بایگانی برچسب: s

ده کار کرد سلوکی روزه

۲٫ نظر کرده!

بعد فرشتگی ما نامش روح، قلب، لبّ و مانند اینهاست. وقتی روزه، اشتهاء و تقاضاهای شامپانزگی ما را کاست به قلب و لبّ ما خدمت دیگری میکند: صفاء دادن!

اگر از ساحل آلوده و خاکی ، لجن و خس و خار به دریا برده نشود دریا چه قدر زلال است؟ قلب ما هم همینطور است.

قلب یک “سلامت” دارد(قلب سلیم) و یک “صفا” ، چنانچه مقابل ایندو یک “زیغ” دارد که “انحراف از راه درست است” ضد سلامت است.

قلبی که خدا و معاد را نشانه نگرفته، زیغ دارد. مثل آئینه ای که خم شده و جهتش درست و رو به پنجره نیست.

یک “رین” هم برای قلب متصور است. رین یعنی زنگار، آئینه کج نشده ، کدر و تار شده است. رو به پنجره هست اما خوب منظره بیرون را نشان نمی دهد. همان دریای آلوده و کثیف.

روزه دار نماز هم می خواند ، بدش نمی آید جز شکم، زبان و چشمش هم روزه باشند.

پس معلوم است به دستور پزشک و به درخواست شوهر یا همسر، رژیم نگرفته، “تسلیم” امر خداوند شده و روزه گرفته است. همین قدر تسلیم هم کم نیست که قلب او سلیم خوانده شود و آئینه روبه ملکوت عالم نشانه رود.

حالا نوبت به جلاء دادن و صفا دادن به آئینه است تا از “رین” دور شود. چگونه فرشته زنگار گرفته درون جلاء بگیرد و پر بکشد؟

می دانی مثل چیست؟

دبستان شبانه روزی بروی بازدید. ببینی پروفسور حسابی_شاگرد انیشتین_ دارد در آشپزخانه مدرسه سیب زمینی پوست می گیرد و گوجه رنده می کند و …
توجهش دیگر به فیزیک نیست، پخت و صرف غذاست! از سیب و پیاز می گوید و دست و دامنش هم بوی همان را گرفته است!

لبّ و عقل و فرشته درون ما هم دکتر حسابی ماست. از صبح تا شب و از شب تا صبح باید آسیاب کند ، تصفیه کند ، نیازمندی و اشتهاء در خواست دهد، درخواست ها را اجرا کند و… رنگ خوردنی ها گرفته و بوی دفع کردنی ها!
اگر به او مرخصی دهیم کتابخانه و نمازخانه بیاید، حسابی بودن خود رانشان می دهد و نام این مرخصی رمضان است.

امیرالمومنین فرمود:

“من قلّ اکله صفی فکره”
: هر که خوردنش کم شود فکرش جلاء می گیرد.

اینگونه قلب پاک می شود مثل دریا و فرمود:

“قلوب پاک بندگان جایگاه نظر خدای متعال است و هرکه قلبش پاک شد خدا به او نظر می کند”

در افطار و سحر نیازمندی های تن را تأمین کن مقوی بخور اما کم تا مانع جلاء و صفای قلب نشود.

کار کرد دوم روزه این است :
“فیه صفاء القلب”

(بازنشر رمضان ۱۳۹۵)

ده کارکرد سلوکی روزه

  1. تشبّه به فرشته!

اگر به جای پیتر هانن بودم به جای “گربه_سگ” داستان “فرشته_شامپانزه” را می نوشتم.

  • بی خیال نظریه تکامل داروین از باب مثال
    آنچه انسان می خوانیم ، محل اجتماع واتحاد یک فرشته با یک حیوان است.

به لحاظ تن با حیوان فرقی نداریم با همه تقاضاهایش ،اما به لحاظ روح یک فرشته ایم ، از عالم امر آمده و واقعاً تقاضای همانجایی دارد.

درکشاکش ایندو انسان یا “مهاجرٌ الی ربی” (مهاجرت کننده به پروردگارش) می شود و یا “اخلاد فی الارض” (فرو رفتن در زمین) و “اثاقلتم الی الارض”(سنگین شدن و زمینی شدن)

امیرالمومنین(ع) فرمود: عقل و شهوت ضد همند ؛ یاری گر عقل، علم است و یاری گر شهوت، هوای نفس.

نفس آدمی در کشاکش ایندوست ، هرکدام فائق آمد نفس در جانب او می رود(غررالحکم۴۴۸)

طبع و طبیعت انسان مرتبه نازله نفس است. جای اتصال روح(فرشته) است به خاک مثل ساحل که نقطه اتصال دریاست به خاک.

از این روی به سوی زمین و زمینی کشش دارد مثل موجهای دریا در کنار ساحل در زمین اشتهایی دارد و شهوتی ،مرادی دارد و اراده ای.

جالب اینکه همه اشتهاهای تن و طبیعت انسان زنجیره ای شده است که بند اتصالشان “خوردن و نوشیدن” است.

انگار خوردن و نوشیدن مثل بنزین و روغن ماشین تن و تقاضاهای طبیعتند اگر نبود بقیه شهوتها نیست ، همانطور که ماشین بدون بنزین لاهی نمیکشد و هر کسی را زیر نمیگیرد و نمیبینی وقتی گرسنه ای، خوابت هم نمی آید، حرفت هم نمی آید، امیال دیگر هم روی استندبای می روند⁉️

روزه شهوت خوردن و نوشیدن را میکاهد و از اینرو شهوات دیگر را ضعیف می کند تا در یک ماه فرشته درون فرصت کند پروبالی بکشد و این مرغ باغ ملکوت دوستان خود در عالم بالا را بیابد.

لذا فرمود: مَنْ  قَلَّ طَعَامُهُ وَ شَرَابُهُ وَ مَنَامُهُ و کَثُرَ تَسْبِیحُهُ وَ تَمْجِیدُهُ اشْتَاقَتْهُ الْمَلَائِکَه : هرکس خوردنی و نوشیدنی اش و خوابش کم شود و تسبیح و بزرگداشت یادالهی در او بیشتر شود فرشتگان به او مشتاق می شوند…

پس می توانی در قدم اول تشبّه به فرشته پیدا کنی. فرشتگان نمی خورند مگر تسبیح، نمی نوشند جز تهلیل (لا اله الا الله) و نمی خوابند و … ماه رمضان فرصت این تشبّه است.

لذا اولین کارکرد روزه این است که : “یمیت المرادَ النفس و شهوهَ الطبع” مراد نفس و اشتهای طبیعت خاکی را می میراند.

(بازنشر رمضان ۱۳۹۵)