بایگانی دسته: پیام‌ها و تحلیل‌ها

بیانیه گام دوم انقلاب (۲)

زنان مومن و گام دوم انقلاب

کلام اول:”نظام” و زنان
به برکت انقلاب؛ پذیرفته شدگان کنکور بیش از ۶۰%اش دختران شدند! ۳/۵میلیون بانوی ورزشکار سازمان یافتند. بیش از ۵۰%آموزش و پرورش سهم بانوان شد. از ۴نماینده زن در مجلس اول به ۱۷نماینده در مجلس ده رسیدند. بیش از ۲۸۰۰ اهل قلم و بیش از ۲۶۰فیلمساز و…در این صنف پیدا شد و دهها نمونه دیگر.

کلام دوم: زنان و “نهضت”
۶۴۲۸شهیده تقدیم نهضت کردند که اقلا۵۰۰ شهیده اش رزمنده بودند! ۵۷۳۵جانباز زن،۱۷۱آزاده، ۲۲۸۰۸امدادگر و ۲۲۷۶ پزشک زن در جبهه ها حاضر شدند!
امام عزیز خانم دباغ را همراه حکیم الهی جوادی آملی سفیر فرهنگی نزد گورباچف فرستاد و دهها و صدها بانوی دیگر رسمی یا غیر رسمی(آتش به اختیار)چنان شدند از خانم شادمهری در فرانسه تا برخی مدال آوران ورزش بانوان.
فرق “نهضت” با “نظام”، در میدان حضورش برای بانوان نیست؛ در پیشبرد آرمانهای انقلاب است. گاه درون نظام اداری موجود، گاه بیرون و مکمل آن و گاه با تصحیح نواقص آن، نظام اداره کشور را برای رسیدن به اهداف متعالی انقلاب نو کردن است.
ازاینرو هیچ بن بستی ندارد. نماینده مجلس یا رئیس اداره نشد با تشکل مردم نهاد، اهداف انقلابی مردم را پیش می برد.

کلام آخر: نقش در گام دوم

زن مومن انقلابی لازم است “آرایش صحنه ی حضور زن در جامعه ” را دائما رصد کند.
تا سال ۷۹، در سازمانهای غیر دولتی بانوان ۱۰%سیاسی و ۲۴%خیریه بود؛ اما در دهه های اخیر تغییرات معناداری اتفاق افتاده است: کاهش در صد نسبی خیریه ها، افزایشngoهای حقوق زنان، حضور پررنگ سلبریتی های مونث(با سبک زندگی و حواشی شان) در اذهان عمومی بجای آن اسوه های عرصه جهاد و خدمت، فراخوانها و پیج های مطالبه حضور زنان در ورزشگاه و دوچرخه سواری شهری بانوان و…بجای مطالبه گری های لازم تر و فوری تر؛ مثالهایی از آرایش جدید صحنه است.

اشتباه نکنید! اینجا سخن سر بدی یا خوبی اینها نیست. توصیه به منع کردن از اینها هم نیست. سخن از به هم خوردن تدریجی موازنه حضور اجتماعی زن مسلمان است. همان که هدیه انقلاب بود. اما انگار وزن و حجم آن از حضورهای باکرامت و موثر درتعیین سرنوشت به حضورهای تفننی و سرگرمی عوض می شود.
دعوای “خانه نشین” یا “اجتماعی بودن” زن مسلمان را ۴دهه پیش امام عزیز حل کرد؛ نزاع امروز این است: کدام عرصه اجتماع و کدام نقش مهمتر و پیش برنده تر است؟!
قرآن حضور سیاسی زن(۱۲ممتحنه)، حضورنیکوکارانه(۳۳و۳۵احزاب) و حضورمطالبه گرانه برای ارزشها را در اولویت طرح دارد.
آیا به نسبت کاندید های شورا و مجلس(با حواشی اش)، فعالان برجسته و موثر و بنام مثل ام الخیر و زرقاء(در زمان حضرت امیر)داریم؟! آیا به میزان مطالبه تماشای فوتبال و حضور در میادین تماشاگری، زنان مومن مطالبه گرعدالت(حتی در حوزه حقوق مهمتر زنان) از نظام اداری کم کارآمد داریم؟!

گام دوم انقلاب برای زن مومن انقلابی به مثل اینهاست:
-وقتی دختران به دوچرخه سواری دعوت میشوند، تو دختران تیز هوش و نخبه را جمع و باتربیت انقلابی و ارزشی مدال آور المپیاد شان کن.
-وقتی برای چیزهای دست چندم پیج و مطالبه راه می افتد، دوستان انقلابی ات را منسجم و در راستای عدالت و رفع تبعیض واقعی تر و مهمتر مطالبه کن امروز هم ام سنانی که شکایت از کارگزاری نزد علی علیه السلام ببرد و حکم عزل بگیرد را لازم داریم.
-مهمتر از سوت و کف کنسرت بانوان ،تجمع و سینه زدن برای فقر و فحشاء و شریف تر از جشن طلاق، کمک به ازدواج و راهکارهای استحکام آن است. وقتی صحنه را دارند برعکس می کنند نقش زن مومن انقلابی جدی تر می شود.
-انجمن های خیریه و سازمان صالح برای بجا مصرف شدن نذر، ترویج فرهنگ مطالعه، فرهنگ سازی سبک جشن و شادی بومی اسلامی، مصرف کالای داخلی و دهها عرصه دیگر جای درخشش بانوی مومن انقلابی برای گام دوم است.

حراج ملی قرآن

درباره رویه ی مطلا شدن قرآن در این چند سال زیاد نوشته ام و قصد تکرار نیست.

وقتی “قرآن”(=خواندنی) ، “مزار”(=زیارت کردنی و دیدنی) شد؛ از موزه به حراجی و بازار هم می آید و “کالا” میشود!

  • خطای اول “طلا کاری” آن بود که دیروز به سفارش شاهزدگان اموی و عباسی و امروز به سفارش شیوخ مرفه شارجه و امارات انجام میشود. فقهای بزرگ متقدم اینکار را حرام یا به شدتِ کراهت، نفی کردند اما…
  • خطای دوم لازمه خطای اول است. چنین کالای قیمتی ای در حراج ملی و غیر آن بفروش می رسد! رقابتی برای “بیع مصحف” بنام “اقتصاد هنر”! خرید و فروش قرآن نیز روی خوشی در فقه اسلامی ندیده و مقید به قیود بسیار بوده است. این آثار هنری چنان “خط” قرآن را مطلا و ماده و صورت را ترکیب کرده اند که تجزیه مثمن، صعب و شبهه حرمت غلیظ تر است. قرآن مطلای پارسال، به تازگی با رقم ۷میلیارد و ۷۰۰میلیون فروخته شد!
    در حراج های ملی و مانند آن، این کالاها دارد دائمی و مایه تجارت برخی شده است!

درباره قرآن به عترت برگردیم: ائمه هدی ، “اقامه حروف” و “اضاعه حدود” قرآن را نکوهش، “مطلا سازی” آنرا نهی و “بیع” آنرا منع میکردند.

مطالب مرتبط:
-آدرس غلط
-نکوهش قرآن مطلا و حرمهای معصومین
-پاسخ به دفاع آیت الله اراکی از قرآن مطلا
-قرآن مطلا و قرآن اسیر

محسن قنبریان
۹۷/۱۲/۶

بیانیه گام دوم انقلاب (۱)

هندسه بیانیه:

-اول ۸شعار جهانی و فطری انقلاب اسلامی که تاریخ مصرف ندارند در خوانشی تاریخی و پسینی با ذکر دستاوردهایی در این شعارها مرور میشود:
آزادی، اخلاق، معنویت، عدالت، استقلال، عزت، عقلانیت، برادری.
-دوم: مقابل این شعارها -که از دست نرفته و از آنها بر نگشته ایم- ۷مأموریت نسل جوان برای گام دوم شمارش میشود که دقیقا با آن ۸تا ست شده اند:
۱. علم و پژوهش
۲. معنویت و اخلاق
۳. اقتصاد
۴. عدالت و مبارزه با فساد
۵. استقلال و آزدی
۶. عزت ملی
۷. سبک زندگی
توگویی این ۷تا تحفظ آن ۸تا و رساندن آن شعارها به سطح آرمانی شان را برعهده دارد

✅ مف٘صل بیانیه

بین آن ۸شعار اساسی و ۷ماموریت نسل جوان برای گام دوم مفاصلی قرار دارد که دقیقا وجه اتصال گام اول و دوم و شعار و آرمان است از جمله آنها:
-انعطاف پذیری اما انفعال ناپذیری انقلاب
-آماده تصحیح خطاهای خویش بودن اما تجدید نظر ناپذیر بودن
-نظام ساز بودن انقلاب اما بدون رکود و تحجر در مواجه با موقعیت های نوبه نو

✅ سیستم عامل بیانیه

خوانش و تحقق بیانیه یک سیستم عاملی می خواهد که در خود بیانیه موج می زند و آن تعادل “بُعد نهضت” با “بُعد نظام” در مسیر ۴۰ساله انقلاب و هم این تعادل در رهبر نهضت و نظام این انقلاب است.
جوانان مأمور به گام دوم در کنار امید به آینده و شانه زیر بار مسئولیت های آن بایسته ها بردن حتما باید این تعادل را در فکر و عمل خود بوجود آورند تا گام دوم برداشتنی شود
(توضیح کاملتر این سیستم عامل را در فایل نیم ساعتی “سیستم عامل خوانش و تحقق بیانیه گام دوم انقلاب” بشنوید)

فایل صوتی “سیستم عامل خوانش و تحقق بیانیه گام دوم انقلاب”

ماندن یا نماندن حضرت آیت الله جزایری

جمعی از ائمه جمعه استان خوزستان پس از خطبه اخیر ایشان به حضور رسیده تا مانع کناره گیری شان شوند. حرفهای تلخ و شیرین، درست و نادرست زده شد!

http://hawzahnews.com/mobile/mobiledetail/News/480901/60

صرفا چند نکته:

  1. آنچه در قدرشناسی آیت الله جزایری گفته شد، کمتر از قدر زحمات ۵۰ساله ایشان برای انقلاب و تشیع بود. قطعا ایشان با سختکوشی فراوان توانسته اند مزایای نسبی خوبی برای جامعه ایمانی خوزستان پدید آورد؛ از جمله آنها رشد و رونق حوزه های علمیه در استان و بالتبع کارهای فرهنگیِ سامان یافته است. خداوند افضل اجر محسنین را به ایشان عطا فرماید.
  2. آنچه تلخ و در شأن آن خوبان نبود لحن و مضمون برخی صحبتها بود که بسا موجب تشویش اذهان و حتی طعم تهدید داشت!
    سخن از “بحرانهایی که با رفتن ایشان ایجاد میشود” ؛ “کناره گیری بسیاری از ائمه جمعه با کناره گیری ایشان” ؛ “هیچ فردی نمی تواند جایگزین ایشان باشد”؛ و بدتر از همه اینکه: “اگر ایشان نباشد ما نیز نمی توانیم به راه خود ادامه دهیم. همانگونه که اگر رهبر معظم انقلاب نباشد کمیت انقلاب و نظام برای همیشه لنگ خواهد بود”!
    البته قطعا برخی از سروران آن جلسه از بهترین ائمه جمعه استان اند و بودنشان غنیمت؛ اما رفتن برخی هم نه یک تهدید که یک فرصت برای درخشش های تازه است. ائمه جمعه باید قله های ایمان شهرها باشند و به نسلها امید و اطمینان هدیه دهند. چگونه انقلابی که با رفتن خمینیِ بی نظیر، ماند و با رهبری جوان، پویا تر به چهل سالگی رسید، حالا حتی بدون رهبر کم نظیرش(از عمر من بکاه و بر عمر او بیفزا) کمیت اش برای همیشه(!)لنگ خواهد شد؟! و چگونه به همین نسبت یک استان انقلابی بدون آیت الله عزیزما چنان خواهد شد؟!
    پدران معنوی شهرها و ستونهای خیمه انقلاب اینگونه می خواهند امید به آینده و گام چهل ساله دوم را به نسل سوم و چهارم منتقل کنند؟!
    رحمت و رضوان بر امام عزیز که هریک از یارانش در معرض ترور و از دست رفتن قرار میگرفت می فرمود: فلانی زنده است چون نهضت زنده است.
    آقایان اعزه! نهضت و انقلاب زنده است و در نسل سوم و چهارم پویاتر از نسل اولی هاست و وعده خداوند برای چنین مردمی “ماننسخ من آیه أو ننسها نأت بخیر منها أو مثلها”(۱۰۶بقره)است. بدون مطهری و بهشتی و شهدای محراب، لنگ نشد با دیگران هم نمی شود.
    عمر آیت الله ما باقی باد اما خدای نکرده صدسالگی هم می خواهید همین را بگویید؟! مگر قرار است آیت الله از ایران برود یا از انقلاب کناره گیری کند که نگرانید؟! جایگاه معنوی ایشان قابل انفکاک از ایشان نیست و خود هم تصریح کردند خدمتگزار مردم و ولایت فقیه می مانند. آیا با وجود خود ایشان برای جایگزینی و حل مشکلات احتمالی -که معمولا از ناسازگاری آقایان علماء با منصوبین جدید شکل می گیرد- راه حل پیدا شود بهتر نیست؟
    حتما باید حوادث و آجال غافلگیرمان کند؟! و بحرانهای مذعوم شما آقایان و ناسازگاری های اشاره شده، سرمان تلمبار شود؟!
  3. با وجود ذی قیمت بودن حضرت آیت الله جزایری در عرصه های مختلف، عمر ۴۰ساله ی نمایندگی، فقط ایشان را سمتی با سابقه تر از خود ولی فقیه نداده است؛ بلکه سمتهای دیگری در این استان بیش از ۱۰ ،۱۵سال و گاه بیشتر شده است که شاید هم بی ربط با آن سمت، مانع چرخش نخبگان و هوای تازه مدیریتی بخصوص در نهادهای انقلابی و اسلامی شده است! بی ابتکاری و ضعف برخی از حلقه های بسته مدیریتی فرهنگی و غیر فرهنگی موجب شده مرکز این استان شهید پرور و خط مقدم، با وجود این همه حوزه علمیه و این همه فاضل درس خوانده به حسب آمار منتشره رتبه ی ۲۳ اقبال به دین (یعنی فقط ۲استان از آن پایین تر) باشد و برعکس در میزان رشد سکولاریسم رتبه ۲ بین استانها باشد!(۱)

از قضا باز فقط ایشان و توفیق حیاتشان است که با شخصیت معنوی خود می تواند این واگذاری کامل به امام جمعه ای تازه نفس را انجام و او را مقبول و در باز کردن حلقه های مدیریتی و چرخش نخبگان یاری کند پس بودنش را قدر بدانیم ودر کار بزرگش یاری اش کنیم.

پی نوشت :
۱. برای تفصیل ر.ک:مجله جامعه شناسی کاربردی سال۲۶شماره پیاپی۵۸شماره دوم تابستان۹۴

محسن قنبریان
۹۷/۱۱/۳۰

?درسی فقهی از تجربه صفویه!

?آیا دانشگاه(…)در تهران -با همه خدماتش- به یک مرکز “تبارگماری” بدل نشده است؟! آیا سرمایه اولیه آن و نمونه های مشابه اش در قم و تهران و… از اموال مصادره ای یا حاکمیتی و عمومی تدارک نشده بود؟! آیا امروز علیرغم ارائه خدمات علمی و فرهنگی، خانواده و فامیلی را بهره مندتر نکرده اند؟!
?آیا آنچه برخی نمایندگان ولی فقیه در مراکز استانها پس از چند دهه با جایگاه ویژه خود تدارک کرده اند، پس از خود به شخصیت حقوقی بعد واگذار می کنند یا همچنان بنام خودشان و در تصرف نزدیکانشان باقی می ماند؟! در بعضی استانها مجموعه ای تجاری، ساختمانی مفصل برای مصلا یا دفتر امام جمعه تدارک شده که معمولا به منصوب بعد منتقل می شود اما امتیاز دانشگاه، شبکه ماهواره ای، دهها مدرسه علمیه و…چه؟!
واضح است مخارج و مایه اولیه اینها هم از اموال یا امتیازها و مساعدتهای دولتی یا سهم مبارک امام(ع) بوده است؛ که غیر از مصرف عام داشتن نباید حیاط خلوت خانوادگی شود!
?نمونه ها منحصر به این موارد نیست و این نوشتار دنبال فهرست کردن موارد نیست بلکه توجه به درس مهمی از تجربه صفوی را منظور دارد

?تجربه صفوی:
در استفاده از اراضی خاص و منابع عمومی توسط علماء اسلام -که در دولت صفوی محترم شده بودند- بحثهای فقهی عمیقی بین علماء تراز اول شیعه شکل گرفت. یک طرف محقق ثانی بود که از اراضی ای در عراق برای خود در راستای مقاصد دینی بهره می برد؛ و در طرف دیگر مقدس اردبیلی بود که اصلا بخاطر پرهیز از این استفاده ها -حتی برای خدمات عمومی- به “مقدس” لقب گرفت. در اینباره رساله های فقهی نوشته شد که ۴تا از آنها در کتاب الخراجیات توسط جامعه مدرسین یک جا چاپ شده است.
?از جمله خورده هایی که مثل فاضل قطیفی به طیفِ بهره مند از منابع عمومی می گرفت این بود: مالی در اختیار فقیهی گذاشته شود تا رفع نیاز عامه کند و خودش در صورتی که محتاج است از آن بهره برد؛ حال اگر چنین فقیهی حیله شرعی بکار برد و آن مال را به ملکیت فرزند یا همسرش درآورد تا با اشکال احتیاج روبرو نشود، این یک حیله شرعی است!(ر.ک:السراج الوهاج لدفع عجاج قاطعه اللجاج/شیخ ابراهیم قطیفی).
در مقابل، سادات و روحانیونی که چنین اقطاعی از سوی حاکمیت به آنها واگذار شده بود به عمل فقهای بزرگ شیعه مثل سید مرتضی و علامه حلی استناد می کردند که چندین قریه در تصرف داشتند! مخالفین نیز در دفاع از آن فقهای بزرگ اصرار داشتند که حتی خط علامه حلی را دیده اند که آن زمینها را به دست خود احیاء و سپس وقف عام کرده؛ نه اینکه زمین آباد را از حاکمان گرفته و حالا ملک خانوادگی شده باشد!
?مقدس اردبیلی در رساله خود غیر از اشکال کبروی به این زمینها -که اصلا چون فتوحات مأذون از امام معصوم نبوده، اینها قابل خراج گذاری نیست- صغرویا هم این اشکال را مطرح می کند که: چگونه یکی از ما[علماء] میتواند اموال زیادی را بیش از حد حاجت خود بگیرد در حالیکه اصل آن از آن تمام مسلمانان است یعنی باید در مصالح عامه مانند بنای مسجد و پل، آن هم به امر امام(ع) یا نائب او خرج شود.(ر.ک:رساله خراجیه مقدس اردبیلی در کتاب الخراجیات).

?درسی برای دهه پنجم انقلاب!

نکته درس آموز آن مواجهه فقهی برای ما زیاد است. غیر از خانه ها و املاکی که به قیمت نازل، اول انقلاب به برخی مسئولان واگذار و امروز با متراژ های بالا و قیمتهای چند ده میلیاردی چالشی اجتماعی-سیاسی برای انقلاب شده؛ امتیازها و منابعی که برای کارهای عام المنفعه مثل دانشگاه اسلامی و حوزه علمیه و شبکه ماهواره ای و خیریه های بزرگ و… به برخی علماء داده شده است هم محل چالش است و نباید در تصرف خانوادگی و موروثی اینها قرار گیرد و الا با قصد اولی در تنافی است.
?درسیره سلف چنین بوده که پس از فوت مرجعی مُهر او شکسته می شد و اموال مورد تصرف ایشان نه به آقازاده او بلکه به اعلم بعد ایشان منتقل می شد؛ چیزی که در این سالها نقضش را سراغ داریم!
?همچنین اموال و امتیازهایی که از جانب نمایندگی ولی فقیه تدارک شده، منطقا باید به شخصیت حقوقی بعد(نماینده ولی فقیه بعدی)واگذار شود نه اینکه آنها اندوخته ای برای موقعیت بعدی آن فقیه(مثلا مرجعیت)قرارگیرد؛ یا خدای نکرده نوعی تبارگماری در آنها شکل گیرد و فامیل و خانواده ای را بهره مندتر کند…!

محسن قنبریان
۹۷/۱۱/۲۷

دهه فجر مبارک

دیو چو بیرون رود فرشته درآید، شعر است؛ سخن قرآن دقیق تر است: فرشته درآمد، دیو می رود(جاء الحق و زهق الباطل).
چرا که دیو اموی رفت، اما دیو عباسی آمد! دیو عباسی رفت، دیو مغول آمد!و …
آن که جا برای هیچ دیوی نمی گذارد فرشته وشی چون خمینی است.
هنر بزرگ ملت ایران در ۱۵سال مبارزه، اعتماد به “فلا تیأسوا من روح الله” بود
بعد از ۴۰سال از پیروزی هم هنوز از “رو٘ح” و رحمت الهی مأیوس نیست و تازه تر از تازه تری می بیند.

شهید مطهری هم کمونیست بود؟!

? بعد از فرمایش آیت الله العظمی مکارم شیرازی مبنی بر ضرورت انقلاب اقتصادی، شماره ی اول یادداشتی به همین نام نوشتم که بلافاصله از نوشتن شماره ۲ آن پشیمان شدم چون فضای نخبگانی جامعه انقلابی ما نیز بعضا سیاست زده و جناحی فکر می کند و آن حرفها را مسأله ی یک انقلاب نمیداند!
شاید در شماره ۲ -اگر نوشته می شد- به روندی در اجرا و واگذاری توجه داده می شد که مثال پیش پا افتاده اش می شد حقوق ۱۹میلیونی مدیر بنیاد مستضعفان!
? الان هم فکر می کنم همین حقوق ۱۹میلیونی سوژه فضای مجازی شود ولی لایه ی خطرناکتر فکری ای که مسبب این تبعیض ها بوده باز هم دیده نشود!
? مشکل اصلی این است که ارزش کار کارگر کمتر از مدیر دیده شد و مقایسه کارگر معدن با او “مرام کمونیستی” خوانده می شود!
? یکبار این آقایان -که تقریبا همه شده اند- تکلیف نسل جوان را با نوشته های شهید مطهری معلوم کنند! اندیشه هایی التقاطی و کمونیستی بود یا به تعبیر امام، صددرصد اسلامی؟!
? امسال سالگرد ۴۰سالگی انقلاب عزیزمان مصادف با فاطمیه است. اقلا در ۴۰سالگی آن و بخاطر حرمت مادر این انقلاب، جای فشفشه و ترقه و بوق قطار، جوانان انقلابی جلد ۲۰ مجموعه آثار شهید مطهری را تورقی کنند تا بهتر بیابند برای انقلاب مهمتر از ترقه و فشفشه هم هست. چند جمله از آن کتاب ناظر به حرفهای جناب رفیق دوست را بدون شرح بخوانید تا ببینید بادکنک و ترقه موجب شده بسیاری از جوانان انقلابی هم از مبانی رئیس شورای انقلاب شگفت زده شوند!:

“ارزش کار کارگر بستگی دارد به مقدار مفید بودن کارش برای اجتماع. کارگر یک رکن اساسی اجتماع است، همه به کار او محتاجند. کارگر فقط حامی و محافظ حقوق ندارد و الا باید عالی ترین حقوق به او تعلق داشته باشد. اینکه در یک اجتماع، یک مدیرکل بی مصرف ماهی دو هزار، سه هزارتومان[بگو۲۰میلیون!] حقوق می گیرد ولی یک کارگر روزی ده تومان، که اگر همه روزه بگیرد ماهی ۳۰۰تومان می شود، یک کار ظالمانه است!
هیچ دلیلی ندارد که حقوق رفتگر نباید از ۳۰۰تومان مثلا بالاتر باشد و حقوق یک وزیر نباید از ۳۰۰۰تومان کمتر باشد! درست است که کارهایی نظیر کار یک وزیر برای نبوغ و ابتکار و سطح عالی کار و کار فکری و مغزی ارزش بیشتری دارد ولی امتیاز آن کارها به افتخاری است که نصیب صاحب آنها می گردد؛ و برای رفتگر خود رفتگری نوعی مجازات است و نباید حقوق و مزد اینها را کمتر فرض کرد!…”(مجموعه آثار ج۲۰ص۴۹۹)

? اینها صرفا شعارهای شهید نبوده، استدلالهای قوی ایشان را در بقیه صفحات آن نوشته ها بخوانید.

? مطلب مرتبط:
-انقلاب اقتصادی؟!(۱)
-درباره ایده های جذاب ساز سیر مطالعاتی شهید مطهری

محسن قنبریان
۹۷/۱۱/۱۰


? ممکن است دیگر نباشیم!

✅ از اول دوستانی با لطفشان بدون خودم، برخی صوتهای سخنرانی را به فضای مجازی آوردند و مدت مدیدی بعد خودم ملحق شدم. جابجایی از تلگرام به پیام رسان داخلی و زحمات جمع کردن دوباره مخاطبان هم با آن دوستان عزیز بود که مدیونشانم.

✅ ماندن در فضای مجازی “برای مخاطب عام” ، اقتضائاتی دارد. برخی راه های شنیده شدن و ارتباط با گروه هدف بنظر بنده “مجاز” نیست و برخی “مقدور” ما نیست. با هجرت به قم ، عرصه های حضور هم از تبلیغی-ترویجی به تحقیقی تر تغییر کرده که برخی از آنها یا در “دغدغه های عموم” نیست و یا “بیانش” برای او تخصصی و سخت جلوه می کند .

✅ لذا با “محدودیت مقدورات” و امکانات برای کانالی اثر گذار برای عموم از سویی و “لزوم پرداخت تحقیقی و تخصصی تر” به برخی مسائل اصلی جامعه و انقلاب عزیز اسلامی از سوی دیگر، ممکن است اصرار مکرر بنده اینبار محقق شود و فقط تا سالگرد ۴۰سالگی انقلاب اسلامی به این شکل باقی باشیم و پس از آن دیگر “در فضای عمومی مجازی” حضور نداشته باشم.

✅ پیشاپیش از لطف همه مخاطبین عزیز متشکر و سپاسگزارم و تا ۲۲بهمن ۹۷ از تصمیم نهایی مطلعشان خواهم کرد.

با امتنان.

محسن قنبریان
۴بهمن ۹۷

خطبه‌ی فاطمی و تئوریزه‌ی آقازادگی؟!

? یکی از چالشهای اصلی انقلاب در۴۰سالگی اش، چالش آقازادگی است. آقازادگی در عرف سیاسی یعنی اعتبار و وجاهت یک “آقا”، بی حساب پای فرزند یا نوه و نتیجه اش رود و اینها دارای “رانت فامیلِ خوب” گردند بدون اینکه برای آن امتیازها کاری کرده باشند!

❓ آیا چنین چیزی قابل تئوریزه شدن، آن هم با ادله شرعی است؟!
چندی پیش آقازاده ای محترم -که حق کاندید شدن برای منصبی را داشت- ظاهرا روال قانونی آن (شرکت در آزمون) را طی نکرد لذا رد صلاحیت شد. عجیب آنجا بود که یکی از بزرگترین مجتهدان قم در تأیید او به روایت صدیقه طاهره(س) استناد کرد که: “المرء یحفظ فی ولده”(۱) و افزود: “اگر علاقه ای به آقای …دارند در اولادش حفظ کنند!”

http://www.ghatreh.com/news/nn29933734

البته بلیه ی آقازادگی منتظر مجوز شرعی نمانده است و مثل خوره ای در حال گسترش است لکن تئوریزه شرعی آن از آثار عملی آن مخرب تر است.

❗️ وجه استدلال:
“المرء یحفظ فی وُل٘ده”در اصل یک ضرب المثل است که حضرت زهرا(س) به آن استشهاد و بالاتر اینکه به رسول الله(ص) نسبت می دهد: “کان رسول الله(ص) أبی یقول …”
از اینرو بمثابه حدیث است. به لحاظ دلالت هم چون إخبار به قصد إنشاء است(یعنی فرموده “حفظ می شود” اما قصدش “حفظ کنید” است)، دلالتش بر مطلوب صریحتر است!
نزدیک به این مضمون روایات دیگری ذیل آیه۸۲ کهف در تفسیر نورالثقلین هست که می شود مؤید باشد.

? نقد:
این روایات هیچ دلالتی بر اثبات مشروعیت آقازادگی مصطلح ندارند!
۱.دسته ای از آنها خبر از خیر خواهی خداوند برای فرزندان و ذریه انسانهای صالح دارد. با حفظ آنها، صالح قرار دادن آنها و مانند آن. مثل:”یحفظ الله الاطفال بأعمال آبائهم…”(۲).
⬅️ این حفظی تکوینی و فعل خدای متعال است و اصلا مربوط به حوزه تشریع و تقنین و اعتبارات انسانی نیست تا دخلی به ماجرای آقازادگی مصطلح داشته باشد.
۲.دسته ای دیگر از این روایات که در مقام توصیه به رعایت حقوق بازماندگان انسانهای صالح است، نیز اجنبی از بحث آقازادگی است. چون در همه اینها “حقی” از قبل و بخاطری دیگر برای آن بازماندگان ثابت است و این روایات فقط رعایت آن حق را تأکید می کنند.

?خود صدیقه طاهره(س) در مطالبه ارث خود از پیامبر(ص) به این روایت استناد می کند و قبلش دارد که: آیا شما از پدر خود ارث می برید و من از پدرم ارث نمی برم؟!

?عمده روایات ذیل آیه۸۲ کهف است که ماجرای تعمیر دیواری توسط خضر و موسی است که زیرش گنجی برای دو بچه یتیم است. بخاطر صالح بودن پدر چنین خدمتی میشود تا یادگار و گنج پدر برای آنها(کنز لهما) برایشان محفوظ بماند نه اینکه بخاطر پدر صالح به آنها گنجی دهند! و بین ایندو فرق فاحشی است.

?امام صادق(ع) ذیل آیه به این مطلب تصریح می کند: “کم من انسان له حق لایعلم به…”(چه بسیار انسانی که حقی دارد و خود خبر ندارد مثل آن دو یتیم سوره کهف که موسی و خضر برایشان نگه داشتند)(۳).

?فقهای بزرگ نیز از این روایت “اثبات حق و امتیازی جدید” نکرده اند بلکه برای “استیفای حقی ثابت شده” از دلیلی دیگر، استفاده کرده اند(۴). مثلا خداوند برای فقیران و مسکینان و در راه ماندگان غیر سید، زکات و برای سادات آنها، سه سهم خمس را قرار داده است حال در پرداخت چنین حقی اگر به “حفظ رسول الله در ذریه اش” استناد شود، تأکید در ایفای آن حق است نه اثبات امتیازی تازه(دقت شود).

❗️ اگر منظور آن مجتهد بزرگ هم این بوده که آن آقازاده از حقش (شرکت در انتخابات)محروم شده است! در آن صورت نزاع صغروی است و ایشان هم در اصل ادعا با ما هم سخن اند!

____________________
پی نوشت:
۱-الاحتجاج ج۱ص۱۰۳
۲و۳-نورالثلقین ج۳ص۲۹۰وص۲۸۸
۴-آیت الله بروجردی /زبده المقال فی خمس الرسول والآل ص۸

محسن قنبریان
۹۷/۱۱/۲

انقلاب اقتصادی؟

✅ اخیرا یکی از مراجع عظام تقلید فرمودند: “ما انقلاب سیاسی در کشور داشته ایم، انقلاب فرهنگی هم تا اندازه ای شده است اما “انقلاب اقتصادی” نشده است و باید به این سمت حرکت کنیم”.
سه دهه پیش از این نیز محمدرضا حکیمی -معروف به فیلسوف عدالت- همین سخن را گفته بود: “انقلاب اسلامی ملت ما طاغوت سیاسی(فرعون) را ساقط کرد اما طاغوت اقتصادی(قارون) را نه”!
او البته همان سالها از انقلاب کناره گرفت و قائل شد: “در انقلاب، عدالت ذره ای اجرا نشد و برعکس چپاول اموال عمومی سر به فلک کشید”!(۱)
اما این مرجع بزرگ هنوز از مدافعان جدی انقلاب و نظام اسلامی است.
مرجعی بزرگ با سطح وسیع معلومات و تألیفات، دقیقا تفاوت “اصلاحات اقتصادی” با ” انقلاب اقتصادی” را می داند. اصلاحات اقتصادی -که هیچ منکری ندارد- مثل اصلاح نظام مالیاتی، سیستم بانکی، الگوی مصرف، وابستگی بودجه به نفت، مبارزه با قاچاق و…است. اما انقلاب اقتصادی -که گفته نمی شود- بسیار بنیادی تر و گسترده تر از این کارهاست. هم تراز کردنش با “انقلاب سیاسی”(فروپاشی رژیم پهلوی)، توسط این مرجع محترم خبر از مراد جدی ایشان از این واژه دارد.
حال که چنین سخنی از زبان زعمای حوزه شنیده شده است، خوب است نخبگان پی آنرا بگیرند و ابعادش را روشن کنند. بلکه آنرا در آستانه ۴۰ سالگی انقلاب یک گفتمان و مطالبه عمومی کردند. انقلاب فقط با انقلاب به سوی آرمان هایش زنده می ماند نه با چهره ها و شخصیت ها!

?خوانشی حوزوی از انقلاب اقتصادی!

اول چند مثال فقهی از اصلاحات اقتصادی:
?اینکه خانه های خالی تقریبا اندازه مستاجرین است و باید برای سکونت ارزان به سمت مالیات از خانه های خالی رفت!
?از اشراف -که منابع ملی را خرج تجمل خود می کنند- باید “مالیات بر اشرافیت” گرفت!
?برای خانه دار کردن حاشیه نشین ها باید زمین داران بزرگ را ملزم به فروش مازاد از ۱۰۰۰متر کرد!
?اموال مفسدان اقتصادی را باید به نفع طبقه محروم مصادره کرد!
?و…
همه اصلاحاتی اقتصادی به نفع عامه مردم بخصوص محرومان و بر ضد سرمایه داران بوده است که برخی انجام و برخی متوقف شد. خاستگاه بسیاری از این پیشنهادها مثل خود انقلاب از حوزه و رجال روحانی مجلس و دولت صورت گرفت. گرچه برخی از آن رجال معمم ظرف سه دهه کاملا تغییر رویکرد دادند و مدافع سرمایه داری شده، خود از اشراف بالا نشین شدند!

❓سئوال اساسی اما این است: حوزه برای “انقلاب اقتصادی” جز همین کلمه و تکرارش چه می تواند بکند؟!
فقیه بزرگی مثل شهید صدر صراحتا مالکیت در اسلام را ۳قسم (نه۲قسم)کرد:
-مالکیت دولتی و حکومتی
-مالکیت عمومی مردم
-مالکیت خصوصی
و البته اثر فقهی هیچ فقیهی خالی از این سه نیست.
در مالکیت عمومی مردم ولو مایملک (برخی زمینها و مباحات عامه) در اختیار دولت اسلامی(ولیّ مشروع) است، اما دولت(حتی معصوم) مالک آن نبوده و فقط بر حسن استفاده آن نظارت و در تقسیم عوایدی اش به عموم مردم مباشرت دارد.
روشن است مایملک دولت(انفال و…) هم ملک شخصی دولتمردان(حتی امام معصوم) نیست و آنها امتیازی افزون ندارند. اما هزینه کرد آن با مایملک عمومی مردم فرق دارد. مخارج اداره دولت، مخارج دفاعی، از بین بردن فقر با مساعدت مضاعف به فقرا و… هزینه کردِ ِمایملک دولتی است. اما مایملک عمومی باید صرف عامه مردم و بهبود وضع اقتصادی آنها شود بطوری که سرانه مردم موجود کشور از آن حق دارند(۲)
نکته مهم اینجاست که: دربین این ۳مالکیت در گذر تاریخ، ملکیت دولتی(زمینهای موات، کوهها و جنگلها و…) برای دولت باقی مانده است. مالکیت خصوصی هم -بخصوص با پدیده های جدید مثل ماشین آلات و کارخانجات- روز به روز افزایش داشته است. اما ملک عمومی مردم -که عمدتا اراضی فتح شده با فتوحات اسلامی و هم برخی مباحات عامه(ماهی ها و گوهرهای دریا، برخی معادن آشکار زمین و پرندگان و…) بوده است در زمانه ما به صفر میل می کند!
اراضی فتح شده دیروز(عراق، سوریه، مصر و…)، دیگر خود کشوری مستقل شده اند و دولت-ملت های جدید اجازه دست درازی عموم مسلمین به آنها نمی دهد. بخاطر مخاطرات زیست محیطی و تهدید حیات وحش، استفاده از بسیاری از مباحات عامه برای مردم محدود و محدودتر شده است. امروز حفر یک حلقه چاه آب بدون اجازه دولتها ممکن نیست.

❓آیا تأسیس چنین ملکیتی برای عامه مردم در دوره معصوم از سوی شریعت، دارای فلسفه و مصلحتی علی‌عده بر ملکیت امام و دولت اسلامی نبوده است؟! آیا آن مصلحت امروز(در دوران غیبت) زایل شده است؟!(برخی فقهای بزرگ نه تنها آنرا زایل شده ندانسته بلکه مثل انفال را در دوره غیبت، مباح برای عموم شیعیان می شمارند!(۳)).

❓آیا در شرایط جدید برای تأمین منابع این بخش، از سوی فقهاء و قانون گذراران فکری شده است؟ در مرتبه بعد برای هزینه کردِ درست و بالسویه این منابع، برای عموم مردم(یعنی سرانه و فرد به فرد)، سازمان و نهادهایی خاص طراحی یا اقلا دولتهای مباشر گزارش تفریغ درستی از آن ارائه می کنند؟!
به نظر میرسد این راه نرفته و نقطه توقفی است که پس از سالهای اول انقلاب دیگر تعقیب نشد! چون حکومت را اسلامی و هم مردمی و ولی فقیه را جانشین معصوم دیدیم، بی نیاز از توجه به تفاوت آن دو مالکیت و ثمراتش شدیم!درحالیکه آن تأسیس در دوره خود معصوم صورت گرفته بود. لذا:
?نه از انتقال برخی منابع دولتی یا خصوصی به ملکیت عمومی در دوره غیبت و هم شرایط جدید بحث مکفی کردیم!
?نه از تأسیس منابع نوپدید برای این مالکیت(جز نوادری مثل شهید مطهری) کسی بحثی علمی-فقهی کرد!
شهید مطهری در کتاب “نظری به نظام اقتصادی اسلام” از “ملکیت عمومی ماشین(تکنولوژی)” سخن گفت! و به نوعی آنرا جای طبیعت و منابعی که دیگر ملک عموم مردم نیست قرار داد(۴).
اما آن بیان حتی به گوش کتاب خوانها هم کمتر رسید و خوانندگانش هم کمتر فهم روشنی از آن یافتند. اخلاف حوزوی ایشان نیز بحث در خور فقهی یا اقلا پیشنهاد جایگزینی نکردند(اقلا بنده سراغ ندارم).
درحالیکه ایشان، جوهره ی اصلی سرمایه داری را مالکیت خصوصی ماشین می شمارد و بدون اجتهاد روی این مسأله(و مثلا قائل به ملکیت عمومی شدنش) هر اجتهاد دیگر روی محصولات سرمایه داری و دنیای جدید مثل بانک و بیمه و… را بی ثمر و کم ثمر می شمارد(۵).

❗️یک مثال ساده:

اوایل انقلاب صنعتکاری از “حق انحصاری ابتکار و اختراع” از امام استفتاء کرد که بنا به قانون طاغوت [سرمایه دار] با انحصار آن به نفع خود، بهره برداری کلانی می نماید. آیا در قانون مقدس اسلام چنین چیزی درست و مشروع است یا نه؟
امام پاسخ فرمود: “انحصار حق، شرعی نیست و چنانچه مقرراتی از طرف دولت اسلامی باشد مراعات آن لازم است”.(۶).
این لازمه ی فقهی نظریه شهید مطهری است(۷).

❓فرض کنید صنعتکاران معمولی کشور مجاز بودند، خود قطعات ماشینهای ایران خودرو و سایپا را کپی سازی کنند و بفروشند(معنای عدم انحصار حق ابتکار و اختراع و ملکیت عمومی ماشین)، آیا دیگر این دو غول انحصاری خودرو سازی می توانستند چنین اجحافهای عجیب و غریب در حق عامه مردم کنند؟!

❓اما آیا جز این استفتاء امام، مرجع دیگری هم چنین فتوایی دارد؟! آیا ۴دهه از انقلاب همیشه مقررات دولت اسلامی به نفع آن انحصار جلو نرفته است؟!
عامه مردمی که مالک چیزی از منابع قدیم و جدید نیستند، آیا حقوقشان با شورای نظارت و رقابت و…(!) استیفاء می شود؟!
رحمت خدا بر شهید صدر که “توزیع ثروت ملی” را مقدم بر “توزیع درآمد ملی” میشمرد.

❓آیا همین مرجع بزرگ و انقلابی لوازم
فقهی انقلاب اقتصادی (به معنای “انقلاب” اقتصادی) را می پذیرد؟!
شاید سهم حوزه از انقلاب اقتصادی -اگر جدی گفته باشند- این تیپ و تراز کارها باشد نه تنزل به اجتهاد بانک و بیمه یا تنزل به فرموله کردن برخی اصلاحات اقتصادی.
___________________

پی نوشت :
۱. راه خورشیدی/مقاله انقلابی که متوقف شد از محمد اسفندیاری
۲. ر.ک:اقتصادنا شهید صدر
۳. مکاسب ج۲ شیخ انصاری ص۲۲۵
۴و۵. ر.ک:مجموعه آثار شهید مطهری ج۲۰ص۴۷۹تاص۵۰۲
۶. استفتائات امام خمینی ج۳ص۵۵۵
۷. پنج فرضیه برای اثبات این حق و رد آنرا در کتاب فقه العقود ج۲از آیت الله سید کاظم حائری ملاحظه کنید

محسن قنبریان
۹۷/۱۰/۲۵