همه باهم بمانیم!

گسل دولت_ملت برای یک نظام مردم سالار خطرناک و زلزله ساز است.

بردن صحنه به سمت:

مردم همه باهم/ شعب حاکمیت همه یک دست؛

آرزوی دشمن است.

در این سالها برای دوگانه ی:

مفاسد اقتصادی_حجاب شهروندان،

تقلای مخفی و آشکار بسیار شده تا از آن، گسل دولت_ملت نتیجه گرفته شود:

– رسانه های اجتماعی و بیگانه بیشتر به مفاسد اقتصادی در حاکمیت بپردازند و بزرگ شده اش را نزد عامه به اشتراک بگذارند!

– تربیون های رسمی هم بیشتر بر بی حجابی فریاد یا این قسمت از سخن و کنش شان بیشتر تیتر و وایرال شود!

هرچه این دوگانه تحقق اجتماعی یابد، “احتمال تاثیر نهی از منکر” هم کاهش می یابد:

– به شیرین ترین لفظ تذکر بدحجابی دهی، گارد میگیرد که: برو مفاسد اقتصادی را جمع کن!

– ملایم ترین تذکرات به حاکمیت هم پر کردن پازل دشمن تلقی میشود!

برهم زدن این دوگانه غلط و حفظ یکپارچگی مردم_حاکمیت، ضروری ترین و فوری ترین کار است که مجموعه ای از تدابیر می خواهد. برنامه های ۲۱تیرماه نباید فاقد این تدابیر باشد!

برخی تدابیر پیشنهادی را در «فهرست یادداشت‌ها درباره حجاب و عفاف» میتوانید ببینید.

محسن قنبریان

راز خاتمیت در شهر تجارت!

کلاس راز خاتمیت در شهر تجارت!، خوانش اقتصادی از سیره نبوی با حضور حجت الاسلام قنبریان در مجموعه فرهنگی سرچشمه برگزار گردید. جزئیاتی از این جلسه منتشر می‌شود.

دریافت فایل صوتی جلسه نخست درسگفتار «راز خاتمیت در شهر تجارت!» | “دریافت از پیوند کمکی

  • سؤال اصلی: چرا خداوند ۱۰ قرن قبل از کاپیتالیسم دین خاتم را در شهر تجارت پدید آورد؟! این دین ناظر به سرمایه داری طرح و نقدی دارد؟!
  • سؤال فرعی جلسه اول: اصلا مکه شهری با تجارت خارجی بوده است؟!
    نظرات موافق و مخالف…!/ نظر قرآن!
  • فقدان عنصر دولت + تجارت گسترده خارجی، نوعی لیبرالیسم اقتصادی و نزدیک به سرمایه داری تجاری را پدید آورده بود.

دریافت پاورپوینت جلسه نخست درسگفتار «راز خاتمیت در شهر تجارت!» | “دریافت از پیوند کمکی

صدا و سیما/ برنامه حسینیه ایران

برنامه حسینیه ایران با حضور حجت الاسلام قنبریان، مورخه پنجشنبه ۱۶ تیر ماه ۱۴۰۱ روی آنتن شبکه یک سیما قرار گرفت. این برنامه جهت استفاده علاقه مندان منتشر می‌شود.

 

دریافت برنامه با کیفیت [۱۴۴P | 240| 360P | 480P| 720P]

ادامه خواندن صدا و سیما/ برنامه حسینیه ایران

فهرست مباحث حجت الاسلام قنبریان در حوزه حجاب و عفاف

مصاحبه:

یادداشت و سخنرانی:

کلیپ و عکس نوشته:

مواجهه عصبی با بی حجابی

این روزها شاهد رویکردهای عصبی و کمتر عالمانه درباره معضل بی حجابی هستیم. منع خدمات دولتی یکی از حادترین هایش بود. در اینباره یک نکته و چند پرسش:

حاکمیت اسلامی می تواند در عقد قرارداد کارمندان خود رعایت حجاب را شرط کند (چنانچه در مصوبه شورای انقلاب فرهنگی درباره حجاب هم هست) اما؛

  1. آیا حق دارد ارائه “خدمات انحصاری خود” به شهروندان (مومن و فاسق) را منوط به رعایت احکام شرع کند؟!
  2. به لحاظ شرعی، آنچه “حق همگانی” تلقی میشود، اساساً میتواند بعنوان “مجازات شهروند” قرار گیرد؟!
    “سلب حقوق اساسی” مشمول اصل۱۹و۲۰ قانون اساسی، به لحاظ حقوقی -حتی با قانون گذاری- میشود “کیفر و مجازات” قرار داده شود؟!
  3. بفرض امکان، آیا چنین مساله نظری و اجتهادی ای “طبق اصل۳۶” قانون اساسی، “نیاز به گذراندن قانون” از مجلس و تایید عدم مخالفت با شرع و قانون اساسی توسط شورای نگهبان ندارد؟!
  4. بفرض قابلیت مجازات شدنِ سلب برخی از این گونه حقوق (ماده۲۳ ق.م.ا) آیا این مجازات پیش از حکم دادگاه قابل اعمال است؟! این محرومیت بدون محکوم شدن در دادگاه به چه عنوانی بر او اجرا شود؟! مجازات اصلی، تکمیلی یا تبعی؟!
  5. مخاطب نامه (دولت) با منع حق، “بدون محکوم شدن در دادگاه”، آیا مشمول ماده۵۷۰ ق.م.ا نمی شود؟!

پ.ن:

بهتر نیست بجای این کارهای شتابزده و “افراط در رویکرد انتظامی_قضایی”، کمی در رویکرد های اجتماعی و مرحله گذاری های آن با “تفاهم اجتماعی“، فکر و نظریه پردازی کرد؟!

مطلب مرتبط:

تفاهم اجتماعی بر حدود حجاب الزامی

محسن قنبریان

یادداشتی مختصر درباره مدعیات اقتصاد ریاضی

  1. ریاضیات یا اصالت ریاضی؟!
    ریاضیات همیشه ریاضی بوده اما “اصالت ریاضی” دکارت (pan mathematicism) وقتی اتفاق افتاد که: ریاضیات بر سایر علوم (حتی فلسفه) چتر انداخت!
    جالب اینکه گزاره: “ریاضیات تنها علم یقینی است”! خود بحثی غیر ریاضی و فلسفی (معرفت شناسی) است که از قضا دکارت ادعای اشراقی درباره آن داشت و می گفت: فرشته ای به او الهام کرده[۱]!
  2. ریاضی شدن و مرگ طبیعت!
    تاویل گرایی سایر علوم توصیفی به ریاضیات، با “تقلیل گرایی” و “تنزیل گرایی” همراه شد.
    برای نمونه “طبیعیات قدیم” قبل از “فیزیکِ ریاضی”، موجودات عالم طبیعت را در ۴جوهر و ۹عرض طبقه بندی، تعریف و توصیف می کرد.
    وقتی از “تبیین صوری ارسطویی” به “تبیین ریاضی پسادکارتی” تبدیل شد؛ فقط روش عوض نشد، فقط “منطق ریاضی” جای “منطق صوری” ننشست! بلکه برخی موجودات جا ماندند!
    تغییر روش، بر محتوا اثر کرد! طبیعیات و الهیاتِ اعم به مواردی خاص تقلیل یافت!
    برای نمونه:
    الف) جوهر نفسانی (روح مجرد) در “مفاهیم کمّی منتخب” برای فیزیک نوین (مثل جرم و انرژی) جا نشد! پس عقیده ای شخصی ماند یا به نوعی انرژی، تاویل رفت و شعرگویی شد!
    ب) فیزیک جدید، “حرکت مکانیکی” را تعریف و اندازه گیری و بکارگیری کرد؛ اما “حرکت در جوهر” جا ماند! مفاهیم پایه و روش محاسبه جدید راهی به آن نداشت!
    در حالیکه هم “روح مجرد” و هم “حرکت جوهری” مطابق با برهان یقینی عقلی اند!
    ریاضی سازی علوم، فقط ریاضی کردن روش نبود، فروکاستن از معقولات و مقولات به مفاهیم کمّی یا جاماندن برخی از آنها را در پی داشت!
  3. اقتصاد ریاضی یا انسانِ ریاضی؟!
    آن تاویل گرایی به ریاضیات، در علوم انسانی اثرات وخیم تر داشت! از همه بیشتر اقتصاد!
    باز ادعای مروجین اقتصادِ ریاضی این است که: ریاضی کردن اقتصاد و مدل سازی نه “یک مکتب” که صرفاً “یک ابزار” است! اصطلاحات ریاضی نسبت به تبیین توصیفی، دقیق بوده و گمراه کننده نیست. زبان ریاضی، درک و بیان مباحث پیچیده را آسان می کند و میتواند پیش بینی در اختیار اقتصاددان و سیاستگذار قرار دهد!
    اما اینجا هم “تقلیل گرایی” سابق خود را نشان می دهد! برای ریاضی شدنِ مؤلفه های موثر در اقتصاد انسان، برخی مولفه ها جا می مانند و برخی تنزیل معنایی می گیرند (مثل تنزیل روح به انرژی در طبیعیات)!
    برای نمونه:
    قبل از ریاضی شدنِ اقتصاد هم به عوامل رفاه اجتماعی توجه می شد؛ اما با پدیده هایی انسانی و غیر ریاضی ارزش گذاری می شد: تعداد زندانی، تن فروشی، تکدی گری، حاشیه نشینی، فقر و…
    اینها همه “آمار های اخلاقی” و انسان محور بود.
    اما از اواسط قرن۱۹ “شاخص های پولی و مالی” جای آنها نشست! پیشرفت و رفاه با “دلار” و “درآمد” سنجش شد! “آمارهای پولی”، انسان و جامعه را به دلار و درآمد فروکاست!
    جالب اینکه این پدیده همزاد دو چیز بود:
    – ظهور کاپیتالیسم (که علاوه بر بازار آزاد، سرمایه گذاری پولی را از مولفه های اساسی اجتماع و زندگی قرار می داد)!
    – ریاضی شدن اقتصاد!
    حالا منابع طبیعی، اختراعات، آثار هنری و حتی انسان همه با “کمیّت دارایی و درآمد” خوانش و محاسبه می شد!
    نیویورک تایمز ۳۰ژانویه۱۹۱۰ عنوان مقاله اش این بود: “ارزش یک نوزاد به عنوان یک دارایی ملی چقدر است؟!”
    معضلات زندگی هم با مفاهیم کمیّ پولی سنجش شد:
    – الکلی شدن= هزینه ۲میلیارد دلاری!
    – سرماخوردگی= ۲۱دلار به ازاء هر کارمند!
    -و…[۲]
    اول مفاهیم پایه تغییر و تنزل کرد تا علم محاسبه اش اقتصاد ریاضی شد!
  4. کهانتِ اقتصاد ریاضی!
    همیشه مقدار سود و بدهی، هزینه و درآمد، ریاضی محاسبه می شده؛ اما “اقتصاد ریاضی” خاستگاهش اینجا نیست! استفاده از ریاضیات پیشرفته برای مدل سازی اقتصادی، و پیش گویی های بازار برای سیاستگذاران، خاستگاه اقتصاد ریاضی است.
    وقتی می خواهند بازار را مدل سازی ریاضی کنند، بازیگر آن انسان است نه الکترون و پروتن! عوامل مختلفی در رفتارهای انسان موثر است: از “درونی ترین لایه های انگیزشی او” تا “فرهنگ و ارثیه های خُلقی و باوری ملی و باستانی”!
    آیا همه این عوامل متعدد و غیر کمّی در محاسبه و مدل سازی ریاضی لحاظ میشود؟! اصلاً همه قابلیت لحاظ در مدل ریاضی دارند؟
    به تصریح ریاضی دانهای اقتصادی، برای مدل سازی:
    – هر مدل یک دسته پیش فرض دارد.
    – این پیشفرض ها از برداشت و شهود ما از واقعیت انتخاب میشود.
    – هرچه مجموعه این پیشفرض ها بیشتر باشد(یعنی دریافت و شهود از جامعه کامل تر باشد)، دست و پای مدل بسته تر خواهد شد!(مدلی با مؤلفه های موثرِ زیاد، پیچیده تر و سخت تر است)
    – اینجاست که اقتصاد ریاضی دست به گزینش می زند! واقعیت را مجردتر فرض می کند! حواشی را حذف و ابعاد و جزییات مورد علاقه را نگه می دارد! و مدل می سازد[۳]!
    (البته می گوید راه برای مدلی با مولفه های حذف شده هم باز است! اما معمولا “اقتصاد سیاسی” از آن تحقیقات پشتیبانی نمی کند)
    برای نمونه:
    تفاوت مردم شناسانه ی: اصناف، اقلیم ها، انگیزهای درونی و دهها مولفه فرهنگی، تاریخی، دینی برای مدل سازی در این خلاصه(بهینه) می شود: “انسان، عقلایی رفتار می کند”!
    اما وقتی در مرحله قبل تر شاخص ها را همه کمّی کرده اند، نتیجه این میشود که: رفتار عقلایی انسان، در واقع نوعی محاسبه گری ریاضی است! حالا مدل سازی اش کار سختی نیست!
    تمثیل:
    همانطور که اول در طبیعیات همه چیز را به جِرم و انرژی تقلیل دادند؛ بعد عوامل متعددِ موثر بر نقطه جوش آب را هم کاستند و گزاره “آب در ۱۰۰ درجه می جوشد”؛ را “قانون” کردند! حالا دامنه هیمالیا و دماوند و… “استثناء” اند و البته قابل اندازه گیری!
    اینجا هم مثلا “اقتصاد تبرعی” و “انگیزه های غیر محاسباتی”(غیرعقلایی در این مکتب!) مثل چرخه مالی خمس و زکات و نذر و تحبیس و وقف و… مثل استثنائات هیمالیا و دماوند می شوند! با این تفاوت که کنار “اقتصاد معاوضی” بازار به اقتصاد سرریز می شود؛ در حالیکه واقعا در مدل لحاظ نشده است!(دقت کنید)
  5. اقتصاد ریاضی، علمِ بازار آزاد نه علم مطلق نظامات اقتصادی!
    باید تا اینجا روشن شده باشد بین “اقتصاد ریاضی” بعنوان یک روش(!) با “بازار آزاد” بعنوان یک بستره ، رابطه و تناسب هست. اقتصادِ ریاضی، علم کشف روابط علیّ و معلولی بازار آزاد و کنشگرش -که انسانِ محاسبه گر است- می باشد که پس از پیدایش این مکتب و این انسان پیدا شده است.
    جامعه ای که می خواهد مثلا: از “امانت و ودیعه” بیشتر از “ضمان” / از “اقتصاد تبرعی” برای “تامین حق های همگانیِ بهداشت و آموزش” بجای “بازاری کردن اینها” و “کالا کردن حق ها”/و…؛ نهاد و نُرم بسازد؛
    اولا: مفاهیم بنیادین اقتصادش، همه کمّی و ریاضی نمیشود؛ تا مدل ریاضی بپذیرد!
    ثانیاً: فروکاستن های موجود اقتصاد ریاضی، تحقق نُرم ها و نهادهای نظام مطلوبش را تاخیر و بلکه تاویل می برد! اقتصاد مطلوبش نشدنی تر میشود. چون تحقق مدلهای بازاری، انسان و جامعه بازار را می سازد و انسان فرهنگی و فطری را محجوب می کند.(دقت کنید)

محسن قنبریان ۱۴۰۱/۴/۱۲

[۱] ر.ک: مبادی با بعد الطبیعی علوم نوین / آدوین آرثربرت/ ترجمه عبدالکریم سروش

[۲] ر.ک: مقاله: چطور پول معیار سنجش همه چیز شد؟ / الی کوک – مجله آتلانتیک/ سایت ترجمان

[۳] ر.ک: روزنامه دانشگاه شریف ش۸۹۱ مصاحبه با دکتر وصالی و دکتر مدنی زاده: بدون ریاضیات فقط می توانیم داستان بگوییم

عدالت حاکم، جود شهروند!

دشمنان سرمایه داری و کمونیست ها، ضد خیریه اند! میگویند اعتراض طبقه فرودستان علیه وضعیت حاکم را تسکین می‏‏‌دهد[۱]!

کاپیتالیست ها، خیریه را جای عدالت قرار می دهند! در نظام طبقاتی و تبعیض شان، میلیاردرها خیریه دارند و البته از آن انحصاراتی در بهداشت و آموزش طلب می کنند[۲]!

در تعالیم اهلبیت(ع)، عدالت سیاست عام(سائس عام) و وظیفه حاکم است و جود حاکمان از بیت المال مذموم!

اما از فقر هم استفاده ابزاری برای قیام علیه ظلمه نمیشود. جود برای شهروندان یک ارزش است. اهلبیت(ع) در زمان جور اهل جود بودند.

(تفصیل را در سخنرانی حجت الاسلام قنبریان شب شهادت جواد الائمه(ع) در مسجد دانشگاه تهران ببینید.

دریافت نسخه صوتی «عدالت حاکم، جود شهروند» | “دریافت از پیوند کمکی

[۱] بیشتر بخوانید: علیهِ خیریه

[۲] ر.ک: پیامبران جدید سرمایه

معلوم است مسأله استقلال قضات و تحت نفوذ ضابطین نبودن و مراقبت و نظارت بر رفتار ضابطین، یک مسأله مورد ابتلاء بوده نه فرض ذهنی؛ که غیر از رئیس قوه، باز رهبر انقلاب به لزوم آن توجه می دهد.

قبلا همین مسأله از زبان برخی متهمین (بخصوص متهمان سیاسی و امنیتی) گفته می شد اما آنها مُهر فتنه گر و نفوذی و… بر پیشانی شان بود و کمتر حرفشان در بدنه انقلابی مورد توجه می شد؛ لکن در کمتر از یکسال اخیر این مسأله مورد تاکید رئیس قوه و رهبر انقلاب واقع شده است! دیگر عذری برای عدم پیگیری و تحقق کامل آن نیست.

با قدردانی از جناب آقای اژه ای و رهبر انقلاب اسلامی؛ به امید تحقق عدالت قضایی با تحقق کامل اصول۲۲تا۲۵ و ۳۲تا۳۹ و ۱۶۵تا۱۶۷ قانون اساسی.

محسن قنبریان

چند مطلب درباره شهید بهشتی بمناسبت سالگرد آن عزیز

  1. ضرورت احیای ادبیات عدالت خواهی نهج‌البلاغه
  2. شرط روحیه انقلابی برای اجتهاد
  3. بخاطر بهشتی
  4. ولایت فقیه؛ جمهوریت سیاسی، عدالت اقتصادی در اندیشه شهید بهشتی
  5. بهشت ی ۱
  6. بهشت ی ۲
  7. بهشت ی ۳
  8. بهشت ی ۴
  9. بهشت ی ۵
  10. بهشت ی ۶
  11. سه توضیح بر فرمایش شهید بهشتی
  12. بهشت ی ۷

 اقتصاد یک علم یا یک دین؟!

جریان اصلی اقتصاد جهان و ایران (که دانشکده مدیریت و اقتصاد شریف خود را نمایده آن می داند و سازمان برنامه و بودجه هم برنامه هایش را مطابق نسخه های این جریان اصلی می خواند) اصرار دارد که اقتصاد یک علم است؛ آنهم علمی ریاضی. بدون ریاضیات، داستان سرایی است نه علم.

شماره ۸۹۱ روزنامه دانشگاه شریف مقاله راچ چتی را در اینباره ترجمه کرده است، با عنوان: آری، اقتصاد یک علم است.

در مقابل دگر اندیشان این جریان اصلی، اقتصاد را نه یک علم که یک دین می شمارند.

اینها علم اقتصادِ جاری را یک کلیسا و اقتصاددانها را کاملا شبیه واعظان کلیسا می شمارند!

– سایت ترجمان سال۹۶ مقاله جان رپلی از گاردین را ترجمه کرد با عنوان: چطور اقتصاد به دین تبدیل شد؟!

فایل صوتی: چطور اقتصاد به دین تبدیل شد؟

مقایسه ابتدایی این نظرات فتح بابی برای بحثهای نظری بسیار پرفایده ای در اینباره است که امیدوارم فضلای حوزه و دانشگاه دنبال کنند.

شاید در اینباره بیشتر نوشتم!

محسن قنبریان ۶تیر۱۴۰۱