- ناباوری به الهیات و گفتمان اعتراض
بسیاری از نخبگان انقلابی و کارگزاران، به «حقّ اعتراض مردم» و «تکلیف نظام» دراینباره باور ندارند؛ درحالیکه:
امام خمینی «تخطئه» را «هدیهٔ الهی» میدانست (برای ترازکردنِ آدمها و رویهها با «ارزش»ها در یک «نظام ارزشی»)،
• خبرگان قانون اساسی شرطِ «مسالمتآمیز» را از پیشنویس حذف کردند (جلسه۲۶)،
• و تفسیر نیز، فریادِ بدیها (جهر بالسّوء) در «مصالح عمومی» را محبوب خدا میداند.
امّا؛ برخی ائمهٔ جمعه اعتراض را به «نامهنوشتن» تقلیل میدهند، و تحلیلِ غالب در محافلِ حزباللهی این است که در نظامِ دارای دشمن، اعتراض چه وجهی دارد؟! - معطّلماندنِ اصل ۲۶ (حقّ تشکّل)
علّتِ شتاب و تشدیدِ اعتراضات خیابانی در مورد اغلبِ صنوف، عدمِ تحقّق اصل تشکّلیابی است. اصل ۲۶ با شیارکشیِ مشارکت در حکمرانی، از بارِ اصل ۲۷ (حقّ تجمّع) میکاهد.
درحالیکه تجّار با «اتاق بازرگانی» لابی میکنند، کارگران (با حداکثر ٪۷ تشکّل)، و کارمندان و معلّمان و… با درصدی کمتر، امکانی برای پیگیری اعتراض خود ندارند؛ لذا منتظر شلوغی خیابان میمانند! - مؤثرنبودن اعتراض آرام و قانونی
همان اندک تشکّلهای موجود نیز که گاهی (بی مجوّز و با آن) اعتراضاتِ صنفی، آرام و وفادارانه (مانند تجمّع ۳تا۵ هزارنفری کارگران پارسجنوبی آذر ۱۴۰۴) برگزار میکنند، اثری ندارد و این بیاثربودن، پیام خطرناکی دارد.
قانون باید مسئول مربوطه را مکلّف به «پاسخگویی در مهلت معیّن» کند تا اعتراض مؤثر واقع شده و به خیابان و خشونت کشیده نشود.
محسن قنبریان | ۸ بهمن ۱۴۰۴