من مَاتَ وَ تَرَکَ دَینَاً فَعَلَینَا دَینُهُ وَ اِلَینَا عِیَالُهُ وَ مَن مَاتَ وَ تَرَکَ مالاً فَلِوَرَثَتِهِ وَ مَن مَاتَ وَ لَیسَ لَهُ مَوَالِی فَمَالُهُ مِنَ الاَنفَال

امام صادق(ع)

وسائل الشیعه ج۲۶ص۲۴۸

کسی که بمیرد و بدهکار باشد بدهی او بر عهده ما(ولایت) است، و کسی که بمیرد و مالی بر جای گذاشته باشد برای وارث اوست، و کسی که بمیرد و هیچ ولائی[مانند ولاء عتق و ولاء جریره] نداشته باشد، مال او از انفال است.

 

پ.ن:

·         تناسب عادلانه ای در شریعت است که: “مال بدون وارث، دست ولیّ امر و متقابلاً کسی که هیچ راه تامینی ندارد هم خرجش با اوست”

·         تفصیل این مطلب در شرع و قانون اساسی ج.ا را در یادداشتهای زیر بخوانید:

روی دیگر ولایت۱

روی دیگر ولایت۲

خسارت کسبه و نهادهای مالی زیر نظر رهبری

 

محسن قنبریان

تا پلیس امنیتِ تراز!

پلیس، مصرف کننده تحلیل ها و راهبردهای شوراهای تامین و در مقیاس ملی شورای عالی امنیت و سطوح بالای حکمرانی است.

یک) این تحلیل که:

” اغلب موارد[اعتراضات خیابانی] حق با مردم است و اگر این توقعات و انتظارات برآورده نشود، اعتراض می کنند”.(رهبر انقلاب۹۸/۱۰/۱۱)

“حالا خب، مردم ناراحتیشان را بروز دادند و اظهار کردند؛ هیچ گله ای نمیشود داشت، ناراحت اند”.(رهبرانقلاب۱۴۰۰/۵/۱)

 یک پلیس امنیت و یک سبک مواجهه با مردم معترض می سازد[باید بسازد]!

دو) این تحلیل که:

“من در مجلس استدلال کردم که اگر شما دنبال اجرای یک سیاست مشخص هستید[مثلا گرانی بنزین] باید منتظر یک سری عواقب اجتماعی-سیاسی تصمیمات خود نیز باشید. مثلا دولت کره سیاست های خود را به صورت علنی اعلام می کند و به شدت نیز پیگیری می کند، وقتی هم با واکنش های کارگران و دانشجویان روبرو می شود، پلیس را برای سرکوب آنها به خیابان ها می فرستد. اگر قرار باشد بخواهیم چنین واکنش هایی را شاهد نباشیم، هرگز سیاست ها و تصمیم هایی را که مدنظر داریم، اجرا نخواهیم کرد”(استدلال یکی از مسئولین سازمان برنامه و بودجه در دهه۷۰/کتاب اقتصاد سیاسی ج.ا  ص۲۲۶)

 یک پلیس امنیت متفاوتی را می سازد!

نتیجه:

می توان تقویم گذاری کرد در کدام اعتراض و کدام شهر و دوره، “پلیسِ یک” و در کدام “پلیسِ دو” داشته ایم؟!

بالاتر میتوان ارزش گذاری و مطالبه گری کرد که: چرا وقتی اغلب حق با مردم است؛ اغلب پلیسِ یک را نداشته باشیم؟!

محسن قنبریان

پیشنهاد استانداری حاج آقا موسوی فرد!

  • به چند دلیل به ذهن قاصرم رسید پیشنهاد کنم حاج آقا موسوی فرد با حفظ سمت موقتاً استاندار ویژه خوزستان برای گذار به استانداری تراز شود:
  1. تجمیع اختیارات نمایندگی ولی فقیه و استانداری ویژه برای جبران فوری تر عقب ماندگی های گذشته؛ الان بعید است حرف شنوی لازم بین مسئولان برای دلسوزی های ایشان باشد.
  2. بهترین شخصیت برای جبران سرمایه اجتماعیِ آسیب دیده.
  3. خوی مردمی و بیشترین نگاه از نزدیک به مشکلات مردم در سرتاسر استان با بیشترین سفر به نقاط محروم نسبت به مسئولین دیگر.
  4. پاکدستی و ساده زیستی ایشان و آلوده نبودن به لابی های رانتی، بخصوص وقتی یکی از علل اصلی نشدنها در خوزستان انحراف اعتبارات از محل اصلی خود(آبرسانی، ریزگرد، فاضلاب) است. (گزارش تیر۹۹دیوان محاسبات)
  5. شرائط ویژه خوزستان و آرایش قدرت در آن عملاً بر حدوث و بقاء استانداران اثر گذار بوده و کمتر استقلال از حلقه های قدرت و نفوذ را شاهد بوده ایم؛ استانداری ایشان در اینباره موازنه بخش است.
  6. به همان توجیهِ ریاست جمهوری آقای رئیسی، یک روحانی جهادی و پیگیر در این شرایط خاص به کمک مشاوران امین میتواند استانداری ویژه را به نفع مردم ریل گذاری کند.(استاندار سابق با تجارب معاونت استانداری، برخلاف قانون ۳۰مشاور داشت)!

بگذارید به حساب دلسوزی برای مردمم اگر حرف حسابی دیدید نشر داده در تحققش بکوشید.

تا حالا توفیق هیچ ملاقات حضوری و تلفنی و…با ایشان نداشته ام و از این پیشنهاد هم بی اطلاع اند.

محسن قنبریان ۱۴۰۰/۵/۱

به خوزستان اعتبار مالی تازه‌ای ندهید! خانه تکانی مدیریتی از استان کنید!

به حسب گزارش سال قبل دیوان محاسبات:

  • سال۸۳ مبلغ۱۴۹میلیون دلار از بانک جهانی برای تصفیه خانه شرق اهواز استقراض و معادل ریالی همین مبلغ هم از طرف وزارت نیرو پرداخت میشود!
  • سال۹۰ هم ۷۸میلیارد تومان برای بازسازی تصفیه خانه غرب اهواز در وجه شرکت آب و فاضلاب اهواز ریخته میشود!

این رقم ها باید تحولی عظیم در فاضلاب اهواز موجب شود اما:

  • تصفیه خانه شرق بعلت اجرای ناصحیح و عدم نصب کامل تجهیزات هیچ فعالیتی ندارد!
    قرارداد تصفیه خانه شرق هم هنوز(بعد ده سال) بسته نشده است!
  • این شرکت از محل اعتبارات طرح آبرسانی به روستاهای آبادان(با ۲۸روستای بی آب) برای خود ساختمان اداری در اهواز احداث کرده است!

با این وضع اعتبارات تازه به بهانه تنش آبی، استمرار این انحرافات مالی و ایجاد رانت جدید برای سوء مدیریت ها نیست؟!

گزارش دیوان را اینجا بخوانید.

 به حسب گزارش سال قبل دیوان محاسبات:

  • سال۹۹ مبلغ ۲۷۰میلیارد تومان بشکل نقدی در وجوه شرکت آب و فاضلاب اهواز جهت توسعه و ترمیم شبکه آب اهواز و کارون واریز شده اما در این زمینه هزینه نشده است!
  • برای مشکلات آب غیزانیه طی سالهای ۹۴تا۹۸ مبلغ ۴۲میلیارد تومان از صندوق توسعه ملی +کمک های شرکت ملی مناطق نفت خیر به حساب شرکت آب و فاضلاب ریخته شده اما مشکل آب غیزانیه حل نشده است!

  • استانداری خوزستان هم اعتباری بالغ بر ۹۰۲میلیارد ریال جهت ترمیم خسارات ناشی از سیل در سالهای ۹۷و۹۸ دریافت کرده است که اسناد صوری و پرداخت های غیر مرتبط حاکی از انحراف در هزینه کرد است!
  • ۳میلیارد ریال از ۱۰۰میلیارد ریال اعتبارات زیست محیطی(ریز گردها) را هم جهت کارت هدیه و…هزینه کرده است!

با این وضعیت، حسابرسی دقیق مدیریتی و شناسایی شبکه های رانتی رسوب کرده از هر اقدامی فوری تر به نظر میرسد.

ارجاع گزارش دیوان به قوه قضاییه را اینجا بخوانید.

مااَصبَحَ بِالکُوفَه اَحَد الا ناعِماً اِنَّ اَدنَاهُم مَنزِلهً لیَاکُل البُّر و یَجلِس فِی الظِّل و یَشرِب مِن ماءِ الفُرات[۱]

 

هیچ کس در کوفه صبح نکرده الا دارای نعمت.

پایین ترین طبقاتشان نان گندم می‌خورد و سایبان برای نشستن دارد و از آب فرات می‌نوشد.

 

پ.ن:

به دو جهت “ما اهل کوفه نیستیم”!

  1. به تعبیر امام خمینی، ملت ایران از مردم کوفه زمان امیرالمومنین(ع) بهترند.
  2. هنوز حاکمیت نتوانسته برای این مردم، کف امکانات امیرالمومنین(ع) در کوفه را مهیا کند.

[۱] امیرالمومنین(ع)؛ بحار ج۴۰ ص۳۲۷

شان حرم‌ها در مطالبه عدالت با حفظ حرمت حرم!

سال گذشته در اعتراض به فرش گل حرم رضوی یادداشتی با عنوان “شان حرمها در مطالبه عدالت و برائت” نوشتم

در فرهنگ قرآن برای حرم از رنگ پرده و جنس سنگ فرش ها چیزی نیست اما از قرار گرفتنش برای “قیاماً للناس” سخن است. حرم در متن جامعه و “باید موجب برپایی مردم در شئون زندگی شان شود” (۹۷مائده)

در سابقه تاریخی حرمها و سنت شیعی مان بست نشینی هم بوده که به سه منظور: استشفاء/ فرار از پیگرد قضایی/ مطالبه و اعتراض سیاسی اجتماعی، انجام می شده است؛ که الان فقط پنجره فولاد و استشفایش مانده است!

فرار از پیگردِ به حق، جایش حرم نیست چون اهلبیت، گردن خود و نزدیکان را از مو باریکتر برای حق می دانستند.

اما بستهای اعتراضی بجاست و مختص به دوره طاغوت و حکومت جور هم نیست ؛ بلکه برای انقلابی کردن نظام بروکراتیک موجود به نفع مصالح عموم مردم جادارد.

اما و اگر این تجمعات مغایر باشان حرم نشود. عزیزان خوزستانی در این ویدئو میتوانستند شروع کننده بازتولید انقلابی و تراز بست نشینی سیاسی اجتماعی باشند.

همانطور که کاستن از “قیاما للناس” و بسنده کردن به زیورهای مد روز برای حرم بد است؛ ارتجاع به مکاء و تصدیه (صوت و کف) و هرچه مغایر شان حرم و جوار معصوم است هم بد است که البته قابل اصلاح است و این مورد نباید بهانه منع از بازتولید بست نشینی و تجمعات تراز انقلاب اسلامی در حرمها و اماکن مقدس شود.

محسن قنبریان ۱۴۰۰/۴/۳۰

آقای نصیری اقلاً “آب پاکی” روی دست ج.ا بریزید!

نقدی بر یادداشت خوزستان ۵۰سال قبل ۵۰سال بعد!

آقای نصیری که این روزها هر مطلب ریز و درشتی را برای نقد و طعنه به ج.ا فوروارد می کند(وگاه بخاطر عجله و خطا مجبور میشود بردارد!) تازه قسمتی از خاطره عبدالرضا انصاری استاندار خوزستان در زمان پهلوی را فوروارد کرده که در خشکسالی شادگان از اعلیحضرت دستور پیگیری می گیرد و…!

کاش آقای نصیری از همان بیانات نهج البلاغه و شهیدان مطهری و بهشتی در نقد وضع موجود استفاده میکرد و برای دست رد زدن به سینه اینگونه حکمرانی، “آب پاکی” روی دست نظام می ریخت نه “آب نجس”!

چون شاید ایشان و برخی مخاطبانشان، دیگر اسناد ج.ا. را قبول نداشته باشند درباره آن استاندار پهلوی به سند ساواک و گزارش بی بی سی تکیه می کنم:

عبدالرضا انصاری دانش آموخته آمریکا و معاون ایرانیِ “اصل ۴ ترومن” و به همین خاطر استاندار و مدیر عامل سازمان آب و برق خوزستان بود.

 به گزارش بی بی سی او زاده دوره پهلوی و نسل جوان با تحصیلات آمریکایی است که پادشاه میخواهد جای سالخوردگان قرار دهد: “این نسل در عین حال باید می آموخت که در همه امور، پادشاه را تصمیم گیرنده بداند!” به گزارش بی بی سی:”حادثه بزرگ زندگی مهندس انصاری که شاید بهترین مهلت زندگی وی به حسب آید در سال۱۳۴۰ رخ داد… انتخاب وی به ریاست سازمان آب و برق خوزستان با نقشه هایی که پادشاه در سر داشت، چنان نبود که پیشبردش به آسانی ممکن شود. به نظر بسیار کسانی که در آن سالها گذرشان به خوزستان افتاده است مهندس انصاری در آن مقام از یکسو کارگاه عظیم را اداره میکرد و از سوی دیگر هرهفته به پایتخت می رفت تا با رقیبان و مخالفان مشت زنی کند. شاید از همین جهت بود که به دستور پادشاه او در ضمن استانداری خوزستان را هم عهده دار شد”!

چنانچه می بینید استاندار خوزستان  شدنش همزمان با ریاست چندساله اش بر سازمان آب و برق است. پس آقای استاندارِ تازه منصوب در خشکسالی و بدبختی شادگان سراغ نارسایی ها و کم کاری های خود در سازمان آب و برق می رود؛ اما در خاطره نقل شده خود را ناجی خوزستان و شادگان جلوه می دهد.

عجیب تر اینکه این کارهای نمایشی(بردن مقامات محلی به شادگان) در بتن ریزی سد دز و هم افتتاح صنعت نیشکر هم وجود دارد که ۳۵۰نفر را با تشریفات ویژه از تهران میبرد.

 بی بی سی در گزارش خود اینها را برای جنگ قدرت و رسیدن به مقام نخست وزیری توصیف می کند:

“امیر عباس هویدا که نخست وزیر شد می گفتند محلل است و به زودی جای خود را به جوانی می دهد همسو با خواست پادشاه. از اردشیر زاهدی، جمشید آموزگار و عبدالرضا انصاری نام می بردند هرسه معاون و دستیار ویلیام وارن در اصل ۴ ترومن.” “یک روزنامه انگلیسی هم نوشت که به زودی مهندس عبدالرضا انصاری به نخست وزیری منصوب می شود.

اما با همه آن تلاشها و نمایش ها در خوزستان و مشت زنی آخر هفته ها با رقیبان در تهران، چرا انصاری نخست وزیر نشد؟!!

بی بی سی از دو گزارش ساواک و سازمان بازرسی کشور در سال۴۸ می گوید که بعد از ۲۰سال خدمت موجب عزل او شد. او بعد از ۹ماه عزلت وارد تشکیلات اشرف و بعد هم معاون علم در برگزاری جشن های مسرفانه ۲۵۰۰ساله شد!

 اما گزارش ساواک درباره او حاوی این نکات است:

“نامبرده یکی از مهره های آمریکا”/ “مورد اعتماد آمریکایی ها و مورد حمایت آنها که مشاغل مهم و حساس را به دست آورد”.

“عضو فرامانسونری اهواز وابسته به اسکاتلند”

“در طول سالهای متمادی نامه های ماشین شده بدون امضای زیادی برای مقامات مختلف مملکتی ارسال شد که در آنها موارد بسیاری از سوء استفاده ها و مفاسد اخلاقی وی و همچنین وابستگی نامبرده به آمریکا ذکر شده است. انصاری به همراه اردشیر زاهدی وسایل عیش و نوش و عیاشی رئیس اصل ۴ ترومن را فراهم می کرد”!

آقای نصیری آدرس های مراکز عیش و نوش اینان با مقام آمریکایی در خوزستان را اگر شنیده ما دیده ایم و می دانیم با زن و ناموس اینجا چه می شده است!

در گزارش بی بی سی با بقای هویدا در نخست وزیری، انصاری فقط وزیر کشور می شود می نویسد: “در حالی که پذیرفته بود که انتخابات یک بازی است و پذیرفته بود که تنها پادشاه حق دارد نظر بدهد که چه کسی انتخاب شود”!

البته از جمله اتهام خود او هم تقلب در انتخابات بود!

آقای نصیری اگر خیلی اصرار دارد بر این شیوه حکمرانی ج.ا “آب پاکی” بریزد؛ آن آب پاکی، خون جوانان رشیدی است که در این خاک ریخت، مدیریت های نابغه و گمنامی مثل باقری ها و ابتکارات مهندسی رزمی در همین هور بود. آب پاکی، خدمات بی منت دهها گروه جهادی و بسیجی در همین استان است. آب نجس چرا؟!

منابع:

عبدالرضا انصاری

درگذشت عبدالرضا انصاری؛ آنکه نخست وزیر نشد

محسن قنبریان ۱۴۰۰/۴/۳۰

اللهم…و لیس دُونَکَ ظَهِیر و لا فَوقَکَ قَدِیر!

جوانان مذهبی و انقلابی بهبهان برای دیروز(عرفه) در جوف دعای عرفه دنبال اجازه تجمع مطالبه گرانه بودند که بازهم از سوی مقامات مخالفت شد لذا ناگزیر شدند به این ابتکار اقلی بسنده کنند!

باسپاس از آنها که می خواهند بین مرداب سکوت و گرداب آشوب راه درستی باز بگذارند ولو کم توفیق اند.

خیلی کم است اما آنجا خیلی فضا بسته است!

پ.ن:

دوتلقی درباره نحوه دفاع از انقلاب  مقابل هم است:

ما دفاع از انقلاب را بوسیله آرمانهای اصیل خود انقلاب درست می دانیم.

 دفاع از عدالت و حق مردم با آزادی بیان و آزادی تجمع نه با منع و امنیتی کردن فضا.

دفاع از ولایت با جمهوریت و مشارکت حداکثری نه فرآیندهای اقلی سازی و…

سالهای حضور در آن شهر برای یک برنامه روشنگرانه و پرسش و پاسخ یا یک تریبون آزاد ناچار می شدیم تا شورای تأمین برویم و کلی استدلال کنیم!

ما قائل به نیرو و تدبیر امنیتی هم هستیم اما عملکرد امنیتی را ذیل رویکرد فرهنگی درست می دانیم.

برخی دیگر بعکس، عملکرد های فرهنگی را ذیل رویکرد امنیتی می برند و همه جا و همیشه رویکرد امنیتی تعیین کننده خوب و بد برنامه ها و ابتکارات است.

الهیات جنگ دائمی فقر و غنا

سخنرانی حجت الاسلام قنبریان مورخه ۲۸ تیر ماه ۱۴۰۰، بمناسبت سالگرد پیام قطعنامه با موضوع «الهیات جنگ دائمی فقر و غنا» منتشر می‌شود.

الهیات جنگ فقر و غنا، داخلی هم بشود؟!

دلایل مخالفان:

  • شعار مارکس و ایده سوسیالیست های افراطی است!
  • “شکاف طبقاتی” را “شکاف عاطفی” هم می کند!

نقد:

  • تفاوت حرف امام و مارکس؟!
  • جنگ فقر و غنا از طرف مرفهین بی درد علیه محرومان شروع شده نه بالعکس!
  • قرائت قرآن و سنت و آمارهای عینی از این جنگ!
  • جنگ فقر و غنا از سوی پابرهنگان علیه فساد و تبعیض و بی عدالتی است نه آدمها!

این الهیات در سطح بین المللی، جنگ بماند یا به رقابت (چین-آمریکا/ سرمایه داری-سرمایه داری) تنزل کند؟!

دو مساله زیر بنایی و اختلافی بین مردان جمهوری اسلامی:

  1. تقدم “قدرت ملی” یا “ثروت ملی”؟! مقابل آمریکا، کره شمالی شویم یا چین؟!!
  • سانسور راهبرد اصلی انقلاب!
  • گروهی هم قائل به ژاپن اسلامی یا حتی امارات شیعی!
  1. تقدم “جمهوری اسلامی ایران” یا “انقلاب اسلامی”؟!!
  • اردوگاه اول در مردان جمهوری اسلامی فراگیرتر!
  • اصلاح طلبان واقعی از “ثروتِ” طبقه مرفه دنبال “قدرت” برای “مشروطه سازی ولایت” و دموکراسی لیبرال اروپایی
  • راست ها دنبال لیبرالیسم اقتصادی و نظام تک حزبیِ سیاسی و “ماشین امضاء کردن ولایت” با پدیده “ولایت اداری”!
  • راه اصلی انقلاب باز سانسور بین این دوگانه ها!

دریافت سخنرانی «الهیات جنگ دائمی فقر و غنا» | “دریافت از پیوند کمکی

پیوست اول نشست: الهیات جنگ دائمی فقر و غنا

ادله مخالفان

مصاحبه مصطفی ملکیان با اندیشه پویا شماره ۲۱آبان۹۳

نقد این بیانات را در فایل صوتی نشست از حجت الاسلام قنبریان بشنوید!

پیوست دوم نشست: الهیات جنگ دائمی فقر و غنا

 

سخنرانی حسن روحانی در آیین گشایش همایش راهبرد بهره برداری از ذخایر گازی کشور
ماهنامه راهبرد شماره۳۹
تقدم ثروت ملی بر قدرت ملی!
تقدم جمهوری اسلامی ایران بر انقلاب اسلامی!

اثر این رویکردها در الهیات جنگ فقر و غنا را در فایل صوتی نشست از حجت الاسلام قنبریان بشنوید!

معجزه اظهر الجمیل!

همه ما میتوانیم هر روز شاهد یک “خرق عادت الهی” درباره خود باشیم!

حساب کن:

  1. خوبی هائی که ازخودت سراغ داری ونشر نیافته است؟!
  2. بدی هائی از خودت که پنهان مانده؟!
    کدامیک بیشتر است؟!
    به نظرم گزینه ۲
    درحالیکه اغلب آدمهای پیرامون معمولی اند و خیلی خود را نساخته اند پس:
  3. کمتر غرورشان اجازه میدهد خوبی ما را پذیرفته نشر دهند!
  4. بیشتر اهل سرک کشیدن و تفحص در بدی های ما هستند!

با عین حال بیشتر بدی های ما مخفی و اغلب خوبی های ما شایع شده است!

حتی مدح و ثناهائی درباره ما شایع شده که در خود خوبی اش را سراغ نداریم!

معلوم است دست غیبی ای در کار است که کارش اظهر الجمیل و ستر القبیح است.

“من اظهر الجمیل وستر القبیح”

(ای کسی که خوبی ها و زیبایی ها را آشکار و زشتی ها را میپوشانی)

او خدای مهربان و دوست داشتنی ماست…

محسن قنبریان
جلسه اخلاق با طلاب