بایگانی برچسب: s

دو توصیه قرآنی در شرایط جنگ خارجی و آشوب آفرینی داخلی

  1. خُذُوا حِذرَکُم!
    «حِذْر» به معنی بیداری و آماده باش و مراقبت در برابر خطر است. گاهی به معنای وسیله ای که به کمک آن با خطر مبارزه می شود نیز آمده است.
    قرآن دو جا دستور «خُذُوا حِذرَکم» و آماده باش کامل دارد:
    ۱. در مقابل دشمن خارجی درونِ جنگ؛ حتی در نماز هم می فرماید: «و لْیَأخُذُوا حِذْرَهُم و أسْلِحَتَهُم»: باید اسلحه و مراقبت خود را برگیرند! (۱٠۲نساء)
    ۲. در مقابل منافقان داخلی، در هنگام یک مصیبت! «و إنَّ مِنکُمْ لَمَن لَّیُبَطِّئَنَّ فَأنْ أصابَتْکُم مُصیِبَه…: در میان شما کسانی هستند که در موقع پیش آمدن مصیبتی، دیگران را به کُندی و سستی می کشانند…» درباره اینها هم دستورْ «خُذُوا حِذرَکم» است.(۷۱و۷۲نساء)
    اسلحه مقابل دشمن خارجی، مراقبت از توطئه های داخلی!
    خطوط حرکت را قانون اساسی روشن کرده، پشتوانه و ناظر اجرای درست آن، ملت رشید ایران است. حرف از ایده دیگر یا تنزل از آن با مراقبت عمومی مردم باید ابطال شود.
  2. سکینت مقابل حمیّت!
    سکینه، وقار و آرامشی مومنانه است، که بستره انجام درست تکالیف مومنانه و جلوگیری از ترس و تفریط یا تهور و افراط می شود.
    ۶بار در قرآن آمده، ۳ بارش در سوره فتح است. یکبارش مقابل «حمیّت جاهلی» است.
    حمیّت جاهلی، «داغی و تندی و تعصب کور» ی است که مثلا در حدیبیه سر نوشتن لقبِ «رسول الله» برای پیامبر(ص) در قرارداد گیر می داد! و…
    مقابل این داغی و تعصب کور، قرآن «سکینه» بر پیامبر(ص) و مومنان نازل کرد:
    «اذ جعل الذین کفروا فی قلوبهم الحمیّه حمیّه الجاهلیه فأنزل الله سکینته علی رسوله و علی المومنین و الزمهم کلمه التقوی و کانوا أحق بها و اهلها…:  هنگامی که کافران در دلهای خود خشم و تعصب کور جاهلی داشتند، در مقابل خداوند آرامش و سکینه خود را بر پیامبرش و مومنان نازل کرد و آنها را به حقیقت تقوا ملزم ساخت و آنان از هرکس شایسته تر و اهل آن بودند»
    این حمیّت و تعصب کور با جنگ رسانه ای دشمن روزهای قبل توسط عده ای علیه #رهبر_شهید در خیابان و دانشگاه شکل گرفت!
    زیر بمباران ها و «امکان سازی ها» برای گروه های تجزیه طلب، دوباره هنگام خبر شهادت، در شادی و هلهله ی برخی نمود یافت و حتماً این شبها دوباره ساخته می شود!

آن «حذْر» و مراقبت در این رویارویی با «سکینه» مقابل «حمیّت» باید بروز کند.
مراقب جرقه اول خشونت داخلی و کمک به جنگ داخلی باشیم!
«کلمه تقوا»، یعنی «تجسم پروا در برابر یک حقیقت مهم»!
پروا داشتن از «موفقیت طرح دشمن و جنگ داخلی و تجزیه ایران»، چیزی است که مومنانِ صاحبِ سکینت باید بدان مُلزم باشند. آنها شایسته تر بدان و اهل این خویشتن داری و پروا برای اسلام و ایران اند و هیچ وقت نباید خود را با طرف مقابل و اهل تعصب و جهل مقایسه کنند.
البته حضورهای میلیونی و متراکم جرأت جسارت از جاهلان می گیرد.

محسن قنبریان ۱۰اسفند۱۴۰۴

بخاطر امیدی آنی، ایمانی باقی را فانی نکنیم!

شوک مصائب ناگهانی و بزرگ، برخی از جبهه حق را نگران می کند.

«تقاضای امید آفرینی» که بالا می گیرد، از هرچیزی برای «خَلق امید» استفاده می شود؛ از ابجد و عدد تا تطبیق و توقیت؛ به روش اَخباری یا کشفی و ذوقی و حتی تفلسف و…!

 

در همین ۲۴ساعت گذشته از شهادت رهبر انقلاب، حجم زیادی از این امیدآفرینی ها با انگاره های «نزدیک شدن فرج و ظهور» تا باز تولید یا تعمیم برخی مفاهیم خاص (از ثارالله و باب الله تا نفس زکیه و…) شکل گرفته است!

غافل از اینکه آن «ریزش امید» و «تقاضای کاذب»، خود محصول تطبیق ها و توقیت هایی که از این و آن و حتی برخی بزرگان نقل شده بود و این «انگاره» را در ذهن درصدی از مومنان تثبیت کرده بود که «پرچم توسط سیدعلی به امام زمان می رسد» !

حال که چیز دیگر رقم خورد، «حیرت» و «وحشت» در آن دلها افتاد و «تقاضای کاذب امید» به بازتولید آن چرخه واداشته است!

شهادت سید حسن هم همین را برای درصد بالایی از نیروهای حزب الله _که چنین مصرفی در رژیم معنوی شان زیاد است_ پدید آورد، چون قطعی گرفته بودند: «با ایشان در بیت المقدس نماز می خوانند»!

 

روایات منعِ از «توقیت» (وقت گذاری برای فرج)، به خاطر همین «ایمان سوزی» هاست!

حتی اگر آن کشفْ کامل و تطبیقْ بی نقص بوده باشد، «بداء»(تغییر تقدیر) در تدبیر الهیِ عالم، پر تکرار است و «خدا در هیچ چیز مثل بداء پرستش نمی شود»!

با این حساب چرا بخاطر مصلحتی زودگذر بلکه تقاضایی کاذب، ایمانی مستمر از جامعه سوزانده شود؟!

 

منطقِ «أولَسْنٰا عَلَی الحق» (آیا ما برحق نیستیم[۱]؟!)، منطق عاشوراست.

مهم آن است که در جانب درست تاریخ باشی و به وظیفه ات عمل کنی؛ نه حتما قول و قراری از خداوند گرفته باشی!

«اعتماد به وعده های کلیِ الهی» مثل سنت انتصار (إن تنصر الله ینصرکم) و… برای امید کافی نیست؟! حتما باید سروشی غیبی خبری از «نتیجه» بیاورد؟!

 

اساساً ایمان در ذات خودش «نوعی تعلیق» و پا در هوایی دارد!

پایش روی «سنگ سفت علم و برهان» و «دستش آویزان آسمانِ امداد» است.

مثلا صدقه، حتماً کامل (بلکه مضاعف) برمی گردد (یوف الیکم) اما کی و چگونه؟! معلومش نمی کند تا «ایمان» باشد، نه «ربا» و نه «قمار»!

نصرت الهی حتما در صورت درستی عمل و نیت می رسد؛ اما بسا صدای مومنان به «متی نصرالله» (پس یاری کجاست؟!) بلند شود؟!

اینجور جمع مومنان به «مُنِعتِ السماء[۲]» (بسته شدن امداد آسمانی) توجه می کنند، «عمل» خود را بازبینی می کنند، «رخنه» و «خلل» در «نیت» یا «شکل عمل» را چک می کنند و «اضطرار» می یابند و «استغاثه» می کنند تا به «نتیجه» برسند!

آن «دلْ قرص کردنهای کاذب» با «اِخبار قطعی» این «روح ایمان» را می گیرد.

تقاضای کاذب در هر حادثه چرخه را بازتولید می کند و ایمان بیشتری می سوزاند!

 

در اینباره گوش دهید!

 

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱۲/۱۱

[۱] پاسخ علی اکبر(ع) به مکاشفه سیدالشهدا(ع) که صدای هاتفی شنید که می گوید: این کاروان را مرگ تعقیب می کند!  و حضرت آیه استرجاع خواند و علی اکبر(ع) چنین عرضه داشت.

[۲] فقره ای از استغاثه به امام زمان (ع)

خامنه ای، خود جمهوری اسلامی بود!

به کسانی که به خاطر برخی کاستی ها، تحت تاثیر دشمنان، از جمهوری اسلامی و خامنه ایِ عزیز کدورت گرفتند، بگویید:

خامنه ای خودِ جمهوری اسلامی بود!

 

زندگی ساده و درویشی اش، به جای اشرافیتِ کسانی که دل زده تان کردند!

کشته شدن عزیزانش در کنار او، کفاره ی آقازاده بازی و داماد بازی و خارج نشینیِ آنها که رنجاندند!

خون پاکش، نشانِ «صدق عهدش» با خدا نشد؟!

 

«مردمی» و «الهی» ماندنِ چه کسی بیشتر از او نشان می داد: نظام ما هنوز، «جمهوری اسلامی» است؟!

زیِّ چه کسی بیشتر از او نشان می داد: ذاتِ «جمهوری اسلامی» آلوده خائنان و دنیاطلبان نشده است؟!

 

شهید خامنه ای:

«خلاصه جمهوری ما دو کلمه است: خدا و مردم»!

عزیزان این دو تمام نمی شود!

این شهادت، سند حقانیتِ جمهوری اسلامی ایران شد؛ تلاش کنیم وجه آشتیِ قهر کرده ها هم بشود!

«اتحاد» و «حضور در صحنه»، امروز فریضه است.

 

شهادت، تولد است؛ دوباره فجر ۵۷!

 

محسن قنبریان ۱۰اسفند ۱۴۰۴

کسی به ملت رشید ایران تسلیت نگوید؛ آنها خود تنها تسلیّ اند!

به غیر از بقیه الله الاعظم(عج) دو جمله امام امت، تسلیت این داغ بزرگ است:

۱. «ملت ایران از مردم حجاز رسول الله(ص)  و مردم کوفه ی امیرالمومنین(ع) بهتر و وفادارترند»

پس برای هزارمین بار ثبات خود را ثابت و نشان خواهند داد دچار «انقلبتم علی اعقابکم» نمی شوند!

۲. «حفظ نظام جمهوری اسلامی از اعظم فرائض و از جان یک نفر _حتی امام زمان_ مهمتر است»!

به تعبیر شهید خامنه ای: «نظام اسلامی، نظام اشخاص نیست، نظام ارزشهاست»

پس در این لحظه حساس و چشمِ طمع متجاوزان، بزرگترین برتری خود از مردم مدینه و کوفه را نشان خواهد داد و نظام اسلامی را بین دهان گرگ ها حفظ خواهد کرد.

محسن قنبریان ۱۰اسفند۱۴۰۴