بایگانی برچسب: s

تبیینِ خون!

آیا آنچه را بمباران فردو نساخت، خونِ #رهبر_شهید می سازد؟!

 

طرح مساله

آمریکای پیشاترامپ هم با عدم پایبندی به تعهدات متقابل برجام نشان داده بود از مصادیق واضح «ائمه کفر» است که به تعبیر قرآن «لاٰ أیْماٰنَ لَهُم» (عهد و پیمان ندارند) می باشند.

اما ترامپ با خروج از برجام و اصرار بر انجام تعهدات بیش از برجام به ایران، در واقع تسلیم مطلق می خواست.

این در فرهنگ علوی «پرستش» نام گرفته است:

« آن که حق کسی که حق متقابل را ادا نمی کند بپردازد، او را پرستش کرده است» (من قضیٰ حقَّ مَن لایقضی حقَّه فقدْ عبَده[۱])

دو بار تجاوز و حمله نظامی در حین مذاکره دو مساله را قابل بررسی کرده:

۱. توافق به هرقیمت (همان تسلیم)!

۲. خودِ مذاکره ی دوباره (تکرار سناریوی قبل)!

 

نظر مردم درباره اولی

به لحاظ دینی که بیان شد، اما نظر مردم ایران درباره «توافق به هر قیمت»  چیست؟!

پیمایش متا در اسفند۱۴۰۱ نشان می دهد ۵۸/۲٪ مردم ایران قائلند: «مسئولان کشور در انجام مذاکره با آمریکا و کشورهای غربی باید از تصمیمات و سیاستهای مهم کشور به هیچ وجه کوتاه نیایند حتی اگر نتوانند به توافق مورد نظر دست یابند»!

سهمی از این نظر شاید به خاطر «تجربه برجام» باشد. پس سازش و تسلیم، قطعا نظر اکثریت مردم نیست[۲].

 

اما خودِ مذاکره!

اقلا تا شهریور۱۴۰۴ _یعنی پس از فریب کاری آمریکا و حمله نظامی به فردو در حین مذاکرات_ ۳۲/۹٪ ایرانیان «به طور کلی» مذاکره را به نفع کشور و ۴۰/۲٪ «فقط با حفظ شروط» ، مذاکره را بهتر می دانستند[۳]!

سرجمع «اصل مذاکره» ، نه توافق به هر قیمت و تسلیم، گزینه مطلوب مردم بوده است!

 

نظر رهبر شهید

در اندیشه انقلاب اسلامی، رهبری هم مربی و هدایت گر جامعه به صلاح خویش است؛ و هم منتخب آنها و «درچارچوب اسلام و قانون اساسی»، تابع «نظر جمع بندی شده» آنها ست.

از اینجا بود که «قول» و «تقریر» رهبر شهید برای برخی معما می شد:

از طرفی نفْس مذاکره با آمریکا را «مضرّ» ، « غیر شرافتمندانه» و… می خواند!

از طرف دیگر نمی شد همه ادوار مذاکره را «تحمیلِ مسئولان» به ایشان تحلیل کرد!

جمع این دو در رهبری حکیمانه و مردم سالار ایشان این بود که:

«وجه صلاح» (عدم مطلق مذاکره) را بیان و «امکان سازی» برای آن را تدبیر کند.

هم زمان «به قدر امکان موجود» بهترین تصمیم عملی را برای کشور بگیرد.

لذا در «عین ایستادن بر اصول قطعیِ استقلال و عدم سازش» _که نظر قاطع مردم هم بود(پیمایش اول)_ از «دولتهای مذاکره» هم حمایت می کرد. (که هم منتخب مردم و هم نظر مردم بود/ پیمایش دوم).

 

سئوال اساسی در شرایط جاری

حال تأمل اصلی در این است که:

آیا دو بار تجربه فریبکاری آمریکا و حمله در حین مذاکره، این هوشیاری را پدید آورده که «خودِ مذاکره»، مضرّ و پوشش و فریب است؟!

به تعبیر دیگر آنچه بمباران فردو تبیین نکرد را آیا خون رهبرشهید و دخترکان بی گناه تبیین می کند؟!

آیا خون رهبر شهید، «امکان تازه» در افکار عمومی ساخته است؟!

 

یک تفاوت مهم

یک تفاوت اساسی  بین شرایط جاری و تجاوز قبلی آمریکا هست که به حل مساله کمک می کند:

حتی بعد بمباران فردو  شاید برخی جز مذاکره، چاره ای نمی شناختند! یعنی «دوگانه جنگ یا مذاکره» بر ذهنشان حاکم بود؛ طبعاً مذاکره _ولو بی ثمر_ را از جنگ ترجیح می دادند!

اما این بار رسماً در جنگ و حمله گسترده آمریکا هستیم؛ آنچه نقطه فرار بوده الان واقع شده است.  در چنین حالتی مذاکره،  قطعا تسلیم بی قید شرط است که «نه خدا»  و «نه مردم»  نمی پذیرند.

شهادت رهبر شهید، امکان تازه ای ساخته است؛ که بدون شروع به جنگ در جنگی قرار گرفته ایم که یا با استقامت وارد «بلوک ابرقدرتی» می شویم یا در «جنگ وجودی»، «کف استقلال ایران» را از دست می دهیم!

 

تبیین خون رهبر شهید رساندن قاطبه جامعه ایرانی به این نظر جمع بندی شده است که «نفس مذاکره با آمریکا» مثل «توافق به هر قیمت و تسلیم» او شدن است.

 

توافق پایان جنگ!

جنگ ها معمولا به «ریشه کنی یک طرف» تمام نمی شود و با توافقی به سرانجام می رسد.

ثمره تبیین خون یاد شده این است که توافق پایان جنگ:

اولاً: با «مجمع بین المللی» باشد نه متخاصم!

ثانیاً: سر نقطه «تعهد عدم تجاوز» باشد نه مسائل قبلی (هسته ای و…).

ثالثاً: این بدون ضربه کاری در جنگ ممکن نیست.

رابعاً: «ضمانت کافی و عملیِ» آن بیش از پیمان ها و نوشته ها باشد که عهد شکن التزامی بدان ندارد.

«خروج کامل آمریکا از منطقه» تنها ضمانت عملی به نظر می رسد.

 

اگر آن خون پاک این «تبیین عمومی» و «تدبیر حکومتی» را نکند، آن را هدر داده ایم!

 

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱۲/۱۲

[۱] حکمت ۱۶۴

[۲] البته ۳۱/۵٪ نظرشان توافق ولو به قیمت کوتاه آمدن از سیاستهای مهم کشور بود!

[۳] فقط ۱۸٪ مخالف مطلق مذاکره و آنرا مضر می دانستند!

دو توصیه قرآنی در شرایط جنگ خارجی و آشوب آفرینی داخلی

  1. خُذُوا حِذرَکُم!
    «حِذْر» به معنی بیداری و آماده باش و مراقبت در برابر خطر است. گاهی به معنای وسیله ای که به کمک آن با خطر مبارزه می شود نیز آمده است.
    قرآن دو جا دستور «خُذُوا حِذرَکم» و آماده باش کامل دارد:
    ۱. در مقابل دشمن خارجی درونِ جنگ؛ حتی در نماز هم می فرماید: «و لْیَأخُذُوا حِذْرَهُم و أسْلِحَتَهُم»: باید اسلحه و مراقبت خود را برگیرند! (۱٠۲نساء)
    ۲. در مقابل منافقان داخلی، در هنگام یک مصیبت! «و إنَّ مِنکُمْ لَمَن لَّیُبَطِّئَنَّ فَأنْ أصابَتْکُم مُصیِبَه…: در میان شما کسانی هستند که در موقع پیش آمدن مصیبتی، دیگران را به کُندی و سستی می کشانند…» درباره اینها هم دستورْ «خُذُوا حِذرَکم» است.(۷۱و۷۲نساء)
    اسلحه مقابل دشمن خارجی، مراقبت از توطئه های داخلی!
    خطوط حرکت را قانون اساسی روشن کرده، پشتوانه و ناظر اجرای درست آن، ملت رشید ایران است. حرف از ایده دیگر یا تنزل از آن با مراقبت عمومی مردم باید ابطال شود.
  2. سکینت مقابل حمیّت!
    سکینه، وقار و آرامشی مومنانه است، که بستره انجام درست تکالیف مومنانه و جلوگیری از ترس و تفریط یا تهور و افراط می شود.
    ۶بار در قرآن آمده، ۳ بارش در سوره فتح است. یکبارش مقابل «حمیّت جاهلی» است.
    حمیّت جاهلی، «داغی و تندی و تعصب کور» ی است که مثلا در حدیبیه سر نوشتن لقبِ «رسول الله» برای پیامبر(ص) در قرارداد گیر می داد! و…
    مقابل این داغی و تعصب کور، قرآن «سکینه» بر پیامبر(ص) و مومنان نازل کرد:
    «اذ جعل الذین کفروا فی قلوبهم الحمیّه حمیّه الجاهلیه فأنزل الله سکینته علی رسوله و علی المومنین و الزمهم کلمه التقوی و کانوا أحق بها و اهلها…:  هنگامی که کافران در دلهای خود خشم و تعصب کور جاهلی داشتند، در مقابل خداوند آرامش و سکینه خود را بر پیامبرش و مومنان نازل کرد و آنها را به حقیقت تقوا ملزم ساخت و آنان از هرکس شایسته تر و اهل آن بودند»
    این حمیّت و تعصب کور با جنگ رسانه ای دشمن روزهای قبل توسط عده ای علیه #رهبر_شهید در خیابان و دانشگاه شکل گرفت!
    زیر بمباران ها و «امکان سازی ها» برای گروه های تجزیه طلب، دوباره هنگام خبر شهادت، در شادی و هلهله ی برخی نمود یافت و حتماً این شبها دوباره ساخته می شود!

آن «حذْر» و مراقبت در این رویارویی با «سکینه» مقابل «حمیّت» باید بروز کند.
مراقب جرقه اول خشونت داخلی و کمک به جنگ داخلی باشیم!
«کلمه تقوا»، یعنی «تجسم پروا در برابر یک حقیقت مهم»!
پروا داشتن از «موفقیت طرح دشمن و جنگ داخلی و تجزیه ایران»، چیزی است که مومنانِ صاحبِ سکینت باید بدان مُلزم باشند. آنها شایسته تر بدان و اهل این خویشتن داری و پروا برای اسلام و ایران اند و هیچ وقت نباید خود را با طرف مقابل و اهل تعصب و جهل مقایسه کنند.
البته حضورهای میلیونی و متراکم جرأت جسارت از جاهلان می گیرد.

محسن قنبریان ۱۰اسفند۱۴۰۴

بخاطر امیدی آنی، ایمانی باقی را فانی نکنیم!

شوک مصائب ناگهانی و بزرگ، برخی از جبهه حق را نگران می کند.

«تقاضای امید آفرینی» که بالا می گیرد، از هرچیزی برای «خَلق امید» استفاده می شود؛ از ابجد و عدد تا تطبیق و توقیت؛ به روش اَخباری یا کشفی و ذوقی و حتی تفلسف و…!

 

در همین ۲۴ساعت گذشته از شهادت رهبر انقلاب، حجم زیادی از این امیدآفرینی ها با انگاره های «نزدیک شدن فرج و ظهور» تا باز تولید یا تعمیم برخی مفاهیم خاص (از ثارالله و باب الله تا نفس زکیه و…) شکل گرفته است!

غافل از اینکه آن «ریزش امید» و «تقاضای کاذب»، خود محصول تطبیق ها و توقیت هایی که از این و آن و حتی برخی بزرگان نقل شده بود و این «انگاره» را در ذهن درصدی از مومنان تثبیت کرده بود که «پرچم توسط سیدعلی به امام زمان می رسد» !

حال که چیز دیگر رقم خورد، «حیرت» و «وحشت» در آن دلها افتاد و «تقاضای کاذب امید» به بازتولید آن چرخه واداشته است!

شهادت سید حسن هم همین را برای درصد بالایی از نیروهای حزب الله _که چنین مصرفی در رژیم معنوی شان زیاد است_ پدید آورد، چون قطعی گرفته بودند: «با ایشان در بیت المقدس نماز می خوانند»!

 

روایات منعِ از «توقیت» (وقت گذاری برای فرج)، به خاطر همین «ایمان سوزی» هاست!

حتی اگر آن کشفْ کامل و تطبیقْ بی نقص بوده باشد، «بداء»(تغییر تقدیر) در تدبیر الهیِ عالم، پر تکرار است و «خدا در هیچ چیز مثل بداء پرستش نمی شود»!

با این حساب چرا بخاطر مصلحتی زودگذر بلکه تقاضایی کاذب، ایمانی مستمر از جامعه سوزانده شود؟!

 

منطقِ «أولَسْنٰا عَلَی الحق» (آیا ما برحق نیستیم[۱]؟!)، منطق عاشوراست.

مهم آن است که در جانب درست تاریخ باشی و به وظیفه ات عمل کنی؛ نه حتما قول و قراری از خداوند گرفته باشی!

«اعتماد به وعده های کلیِ الهی» مثل سنت انتصار (إن تنصر الله ینصرکم) و… برای امید کافی نیست؟! حتما باید سروشی غیبی خبری از «نتیجه» بیاورد؟!

 

اساساً ایمان در ذات خودش «نوعی تعلیق» و پا در هوایی دارد!

پایش روی «سنگ سفت علم و برهان» و «دستش آویزان آسمانِ امداد» است.

مثلا صدقه، حتماً کامل (بلکه مضاعف) برمی گردد (یوف الیکم) اما کی و چگونه؟! معلومش نمی کند تا «ایمان» باشد، نه «ربا» و نه «قمار»!

نصرت الهی حتما در صورت درستی عمل و نیت می رسد؛ اما بسا صدای مومنان به «متی نصرالله» (پس یاری کجاست؟!) بلند شود؟!

اینجور جمع مومنان به «مُنِعتِ السماء[۲]» (بسته شدن امداد آسمانی) توجه می کنند، «عمل» خود را بازبینی می کنند، «رخنه» و «خلل» در «نیت» یا «شکل عمل» را چک می کنند و «اضطرار» می یابند و «استغاثه» می کنند تا به «نتیجه» برسند!

آن «دلْ قرص کردنهای کاذب» با «اِخبار قطعی» این «روح ایمان» را می گیرد.

تقاضای کاذب در هر حادثه چرخه را بازتولید می کند و ایمان بیشتری می سوزاند!

 

در اینباره گوش دهید!

 

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱۲/۱۱

[۱] پاسخ علی اکبر(ع) به مکاشفه سیدالشهدا(ع) که صدای هاتفی شنید که می گوید: این کاروان را مرگ تعقیب می کند!  و حضرت آیه استرجاع خواند و علی اکبر(ع) چنین عرضه داشت.

[۲] فقره ای از استغاثه به امام زمان (ع)

خامنه ای، خود جمهوری اسلامی بود!

به کسانی که به خاطر برخی کاستی ها، تحت تاثیر دشمنان، از جمهوری اسلامی و خامنه ایِ عزیز کدورت گرفتند، بگویید:

خامنه ای خودِ جمهوری اسلامی بود!

 

زندگی ساده و درویشی اش، به جای اشرافیتِ کسانی که دل زده تان کردند!

کشته شدن عزیزانش در کنار او، کفاره ی آقازاده بازی و داماد بازی و خارج نشینیِ آنها که رنجاندند!

خون پاکش، نشانِ «صدق عهدش» با خدا نشد؟!

 

«مردمی» و «الهی» ماندنِ چه کسی بیشتر از او نشان می داد: نظام ما هنوز، «جمهوری اسلامی» است؟!

زیِّ چه کسی بیشتر از او نشان می داد: ذاتِ «جمهوری اسلامی» آلوده خائنان و دنیاطلبان نشده است؟!

 

شهید خامنه ای:

«خلاصه جمهوری ما دو کلمه است: خدا و مردم»!

عزیزان این دو تمام نمی شود!

این شهادت، سند حقانیتِ جمهوری اسلامی ایران شد؛ تلاش کنیم وجه آشتیِ قهر کرده ها هم بشود!

«اتحاد» و «حضور در صحنه»، امروز فریضه است.

 

شهادت، تولد است؛ دوباره فجر ۵۷!

 

محسن قنبریان ۱۰اسفند ۱۴۰۴

نباید به جای تکیه و تاکید بر وعده‌های حتمی الهی، مشغول تطبیق‌های تاریخی آخرالزمانی باشیم.

حجّت‌الاسلام و المسلمین قنبریان

شب پنجم مناجات‌خوانی شعبان المعظم

سه‌شنبه، ۲۱ بهمن ۱۴۰۴

مسجد دانشگاه تهران

هیأت دانشجویی اصحاب‌الحسین (علیه‌السلام)

یکی از الهیات‌های غلط مورد استفاده در صحنه، تطبیق‌های غلط آخرالزمانی است.

حجّت‌الاسلام و المسلمین قنبریان

شب پنجم مناجات‌خوانی شعبان المعظم

سه‌شنبه، ۲۱ بهمن ۱۴۰۴

مسجد دانشگاه تهران

هیأت دانشجویی اصحاب‌الحسین (علیه‌السلام)

در پاسخ به این سوال که ما در چه موقعیتی هستیم نمی‌شود فقط از اعتماد به وعده‌های خدا سخن گفت!

حجّت‌الاسلام و المسلمین قنبریان

شب پنجم مناجات‌خوانی شعبان المعظم

سه‌شنبه، ۲۱ بهمن ۱۴۰۴

مسجد دانشگاه تهران

هیأت دانشجویی اصحاب‌الحسین (علیه‌السلام)

آقای حزب‌اللهی، نگران مشارکت مردم باش؛ این بازدارنده است!

حجّت‌الاسلام و المسلمین قنبریان

شب چهارم مناجات‌خوانی شعبان المعظم

دوشنبه، ۲۰ بهمن ۱۴۰۴

مسجد دانشگاه تهران

هیأت دانشجویی اصحاب‌الحسین (علیه‌السلام)

الهیات تخدیری به دنبال تقلیل سه مفهوم جهاد کبیر، استقامت و انتظار است.

حجّت‌الاسلام و المسلمین قنبریان

شب چهارم مناجات‌خوانی شعبان المعظم

دوشنبه، ۲۰ بهمن ۱۴۰۴

مسجد دانشگاه تهران

هیأت دانشجویی اصحاب‌الحسین (علیه‌السلام)

حضرت امام نوعی منحصربه‌فرد و متفاوت از توحیدگستری را در جامعه ترویج و ایجاد کرد.

حجّت‌الاسلام و المسلمین قنبریان

شب چهارم مناجات‌خوانی شعبان المعظم

دوشنبه، ۲۰ بهمن ۱۴۰۴

مسجد دانشگاه تهران

هیأت دانشجویی اصحاب‌الحسین (علیه‌السلام)