درسهای نهجالبلاغه | شرح خطبه ۲۱۶
جلسهٔ پانزدهم (۸۴) | ۷ آذر ۱۴۰۴
محسن قنبریان | هیئت راه فاطمه | قم
دانلود سخنرانی «۱۵/ درسهای نهجالبلاغه» | “دانلود از پیوند کمکی”
حقّ «تشکّل» و «تجمّع» برای إصلاحِ امور
بر اساسِ آموزههای نهجالبلاغه و سیرهٔ علوی، «حُسن تعاون» تنها یک توصیهٔ اخلاقیِ فردی نیست، بلکه یک دستورِ راهبردی برای «استقامت بر حقوق اساسی» است که ملازمش؛ بهرسمیتشناختنِ «تشکّلیابی» (اصل ۲۶) و «تجمّعات/مظاهرات» (اصل ۲۷) را بهعنوانِ ابزارهای تحقِق این استقامت، ایجاب میکند. حاکمیت نمیتواند مردم را به استقامت فراخواند اما ابزارهای جمعیِ تحقّق آن را سلب نماید.
- تبیین جایگاه «حُسن تعاون» در حقوق متقابل
شمولیتِ نیاز به تعاون
أبعاد دوگانهٔ تعاون - استدلال بر «ضرورت تشکّلیابی» (مبانی اصل ۲۶ قانون اساسی)
ملازمهٔ عقلانی بین «دستور به استقامت» و «ابزار آن»
«تشکّل» بهمثابهٔ مصداقِ «حُسن تعاون»
خطرِ «سلطه»، در فقدانِ «تعاون» - تبیین مشروعیتِ «مظاهره» و تجمّعات (مبانی اصل ۲۷ قانون اساسی)
معنای لغوی و اصطلاحی
تفکیکِ أحکامِ «مظاهره»
کارکردِ مظاهره - شواهد روایی و سیرهٔ امیرالمؤمنین (ع)
ماجرای مواجه با تجمّع أهل ذمّه
پیمان «حِلفُ الفُضول»
درسهای نهجالبلاغه | شرح خطبه ۲۱۶
خلاصه جلسهٔ پانزدهم (۸۴) | ۷ آذر ۱۴۰۴
حجت الاسلام محسن قنبریان
حقّ «تشکّل» و «تجمّع» برای إصلاحِ امور
بر اساسِ آموزههای نهجالبلاغه و سیرهٔ علوی، «حُسن تعاون» تنها یک توصیهٔ اخلاقیِ فردی نیست، بلکه یک دستورِ راهبردی برای «استقامت بر حقوق اساسی» است که ملازمش؛ بهرسمیتشناختنِ «تشکّلیابی» (اصل ۲۶) و «تجمّعات/مظاهرات» (اصل ۲۷) را بهعنوانِ ابزارهای تحقِق این استقامت، ایجاب میکند. حاکمیت نمیتواند مردم را به استقامت فراخواند اما ابزارهای جمعیِ تحقّق آن را سلب نماید.
- تبیین جایگاه «حُسن تعاون» در حقوق متقابل
بر اساس فراز «وَ عَلَیْکُمْ بِالتَّنَاصُحِ فِی ذَلِکَ وَ حُسْنِ التَّعَاوُنِ عَلَیْهِ» در این خطبه، محوریتِ بحث بر حقوقِ طرفینی (حقوق متقابل مردم و حاکم) استوار است. نکات کلیدی عبارتاند از:
شمولیتِ نیاز به تعاون
هیچکس، حتی اگر در منزلتِ حق و فضیلتِ دین در بالاترین جایگاه باشد (مانند معصوم علیهالسلام)، در أدای حقّی که خداوند بر عهدهٔ او نهاده، بینیاز از یاریِ دیگران نیست. متقابلاً هیچکس، هرچند در چشم مردم کوچک دیده شود، کمتر از آن نیست که یاری دهد یا یاری شود.*
أبعاد دوگانهٔ تعاون
«حُسنِ تعاون» دارای دو ساحت است:
۱- تعاونِ مردم با یکدیگر برای «استقامت بر حقوق اساسی» خود.*
۲- یاریرساندن به حاکم (والی) برای تحقّقِ حقوقِ مربوط به او و پرداختِ حقوق مردم.*
در ادبیاتِ شیعیِ ما، وقتی امر به معرف بهصورت مطلق مطرح میشود، غالباً ناظر به قدرتِ حاکم است. - استدلال بر «ضرورت تشکّلیابی» (مبانی اصل ۲۶ قانون اساسی)
با استناد به مفهوم «استقامت رعیت» و «حسن تعاون»، استدلالهایی منطقی برای لزومِ شرعی و عقلیِ تشکّلیابی اقامه میشود:
ملازمهٔ عقلانی بین «دستور به استقامت» و «ابزار آن»
نمیتوان از یکسو دستور به «تعاون بر استقامتِ رعیت» داد و از سوی دیگر، مجوّزِ ابزارِ آن (تشکّل، تجمّع) را صادر نکرد. اگر حاکمیت مردم را ملزم به استقامت بر حقوقشان میکند، لازمهٔ عادی و قهریِ آن، پذیرشِ «تشکّلیابی» است.
«تشکّل» بهمثابهٔ مصداقِ «حُسن تعاون»
أحزاب، انجمنهای اسلامی و تشکّلهای صنفی، مصادیقِ بارزِ «حسن تعاون» در حوزهٔ استقامت رعیت بر حقوق اساسی هستند.
خطرِ «سلطه»، در فقدانِ «تعاون»
اگر رعیت بر حقوق خود استقامت نکنند و در این راه تعاون (تشکّل) نداشته باشند، «إصلاح والی» صورت نمیگیرد و نتیجهٔ قهریِ آن، «سلطه»ی کانونهای قدرت و ثروت بر مردم خواهد بود. در چنین وضعیتی طبق سنّت الهی، یاوری در زمین نخواهند داشت. - تبیین مشروعیتِ «مظاهره» و تجمّعات (مبانی اصل ۲۷ قانون اساسی)
واژهٔ «مُظاهره» (پشتیبانیکردن/ پشتبهپشتدادن) بهعنوان ریشهٔ فقهی و لغویِ تجمّعات و تظاهراتِ امروزی تحلیل میشود:
معنای لغوی و اصطلاحی
«مظاهره» در لغت بهمعنای «إعلامِ رأی یا اظهارِ عاطفه به صورت دستهجمعی» است. تظاهراتِ امروزی، توسعه در مصداقِ همان مفهومِ «تظاهر» و «مُظاهره» در متون دینی است. [بقره/۸۵] و [توبه/۴] و [أحزاب/۲۶] و [ممتحنه/۹]
تفکیکِ أحکامِ «مظاهره»
تظاهرات و تجمّعات امروزی، مصداقِ جدیدِ همان «مظاهره» و «استظهار» (پشتگرمی جستن) در ادبیات دینی است. لذا حکم آن تابع هدف آن است:
مظاهره بر إثم و عُدوان: حرام است (همکاری بر گناه).
مظاهره بر بِرّ و تقوا: لازم و ممدوح است. این نوع مظاهره، مصداقِ «نِعْمَ الْعَوْنُ الْمُظَاهَرَهُ» (بهترین یاری، مظاهره است) و «أَفْضَلُ الْعُدَّهِ الِاسْتِظْهَارُ» میباشد.
کارکردِ مظاهره
مظاهره ابزاری برای آوردنِ قدرتِ اجتماعی به میدان جهت مطالبهگری و استقامت بر حقوق است. - شواهد روایی و سیرهٔ امیرالمؤمنین (ع)
برای اثباتِ ادعای جواز و لزومِ تشکّلیابی و تجمّعات، به شواهد تاریخی و روایی زیر استناد شده است:
ماجرای مواجه با تجمّع اهل ذمّه
هنگامی که امیرالمؤمنین (ع) با جمعی از أهل ذمّه مواجه شد، نهتنها آنان را از تجمّع منع نکرد بکه اجازه داد (فَلَمَّا اجْتَمَعُوا أَذِنَ لَهُمْ) و فرمود برای خود نمایندگان/عُرفایی نصب کنید (فَأَسْنِدُوا أَمْرَکُمْ إِلَى أَرْضَاکُمْ فِی أَنْفُسِکُمْ وَ أَعَمِّهِ نَصِیحَهً لَکُمْ).*
این سیره بر دو امر دلالت دارد:
۱- جواز «تجمّع» و «اجتماع».
۲- آموزشِ «تشکّلیابی» و تعیینِ «نماینده» برای بیان مطالبات.
پیمان «حِلفُ الفُضول»
اشاره به تأیید پیامبر (ص) نسبت به پیمان «حلف الفضول» (تشکّلِ غیرحکومتی در جاهلیت برای دفاع از مظلوم) بهعنوان شاهدی بر جوازِ تشکیلِ نهادهای مدنیِ مستقل برای إقامهٔ حق، حتّی در حضورِ حاکمیت دینی.