خدای نهج البلاغه، لشکر دارد: “عَزِیزَ الجُند”(لشکر نفوذ ناپذیر)، “الغَالِب جُندُه”(سپاه پیروز). [خطبه ۱۹۰و۱۹۱]
خدای نهج البلاغه پشت برخی شهرها در می آید و اجازه اجرای نقشه به متجاوزان نمی دهد. علی(ع) روزی درباره یکی از آن شهرها(کوفه) این راز را بیان کرد:
کَأَنِّی بِکِ یَا کُوفَهُ تُمَدِّینَ مَدَّ الْأَدِیمِ الْعُکَاظِیِّ، تُعْرَکِینَ بِالنَّوَازِلِ وَ تُرْکَبِینَ بِالزَّلَازِلِ، وَ إِنِّی لَأَعْلَمُ أَنَّهُ مَا أَرَادَ بِکِ جَبَّارٌ سُوءاً إِلَّا ابْتَلَاهُ اللَّهُ بِشَاغِلٍ [أَوْ] وَ رَمَاهُ بِقَاتِلٍ.
اى کوفه، گویا تو را مى نگرم که همانند چرم عکاظى [۱]زیر پاى حوادث کشیده مى شوى، پایمال پیشامدها مى گردى، و اضطرابها بر تو سوار مى شود. و مى دانم هیچ ستمکارى بر تو بدى نخواست مگر اینکه خداوند او را به برنامه مشغول کننده اى مبتلا ساخت، یا هدف تیر کشنده اى نمود.(خطبه۴۷)
غزه امروز آن چرم عکاظیِ کشیده شده زیر پای حوادث و پایمال پیشامدهاست؛ که خداوند پشتش در آمد، جبّار صهیونی را به مشکلات خود مشغول و ان شاء الله به تیر قاتل هم دچار خواهد کرد.
عاقبتِ پیشنهاد ترامپ را هم خواهیم دید!
خدای علی(ع) زیباست در اوج آسمان عرفان، به شدت سیاسی و اجتماعی است؛ “یَرفَعُ المُستَضعَفیِن و یَضَعُ المُستَکبِریِن ” هم هست!
محسن قنبریان
مرتبط: خداشناسی در نهج البلاغه
[۱] عکاظ از بازارهای دوره جاهلیت و از ماده «عکظ» به معنى کوبیدن، پایمال کردن است. چرم عکاظی کنایه از لگدکوب حوادث شدن است.