نسبت امامت با تفرقه!
- پیشگیری:
امامت و ولایت وقتی منعقد شود، حتماً مانع از تحقق تفرقه می شود. این معنای «امامتنا اماناً من الفُرقه» است.
وجه آن روشن است. چون امامت، اختلاف های طبیعی و مصنوعی جامعه را «حل» و «مدیریت» می کند تا به تفرقه نیانجامد.
در مباحث «اختلاف آری، تفرقه نه!» بیان شد که از سویی «بیّنات»، اختلاف های نظریِ طبیعی را حل می کند و امام، صاحب بیّنات است.
از سوی دیگر اختلافها،«در بستره جامعه» با ابزار مباحثه و مناظره تا حکمیت ( شورای حل اختلاف) و… حل یا مدیریت می شود تا به تفرقه نیانجامد.
از همین جا معلوم می شود آیاتی مثل «و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا» در این مقام و برای «پیشگیری» از تفرقه است. - دو تفرقه در نسبت با امامت:
الف) تفرقه بر سر امامت:
امامتی که منعقد نشود و سرپرستی سیاسی اجتماعی را تصاحب نکند،«اصلی اعتقادی» است که مثل هر اعتقادی، محل اختلاف نظری می شود و گاه اختلاف ها به تفرقه و نزاع هم می کشد.
خود مساله امامت در بین مذاهب اسلامی نه تنها مورد اختلاف که در برهه هایی از تاریخ محل تفرقه و تنازع و حتی جنگ خونین شده است!
این را نباید نقض «امامتنا امانا من الفرقه» پنداشت!
ب) تفرقه با امام:
گاه همان «امامتِ منعقد شده» از سوی عده ای برتابیده نشده، مسأله شان در حد اختلاف نمی ماند.
ابزار مناظره، مناشده [۱]، مباهله و حتی حکمیت [۲]برای مدیریت اختلاف افاقه نمی کند و کار به جدایی تن ها و جبهه بندی علیه هم می کشد. جبهه بندی ها وقتی به خشونت و شمشیر کشیدن می کشد در فرهنگ قرآنی «بغی» نام می گیرد.
ناکثین، قاسطین و مارقین در مقابل امیرالمومنین(ع) نمونه هایی از «تفرقه با امام» بودند.
اینجا باز دستور قرآن به مسلمانان، فقط دعوت به اتحاد و ترک تفرقه نیست. دستور آشکار به مسلمانانی که دو طرف این تفرقه نیستند این است که پس از دعوت اتحاد و اصلاح، همه با طرفی که کوتاه نمی آید و بغی می کند، بجنگند!
«اگر دو طایفه از مؤمنان با هم بجنگند میان آن دو را اصلاح دهید و اگر [باز] یکى از آن دو بر دیگرى تعدى کرد با آن [طایفه اى] که تعدى مى کند بجنگید تا به فرمان خدا بازگردد پس اگر باز گشت میان آنها را دادگرانه سازش دهید و عدالت کنید که خدا دادگران را دوست مى دارد » (۹/ حجرات)
چنانچه می بینید:
نظام ولایی با مجموعه ابزاری _که ذیل «مردم سالاری دینی» معنا می شود_ اول باید اجازه تفرقه شدن به اختلافات را ندهد.
باز ماندن این راه ها باید مراقبت عمومی شود تا پیشگیری از تفرقه، واقعی باشد؛ نه کلیشه و شعار منابر و تریبون ها!
عده ای زود با اختلاف ها، معامله بغی نکنند و گره را کور نکنند!
آنجا که علیه جامعه ولایی و ولیّ مقبولِ عامه مردم _که نظام امت و امامت خوانده می شود_ گروهی بیشتر از اختلاف نظر رفته و شورش کرده و خشونت های خیابانی می آفرینند، دیگر عموم نباید تماشاگر و ساکت بمانند. باید علیه آنان وارد شوند تا تفرقه خونین، جمع شود( آیه ۹ حجرات). کاری که عموم ملت ایران بارها انجام داده اند.
محسن قنبریان ۱۴۰۵/۵/۱۹
[۱] مناشده، قسم دادن به اظهار حقیقتی است مثل شهادت دادن بر ماجرای غدیر
[۲] امیرالمومنین(ع) طلحه و زبیر را قبل از شروع جنگ جمل به حکمیت کسانی دعوت کرد که نا با آنها خروج کرده و نه با علی(ع) در بیعت بودند!( نامه ۵۴)