بایگانی ماهیانه: بهمن 1399

بازگشت انقلابی به مردم؟!

ایده انقلاب برای اقتصاد مردمی چه بود؟! این ایده کجا متوقف شد؟!

 الآن مجالش نیست تا از نسبت مستقیم “مردم‌سالاری حداکثری و واقعی” با “اقتصاد مردمی” بگویم. اجمالا بدون اقتصاد مردمی و همگانی، مردم سالاری به هرنامی(حتی جمهوری اسلامی)، عملاً “جمهوری طبقات بهرمند” خواهد شد و دلار یا ریال بیشتر از انسانها موثر خواهد شد.[۱]

از اینرو هم بدین خاطر و هم بخاطر تامین عدالت اجتماعی، اقتصاد مردمی(مقابل اقتصاد دولتی و اقتصاد خصوصی) از اول بر زبان امام عزیز و شاگردان راستینش جاری شد:

امام صرحتاً “عدالت اجتماعی اسلام” را به چند شرط مشروط کرد از جمله: “دخیل کردن توده‌های میلیونی مردم محروم در تولید و تلاش و خلاقیت و ابتکار[۲]“.

“ارائه طرح‌ها و اصول تبیین جهت‌گیری اقتصاد اسلام در راستای حفظ منافع محرومین و گسترش مشارکت عمومی آنان و مبارزه اسلام با زر اندوزان” را ارمغان انقلاب دانست[۳]. طرح‌هایی که توسط شاگردان شهیدش تعقیب و تدوین شد!

رهبر دوم انقلاب نیز از این ایده هم در “نظریه” و هم در “سیاست و ابلاغ” سخن گفت:

در مواجهه با دوگانه پیشرفت-عدالت از سوی دولتهای سازندگی و توسعه اقتصادی، “پیشرفت مردم پایه” را طرح کردند تا عدالت، عارضی نباشد و در متن پیشرفت اشراب شود: “پیشرفت، مردم پایه است…این حرف تابع یک نظریه درباب پیشرفت است: وقتی مردم، اصل شدند و در همه زمینه ها، مردم سالاری حاکم شد، نه فقط نظام سیاسی؛ آنگاه ظرفیت ها و استعدادهای عظیم مردمی، پرورش و بروز می یابند… پس به میزان مردم سالاری و مردمی‌شدن امور جامعه، امکان پیشرفت نیز فراهم شده است. در این نگاه، انسان ها، اصل هستند…مردم سالاری فقط در اداره سیاسی کشور نیست، در خدمات شهر و روستا است؛ در زنده کردن روحیه کارهای بزرگ در کشور است. در پرورش و بُروز استعدادهای مردمی، ظرفیت های انسانی کشور است[۴]

آمدن تا نهادهای اقتصادی قانون اساسی:

شهید بهشتی -متفکر کم نظیر انقلاب اسلامی- اقتصاد مردمی را در نهاد تعاونی بازتعریف کرد. تعاونی مطلوب را به چند شرط مشروط کرد:

  1. همکاری بجای رقابتِ سرمایه داری
  2. قدرتی کنار اقتصاد دولتی نه ذیل آن
  3. هر رأی برای یک عضو نه به ازاء میزان سهم
  4. شرط صاحب سهام شدن، شاغل بودن در آن تعاونی تولید نه صرفا صاحب سرمایه بودن(تا تعاونی های تولید برای کارگران و کارمندان مازاد بماند نه ثروتمندان[۵]).

این طرح به همت او و همیارانش در قانون اساسی نهادینه شد. در بند۲ اصل ۴۳ از جمله ضوابط اقتصاد ج.ا. آمد: “تامین شرایط و امکانات کار برای همه به منظور رسیدن به اشتغال کامل و قرار دادن وسائل کار در اختیار همه کسانی که قادر به کارند ولی وسائل کار ندارند، در شکل تعاونی، از راه وام بدون بهره یا هر راه مشروع دیگر که نه به تمرکز و تداول ثروت در دست افراد و گروه‌های خاص منتهی شود ونه دولت را به صورت یک کارفرمای بزرگ مطلق در آورد…”

برخی خبرگان قانون اساسی این اصل را مترقی ترین خواندند که از فقر و بیکاری جلوگیری می‌کند[۶]. در اصل۴۴ هم نظام اقتصادی ج.ا برپایه بخش دولتی و همین بخش تعاونی؛ و بخش خصوصی هم بعنوان “مکمل فعالیت‌های اقتصادی دولتی و تعاونی” معرفی شد.

 سهمش در اقتصاد هم معلوم و ابلاغ شد!

وقتی ۱۰۰مشکل اقتصادی از سوی اقتصادی های مرتبط با مجمع تشخیص، به اقتصاد دولتی و اصل ۴۴ ربط داده شد؛ زمینه بازبینی آن فراهم شد. رهبر انقلاب محصول ۴سال مطالعه مجمع (از۷۷تا۸۱) دراینباره را عودت دادند. ۲سال دیگر کار شد؛ اینبار در سال۸۳، چهار بند از ۵بند سیاستها توسط رهبری پذیرفته و برای بند پرچالش ج(خصوصی‌سازی) ۴پرسش طرح و دوباره عودت داده شد و عاقبت در سال۸۵ با بازبینی ها پذیرفته شد.

از جمله عبارات رهبر انقلاب در ابلاغ سیاستهای اصل۴۴، “گسترش مالکیت عموم مردم”[=اقتصاد مردمی] است.

در اولین مرحله ابلاغ(سال۸۴)؛ سهم تعاونی ها، گروه هدف آن و تامین منابعش معلوم شد:

  1. افزایش سهم بخش تعاونی در اقتصاد کشور به ۲۵٪تا آخر برنامه ۵ساله پنجم.
  2. اقدام موثر دولت در ایجاد تعاونی ها برای بیکاران در جهت اشتغال مولد.
  3. تاسیس تعاونی های فراگیر ملی برای تحت پوشش قرار دادن سه دهک اول جامعه به منظور فقرزدایی.
  4. اختصاص۳۰٪ از درآمدهای حاصل از واگذاری(به بخش خصوصی و حاکمیتی غیر دولتی) به تعاونی های فراگیر ملی به منظور فقر زدائی[۷].

این سهم ۲۵درصدی از کل اقتصاد ایران برای بخش تعاونی دهک های محروم و بیکاران، یک بار دیگر در سیاستها برنامه پنجم هم از سوی رهبر ابلاغ شد[۸].

توقف!

علیرغم اینکه اقتصاد مردمی تا تعاونی های فراگیر ملی تعقیب و غیر از نظریه به سیاست و ابلاغ هم رسید؛ اما تاکنون محقق نشده است!

از اولین ابلاغ تا الان ۱۵سال می‌گذرد. تا سال۹۳ باید۲۵٪ از کل اقتصاد ایران مال این تعاونی های مردمی می‌شد؛ اما به تصریح مسئولین تعاون سهم تعاونی در اقتصاد ایران حدود ۵درصد است! آنهم نه برای سه دهک پایین و بیکاران!!!

رهبر انقلاب در سیاستهای برنامه پنجم رسیدن به ضریب جینی۰/۳۵ را برای کاهش فاصله طبقاتی خواسته بودند که فقط با محقق شدن اقتصاد مردمی با این تعاونی ها شدنی بود. عدم تحقق آن سهم (علیرغم پیشروی واگذاری های خصوصی و خصولتی) فاصله طبقاتی نیز در دهه۹۰ رو به افزایش گذاشت!

گفتمان بازگشت به مردم؟!

در این ۲۵سال هیچیک از کاندیدهای سوپر حزب اللهی و فدایی ولایت را دیده اید عمل به این سیاست ابلاغی را سردست گرفته باشد؟!

درکنار واگذاری دشت مغان ها(اندازه شهر شیراز) به یک نفر کسی مدعی العموم سهم ۲۵درصدی محرومان از کل اقتصاد کشور شده است؟!

دربرنامه های انقلابی رسانه ملی، خبرگزاری های حزب اللهی، جشنواره عمار و… مطالبه و پرداخت عالمانه به علل توقف مردمی‌شدن اقتصاد، برنامه و مستند و… دیده اید؟!

کاندیدهای این دوره ریاست جمهوری چه گفتمان و سیاست اساسی سر دست گرفته اند؟!

به انقلاب و مردم برمی‌گردیم؟ به شکل واقعی به ابلاغ های سرنوشت ساز و معطل مانده رهبری بر می‌گردیم یا عادت کلیشه بازی، باز مشغولمان می‌کند؟!

مطالب مرتبط:

انقلاب اقتصادی

عدالت در بیانیه گام دوم

محسن قنبریان ۹۹/۱۱/۱۰

[۱] سخنرانی یانیس واروفاکیس با نام: سرمایه داری دمکراسی را قورت خواهد داد را برای تامل بیشتر در این مهم ببینید:

[۲] صحیفه نور ج۲۱ص۱۲۸و۱۲۹/ج۲۰ص۱۲۸

[۳] همان

[۴] رهبر انقلاب۹۶/۱۱/۲۹

[۵] ر.ک:مقاله اهمیت شیوه تعاون. شهید بهشتی/ مجله تعاون تیر۷۵ش۵۸ص۴تا۹

[۶] ر.ک مشروح مذاکرات قانون اساسی ذیل اصل ۴۳

[۷] رهبر انقلاب ۸۴/۳/۱

[۸] فقره۸-۳۵سیاستهای کلی برنامه پنجم توسعه۸۷/۱۰/۲۱

 

پیوست یادداشت: بازگشت انقلابی به مردم؟!
مقاله شهید بهشتی درباره تعاونی از مجله تعاون تیر۷۵ش۵۸ص۴تا۹

ببینید شهید بهشتی در آن چه شروطی برای تعاونی معلوم می کند تا اقتصاد مردمی شکل بگیرد؟ و چگونه مقابل اقتصاد دولتی سوسیالیستی و اقتصاد خصوصی کاپیتالیستی راه سومی باز می ‌کند؟ و چگونه پیشتر از تصریح خود امام خمینی از ولایت مطلقه فقیه می‌گوید؟ وآنرا در مسیر احقاق حقوق عموم مردم تصویر می کند. حتما مطالعه کنید!

اقتصاددان وقتی به نفع عموم مردم ایده پردازی نمی‌کند؛ برای کانون‌های ثروت می‌کند!

 

رابطه معماری و بنّائی را تصور کن: معماری متاثر از فرهنگ‌ها و ارزش‌ها در سبک‌های مختلفی شکل می‌گیرد. مهندسیِ طرح معماری‌های اصفهان صفوی با روم باستان یا رم کاتولیک تفاوت چشمگیر دارد. اما در همه بنّائی هست که از مصالح تقریبا مشابه آن معماری را مجسم کرده است. اینکه مستدیر و گنبد بسازد یا مکعب و تیز از سبک معماری فرمان گرفته است.

با کمی تسامح “مکتب اقتصادی” و “علم اقتصاد” نزدیک به چنین رابطه‌ای دارند[۱]

مثلا: آیا “درجات علمی”، “جایگاه اجتماعی فرد”، “میزان مفید بودن او” و ارزش‌هایی مثل اینها؛ درجامعه “کالا” شوند یا خیر؟! یعنی، “ارزش مبادله‌ای” و “قابل قیمت‌گذاری” شوند یا “ارزش ذاتی و طبیعی و غیر مبادله‌ای” باشند؟!

پاسخ به این سئؤال، “اقتصادی” نیست؛ “مکتبی” است. مکتب‌های مختلف براساس ارزش‌ها و “بایسته‌ها”یشان جواب‌های متعدد بدان می‌دهند.

اگر مکتب اقتصادی‌ای بدان پاسخ مثبت داد؛ برای “هر سطح علمی”  و “هر جایگاه اجتماعی” و “هر درجه فایده‌مندی” ؛ ارزش ریالی و دلاری در نظر می‌گیرد! طبعا تفاوت حقوق و مزایای فاحش شکل می‌گیرد. اقتصاددان و کارشناس بودجه هم مثل بنّاء محل این منابع را در ثروت ملی معلوم می‌کند و برای مازاد این دستمزد و مزایا  در اقتصاد کشور جاهایی مثل بازار پولی و مالی(بانک و بورس) پیشنهاد می‌کند. و…

اما اگر مکتب اقتصادی‌ای به آن سؤال پاسخ منفی داد و آن ارزش‌ها را غیر مبادله‌ای دید؛ تبعاً ریال و دلار را برای نان و نیازهای معیشت تعریف می‌کند. شکم و خورد و خوراک و نیازهای معاش نیروی بدنی جامعه فرق فاحشی با نیروی فکری‌اش نمی‌کند پس ریال و دلار متناظر با سرانه تجویز میشود و حقوق و مزایای نسبتا نزدیک به هم شکل می‌گیرد. پایگاه اجتماعی و ارزش واقعی برخی صنوف بیشتر می‌ماند اما ریالی و دلاری مابه ازاء نمی‌گیرد.[۲]

اقتصاددان و کارشناس مالی باید محل این حقوق نزدیک به هم را مشخص و راه بهتر جذب مازاد آن در اقتصاد کشور را معین کند.

پروفسور درخشان چه می‌گوید؟!

رویکرد اصلی ایشان یک رویکرد مکتبی است. “تغییر چارچوب‌های سرمایه‌داری” را نشان گرفته است نه “تغییر در چارچوب‌های سرمایه‌داری”(که اقتصاددانان سرمایه‌داری متصدی‌اش هستند). تغییر چارچوب، مثل تغییر ساختار دستمزدها، منع بانک خصوصی و بازار سکه و ارز و…

ایده جسورانه ایشان برای برون رفت از بحران رکودی که با تحریم و کرونا تشدید شده است چیست؟

: تحریک جانب تقاضا با افزایش قدرت خرید توده مردم به ویژه طبقات محروم. نتیجه می‌دهد تحرّک جانب عرضه و تولید با اتکای داخلی.

منبع مالی برای افزایش قدرت خرید عموم مردم بخصوص طبقات پایین کجاست؟!

جواب ایشان: تراشیدن حقوق و مزایای بالای دولتی و ریختن آن به حقوق‌های پایین کارمندی و کارگری(در شرکت‌های دولتی)+تخصیص بخشی از آن در یک صندوق برای کمک به بنگاه‌های کوچک تولیدی آسیب دیده از بحران!

محاسبه:

دولت بیش از ۲میلیون و۳۰۰هزار نفر کارمند وکارگر دارد.

حقوق و مزایای اینان(با تفاوت‌های فاحش از هم) ۴۰۸هزار میلیارد تومان برابر با ۶۴٪بودجه است!

میانگین حقوق ومزایای کارکنان دولت با این عدد میشود: ۱۴میلیون تومان در ماه!

که واضح است بسیاری از کارکنان دولت زیر این رقم می‌گیرند و در مقابل مدیران و کارکنان برخی بخش‌ها بسیار بیشتر از این رقم درآمد دارند. قانون رسماً ۷برابر کمترین حقوق را مجوز داده است؛ نجومی‌ها پیش کش!

طبق ایده یکسان‌سازی حقوق ایشان، اگر به هر یک از کارکنان ۱۰میلیون داده شود، ۲۸۵هزارمیلیارد از بودجه هزینه میشود و ۱۲۳هزار میلیارد صرفه میشود (با کسر از  ۴۰۸ هزار میلیاردقبل).

آن حقوق ده میلیونی به همه کارکنان موجب افزایش قدرت خرید این ۲میلیون و تحریک تقاضا میشود و با واسطه، رونق تولید صنایع مصرفی را موجب میشود.

این رقم مازاد(۱۲۳هزار میلیارد) هم برای کمک به بنگاه‌های کوچک اختصاص می یابد و باز موجب جهش تولید می‌شود.[۳]

این ایده‌های مردمی درون مکتب اقتصادی مقبول جامعه، با ویرایش های عالمانه دیگر لازم است؛ بخصوص وقتی درجانب مقابل، برای بورس بازی و تئوریزه سفته بازی و رانت های ارزی و توجیه سیاست‌های اقتصادی، عده ای کارشناسی بذل می‌کنند!

محسن قنبریان ۹۹/۱۱/۸

[۱] می‌دانم تشبیه خالی از مناقشه نیست از باب تقریب به ذهن برای مخاطب عام است. نظرات درباره علم دینی و اقتصاد اسلامی مجال خود را می‌خواهد.

[۲] تقریری از این نظر را در بیان متفکر شهید مطهری بخوانید:مجموعه آثار ج۲۰ص۴۹۹و۵۰۰

[۳] خود را صالح برای ارزیابی ایده ایشان نمی دانم و اینجا فقط قصد طرح آن برای ارزیابی متخصصان است.

عدالت به زبان ساده

قسمت چهارم:

  • جایگاه جنبش مردمی عدالتخواهی در نظام سیاسی
  • دو جای غلط: اپوزیسیون / نظام اداری
  • جای درست: درون نظام انقلابی امت و امامت
  • انقلاب یک آن یا استمرار؟
  • توقف و ارتجاع انقلاب؛ مراقبش کیست؟
  • نهادهای موجود هم همه وظیفه دارند اما مراقب آنها کیست؟
  • دقیقاً نظام انقلابی امت و امامت چیست؟
  • عدالت خواهی اگر مثل امر به معروف به شخصیت یا نهادی بسته شد، رسوب می کند و دچار تبعیض در مطالبه میشود!
  • اگر به کلی بیرون نظام ایستاد هم سهم دشمن انقلاب میشود!

مرتبط برای بهتر یافتن:

  1. بایسته های عدالتخواهی طلبگی؛ محتوای عدالت خواهی و فرم عدالتخواهی
  2. چرخه طیّبات جلسه اول
  3. معنای این سخن سردار که: بدانید ج.ا. حرم است و اگر این حرم ماند بقیه حرمها می ماند؟!

در عدالت عقبیم!

رهبر انقلاب در یک دهه(پس از دهه پیشرفت و عدالت) حدود ده بار از عقب ماندگی در عدالت سخن گفته اند:

  1. “آن عدالتی که اسلام از ما خواسته است با آنچه که امروز در جامعه ماست فاصله زیادی دارد” (۸۹/۱۱/۱۵).
  2. “در بخش اجرای عدالت انصافا کارهای زیادی هم انجام گرفته لیکن راضی کننده نیست…لیکن مطلقاً راضی کننده نیست” (۹۰/۲/۲۷)
  3. “در عدالت هنوز به نقطه مورد نظر اسلام که آرزوی خود ما بوده نرسیده ایم این هم از نقطه ضعف های ماست. این ضعف ها را باید جبران کنیم” (۹۰/۱۱/۴)
  4. “نسبت به آنچه که ما از اسلام فهمیدیم و شناختیم، ما هنوز عقبیم” (۹۱/۷/۲۲)
  5. “ما نتوانستیم عدالت اجتماعی را به طور کامل در این کشور به وجود بیاوریم اما خیلی از راه را جلو آمدیم” (۹۳/۱۰/۱۷)
  6. “در تحقق بعضی از این شعارها انصافاً عقبیم ما در عدالت اجتماعی عقبیم. در مورد تحقق برخی از مبانی و اصول اسلامی عقب ماندگی داریم این را انکار نمی کنیم” (۹۶/۳/۱۴)
  7. “این همه راجع به عدالت اجتماعی می گوییم جزو واضحات و مسلمات است؛ خب کو؟! حالا تحقق پیدا کرد عدالت اجتماعی؟! ضریب جینی روز به روز بالاتر رفته است! بدتر شده است[۱]! چرا؟!” (۹۶/۳/۳۱)
  8. “در مورد عدالت ما عقب مانده هستیم؛ در این تردیدی نیست. خودمان اعتراف می کنیم؛ اقرار می کنیم… باید از خدای متعال و از مردم عزیز عذر خواهی کنیم. در مورد عدالت مشکل داریم“(۹۶/۱۱/۲۹)
  9. “بنده چند هفته قبل گفتم در بحث عدالت عقبیم؛ عقیده من همین است…” (۹۷/۱/۱)

پ.ن:

جبران عقب ماندگی ضروری است. نیروهای ولائی و حزب اللهی دیده بانی  آن عزیز را قبول دارند و ایشان را مفتون “جنگ روایت ها” نمی دانند. پس گلایه شان از یک سلیقه ی عدالتخواهی موجب رها کردن این شعار و “گفتمان غالب” کردن آن نشود.

[۱] رهبر انقلاب در ابلاغ سیاستهای کلی برنامه پنجم توسعه در فقره ۳-۳۵ آوردند:”کاهش فاصله دو دهک بالا و پایین در آمدی جامعه به طوری که ضریب جینی به حداکثر۰/۳۵ در پایان برنامه برسد”(۸۷/۱۰/۲۱). در سال۹۰ کمی بدان نزدیک و دوباره فاصله زیاد گرفتیم!

ایستادگی در برابر صورت‌بندی انحرافی از تمدن اسلامی

نگاهی به نحوه مواجهه حضرت رضا(ع) با ساختارهای دستگاه عباسی
می‌خواهیم از این صحبت کنیم که اگر روح جمعی امت بخواهد متأثر شود، چه اتفاقی باید بیفتد و سازه‌های اجتماعی چه تأثیری بر آن می‌گذارند؟ گزاره‌ای که درصدد اثبات آن هستیم این است که ائمه معصومین(ع) به عنوان امام کل امت بلکه برای کل بشر برای اینکه بتوانند بر پیکره ظاهری امت تغییراتی را ایجاد کنند ابتدا باید روح جمعی امت را متأثر کنند. 
بازنویسی ای از جلسه سوم سخنرانی آخر صفر۹۹ توسط روزنامه قدس

زمینه و بافتی نیز که این گزاره در آن، مورد بحث قرار خواهد گرفت نحوه مواجهه حضرت رضا(ع) با ساختارهای تمدن عباسی و اثرگذاری ایشان بر صورت‌بندی آن بود. با کشورگشایی‌هایی که بنی‌امیه انجام داد توانست دولت جهانی برای اسلام درست کند و به لحاظ جغرافیایی تقریباً نصف دنیای آن زمان را بگیرد. عباسی‌ها اما بیش از آنکه کشورگشایی کنند، آن را متحول کردند و تمدنی جدید و یکپارچه را به‌وجود آوردند. مطابق آنچه در خصوص روح جمعی گفته شد، ساختارها و سازه‌های اجتماعی و سیاسی که در دوران عباسی شکل گرفت، روح جمعی امت را متأثر از خود کرد. اینکه می‌گوییم روح جمعی متأثر از این ساختارهاست یعنی اگر یک نفر خودش را نگه دارد و به سبک گذشته بخواهد زندگی کند صرفاً یک استثنا به شمار می‌رود.

شکل‌گیری طبقه «مولدین» و پررنگ‌تر شدن آن‌ها در دوران عباسی

با سقوط کامل دولت ساسانی و افزوده شدن ایران به قلمرو خلافت اسلامی، طبیعی است که ازدواج بین اعراب و ایران نیز زیادتر شد و نسلی نو به‌واسطه این ازدواج‌ها به وجود آمد که به طبقه «مولدین» معروف شد. شکل‌گیری این ازدواج‌ها کم‌کم سبب دگرگونی در سبک زندگی شد و کنیزانی که مادر این طبقه جدید بودند و به اصطلاح «ام ولد» خطاب می‌شدند، عزیز شاهان کوچک شدند و به مرور از زنان عرب اصیل جلو افتادند و وارد اندرونی و اصحاب سِر شاهان شدند. این قضیه در دوران عباسی بسیار شدت یافت. در چنین فضایی طبقه جدیدی شکل گرفت که نوعی برگزیدگی داشت؛ این برجسته بودن از یک سو به خلیفه و از سوی دیگر به جایگاه مادرش برمی‌گشت. ادامه این روند سویه‌های سیاسی بیشتری یافت و به عبارت صریح‌تر هر کدام از این کنیزک‌ها که پیش خلیفه ارج و قرب بیشتری داشت، احتمال اینکه فرزندش ولیعهد شود، بیشتر بود. نتیجه چنین رویکردی این شد که به جز سه چهار خلیفه، عمده و تقریباً همه خلفای عباسی کنیززاده باشند. یکی از این خلفا، خودِ مأمون است که مادرش کنیزی بود که هارون خاطرخواهش بود.

روابط اجتماعی جدید و طبقه جدید حاکمان

حال و با این ساختار اجتماعی و شکل‌گیری طبقه جدید، چه اتفاقی می‌افتد؟ یک بافت جدید اجتماعی و شکل جدیدی از زندگی اجتماعی برای این طبقه حاکمان عباسی پدید آمد که اثراتش را در عرصه اجتماعی و سیاسی نشان داد. نزدیک به ذهن‌ترین آن‌ها حسادت و رقابت بین کنیزان و ‌ام‌ولدها بود که گاهی این کشمکش‌ها به جنگ میان ولیعهدها منجر می‌شد. برای مثال در زمان متوکل عباسی رقابتی از این جنس میان «حبشیه» و «قبیحه» به‌وجود آمد؛ این دو فرزندانی به اسم محمد داشتند که لقب اولی «معتز» و دیگر «منتصر» بود. بین این دو کنیز رقابت وجود داشت و طبیعی بود از آنجایی که هر دو نیز داشتند کم‌کم پیر می‌شدند و از چشم خلیفه می‌افتادند به فکر این باشند تا فرزند خود را ولیعهد خلیفه عباسی کنند. خودِ متوکل در این منازعه به «معتز» متمایل بود تا او را ولیعهد کند اما چون مادر «منتصر» متوجه این قضیه شد، منتصر به کمک سرداران ترک، پدر خود، متوکل را کشت. به هر حال می‌خواهم به این اشاره کنم که روابط جدید اجتماعی یک طبقه جدید حاکمان را ساخت و به مرور اثر سیاسی خودش را نیز گذاشت.

ممانعت امام رضا(ع) از احیای تمدن ساسانی با ظاهر اسلامی توسط عباسی‌ها

امام رضا(ع) در این دوران آمده است. حالا باید چه کند؟ قیام‌ها و حرکت‌ها باید باشند تا علامت نامشروع بودن آن حکومت باشند ولی یک گروه کوچک چگونه می‌تواند امپراتوری عظیم به شکل را شکست دهد؟ تنها راهش این است که قلب این امپراتوری را تسخیر کنید. امام رضا(ع) چه کرد؟ با سفر خود به ایران که تقریباً عرض این امپراتوری را طی کرده است و به دنبال آن، سفر امامزادگان اتفاق افتاد، کلاً این امپراتوری را -نه در آن روز بلکه در روزها و دوره‌های بعد- تحت تأثیر خود قرار داد. این فرهنگ و تمدنی که در حال جوشش بود ذهن‌های خلاقی داشت. ما ایرانی‌ها در گذشته با کوروش‌ها و هخامنشی‌ها و مانند آن‌ها تمدن ساختیم، با عباسی‌ها تمدن ساختیم و اکنون نیز دوباره می‌توانیم بسازیم. مایه جوشش تمدن در این ذهن و ضمیر[ایرانی‌ها] و در ذوق هنری و فکر این مردم بود که داشت صورت‌بندی عباسی -با آن مختصاتی که ذکر شد- پیدا می‌کرد؛ امام رضا(ع) رفت و بالای سر این ماده جوشنده تمدنی نشست و برای آن حرف‌هایی زد و راه‌هایی را نشان داد که با سفر دیگری که امامزادگان انجام دادند، تحول تمدنی در آینده رقم بزند. به تعبیری جاده‌ای که به سمت بازتولید ایرانی باستان رفته بود که خود به علت دوگانه‌پرستی شکست خورده و ساسانی از درون متلاشی شده بود دوباره داشت با عنوان امپراتوری عباسی بازتولید می‌شد و تنها یک رویه و ظاهر اسلامی داشت. داشت به قهقرای باستان‌گرایی می‌رفت که دوباره آن‌ها زنده شود و شاید در ادامه آن، شرک و این‌ها نیز پیدا می‌شد. امام رضا(ع) آمد و آن را به سمتی برد که باستان ایران، شد امام رضا(ع) و اهل بیت(ع)؛ طوری که وقتی خواستیم از ایران گذشته‌مان مثل فردوسی حرف بزنیم-که شما اگر در شیعه بودن همه شاعران ما شک کنید، در شیعه بودن فردوسی شکی نیست- و خواستیم اسطوره‌های آن دوران را بازتولید کنیم بر اساس آموزه‌های اسلامی و با ارزش‌های اسلامی بازتولیدشان کنیم. این روند می‌توانست برعکس باشد و مثلاً ارزش‌های اسلامی برگردد و به آن شکل بازتولید شود. نقش امام رضا(ع) در این نقطه تاریخ بی بدیل است. سر این حساب است که به امام رضا(ع) عالِم آل محمد اطلاق می‌شود چرا که برای نمونه اهل فلسفه می‌گویند فلان خطبه امام رضا(ع) مسیر فلسفه را عوض کرد. فلسفه تا ابن رشد سنی است که هنوز ترجمه است و از زمانی که فیلسوف پیدا می‌شود همه شیعه هستند.

 آموزه‌های امام رضا(ع) و امام علی(ع) در عوض شدن مسیر فلسفه بسیار اثر داشت  وگرنه مثلاً در اواخر دوران امام حسن عسکری(ع) یکی از کسانی که در همین دستگاه آموزشی دارالحکمه آموزش دیده بود، نشسته بود تا تعارضات قرآن را بنویسد. شاید باورپذیر نباشد که در قرن سوم سرِ یک دیوار مسجد پیغمبر(ص) علمی اختراع شد. همین مثلثات و سینوس و کسینوس، پیش از اینکه از فرانسه به دست ما برسد، فرانسوی‌ها به آن «ظل»(سایه) و «جیب»(زاویه) می‌گفتند. یک دیواری را شاخص وقت اذان و نماز قرار داده بودند که اگر سایه صفر شود نماز ظهر و اگر از آن طرف دوبرابر شد، وقت نماز عصر مشخص می‌شد و فرموده بود به هر کدام از این دیوارها دست زدید، دست به این دیوار نزنید. عرب آن روز فقط همین قدرش را متوجه شد که دست به آن نزند ولی در قرن سوم-که عرض کردم جوشش‌های تمدنی اتفاق افتاد-یکباره این حدیث رسول الله(ص) نظرشان را جلب کرد که این دیوار چه هست و چه خصوصیتی دارد، سپس دایره مثلثاتی و ظل(سایه) و جیب(زاویه) اختراع شد. احادیث اهل بیت به خصوص امام رضا(ع) در این روند تولید علم نقش اساسی داشت. نتیجه این شد که به جای اینکه تمدن با صورت باستان‌گرایانه گذشته احیا شود و به عهد آسمانی خودش برگردد؛ با سنت‌های خوب ایرانی مخالفت نکرد ولی نگذاشت هبوط کند و یک ساسانی دیگری متولد شود.

سفری که راهبردی بود

حال با این تفاسیر قضاوت کنید که اگر امام رضا(ع) و حضرت معصومه و شاهچراغ و امامزادگان در ایران نبودند، فرهنگ ما چگونه بود؟ این سفر امام رضا(ع) را یک‌بار با دید تمدنی نگاه کنید. در سال ۱۹ هجری که قم فتح و خراب شد امام باقر(ع) تعدادی از شیعیان کوفه را به قم فرستاد تا هم تنگنا بر آن‌ها به‌واسطه سخت‌گیری‌ها در کوفه کمتر و هم قم برای شیعه پایه‌گذاری شود. سفر حضرت رضا(ع) و حضرت معصومه(س) را فقط یک اتفاق ندانیم بلکه باید آن را یک حرکت راهبردی تلقی کنیم. امام آمد و نزد مردم آماده‌ای برای جهش تمدنی نشست؛ می‌شد به آن صورت عباسی یا ساسانی بدهی یا اینکه آرام آرام آن را برای صورت اسلامی آماده کنی تا به سمت خلوص خودش برود.

سخنرانی/ فاطمه(س) و نا آقازادگی! (فاطمیه دوّم ۹۹)

سخنرانی ایراد شده توسط حجت الاسلام قنبریان در ایام شهادت حضرت صدیقه طاهره(س)، در ایام فاطمیه دوّم در هیئت صاحب العصر(عج) اراک، با موضوع «فاطمه(س) و نا آقازادگی!» منتشر می‌شود.

دریافت جلسه نخست سخنرانی «فاطمه(س) و نا آقازادگی!» | “دریافت از پیوند کمکی

دریافت جلسه دوّم سخنرانی «فاطمه(س) و نا آقازادگی!» | “دریافت از پیوند کمکی

دریافت جلسه سوّم سخنرانی «فاطمه(س) و نا آقازادگی!» | “دریافت از پیوند کمکی

ادامه خواندن سخنرانی/ فاطمه(س) و نا آقازادگی! (فاطمیه دوّم ۹۹)

تناسب اختیار و مسئولیت!

دکتر کدخدایی مهرماه در دفاع از آزمون گیری و بررسی برنامه های نامزدها، “سؤال” رسانه ها درباره رد و تاییدها را به رخ می کشد و بررسی برنامه ها را راهی برای “نظر دقیق تر دادن” می شمارد.

حالا توئیت می کند: شورای نگهبان “مسئول” عملکرد منتخبان در انتخابات نیست!

سؤال: بررسی برنامه، رد صلاحیت را ممکن تر می کند؛ حالا اگر تایید صلاحیت شد و منتخب هم از برنامه تخطی نکرد اما برنامه ناکارآمد بود یا حتی آن برنامه و عملکرد، عدم کفایت سیاسی اش را نزد مجلس ثابت کرد(یعنی شرط رجل سیاسی مدیر و مدبر هوا شد!)، اعضای شورای نگهبان هیچ مسئولیتی ندارند؟!

این قانون جدید که راهی برای نظر دادن دقیق تر مقابل پرسشها معرفی شد، لغو است؟!!

هرچه ابزار دقتِ بیشترشان فراهم شود (در فرض ناکارآمدی یا نامشروعی منتخب) باز مسئول نیستند؟!

شورای نگهبان، مسئولیت را هم می‌پذیرد؟!

“آزمون”، “راستی آزمایی” و “ارائه برنامه ها” توسط کاندیدای ریاست جمهوری مورد دفاع مجلسیان و سخنگوی شورای نگهبان بوده است. دلیلش را طریقی برای احراز شرایط “رجل سیاسی-مذهبی بودن” و “مدیر و مدبر بودن” شمرده اند[۱]!

فقط یک سؤال:

براساس لزوم تناسب اختیارات با وظایف و قاعده من له الغنم علیه الغرم آیا پس از این شورای نگهبان، مسئولیت تایید صلاحیت هایش را هم می پذیرد؟! اگر منتخبی نتوانست کشور را مدیریت کند، برنامه هایش ناکارآمد بود؛ شورای نگهبان هم تقصیر می پذیرد؟! یا آنوقت تقصیر مردم میشود و…؟!

اگر منتخب ریاست جمهوری رأی عدم کفایت سیاسی از مجلس گرفت و عزل شد، شورای نگهبان هم برای تشخیص اشتباهش(علیرغم اختیارات آزمون و بررسی برنامه ها و…) استعفاء می کند؟! یا اینجا دیگر به او ربطی ندارد؟!

[۱] https://www.shora-gc.ir/fa/news/7179

سخنرانی/ ده کار ویژه سیاسی اجتماعی عدالت

سخنرانی ایراد شده توسط حجت الاسلام قنبریان در ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) -فاطمیه اول- با موضوع «ده کار ویژه سیاسی اجتماعی عدالت» منتشر می‌شود.

دریافت جلسه نخست «ده کار ویژه سیاسی اجتماعی عدالت» | “دریافت از پیوند کمکی

دریافت جلسه دوّم «ده کار ویژه سیاسی اجتماعی عدالت» | “دریافت از پیوند کمکی

دریافت جلسه سوّم «ده کار ویژه سیاسی اجتماعی عدالت» | “دریافت از پیوند کمکی

دریافت نسخه رونوشت مطالب مطرح شده در این سه جلسه بصورت فایل PDF

ادامه خواندن سخنرانی/ ده کار ویژه سیاسی اجتماعی عدالت

بعد از حرم و قرآن مطلا؛ اینبار منبر طلا!

درباره اشرافیت مذهبی زیاد گفته و نوشته ام اینبار منبر مطلای منتسب به جریان شیرازی در عراق احتمالا زمینه شنیدن بیشتر حزب اللهی هایی که اعتراضات به قرآن مطلا نزد مراجع ایران و سازمان تقریب را نشنیدند فراهم می کند.

این یادداشتها در اینباره هاست:

و…