسیم و بفهمیم دارای چه مشخصات و ممیزاتی است؟» بعد به‌عنوان یک عالم به زمان، وارد تحلیل نسل جوان دوره خویش می‌شود؛ چیزی که برای نسل جوان ما الان تحول یافته و مسائل دیگری دارد.

یادآوری دو حکم شرعی برای گروه مرجع دینی (مجتهدان و مبلغان) ضروری است:

 

۱- حفظ جوانان از انحرافات زمانه از امور حسبیه[۳] و واجباتی است که شارع مقدس هرگز راضی به زمین ماندن آن نیست.

۲- این نتیجه، با هر روش مناسبی لازم است تدارک شود و کلیشه کردن یک روش خاص یا قالب ذهنی خاص موضوعیت ندارد.

شهید مطهری در این باره می‌فرماید: «در اسلام برای هدایت و رهبری، یک شکل صددرصد معین ترسیم نشده که همه اجزاء و مقدمات و مقارنات و شرایط و موانع در نظر گرفته شده باشد و اساساً قابل‌تعیین و ترسیم و اندازه‌گیری نیست، چون متفاوت است. رهبری مردم مثل نماز یک امر تعبدی و یکنواخت نیست، یا فی‌المثل از نوع ورد خواندن نیست که طرف یک وردی حفظ است برای عقرب‌زدگی و یا مارزدگی و هر عقرب‌زده یا مار‌زده را که بیاورند او همان ورد معین را که حفظ کرده می‌خواند. یک چیز در یک جا وسیله هدایت است و بسا همان چیز در جای دیگر وسیله گمراهی و ضلالت باشد! منطقی که یک پیرزن را مؤمن می‌کند اگر در مورد یک آدم تحصیل‌کرده به کار برده شود او را گمراه می‌کند. یک کتاب در یک زمان متناسب ذوق عصر و ذوق زمان و سطح فکر زمان بوده و وسیله هدایت مردم بوده است و همان کتاب در زمان دیگر اسباب گمراهی است… عجب! کتابی که هزار‌ها بلکه ده‌ها هزار را در گذشته هدایت کرده است حالا از کتب ضلال است؟ بلی، جز کتاب آسمانی و گفتار واقعی معصومین، هر کتاب دیگر را که در نظر بگیریم یک رسالتی دارد برای یک مدت موقت و محدود، آن مدت که گذشت آن رسالت تمام می‌شود. این مطلب که عرض کردم یک مسئله مهم اجتماعی است و هنوز برای ما به‌صورت یک معما و یک مجهول که باید آن را حل کرد طرح نشده است. مکرر باید گفته شود تا ما باور کنیم که وسایل هدایت هر زمانی مخصوص خود آن زمان است.»سهمی از این کشف عقلانیت تحول‌یافته، برای فهم مسائل نسل و زبان و بیان آن در گروی همکاری مجتهدان و مبلغان با دستگاه‌های مطمئن افکارسنجی و تغییرات اجتماعی است. فقط در رفت و برگشت‌های مکرر بین میراث اسلامی و میدان عینی و واقعی است که مخاطبان پیام اسلام در نسل نو و نوجوانان دقیق شناخته شده و پاسخ‌های متقن و زبان مناسب شکل می‌گیرد. نه پیمایش‌ها بدون این دیالوگ موفق‌ هستند و نه فهم‌های سابق و بیان‌های تک‌سایز در مقابل تکثر واقعی این نسل می‌توانند توفیق بیابند.

[۱] گزارش پرتره نو/جوان ایرانی، ویراست نخست مرکز تحلیل اجتماعی (متا)

[۲] واجب توصلی، واجبی است که صرف تحقق آن مطلوب خداوند است و قصد قربت لازم نیست مثل تطهیر لباس از نجاست که بدون قصد هم انجام شود، درست است.

[۳] امور حسبیه، اموری لازم و ضروری در جامعه است که خداوند زمین ماندن آنها را جایز نمی شمارد؛ مثل امور ایتام و…

فرصتِ قطر

طرح انقلاب اسلامی برای مهار و حذف اسرائیل از «احیای امت اسلامی» می گذشت.

«همکاری کشورهای منطقه اسلامی» تنها راه نجات کشورهای منطقه از شرّمطلقِ اسرائیل است.

 

از همین جا پروژه های «ایران هراسی» از سوی دشمنان کلید خورد. تلاش هایی در دیپلماسی رسمی و عمومی و تبلیغات و سوژه یابی ها برای موجّه سازی این ایده آغاز شد.

تا حدودی اتهام «احیای امپراطوری ساسانی» یا «دولت صفوی» و تهدید بودنِ ایران، برساختِ افکار عمومی عربی شد!

 

در مقابل، خیرخواهی های ایران برای کشورهای منطقه معمولا بدون پیوست افکار عمومی انجام شد!

 

برای نمونه مرکز پژوهش‌ها و مطالعات سیاسیِ «العربی» از مردم سوریه پرسیده: «سیاست‌های کدام‌یک از قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، تهدیدکنندۀ امنیت و ثبات منطقه است؟»

چنانچه در نمودار ۱ می بینید: ایران با تفاوت اندک(۴٪) بعد اسرائیل، تهدید کننده امنیت منطقه است!(جمع دو گزینه اول)

 

نظر سنجی موسسه واشینگتن از مردم عربستان در تیر و مرداد۱۴۰۴:

باوجودی که ۸۶٪ نظر منفی درباره پیمان ابراهیمِ ترامپ دارند!(نمودار۳)

یا ۵۰٪به شهادت رساندن سید حسن را منفی می دانند!(نمودار۴)

اما ۸۷٪هم رابطه با ایران را مهم نمیدانند!(نمودار۲)

 

در این وضعیت، فرصت پیش آمده اخیر در منطقه می تواند، موازنه ساز باشد.

تجاوز رژیم صهیونی به قطر در زنجیره ای از تحرکاتی است که ذیل «پروژه اسرائیل بزرگ» جا می گیرد.

تحرّک بیشتر دیپلماسی رسمی و عمومی و جهت دهی های نقطه زن تبلیغاتی می تواند افکار عمومی عربی را به ایران نزدیکتر و از دشمنان منطقه اسلامی دور کند!

 

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۶/۲۲

راویِ قدرت و امکانات؛ نه وعده‌های توخالی!

قطعاً از بیانیه گام دوم به اینسو رهبر انقلاب مشکل را “محاصره تبلیغاتی” و جهاد را “امید آفرینی” خوانده‌اند.

واضح است بدون امید، هیچ تحولی به سامان نمی‌رسد و جز ریزش و انسداد نتیجه‌ای نمی‌دهد.

لذا این سال‌ها بیش از گونه‌های تحول خواهی بر جهاد تبیین و امید تاکید کرده‌اند.

 

سیاه نمایی و بزرگ کردن ضعف‌ها، البته تذکر همیشگی ایشان به گویندگان و نویسندگان بوده؛ اما عنصرِ مغفول دیگری در ناامیدی و احساس ضعف در مردم موثرتر است و در کلمات ایشان هم با “نهی از وعده‌های غیر عملی” منعکس است.

 

“اگر یک ملت یا مسئولان آن، چگونگی برخورد با شعارها [آرمان‌ها] را درست ندانند، به خسارت‌های بزرگی دچار خواهند شد” (۷۵/۸/۹)

وعده‌های توخالی در قبال آن آرمان‌ها، اندازه بیان نقایص و کمبودها یأس آفرین است!

 

مثلاً نشست رئیس جمهور با اصحاب رسانه و توئیت دبیر شعام درباره گروسی، دو روی یک سکه‌اند!

اظهار فلاکت و بدبختی / خط و نشان‌هایی که انجام نمی‌شود دو روی القاء ضعف و زاینده ناامیدی در جامعه است!

همین‌ها هم سوژه‌های آن نویسندگان می‌شوند!

 

ما پیرو امیرالمومنین (ع) هستیم که مرامش این بود: کُنْتُ أَخْفَضَهُمْ صَوْتاً وَ أَعْلَاهُمْ فَوْتاً

یعنی: در وعده و ادعا صدایم کوتاه‌ترین اما در سبقتِ انجام و تحقق، از همه برتر بودم (خ۳۷)

 

“روایت قدرت موشکی” با “خط و نشان‌ها”یی که در تزاحمات سیاسی نمی‌شود، تفاوت دارد!

“روایت پیشرفت” با “وعده رفاه عمومی و عدالت” تفاوت دارد!

“روایت اقتدار” با “شعارهایی که در عمل تعقیب نمی‌شود” ، تفاوت دارد…

 

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۶/۱۹

سازش با بیرون، جنگ در درون!

فرض کنید راهبرد شراکت اقتصادی با غرب (با برجام و مثل برجام) جواب داد و جنگ و تحریم رفت؛ این کوتاه آمدن در نظم و سلطه موجود در درون هم بین طبقات فقیر و غنی، سازش می‌سازد یا جنگ فقر و غنا؟!

پاسخ را ببینید!

حجت الاسلام والمسلمین قنبریان؛ شب پنجم روضه آخر صفــــــــــر

 

برای قضاوت بهتر  صوت کامل جلسه پنجم را بشنوید.

«شراکت اقتصادی با تجزیه» یا «جنگ؟!»

راهبرد شراکت اقتصادی در نظم موجود به جای جنگ، قبل از غرب، راهبرد ابوسفیان و مامون عباسی هم بود!

 

اما نظم آمریکایی شما را در همین نظام سلطه، حتی شریک هم نمی‌کند! تجزیه به مقیاس امارات بعد شرکت!

مردم ایران انتخاب کنند!

طیف مقابل پذیرش سازش هم باید جمله دوم پیامبر (ص) را محقق کنند!

 

حجت الاسلام والمسلمین قنبریان

شب پنجم روضه آخر صفــــــــــر

 

برای قضاوت بهتر  صوت کامل جلسه پنجم را بشنوید.

در تمجید از بیانیهٔ ۱۹۱ نفر!

بیانیه‌نویسی در شرایط اجتماعی و سیاسیِ خاص، کارکردی دارد؛ مثلاً می‌تواند هم‌بستگیِ ملیِ پدیدآمده از تجاوز أجنبی را به شکل تفصیل‌یافته در عرصه‌های ضروری امتداد داده، و هم به شکل خودآگاه درآورد و ثمراتی روشن‌تر و بادوام‌تر بگیرد.

 

باید توجه داشت!

نه الهیات‌گویی و نه بحث‌های تکنیکی و تاکتیکی، گرچه هردو لازم‌اند اما هیچ‌کدام جای علوم انسانی را – که وسط این‌دو می‌نشیند – نمی‌گیرند. این‌که انسجامِ موجود در دوگانهٔ «ایران یا اسلام / ملّت یا امّت؟» روایت شود، یک ساخت علوم انسانی است که  بسا مطابق با یافتهٔ مردم‌شناسیِ بومی در ایران نباشد!

ادامه خواندن در تمجید از بیانیهٔ ۱۹۱ نفر!

سعه وجودی هر کسی به اندازه اینجور درد هاییست که داره …!

امام بزرگوار ما کسی است که درد انسان رو با درد خدا به هم پیوند زد.
یک شیطانی که در ملکوت سفلی هست، از آدم ابوالبشر تا کنون زیل وسوسش بودند رو امتدادش او رو میگیره، در عالم ملک به شیطان های مجسمه میرسان که درد انسان و درد خدا رو دوباره در این عالم نهادینه کردند.

من رو باید نزد حسین ابن علی آوورد…!

من چِه‌م شده در شهر میچرخم اگر زباله گردی میبینم طوریم نمیشه، اگر گرسنه ای دیدم طوریم نمیشه، اگر اخبار از گرسنگی غزه میشنوم طوریم نمیشه