مظاهره و تشکل در سیره امیرالمومنین(ع)
بایگانی برچسب: s
مبلغِ عزیز، مسجد اینگونه احیا میشود!
قدرت نرم جامعه ایمانی
تهمت تحجر به مومنین مطالبه گر!
چرا برخی مومنین و بچه های انقلاب تندند؟! /جواب از امام صادق(ع)!
سه توصیه مهم در اینباره…
مثل ربانیّ امت باشیم!
سرمایه اجتماعی و قدرت نرم برای برخورد قضایی از کجاست؟!
حجت الاسلام و المسلمین قنبریان
برنامه سحرنشینی/ شبکه دو/ رمضان۱۴۰۴ / باز نشر
عذر خواه برخی غلط های املایی زیرنویس ها هستیم
مبلغ عزیز، کار تو تربیت است نه صناعت!
تحلیل سهگانه تاریخی اقتصاد از نگاه استاد حوزه
حجت الاسلام محسن قنبریان با روایت سهگانه تاریخی از تحول نهاد اقتصاد، گفت: امروزه بازار به مکانیزمی برای بلعیدن سیاست، فرهنگ و تمام عرصههای زندگی تبدیل شده و جامعه را به “بازار عمومی” تقلیل داده است.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، در مراسم افتتاحیه رویداد آموزشی زیستجهان اقتصاد ایران که با همکاری بنیاد شیخ انصاری و مدرسه نوآوری نگاه برگزار شد، حجت الاسلام محسن قنبریان با ارائه تحلیلی تاریخی از سیر تحول نهاد اقتصاد، به تبیین سه دوره اساسی در تاریخ اقتصاد پرداخت.
دوره اول: اقتصاد منزلی؛ سلول بنیادین اقتصاد
استاد حوزه دوره اول را “اقتصاد منزلی” نامید و با اشاره به ریشههای تاریخی آن توضیح داد: در این دوره که ریشه در فلسفه یونان و حکمت اسلامی دارد، نهاد اقتصاد در درون خانواده به عنوان سلول بنیادین شکل میگرفت. تصمیمگیری نهایی درباره اقتصاد درون هر خانواده اتفاق میافتاد و اقتصاد ذیل حکمت عملی و در قالب تدبیر منزل بحث میشد.
وی با تشریح ویژگیهای این دوره افزود: در این دوره، اقتصاد در چنبر ارزشهای اخلاقی و با هدف فضیلت و سعادت خانواده قرار داشت. تعیین کننده اصلی، نهاد خانواده بود و بازار تنها مکانی برای مبادله محسوب میشد. در اینجا، پرداختن به مال و کسب و کار در بستر تربیت فرزند و همسرداری معنا مییافت.
دوره دوم: اقتصاد در سپهر سیاست
حجت الاسلام والمسلمین قنبریان دوره دوم را انتقال اقتصاد از نهاد خانواده به نهاد سیاست توصیف کرد و گفت: در این دوره، اقتصاد از حالت سلولی خارج شد و در سپهر عمومی و در نهاد سیاست جای گرفت. در اینجا نهاد سیاست تعیینکننده پیشرانی اقتصاد شد و اقتصاد در خدمت اهداف سیاسی قرار گرفت.
وی با اشاره به نمونههای تاریخی در غرب و جهان اسلام تأکید کرد: چه در دوره امپراتوری روم مسیحی و چه در دوره فتوحات اسلامی، شاهد این تحول بودیم. در جهان اسلام، دوره فتوحات منجر به شکلگیری اقتصاد جنگپایه شد که در آن فتح سرزمینهای جدید به پیشران اصلی اقتصاد تبدیل شد.
استاد حوزه با اشاره به پیامدهای این تحول افزود: در این دوره، مفاهیمی مانند رشد توقفناپذیر متولد شد و اقتصاد به ابزاری برای تحقق اهداف سیاسی تبدیل گردید. نمونههای تاریخی مانند سیستم خراج و جزیه در دوره اموی و عباسی نشاندهنده این تحول نهادی است.
دوره سوم: سیادت بازار و کالاشدن همه چیز
حجت الاسلام والمسلمین قنبریان دوره سوم را “سیادت بازار” نامید و ابراز داشت: امروز شاهد جابجایی نهادی اساسیتری هستیم؛ اقتصاد از نهاد سیاست به نهاد بازار منتقل شده است. بازار دیگر مکانی برای مبادله نیست، بلکه مکانیزمی برای حل همه مسئلهها – حتی سیاست – است.
وی با تشریح ویژگیهای این دوره ادامه داد: در این دوره، همه چیز – حتی سیاست – به کالا تبدیل میشود. جامعه به ‘بازار عمومی’ تقلیل مییابد و انسان ایدهآل، محاسبهگر سود و زیان تعریف میشود. علم اقتصاد نیز به بهترین شیوه محاسبه تبدیل شده است.
حجت الاسلام والمسلمین قنبریان به نقد جدی نئولیبرالیسم پرداخت و سه شاخصه اصلی آن را برشمرد: نئولیبرالیسم با سه شاخصه اصلی شناخته میشود: حذف نظارت دولت در اقتصاد، گشودن اجباری بازارهای ملی به روی تجارت و سرمایه جهانی، و کوچکسازی دولت از طریق ریاضت اقتصادی و خصوصیسازی.
وی با اشاره به آثار مخرب این سیاستها هشدار داد: این روند تمام خاکریزهای مقابله با استبداد و استثمار – مانند دموکراسی، جامعه مدنی و رسانههای آزاد – را از بین برده و به جای آن بازار را به عنوان تنها راه حل مطرح کرده است.
وی با اشاره به ظهور سرمایهداری پلتفرمی گفت: امروز با پدیده ‘تکنوفئودالیسم’ روبرو هستیم که در آن هم کارگر و هم کارفرما ‘رعیت’ فضای مجازی شدهاند. شرکتهای بزرگ فناوری مانند آمازون و گوگل به فئودالهای جدید تبدیل شدهاند و فرمانروایی الگوریتمها حاکم است.
حجت الاسلام والمسلمین قنبریان در بخش پایانی با ابراز نگرانی گفت: این روند به ‘مردمزدایی’ و ‘ضد مردم شدن’ اقتصاد انجامیده است. علم اقتصاد امروز گوناگونیهای فرهنگی و زیست اجتماعی بشر را نادیده میگیرد و اقتصاد ایران با اقتصاد آلمان هیچ تفاوتی ندارد.
وی تأکید کرد: برای فهم درست مسائل اقتصادی امروز، باید این تحولات نهادی را درک کنیم. بدون توجه به این سیر تاریخی، هر تحلیل اقتصادی ناقص و گمراهکننده خواهد بود.
استاد حوزه در جمعبندی نهایی تأکید کرد: ما نیازمند بازخوانی تاریخ اقتصاد و فهم دقیق این تحولات نهادی هستیم. تنها از این طریق میتوانیم برای مسائل امروز اقتصاد ایران راهکارهای اصیل و کارآمد ارائه دهیم.
سخنرانی/ تبلیغ، ترجمان درست اسلام در زمانه
تبلیغ، ترجمان درست اسلام در زمانه
نشست علمی تبلیغی / مرکز تخصصی تبلیغ حوزه علمیه قم/ حجت الاسلام و المسلمین قنبریان / ۱۴آبان۱۴۰۴
دانلود سخنرانی «تبلیغ، ترجمان درست اسلام در زمانه» | “دانلود از پیوند کمکی“
اسلام و بعثت یک انقلاب بود!
انقلاب ما دنبال احیای آن انقلاب بود! “استمرار انقلاب اسلام” در بند۵ اصل۲ قانون اساسی؛ نه “انقلاب اسلامی” ، نه “اسلام انقلابی”!
هر نهضت و حرکت عمومی نیازمند واژه سازی و ترجمان
سخن رهبر انقلاب در اینباره(۹۰/۷/۲۲)
نمونه ای از واژگان بعثت
این مهمتر از تحلیل سیاسی و موضع گیری سیاسی منبر است!
چند نمونه
ویروسی در همان عاشورای ۶۱هجری (اهالی تپه ندبه)!
فاصله زهرایی که روایت می کنیم و زن تراز بعثتی که بود!
جامعه ای که “حرم” می شود!
رهبری نسل جوان در عصر جدید چه لوازمی دارد؟
حجتالاسلام محسن قنبریان، استاد حوزه و دانشگاه: رهبر انقلاب اسلامی در پیام به همایش بینالمللی یکصدمین سالگشت بازتأسیس حوزه علمیه قم نوشتهاند: «فقه، پاسخ دین به نیازهای عملی فرد و جامعه است. با عقلانیت تحولیافته نسلها، این پاسخگویی باید امروز بیش از گذشته دارای پشتوانه فکری و علمی استوار و درعینحال قابلفهم و هضم باشد. دیگر اینکه پدیدههای پیچیده و پرتعداد در زندگی امروز مردم، سؤالهای بیسابقهای را پیش میآورد که فقه معاصر باید پاسخ آنها را آماده داشته باشد.»
در این فراز گروه مرجع دینی باید به سه نکته کلیدی توجه کند:
۱- پدیدههای متعدد و پیچیده جدید که سؤالهای بیسابقه پیش میآورد و پاسخ میخواهد.
۲- همان مسائل قدیمی و بعضاً همان پاسخها، بهخاطر تحول عقلانیت نسل جدید، پشتوانههای فکری و علمی دیگری طلب میکند.
۳- متناسب با عقلانیت جدید، زبان جدید دینی لازم است.
پیمایشهای معتبر[۱] در نوجوانان گونهشناسیای انجام داده که توجه به آن برای سه فراز فوق بهخصوص دوتای آخر ضروری است. برایناساس نوجوانان ایرانی ۱۲ تا ۲۵ سال قابلتقسیم به ۳ خوشه پسر و ۵ خوشه دختر، یافتهای است که مروجان مذهب و هم مجتهدان کلام و فقه اسلامی نمیتوانند از آن بیاعتنا بگذرند. ضمن اینکه گونههای زیست دخترانه در ایران تنوع و تحول جدیتری دارد که بسیار حائز اهمیت است.
از بین ۵ خوشه دختران، هم دختر خانه با همان فهم سنتی پیدا میشود و هم سنتگریز؛ خوشه اخیر درصد بیشتری از دختر سنتی دارد و سبک زندگی او همراه با فعالیت سیاسی هم است. در خوشه دیگری نوسازی در نحوه دینداری قابلمشاهده است که کاملاً بازتاب عقلانیت تحولیافته است. مثلاً حجاب را کنار نزده؛ اما آن را برای زینت استفاده و انحای حجاب استایل را موجب شده است.طبعاً این عقلانیت هم سؤالات تازهای در حوزه حجاب تولید میکند که مثلاً یک واجب توصلی[۲] مثل حجاب اگر به قصد زینت باشد چه حکمی دارد؟ به تعبیر دیگر حجابی که برای ستر و پوشش زینت زن بوده، آیا میشود خود ابزار زینت باشد؟! مهمتر از آن پشتوانه علمی حجاب و نو شدن توجیه آن و همزبانی متناسب با این نسل است. آیا همان دلایل اقناع حجاب میتواند موجب اقناع بلوک سنتگریزان و لذتجویان باشد؟در میانه این ۵ خوشه، خوشهای هم وجود دارد که در جستوجوی سبک زندگی خود در این ارتباطات و مناسبات جدید است. باید اعتراف کرد با چنین تفصیلی، نه در کشف سؤالات جدید و نه در پاسخ و اقناع کار شایسته انجام نشده است و کماکان تکسایزی در فهم و در بیان به چشم میخورد.شهید مطهری در مقاله ارزشمند رهبری نسل جوان اول این توجه را میدهند که: «ما هنوز این مسئله را جدی نگرفتهایم. نسل جوان در نظر ما صرفاً یعنی یک نسل هواپرست و شهوتپرست و خیال میکنیم به آنها دهنکجی بکنیم و چهارتا متلک روی منبر به آنها بگوییم و فحش بدهیم، به خیال خودمان آنها را هو بکنیم و مستمعان ما بخندند، کار درست میشود و همینکه داد بکشیم: آی پسر مدرسهها چنین و دختر مدرسهها چنان، قضیه حل میشود. این کارها لالایی است، برای آن است که شما در خواب بمانید و در فکر چاره نیفتید و یکوقت بیدار بشوید که کار از کار گذشته است…»
اما در چه باید کرد؟ تصریح میکنند: «مهمتر از اینکه طرحی برای رهبری این نسل تهیه کنیم این است که این فکر در ما قوت بگیرد که مسئله رهبری و هدایت، از لحاظ تاکتیک و کیفیت عمل در زمانهای متفاوت و در مورد اشخاص متفاوت، فرق میکند و ما باید این خیال را از کله خود بیرون کنیم که نسل جدید را با همان متد قدیم رهبری کنیم. اولاً باید نسل جوان را بشناسیم و بفهمیم دارای چه مشخصات و ممیزاتی است؟» بعد بهعنوان یک عالم به زمان، وارد تحلیل نسل جوان دوره خویش میشود؛ چیزی که برای نسل جوان ما الان تحول یافته و مسائل دیگری دارد.
یادآوری دو حکم شرعی برای گروه مرجع دینی (مجتهدان و مبلغان) ضروری است:
۱- حفظ جوانان از انحرافات زمانه از امور حسبیه[۳] و واجباتی است که شارع مقدس هرگز راضی به زمین ماندن آن نیست.
۲- این نتیجه، با هر روش مناسبی لازم است تدارک شود و کلیشه کردن یک روش خاص یا قالب ذهنی خاص موضوعیت ندارد.
شهید مطهری در این باره میفرماید: «در اسلام برای هدایت و رهبری، یک شکل صددرصد معین ترسیم نشده که همه اجزاء و مقدمات و مقارنات و شرایط و موانع در نظر گرفته شده باشد و اساساً قابلتعیین و ترسیم و اندازهگیری نیست، چون متفاوت است. رهبری مردم مثل نماز یک امر تعبدی و یکنواخت نیست، یا فیالمثل از نوع ورد خواندن نیست که طرف یک وردی حفظ است برای عقربزدگی و یا مارزدگی و هر عقربزده یا مارزده را که بیاورند او همان ورد معین را که حفظ کرده میخواند. یک چیز در یک جا وسیله هدایت است و بسا همان چیز در جای دیگر وسیله گمراهی و ضلالت باشد! منطقی که یک پیرزن را مؤمن میکند اگر در مورد یک آدم تحصیلکرده به کار برده شود او را گمراه میکند. یک کتاب در یک زمان متناسب ذوق عصر و ذوق زمان و سطح فکر زمان بوده و وسیله هدایت مردم بوده است و همان کتاب در زمان دیگر اسباب گمراهی است… عجب! کتابی که هزارها بلکه دهها هزار را در گذشته هدایت کرده است حالا از کتب ضلال است؟ بلی، جز کتاب آسمانی و گفتار واقعی معصومین، هر کتاب دیگر را که در نظر بگیریم یک رسالتی دارد برای یک مدت موقت و محدود، آن مدت که گذشت آن رسالت تمام میشود. این مطلب که عرض کردم یک مسئله مهم اجتماعی است و هنوز برای ما بهصورت یک معما و یک مجهول که باید آن را حل کرد طرح نشده است. مکرر باید گفته شود تا ما باور کنیم که وسایل هدایت هر زمانی مخصوص خود آن زمان است.»سهمی از این کشف عقلانیت تحولیافته، برای فهم مسائل نسل و زبان و بیان آن در گروی همکاری مجتهدان و مبلغان با دستگاههای مطمئن افکارسنجی و تغییرات اجتماعی است. فقط در رفت و برگشتهای مکرر بین میراث اسلامی و میدان عینی و واقعی است که مخاطبان پیام اسلام در نسل نو و نوجوانان دقیق شناخته شده و پاسخهای متقن و زبان مناسب شکل میگیرد. نه پیمایشها بدون این دیالوگ موفق هستند و نه فهمهای سابق و بیانهای تکسایز در مقابل تکثر واقعی این نسل میتوانند توفیق بیابند.
[۱] گزارش پرتره نو/جوان ایرانی، ویراست نخست مرکز تحلیل اجتماعی (متا)
[۲] واجب توصلی، واجبی است که صرف تحقق آن مطلوب خداوند است و قصد قربت لازم نیست مثل تطهیر لباس از نجاست که بدون قصد هم انجام شود، درست است.
[۳] امور حسبیه، اموری لازم و ضروری در جامعه است که خداوند زمین ماندن آنها را جایز نمی شمارد؛ مثل امور ایتام و…
فرصتِ قطر
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
طرح انقلاب اسلامی برای مهار و حذف اسرائیل از «احیای امت اسلامی» می گذشت.
«همکاری کشورهای منطقه اسلامی» تنها راه نجات کشورهای منطقه از شرّمطلقِ اسرائیل است.
از همین جا پروژه های «ایران هراسی» از سوی دشمنان کلید خورد. تلاش هایی در دیپلماسی رسمی و عمومی و تبلیغات و سوژه یابی ها برای موجّه سازی این ایده آغاز شد.
تا حدودی اتهام «احیای امپراطوری ساسانی» یا «دولت صفوی» و تهدید بودنِ ایران، برساختِ افکار عمومی عربی شد!
در مقابل، خیرخواهی های ایران برای کشورهای منطقه معمولا بدون پیوست افکار عمومی انجام شد!
برای نمونه مرکز پژوهشها و مطالعات سیاسیِ «العربی» از مردم سوریه پرسیده: «سیاستهای کدامیک از قدرتهای منطقهای و بینالمللی، تهدیدکنندۀ امنیت و ثبات منطقه است؟»
چنانچه در نمودار ۱ می بینید: ایران با تفاوت اندک(۴٪) بعد اسرائیل، تهدید کننده امنیت منطقه است!(جمع دو گزینه اول)
نظر سنجی موسسه واشینگتن از مردم عربستان در تیر و مرداد۱۴۰۴:
باوجودی که ۸۶٪ نظر منفی درباره پیمان ابراهیمِ ترامپ دارند!(نمودار۳)
یا ۵۰٪به شهادت رساندن سید حسن را منفی می دانند!(نمودار۴)
اما ۸۷٪هم رابطه با ایران را مهم نمیدانند!(نمودار۲)
در این وضعیت، فرصت پیش آمده اخیر در منطقه می تواند، موازنه ساز باشد.
تجاوز رژیم صهیونی به قطر در زنجیره ای از تحرکاتی است که ذیل «پروژه اسرائیل بزرگ» جا می گیرد.
تحرّک بیشتر دیپلماسی رسمی و عمومی و جهت دهی های نقطه زن تبلیغاتی می تواند افکار عمومی عربی را به ایران نزدیکتر و از دشمنان منطقه اسلامی دور کند!
محسن قنبریان ۱۴۰۴/۶/۲۲
راویِ قدرت و امکانات؛ نه وعدههای توخالی!
قطعاً از بیانیه گام دوم به اینسو رهبر انقلاب مشکل را “محاصره تبلیغاتی” و جهاد را “امید آفرینی” خواندهاند.
واضح است بدون امید، هیچ تحولی به سامان نمیرسد و جز ریزش و انسداد نتیجهای نمیدهد.
لذا این سالها بیش از گونههای تحول خواهی بر جهاد تبیین و امید تاکید کردهاند.
سیاه نمایی و بزرگ کردن ضعفها، البته تذکر همیشگی ایشان به گویندگان و نویسندگان بوده؛ اما عنصرِ مغفول دیگری در ناامیدی و احساس ضعف در مردم موثرتر است و در کلمات ایشان هم با “نهی از وعدههای غیر عملی” منعکس است.
“اگر یک ملت یا مسئولان آن، چگونگی برخورد با شعارها [آرمانها] را درست ندانند، به خسارتهای بزرگی دچار خواهند شد” (۷۵/۸/۹)
وعدههای توخالی در قبال آن آرمانها، اندازه بیان نقایص و کمبودها یأس آفرین است!
مثلاً نشست رئیس جمهور با اصحاب رسانه و توئیت دبیر شعام درباره گروسی، دو روی یک سکهاند!
اظهار فلاکت و بدبختی / خط و نشانهایی که انجام نمیشود دو روی القاء ضعف و زاینده ناامیدی در جامعه است!
همینها هم سوژههای آن نویسندگان میشوند!
ما پیرو امیرالمومنین (ع) هستیم که مرامش این بود: کُنْتُ أَخْفَضَهُمْ صَوْتاً وَ أَعْلَاهُمْ فَوْتاً
یعنی: در وعده و ادعا صدایم کوتاهترین اما در سبقتِ انجام و تحقق، از همه برتر بودم (خ۳۷)
“روایت قدرت موشکی” با “خط و نشانها”یی که در تزاحمات سیاسی نمیشود، تفاوت دارد!
“روایت پیشرفت” با “وعده رفاه عمومی و عدالت” تفاوت دارد!
“روایت اقتدار” با “شعارهایی که در عمل تعقیب نمیشود” ، تفاوت دارد…
محسن قنبریان ۱۴۰۴/۶/۱۹
سازش با بیرون، جنگ در درون!
فرض کنید راهبرد شراکت اقتصادی با غرب (با برجام و مثل برجام) جواب داد و جنگ و تحریم رفت؛ این کوتاه آمدن در نظم و سلطه موجود در درون هم بین طبقات فقیر و غنی، سازش میسازد یا جنگ فقر و غنا؟!
پاسخ را ببینید!
حجت الاسلام والمسلمین قنبریان؛ شب پنجم روضه آخر صفــــــــــر
برای قضاوت بهتر صوت کامل جلسه پنجم را بشنوید.




