بایگانی برچسب: s

۱۲/ ۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب

دریافت صوت جلسه دوازدهم«۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب» | «دریافت از پیوند کمکی»

جرعه‌ای از رشحات المعارف
جلسه دوازدهم(آخر): جایگاه عترت

نظام دایره‌ای عالم

عالم وجود، دایره‌ی است. از اوئی و بسوی اویی است. نیم دایره(قوس) نزول است و نیم دایره(قوس) صعود.

شروع از نور پیامبر(ص) بوده و ختم هم به اوست: بکم فتح الله و بکم یختم.

“چون به واسطه عنایات پروردگار و اطاعت به مقام مشیت رسید و مشیت مقام واحد است و مطلق دو نمیشود؛ پس صحیح است بفرماید: بکم فتح الله و بکم یختم.

فتح دایره وجود و ختم آن به مشیت است و خداوند به واسطه او هر ناقصی را به حد کمال خودش می‌رساند[۱]

لزوم پیوند با آل محمد(ص)

“یاایها الذین آمَنوا آمِنوا[ای کسانی که ایمان آورده اید، ایمان بیاورید!] اشاره به همان مقام ولایت مطلقه است که آنها را مشیت حق بدانی؛ چنانچه خودشان فرموده‌اند: نحن مشیه الله. هرکه خدا را بخواهد، باید و ناچاراست که در خانه آنها برود… بعد از مقام تسلیم باید صبر کنی که او در تو توجه پیدا کند و نظر مرحمتی بنماید. تو رو به او باش، خودش در دل تو ظهور می کند… مثل اشجار که چون پیوند خورد، این درخت دیگر آن درخت نیست…[۲]

دعائم اسلام، پشت بند تسلیم

“چنانچه برای حفظ عمارت، ستون‌ها و پشت بند تهیه می‌کنند، اسلام هم که عبارت از تسلیم قلبی است، پشت بندهایی دارد که ستون آن هستند و عبارتند از دعائم پنج‌گانه: نماز، روزه، زکات، حج و ولایت. اینها دعائم و پشت‌بندهای اسلام است… خلاصه باید پیوند را نگهداری کرد…[۳]

٭ تفصیل را در فایل صوتی بشنوید

[۱] ص۷۴و۷۵

[۲] ص۶٨و۶۹

[۳] ص۷۳و۷۴

۱۱/ ۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب

دریافت صوت جلسه یازدهم«۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب» | «دریافت از پیوند کمکی»

جرعه‌ای از رشحات المعارف
جلسه یازدهم: سه سلطان برزخ

 

منفرد خواهی شد!

اینجا زندگی انسان، اجتماعی است؛ حوائج مادی و معنوی او با استمداد و استخدام و… برآورده می‌شود. معلم لازم است تا یاد بگیری، نانوا لازم است تا نان بخوری و…

اما دنیای پیش رو، “زندگی انفرادی” خواهد بود.

“در آنجا زندگی انفرادی است و باید احتیاجات را خودت منفرداَ رفع کنی. باب استقراض و استمداد مسدود است. اینجا آمده ای که برای آنجا تهیه ببینی[۱].

“فهمیدی که باید به اراده کارت درست شود و به صرف اراده، زندگی آخرت اداره شود. آنجا نتیجه تحصیلات عقلی و نفسی و حسی است؛ یعنی باید عقلت منوّر باشد به معارف حقه و عقاید صحیحه و نفست که قلبت است، باید منور باشد به اخلاق حسنه و حست، منور به اعمال صحیحه و صالحه[۲].”

          قرآن هم “نسب‌ها” را در آنجا منتفی اعلام می‌کند(لا انساب بینهم یومئذ)؛ و هم اسباب دنیوی را تمام شده اعلام می‌کند(تقطعت بهم الاسباب).

 

سه سلطان برزخ:

۱٫      سلطان حس: فرشته رومان
کارش تفتیش اعمال است.
“وکلَّ انسان
ٲلزمناهُ طائِرَهُ فی عُنُقِه و نُخ٘رِجُ له یومَ القیامهِ کتاباً یَلقاهُ منشوراً این مرحله، محکوم به حکم مَلک رومان است که سلطان حس است و آنچه از حس سرزده، محکوم به حکم اوست؛ ولی صورت آن برزخی است…[۳]

 

۲٫      سلطان نفس: فرشته فتّان[فتنه گر]
“این مَلک، ممتحن اعمال قلبی است و سنگینی و سبکی انسان را می سنجد. می بیند آیا دارای ملکه حیاء، عفت و عدالت بوده یا خیر…[۴]

 

۳٫      سلطان عقل: فرشته بشیر و مُبشّر یا نکیر و منکر
“یکی دیگر ازسلاطین عالم برزخ که عظیم ترین سلاطین است، سلطان عقل است که به اعتبار مواجه شدنش با مومن که دارای عقاید حق صحیحه و واجد معارف الهیه است، بشیر و مبشر است و به اعتبار مواجه شدنش با منافق و کافر که دارای عقاید باطله و فاسده است، نکیر و منکر است[۵]

 

٭ تفصیل را در فایل صوتی بشنوید


[۱] ص۵۷

[۲] ص۵۷

[۳] ص۵٨

[۴] ص۵۹

[۵] ص۵۹

۱۰/ ۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب

دریافت صوت جلسه دهم«۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب» | «دریافت از پیوند کمکی»

جرعه‌ای از رشحات المعارف
جلسه دهم: حجاب‌های هفت‌گانه(۲)

سیر در آیات از ملک تا جبروت:

وقتی پی محبوبی می‌گردی، از “جای پایش” شروع می‌کنی؛ می‌روی از دور”شبح” اش را می‌بینی؛ جلوتر بروی،”بویش” را هم حس می‌کنی؛ تا به “او” می‌رسی.

از “جا پا” تا “خود محبوب”، آیات‌اند. “آیات ملکی” مثل طبیعت زیبا و کیهان و… شروع علائم است. “تمثال‌های برزخی”، آیات روشن‌تر است. “ملائک”، بیشتر او را نشان می‌دهند تا می‌رسی به “صادر اول” که برترین نمای اوست.

حجاب‌های هفت‌گانه:

همان که “حجاب” است از حیثی “آیه” است. چهار حجاب (ماده، مادی، برزخ، برزخی) گذشت.

۵. حجاب تقدّر:

از برزخ به ملکوت اعلی که برود، عالم فرشتگان است. آنجا جسم برزخی ندارند اما اندازه دارند.

۶. حجاب تحدّد :

بالاتر از ملکوت، عالم جبروت است. آنجا ولو محدودیت‌های قبل را ندارد؛ اما “هستی محدود” دارد. جبرائیل، هستی محض و نامحدود نیست.

۷. حجاب تقوّم:

به وجود برتری برسی که صدور اول باشد و مثل “سایه بی‌نهایت”، بی‌نهایت باشد؛ باز، سایه است؛ قیام و بودنش به صاحب خود است[۱].

قیامت نزدیک است!

اگر قرآن درباره قیامت دارد:”یرونه بعیدا و نراه قریبا: کفار دورش می‌بینند و ما(مومنین) نزدیکش”؛ این دوری و نزدیکی تایمی و تقویمی نیست.

اگر آیات قیامت در همین دنیایت را دیدی و از آن‌ها رد شدی، قیامت را می‌یابی؛ نزدیکِ نزدیک!

همین ویروس، بنظرت چند آیت و نشانه از قیامت را نمایان کرده است؟!

٭ تفصیل را در فایل صوتی بشنوید.

[۱] ر.ک:ص۵۰و۵۱

۰۹/ ۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب

دریافت صوت جلسه نهم«۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب» | «دریافت از پیوند کمکی»


جرعه‌ای از رشحات المعارف
جلسه نهم: حجابهای هفت گانه(۱)

اول یک مقدمه:

در فهم عارفان، “قرب” و نزدیکی به خداوند، با “علم حضوری” به اوست.

“بُعد” و دوری از خداوند هم چیزی جز “جهل” و فقدان یقین نیست.

 

در تعابیر دینی سه چیز داریم:

– اسلام: همین شهادتین گفتن و مسلمان شدن.

– ایمان: باور کردن و دل سپردن به حقایقی غیبی است. عقل ثابتش کرده اما مشاهده نشده است.

– ایقان: یقین پیدا کردن به آن حقایق است که درجه اعلی آن، یافتن و مشاهده قلبی آنهاست.

این همان منزلت مقرّبین است.

چهار حجاب بین ما خداوند:

خداوند اوج تجرد و بی‌حدی است. ما موجودی محدود و مادی هستیم. بین ما و خداوند چه حجاب‌هائی هست؟ و چگونه می‌توان آنها را درید؟

  1. خود ماده:
    اگر علم، قرب است؛ جهل و بی‌خبری، بُعد و حجاب است.
    شرط علم، حضور معلوم است. اشیاء مادی ، هیچ چیز درشان حضور ندارد. خودشان هم نزد خودشان حاضر نیست. یک کتاب از جلد خود خبر ندارد! از صفحه چندم خود بی‌خبر است!
    بدن ما، خودش و خودش اینچنین است. اگر می‌بینی از اجزایش خبر داریم بخاطر”روح” است نه بدن که ماده است[۱].
  1. متعلق به ماده(مادی):
    روح ما خود مجرد از ماده است و لایق علم حضوری، اما متعلق به بدن مادی شده است؛ این تعلق حجاب دوم است.
    “روح نسبت به تمام محسوسات مُلکی، مُدرِک [درک کننده] است، ولی عالم ماورای طبیعت را ادراک نمی‌‌کند؛ زیرا تعلق و بستگی به بدن ملکی دارد. اگر از این حجاب رست و تعلق به بدن ملکی را رها کرد، مُدرک محسوسات برزخی می‌شود[۲]
    رویا ساده‌ترین کاهش این تعلق است. خواب مصنوعی، خواب مغناطیسی یا مردن (اختیاری یا اضطراری) نمونه‌های دیگر ترک این تعلق است.
  1. بدن برزخی
    تازه روح از ماده ترک تعلق کند، در خواب و مکاشفه و… باز بدنی دارد؛ مادی نیست اما جسمانی است یعنی سه بعدی است و از سه جهت محدود است.
  1. تعلق به بدن برزخی
    غیر از خود آن بدن، تعلق آن هم حجاب است. “تا در بدن برزخی است و تعلق به آن دارد، مُدرک ماورای برزخ که عالم مثال یا عالم فوق عرش است نیست و محجوب از آن عالم است[۳]
    علی التشبیه چنانچه اینجا باید چشم بر نامحرم ببندی تا تعلق کم شود و ملکوتی شوی؛ اگر اهل مکاشفه هم شدی باید چشم بر حورالعین ببندی تا بالاتر روی!

راه طولانی است و سالک پُر تلاش می‌خواهد…

٭ تفصیل را در فایل صوتی بشنوید

[۱] ر.ک: ص۴۹و۵۰

[۲] ص۵۰

[۳] ص۵۰

۰۸/ ۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب

دریافت صوت جلسه هشتم«۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب» | «دریافت از پیوند کمکی»

جرعه‌ای از رشحات المعارف
جلسه هفتم: منزلت عزم

 

ربط بحث:

·         اعمال نسبتی با خدا دارند؛ که محضر و حضور حق ، آنها را بزرگ (همه گناهان) یا کوچک(همه عبادات) می‌کند.

·         نسبتی با خود دارند. باطن و غیب عمل و ظهور آن، مال این نسبت بود.

·         اعمال، نسبتی هم با عامل دارند. وقتی عمل، صورت غیبی دارد؛ تکرارش ، نفس انسان را به آن صورت غیبی در می‌آورد.یعنی ملکه شدن عمل، نفس را ملوّن به رنگ آن عمل می‌کند[۱]

 

وزیر کشورِ مملکت انسان؟

آیت الله شاه آبادی، عقل را “وزیر معارف” انسان می‌داند. چون خوب و بدها را می‌شناساند.

اما یافته او با “عزم” در انسان، ایجاد می‌شود. لذا عزم را:

-نظمیه و وزیر کشور انسان می‌خواند[۲]

-عزم را مناط انسانیت می‌خواند[۳]

از همین جا سرّ حرمت استماع موسیقی حرام و لهویات را بیان می‌کند: “یکی از اسرار حرمت استماع ملاهی و ساز و غنا این است که عزم انسانی را مختل می‌کند… اراده را از بین می‌برد و عزم را نابود می‌کند. بنابراین شرع مطهر اکیدا استماع غنا و حضور در مجالس لهو را ممنوع فرموده است؛ زیرا مناط انسانیت را از بین می‌برد[۴]

 

کشور وجودت را به وحدت برسان!

عزم، ملکات خوب و فاضله را در انسان راسخ می‌کند: شجاعت، سخاوت، عفت و عدالت.

وقتی همه اینها را برای “عبودیت” حق منظم کرد؛ کثرت را به وحدت می‌آورد. “حتی تکون أعمالی و اورادی کلها وردا واحدا و حالی فی خدمتک سرمدا[۵]” می‌فرماید:”همه این زحمات و کوشش‌ها از برای این است که عبادات و اخلاق از کثرت روبه وحدت نهد… صبر صفت بزرگی است، شجاعت صفت نیکی است، عفت صفت پسندیده‌ای است، ولی این صفات وقتی عظمت پیدا می‌کند که برای پرستش حق باشد. ستایش و پرستش او، صفات را بزرگ و با عظمت می‌کند. سرمایه این کمال انسانیت، عزم است[۶]

 

رسیدن به خلاقّیت ملکوتی

انسان صاحب عزم، که صفات عالی را در خود راسخ کرده؛ واجد صفت خلاقیت می‌شود.

شاه آبادی می‌فرماید:”اگر کسی دارای این ملکه شد، علاوه بر آن ثواب‌ها صفت خلاقیت پیدا می‌کند که می‌فرماید:”فیها ما تشتهیه الٲنفس وتلذُّ الٲعین” (در آنجا هر چه نفوس را بر آن میل و اشتهاست و چشم‌ها را شوق و لذت است؛ مهیاست) هر چه بخواهی فعلیت دارد… پس قصرها و باغ‌ها و نعمت‌های بهشتی مخلوق تو و صورت غیبیه عملت است …[۷]

 

٭ تفصیل را در فایل صوتی بشنوید.



[۱] ر.ک:ص۴۳

[۲] ص۴۳

[۳] ص۴۴

[۴] ص۴۴

[۵] دعای کمیل

[۶] ص۴۵

[۷] ص۴۷

۰۷/ ۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب

دریافت صوت جلسه هفتم«۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب» | «دریافت از پیوند کمکی»

جرعه‌ای از رشحات المعارف
جلسه هفتم: مراتب ظهور اعمال

آیت الله شاه آبادی(ره) این را کشف بزرگ محمدی(ص)خواند که: “جزا”، “خود عمل” است.

“وَجَدوا ما عَمَلوا حاضراَ[۱] همان که عمل کرده اند را حاضر می‌بینند”

“بَدا لهُم سَیئات ما کَسَبوا[۲] گناهانی که انجام دادند برایشان آشکار می‌شود”.

نکته کلیدی مراتب این ظهور است:

عمل، سه مرتبه دارد:

  1. پیکره ظاهری عمل: همین نماز ظاهری، همین انفاق کردن، همین باد به سینه انداختن و…
    ️این در همین دنیا و “عالم مُلک”، ظاهر و آشکار است.
  2. مرتبه خُلقی و نفسی عمل:
    کریم بودن مال نفس است و روح انفاق ظاهری است. خود بزرگ‌بینی همین طور، روح اعمال متکبرانه است و…
    این ملکوت عمل است. در برزخ آشکار می‌شود. دنیا نمی‌تواند آنرا کامل روشن کند. “برزخ” آشکارش می‌کند.
    کسی چشم ملکوتی داشت، حقیقتش را همین جا می‌بیند.
  3. مرتبه عقلی و ریشه عقیدتی عمل:
    آن کرامت نفس، ریشه در باوربه پستی دنیا و جاودانگی آخرت است. فراموشی عظمت خداوند است که منشأ تکبر می‌شود.
    این مرتبه از عمل در “قیامت” آشکار می‌شود. برزخ برای نمایان کردن باور کافی نیست.

آیت الله شاه آبادی می فرماید: “این کشف بزرگ خاتم الانبیاء است که می‌فرماید ای اهل عالم، بدانید وآگاه باشید که هرچیزی و هر عملی در عالم دو صورت دارد: ملکی و ملکوتی، شهودی و غیبی.

آنچه در ملک است، شهود می‌کنی؛ ولی آنچه در برزخ است از ملک غائب است و نمایش آن در دنیا میسر نیست؛ زیرا لامپ دنیا، کوچک و محدود به حدی است. تمام “احسانات ملکی”، در برزخ ظهور می‌کند. “معارف و قرب”، در ملکوت. زیرا برزخ، استعداد ظهور لامپ آن را ندارد. همچنان که لامپ دنیا برای ظهور حقایق برزخی کوچک است، لامپ برزخ هم برای نمایش معارف و قرب، کوچک است[۳].”

از همین جا معلوم می‌شود چگونه تکرار عمل بد، به کفر می انجامد. (عاقبه الذین اسائوا السوء ان کذبوا بآیات الله)…

می‌فرماید: “در اینجا میان تو و نظرت به صورت زیبای نامحرم، “نور” فاصله است؛ و در آنجا “نار” ! اینجا صورت زیبا است و در آنجا صورت زشت! در اینجا فعل و آرزو است به ملاقات و آرزوی وصال ؛ و در آنجا آرزوی بُعد و دوری است از شدت تنفر! چنان که می‌گویی: یا لیت بینی و بینک بُعد المشرقین فبئس القرین[۴]. همین خود عذاب است؛ ولی به محض چشم بر هم نهادن و به نامحرم نگاه نکردن و ترک این معصیت، خمیر مایه خلقت حور در بهشت است[۵]

٭ تفصیل مطلب را در فایل صوتی بشنوید.

[۱] کهف/۴۹

[۲] تحریم/۷

[۳] ص۳۹

[۴] زخرف/۳۸

[۵] ص۴۰

۰۶/ ۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب

دریافت صوت جلسه ششم«۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب» | «دریافت از پیوند کمکی»

جرعه‌ای از رشحات المعارف
جلسه ششم: معرفت نافعِ ظهور اعمال

اعمال در نسبت با معبود، به بحث حضور و محضر خداوند انجامید.

اعمال در نسبت با خود عمل به معرفت کلیدی ظهور اعمال می‌کشد.

خداوند “آتشنشان” است نه “آتشفشان”!

فهم عوامانه این است که گناهان ما، خدا را غضبناک می‌کند؛ او هم آتش می‌افروزد و گناهکاران را در آن می‌اندازد! بعد شبهه میشود: چرا نمی‌بخشد؟ چه لذتی از سوزاندن ما میبرد؟!

اما درک عارفان می‌گوید: آتش، خود گناه توست؛ تازه خداوند به بهانه‌های بسیار ، آتش‌های ترا خاموش کرده است. بیماری، بلاء، کار خوب، زمان‌ها و مکان‌های خوب بهانه آتشنشانی خداوند است. اما آتشفشانیِ نفس اماره ما دوباره آتش می‌افروزد!

آیت الله شاه آبادی می‌فرماید:” خیال نکنی که در آنجا به چوبت می‌بندند؛ چنین نیست. همین شراب و مال مردم است. الیوم تُج٘زی کُلُّ نَف٘س بما کَسَبَت٘ لا ظُل٘م َ ال٘یَومَ ٳنَّ الله سریعُ الحساب[۱]  امروز هرکس با کاری که انجام داده است، پاداش داده می‌شود. امروز هیچ ظلمی نیست. خداوند سریع الحساب است[۲]

کشف بزرگ محمدی(ص):

ظهور اعمال، کشف بزرگ دین خاتم است:”ٳنما تُج٘زو٘نَ ما کُنتُم تعملون[۳]  جز این نیست که فقط شما با آنچه انجام داده‌اید، مجازات میشوید”.

شاه آبادی(ره):” این کشف بزرگ خاتم الانبیاء است…[۴]

یک مثال: فحش چگونه عقرب میشود؟

  • انسان پنج حس ظاهری دارد و پنج حس باطنی. اولین حس باطن،”حس مشترک” است که همان لوح نف٘س است. محل اتصال حواس ظاهری با حواس باطنی است. شنیدنی‌ها، دیدنی‌ها و… آنجا میریزد.
  • اگر آنچه به حس مشترک رسیده ، یک “معنای جزئی” مثل کینه کسی، دوستی کسی باشد؛ حس باطنیِ “وهم” آنرا درک می‌کند.
  • اگر دارای یک صورت است(مثل تصویر کسی یا چیزی)، حس مشترک آنرا درک می‌کند.
  • حفظ کننده‌ی معانی جزئی، نامش “حافظه” است .
  • نگهبان صورت‌های جزئی هم نامش “خیال” است.
  • قوه‌ای هم که در اینها تصرف کرده و دست‌کاری می‌کند(مثل تصویر اسب را شاخ‌دار و بالدار می‌کند)، “قوه متصرفه” است.

️ حالا فرآیند تولد عقربِ فحش در بیان آیت الله شاه آبادی:

  • فحش دهنده، اراده کرده؛ حروف و کلمات را ترکیب و کلمه زشتی می‌سازد (بسته شدن نطفه فحش)
  • از دهان بیرون می‌اندازد. در امواج هوا حرکت می‌کند تا به گوش طرف می‌رسد و آنرا تحویل می‌گیرد.
  • حس مشترک طرف، آنرا به خیال منتقل می‌کند. (رسیدن به خزانه و رحم)
  • در محفظه خیال طرف، پرورش می‌یابد.
  • حالا قوه وهم، آنرا درک می‌کند و آن معنا، گرفته جان میگیرد. مثل یک بچه عقرب میشود و طرف را می‌گزد!
  • سوزش دل او نشانه تولد این عقرب است. هرچه یادش آمد، آن عقرب بزرگ‌تر میشود و بیشتر زهر میریزد.

“سرمایه و خمیر مایه و نطفه عقرب ملکوتی فحش دهنده همین است[۵]“.

٭ تفصیل مطلب را در فایل صوتی بشنوید

[۱] سوره غافر آیه ۱۷

[۲] ص۳۹و۴۰

[۳] تحریم/۷

[۴] ص۳۹

[۵] ص۳٨

۰۵/ ۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب

دریافت صوت جلسه پنجم«۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب» | «دریافت از پیوند کمکی»

جرعه‌ای از رشحات المعارف
جلسه پنجم: میقات حضور/ فراز و نشیب انسان.

میقات حضور؟

از علم نافع درک حضور و محضر حق گفتیم؛ که عصمت‌ساز است.

درباره “محضر” نکاتی عرض شد. حالا کمی درباره “حضور” بیاندیشیم. حضور دیدن حق است. “میقات” و محل این مشاهده و ملاقات کجاست؟

عارف کامل شاه آبادی(ره) می‌فرماید:
“ارض انسان، میقات برای لقای حق است[۱]“. یعنی چه؟!

آدرس این میقات؟

یک مثال قرآنی:

خورشید که سر میزند/ نور می‌پراکند/ بالای ابرها(قلمرو خورشید)، هیچ سایه‌ای نیست/ اما دورتر از آن، نزد ما، اجسامی هستند که “نور را بریده و محدود می‌کنند”/سایه‌ها پدید می‌آید/ از یک دشت تا شهر با کثرت محدود کننده‌ها، سایه بیشتر و بیشتر می‌شود.

اما خورشید و نورش، علت سایه‌هاست. سایه هیچ نیست الا “حدود محدودیت نور”(تأمل کنید)

آیت الله شاه آبادی به آیه ۴۵فرقان توجه می‌دهد: “آیا ندیدی چگونه پروردگارت، سایه را گسترده ساخت و اگر می‌خواست آن را ساکن قرار می‌داد؛ سپس خورشید را بر آن دلیل قرار دادیم”.

ایشان این “ظل ممدود”(سایه‌کش آمده) را عالم اشیاء و ماهیات می‌خواند:”بر رئوس ماهیات عوالم وجود از اول ظهور کشیده؛ از سمای مشیت تا تنزل کرده به ارض انسان[۲]“.

قلمرو خورشید، عالم ذات و اسماء الهی است که نور وجود نامحدود است. محدود و مقید شدن نور وجود، ماهیات متکثر آفریده؛ سایه، جمادیت، حیوانیت، انسانیت و… است، که نور وجود آشکارشان کرده است.

می‌فرماید:”انسان دور ترین سلاسل موجودات است؛ ولی دورش نکرده که دورش اندازد؛ بلکه دورش ساخته تا از طریق عشق و اطاعت نزدیکش کند. پس، از ارض انسانیت، دخول در سمای ترقی است. ارض انسان، میقات برای لقای حق است؛ زیرا فقط انسان است که می‌تواند حق را بیابد و تمام توجهش به معبود معطوف شود.[۳]

در آمدن از حجاب و درک حضور:

چگونه اگر سایه، توانست حد و محدودیت خود را باز کند به وادی نور می‌رسد؟! اشیاء هم چنین‌اند!

لکن فقط انسان می‌تواند این سلوک را داشته باشد:”پاره کردن حُجُب فقط کار انسان است نه حیوان. میمون، میمون است اگر چه هزارها سال بر او بگذرد… تنها انسان است که می‌تواند قید و بند جمادی و نباتی و حیوانی را پاره کند و شایسته لقای حق شود[۴]

“یک گروه مُعرض از حقیقت و مُخلّد در ارض طبیعت و مصداق “لکنَّه ٲخ٘لَدَ الی الارضِ و اتّبَعَ هَواه[۵]” [او به طبیعتِ پست گرایید و از هوای نفس پیروی کرد] هستند. دسته دیگر کسانی هستند که شایسته نام انسانیت‌اند و با قدم اطاعت، محبت و عشق متوجه مولا شده‌اند. این دسته پشت به طبیعت و رو به حقیقت در قوس صعود حرکت می‌کنند؛ چنان که می‌گویند “قولا و عملا” که نماز، روزه، حج و سایر عبادات را برای رضای تو انجام می‌دهیم:”ٳنَّ صلاتی و نُسُکی و مَحیایَ و مَماتی لله ربِّ العالَمین[۶]” [به راستی نماز و تمام عبادات من و زندگی و مرگ من همه برای پروردگار جهانیان است]. چنین کسی رو به خداست و مورد عنایت واقع می‌شود و قیود و حجاب‌های گوناگون را پاره میکند[۷]

٭تفصیل را در فایل صوتی بشنوید

[۱] ص۲۲

[۲] ص۲۲

[۳] ص۲۲

[۴] ص۲۳

[۵] اعراف-۱۷۶

[۶] انعام-۶

[۷] ص۲۳

۰۴/ ۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب

دریافت صوت جلسه چهارم«۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب» | «دریافت از پیوند کمکی»

 جرعه ای از رشحات المعارف
جلسه چهارم: فطرت‌های چهارگانه احترام حاضر

شب تولد جواد الائمه(ع) است. به شخصی که از ایشان نصیحت خواست فرمود: بدانکه هرگز از چشم خداوند خالی نیستی! حالا ببین چگونه باشی؟![۱].

این همان راهکار و شاهکار تربیتیِ دادنِ درک محضر در سیره اهل‌بیت است.

آیت الله شاه آبادی چهار جلوه برای این حاضر در فطرت می‌شمارد؛ که احترام و رعایت می‌آورد:

  1. حاضری که مُنعم ماست. محضر منعم، محترم است.

اگر سر سفره کسی باشی، حتی او را هم نبینی، رعایت محضر آن سفره و مهمانی می‌کنی.

“چه می‌گویی وقتی سؤال فرمود: آیا حضور حاضر یا حضور منعم محترم نبود؟! یا حاضر و منعم نبودم[۲]؟!”

  1. حاضری که مقتدر است. محضر مقتدر، محترم است.

این رعایت حتی در حیوانات هم هست. در حضور مقتدر از خود مودب‌اند!

حال، درک محضر کسی که همه قدرت‌ها از اوست، چه باید باشد؟

“اگر پروردگار سبحانه و تعالی بپرسد که چگونه معصیت و نافرمانی مرا جایز شمردی و روا داشتی و حال آنکه حضور مقتدر محترم است، چه جواب می‌دهی؟[۳]

  1. حاضری که کامل است. محضر کامل، محترم است.

استادی در علم و هنر وقتی حاضر است در آن عرصه شاگرد و عامی رعایت احترام و ادب می‌کند.

اصلا تفاوت جایگاه‌های اجتماعی افراد نزد مردم بخاطر همین حکم فطری است که کامل در نظر فطرت، محترم‌تر است[۴]

آیا هر کمالی از خدانیست؟! “آیا سزاوار است در حضور چنین کاملی نافرمانی کردن؟! با اینکه لزوم احترامش، حکم فطرت است[۵]

  1. حاضری که محبوب است. محضر محبوب، محترم است.

در معشوق‌های زمینی هم چنین است که در حضور و محضر او، عاشق در شدت رعایت است. در کلمات و حرکاتش شدت دقت را دارد.

جالب اینکه این رابطه، به دیگران هم محضر می‌دهد. محبی که با محبوب خود تلفنی حرف میزند؛ ما، بین آنها نیستیم، اما حال مراعات محب، مارا هم محضر می‌دهد، متوجه می‌کند و به آن محبوب جلب می‌کند.

سردار دل‌ها در کرملین اذان گفت و به نماز ایستاد؛ مقامات روسیه را خیره کرد و تحت تأثیر برد.

نسبت سه‌گانه گناه:

  • نسبت به خود عصیان
  • نسبت به عاصی و گناهکار
  • نسبت به معبود
    نسبت به معبود همه گناهان، کبیره‌اند چون مغایر با فطرت حضور حاضر است.[۶]

٭ تفصیل را در فایل صوتی بشنوید

[۱] تحف العقول

[۲] ص۳۳

[۳] ص۳۳

[۴] ص۳۴

[۵] ص۳۵

[۶] ص۲۹