۱۴/ درس‌های نهج‌البلاغه

درس‌های نهج‌البلاغه | شرح خطبه ۲۱۶

جلسه چهاردهم (۸۳) | ۲۳ آبان ۱۴۰۴

حجت الاسلام محسن قنبریان | هیئت راه فاطمه | قم

دانلود سخنرانی «۱۴/ درس‌های نهج‌البلاغه» | “دانلود از پیوند کمکی”

 

گذار از «توصیف» پیامدهای شومِ عدم رعایت «حقوق متقابل حکومت و مردم»، به «تجویز» راهکار: تناصح و تعاون

 

امیرالمؤمنین پس از هشدار نسبت به شکسته‌شدنِ حقوق متقابل می‌فرماید: بر شماست که در باب این حقوق، خیرخواهی (تناصح) و همکاریِ نیکو (تعاون) داشته باشید:

«فَعَلَیْکُمْ بِالتَّنَاصُحِ فِی ذَلِکَ وَ حُسْنِ التَّعَاوُنِ عَلَیْهِ»

  1. راهکار «تناصح»
    سه‌ضلعِ تناصح:
    آداب نقد حاکمان
  2. راهکار «تعاون» (تشکیلات و دین‌داری)
    تعاون به‌مثابهٔ دیانت و امانت
    ضرورتِ تشکّل و سازمان‌دهی
  3. مبانی توحیدیِ حقوق و نقد الگوی ذی‌نفعان
    حرمتِ مسلمان و پیوند آن با توحید
    نقد حکمرانیِ مبتنی بر تعادل ذی‌نفعان
    اخلاص در برابر پروژه‌محوری

درس‌های نهج‌البلاغه | شرح خطبه ۲۱۶

خلاصه جلسهٔ چهاردهم | ۲۳ آبان ۱۴۰۴

حجت الاسلام محسن قنبریان

 

 

گذار از «توصیف» پیامدهای شومِ عدم رعایت «حقوق متقابل حکومت و مردم»، به «تجویز» راهکار: تناصح و تعاون

 

امیرالمؤمنین پس از هشدار نسبت به شکسته‌شدنِ حقوق متقابل می‌فرماید: بر شماست که در باب این حقوق، خیرخواهی (تناصح) و همکاریِ نیکو (تعاون) داشته باشید:

«فَعَلَیْکُمْ بِالتَّنَاصُحِ فِی ذَلِکَ وَ حُسْنِ التَّعَاوُنِ عَلَیْهِ»

 

تقدّمِ سیاست بر تربیت

باید توجه داشت که اقامهٔ حقوق اساسی (سیاست)، بستر و زمینه‌ساز تربیت است. برخی دیدگاه‌های تربیتی گمان می‌کنند بدونِ اصلاحِ ساختارهای قدرت و برقراریِ عدالت، می‌توان به تربیت حقیقی دست یافت.

 

  1. راهکار «تناصح»
    سه‌ضلعِ تناصح:
    «تناصح» از ریشهٔ «نُصح» به معنای خلوص (مانند عسل خالص) و خیرخواهیِ طرفینی است که در سه ساحت نمود می‌یابد:

    1. نصیحت حاکم به مردم: که در أواخر حکومتشان با گلایه از عدمِ همراهیِ مردم و إتمام حجّت با آنان دیده می‌شود. («قَدْ تَرَوْنَ عُهُودَ اللَّهِ مَنْقُوضَهً (.
    2. نصیحت مردم به حاکم: که طبق روایت، «النَّصِیحَهُ لِأَئِمَّهِ الْمُسْلِمِینَ» یکی از سه امری است که قلب مؤمن هرگز در آن خیانت نمی‌کند.
    3. نصیحت مردم به مردم: در راستای اقامهٔ این فریضهٔ الهی.
      آداب نقد حاکمان
      در خیرخواهی برای حاکمان گرچه هدف، اصلاح است و گاهی زبان تلخ می‌شود، اما قاعدهٔ «الأسهل فالأسهل» حکم می‌کند که تاحدّ امکان با «لینت» (نرمی) سخن گفته شود و ملاحظاتِ جانبی نظیرِ «عدم تضعیف کلیّت نظام در برابر دشمن» نیز مدنظر قرار گیرد.
  2. راهکار «تعاون» (تشکیلات و دین‌داری)
    تعاون به‌مثابهٔ دیانت و امانت
    تلاش و تعاون برای برپاییِ بزرگ‌ترین فریضهٔ الهی (حقوق متقابل)، أدای امانت خداوند است و مسیری برای قرب الهی محسوب می‌شود:
    «طَلَبُ التَّعَاوُنِ عَلَى إِقَامَهِ الْحَقِّ دِیَانَهٌ وَ أَمَانَهٌ»
    ضرورتِ تشکّل و سازمان‌دهی
    این تعاون نیازمندِ «تشکّل» است. در برابرِ دستگاهِ حکمرانی یا ساختارهای معیوب، فرد به‌تنهایی کاری از پیش نمی‌برد. مردم باید یکدیگر را یاری کنند تا:
    اولاً: تکالیف خود را در قبال حاکم انجام دهند.
    ثانیاً: حاکمیت را ملزم به رعایت حقوق خود کنند.
  3. مبانی توحیدیِ حقوق و نقد الگوی ذی‌نفعان
    حرمتِ مسلمان و پیوند آن با توحید
    خداوند حقوق مسلمانان را با «اخلاص» و «توحید» گره زده است. در نگاه توحیدی، حقوقِ افراد برخاسته از ذاتِ انسانی و الهیِ آن‌هاست، نه حاصلِ دیالکتیک و تضادِ منافع:
    «وَ فَضَّلَ حُرْمَهَ الْمُسْلِمِ عَلَى الْحُرَمِ کُلِّهَا وَ شَدَّ بِالْإِخْلَاصِ وَ التَّوْحِیدِ حُقُوقَ الْمُسْلِمِینَ فِی مَعَاقِدِهَا»

 

نقد حکمرانیِ مبتنی بر تعادل ذی‌نفعان

الگوهای وارداتیی حکمرانی که صرفاً به‌دنبالِ راضی‌کردنِ «ذی‌نفعان» هستند، در جامعه‌ای که بخشِ بزرگی از مستضعفان صدا و تشکّل ندارند، کارآمد نیستند. حکمرانیِ اسلامی مکلّف است صدای کسانی باشد که صدا ندارند، چنان‌که خداوند از علما پیمان گرفته است:

«مَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَى الْعُلَمَاءِ أَلَّا یُقَارُّوا عَلَى کِظَّهِ ظَالِمٍ وَ لَا سَغَبِ مَظْلُومٍ»

 

اخلاص در برابر پروژه‌محوری

احقاقِ این حقوق نیازمند «اخلاص» است و نه نگاهِ کاسب‌کارانه و پروژه‌محور. با روحیهٔ عافیت‌طلبانه و ویترینی نمی‌توان اقامهٔ حق کرد. جمهوری اسلامی «حرم» است و پاسداشت این حرم، به فریادزدنِ حقوق مردم و هزینه‌دادن در راه عدالت نیاز دارد، نه سکوت و محافظه‌کاری.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *