بایگانی دسته: پیام‌ها و تحلیل‌ها

پاسداری از بعثتِ خیابان!

اگر می خواهید:

  • بعثت مردم و «تمام کردن کار»، نمایشی نشود و «مؤثر بر نتایج مذاکرات» بماند…
  • در کنارش «اختلاف نظرهای موجّه» به تفرقه ها و گروه گروه شدن ها نیانجامد و نقشه دشمن منعقد نشود…

حتماً این دو دستور دینی را لحاظ کنید:

  1. شعار دهنده علیه مسئولین را تنها بگذارید و یاری اش نکنید.
    مسئول در نظام اسلامی، محترم است «مرگ بر» و برچسب های «سازشکار و خائن» را قطعا رهبر شهید رد می کردند!
    حضرت امیر(ع) حتی از سبّ و ناسزا علیه قاسطین و حزب اموی در صفین منع کرد:
    «من دوست ندارم شما دشنام دهنده باشید؛ ولى اگر اعمال زشتشان را شرح دهید و احوال آن ها را بیان کنید، به گفتار صحیح نزدیک تر و براى اتمام حجّت رساتر است»( خطبه۲۰۶)
  2. نگرانی ها درباره تفاهمنامه و توافق را در همان تجمعات بزرگ و اصلی دنبال کنید.
    فراخوان های فرعی،«بستر رادیکال کردن حرف» و افراط است. رقیب هم مانندش می سازد و جامعه گروه گروه و مقابل هم می شود!

جماعت بزرگ مردم، خود تعدیل کننده هم اند و مانع افراط و تفریط در کُنش اند.

در اینباره خطبه ۱۲۷ را حتما بخوانید.

چاره افراط و تفریط ملازمت با جمعیت انبوه مردم (  در عهد ولایت) است:

«همواره با بزرگ ترین جمعیّت ها باشید که دست خدا با جماعت است. از پراکندگى بپرهیزید، که انسان تنها بهره شیطان است آنگونه که گوسفند تنها طعمه گرگ خواهد بود».

«نتانیاهو و ترامپ» را با جلوگیری از تفرقه و «مردم زداها و محفلی ها» را با متانت و اتحاد شکست دهید!

مرتبط: تذکری راجع به تفاوت «اختلاف» و «تفرقه»

محسن قنبریان ۱۴۰۵/۳/۲۴

اشکال فرامتن تفاهم نامه با آمریکا

وقتی به هر دلیل( مجاز یا نامجاز) از «متن یادداشت تفاهم» سخن گفته نمی شود و متن های موجود تکذیب می شود، رد و ابرام ها فقط شکاف و اختلاف داخلی می سازد که بی خطر نیست.

پس بنای خود را روی مفاد منتشره نمی نهم؛ اما

آیا نقایص فقط در صورت اطلاع از مفاد، قابل کشف و طرح است؟!

 

تفاهم نامه یک فرامتن عیان و علنی دارد که از قضا بزرگترین اشکال، به همان است:

تفاهم (حتی با بُرد) درون نظم آمریکایی منطقه انجام می شود که آمریکا هم «طرف مذاکره» است هم «ناظم نظم منطقه»!

 

اِشکال به «مفاد نادیده» نیست!

به «مطلق مذاکره با آمریکا» نیست!

به «امتیازهای داده شده»  نیست!

به مشروعیت بخشی به تعارض دو نقش آمریکاست: نقش طرف مذاکره/ نقش ناظم منطقه!

 

اقلا از جنگ با افغانستان و عراق به این سو برای همه ثابت شده آمریکا، ناظم بلامنازع این منطقه است. در اموری که ذاتا به او مربوط نیست «به خاطر منافع اش» دخالت می کند و برای تحمیل خواست خود،«جنگ»(جنگ کویت)، «اشغال»(افغانستان و عراق)، «تحریم» و «تجاوز» و «آشوب داخلی»( ایران) راه می اندازد.

 

این یک «تعارض جدی» است!

آمریکا بعنوان «طرف مذاکره» باید چیزهایی را بپذیرد که به عنوان «ناظم منطقه»، اقل آنها را هم نباید بپذیرد!

 

به بیان دیگر، ما پس از پیروزی در «جنگ بقا» و شکست دادن آمریکا در اهداف براندازی و فروپاشی و تجزیه  و…  دنبال «عدم تکرار تجاوز» و شکستن سیکلِ جنگ_مذاکره_جنگ بودیم.

این «کف» بدون یک «سقف» محقق شدنی نیست. آن سقف، اخراج آمریکا اقلا از پایگاه های نظامی منطقه است.

طرح اداره تنگه هرمز هم اهرمی برای تحقق این بود.

 

ماه های اخیر بنده کوچکترین هم به تکرار گفته ام: 

  • همه «پایان بندی جنگ»، الزاماً دیپلماتیک نیست!
  • «دیپلماسی» هم فقط مذاکره نیست!
  • «مذاکره» هم فقط با آمریکا نیست!

 

برای آن «نظمِ کمتر آمریکایی» می شد این «امکان های تازه» را بنا نهاد:

  • بی اثر یا کم اثر کردن مانع اصلی( محاصره دریایی) با «عملیات نظامی» یا «دیپلماسی اقتصادی زمینی» با همسایگان!
  • مذاکره «با کشورهای منطقه» برای بستن پایگاه های آمریکا در قبال بهرمندی از تنگه هرمز و تضمین امنیت (مذاکراتی با میانجی اسلامی یا چین و روسیه).
  • و…

 

این امکان های تازه:

  • اولاً درون نظم آمریکایی نبود و شروع رفتن به سمت نظم غیر آمریکایی می شد.
  • ثانیاً سهم آمریکا بعنوان طرف مذاکره را در حد تحریم های آمریکایی و مانند آن می کاست که ستاندنی تر از ده شرط بود!

 

اما تفاهم نامه جدید _مفادش هرچه باشد_ درون نظم آمریکایی جلو رفت و صورت بندی شد!

همه پایان بندی را به مذاکره آن هم با آمریکا ( ناظم/ طرف) گره زد!

 

حتی مذاکره با قطر و… درباره آزاد سازی دارایی ها،«سناریویی موازی» درون همان نظم است؛ نه از سنخی که شمرده شد و برای به هم زدن نظم آمریکایی.

این گونه تعهدات عربی درون آن نظم آمریکایی نه فقط «ضمانت کافی» ندارد و تا «سطح اخراج نظامی آمریکا» بُرد ندارد؛ بلکه فقط لیست اهداف نظامی ما علیه آمریکا در تجاوز محتمل بعد را می کاهد!

 

از نخبگان و گویندگان می خواهم اگر اصل این توجه را درست می دانند جای نقد و ابرام مفاد تفاهم که مورد تکذیب مسئولین است در این موقف بیشتر تبیین کنند.

 

محسن قنبریان ۱۴۰۵/۳/۲۳

مبعوث به جمهوری سوم یا ارتجاع به رضاخان (  حزب اللهی)!

به حسب همه پیمایش ها بیشتر از ۵۰٪ مردم، اقلا یکبار در بعثت خیابانی حضور یافته اند! (حتی ۳۴٪ از غائبین انتخابات های کم مشارکت اخیر)!

٪۴۱ از جمعیت شرکت نکرده ها نیز ذهنیت همراه داشته اند[۱]!

این ظرفیتی برای ساخت جمهوری سوم با احیای «حکمرانی مردمی تر» است یا…؟!

اخیراً برخی در مقام تجویز،«دولت مقتدر بناپارتی» را پیش کشیده به نام سپاه موجّه اش کرده اند!

پیش از این هم کسی دیگر در مقام توصیف چند سال از همین پروژه گفته بود!

متاسفانه روشنفکر ایرانی نه فقط «اقتدار مردم پایه» را نمی شناسد[۲]؛ بلکه نمی داند ایده مشکل گشایش در نظام سلطه ، پرویز مشرّف و عاصم منیر و پاکستان را سهم او می کند نه بناپارت و فرانسه استعماری!

بخشی از نیروی مذهبی هم به لحاظ ذهنی با این ایده ها مشکلی ندارند:

همانها که دهه ۷۰ ولایت فقیه را «دیکتاتور مصلح» تفسیر و دهه ۸۰ دنبال «رضا خان حزب اللهی» با انتخاباتی اقلی می گشتند!

توجه ندارند که به تعبیر رهبر شهید، «داعش» شکل افراطیِ همین نظرهای دینمدارِ غیرِ مردمسالار است[۳]!

ضلع سوم این «ائتلافِ اضداد علیه مردم»، بخشی از نظام دیوانی و خصولتی هاست:

برای تحقق «توسعه غیر بومی و فرمایشی» (مقابل «پیشرفت مردم پایه»)، «اقتدارپلیسی» ضروری است!

قبلا رئیس وقت سازمان برنامه و بودجه در مجلس با مثال از سرکوب اعتراضات دانشجویی و کارگری علیه توسعه سرمایه داری در کره جنوبی آن را تئوریزه کرد[۴]!

خصولتی ها _که بزرگترین سهم اقتصاد واگذارشده را برده اند_ نیز موافق ایده اند!

 مقابل تحریم ها، «راهبردْ»، خنثی سازی بود و دور زدن تحریم، «تاکتیک موقت» اعلام شد[۵].

خنثی سازی، تحقق کامل اقتصاد مقاومتی می خواست که اصول اولیه آن(۵،۴،۳،۱) «مردمی سازی اقتصاد» را نشان کرده بود.

اما همدستی بخش دیوانی و خصولتی دو دهه جای تحقق راهبرد اساسی، تاکتیک را مستمر کرد که لازمه اش، «کاسب تحریم» و «تراستی بازی» شد…!

 اینها با یک «دولت نظامیِ ضد آمریکایی» منتفع ترند؛ تا «ملتی برخاسته» علیه نظم آمریکایی و اسلام آمریکایی!

اما اینها هذیان است نه نسخه درمان!

مردم چنانچه بارها این بازی را به هم زده اند، باز هم به هم می زنند…

 آنها یاد گرفته اند درون «نظام انقلابی امت و امامت» چگونه مبعوث شوند!«کمال سیاسی» ای یافته اند که جای درست اعتراض را بیابند و مانع ارتجاع بشوند[۶]!

محسن قنبریان ۱۵خرداد۱۴٠۵

[۱] ر. ک پیمایش های اسفند ۴۰۴و فروردین۴۰۵ مرکز تحلیل اجتماعی ( متا)

[۲] رهبرشهید مکرر از چنین اقتداری حرف می زد. «اقتدار برخاسته از اختیار و انتخاب مردم» با «مشارکت سیاسی و انتخابات پرشورتر»،« حضور پر شورتر مردم در صحنه و اجتماعات انقلابی» با «اتحاد ملی» و…

[۳] ر. ک: سخنرانی ۱۴خرداد۴۰۰

[۴] ر. ک: اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی ص۲۲۶

[۵] ر. ک:  سخنرانی رهبرشهید ۹۸/۸/۲۸

[۶] ر. ک: سخنرانی رهبر شهید ۹۶/۱۱/۲۹

روی دیگر ولایت!

 یک روی ولایت،«مُطاع»(مورد اطاعت) بودن اوست.

اما روی دیگری هم دارد:«ضامن تأمین اجتماعی معیشت بندگان» بودن ولیّ!

که کمتر گفته می شود!

امام صادق(ع) از پیامبر(ص) : «من نسبت به هر فرد مومن از خود او سزاوارترم  و علی(ع) پس از من نسبت به وی سزاوارترین است.

 از معنای این سخن رسول الله پرسیدند؛ فرمود: یعنی کسی که بدهکاری یا عائله ای را از خود بجای گذاشته و از دنیا رفته، رسیدگی به آن بر عهده من است و کسی که مالی را از خود بجا گذاشته، از آنِ ورثه اوست. پس در صورتی که کسی مالی ندارد، برخود ولایتی ندارد و آنگاه که برای عائله خویش مالی نگذاشته و نفقه ای به آنان نمی دهد بر آنان امر و نهی ای ندارد. پیامبر و امیرالمومنین و امامهای بعد از آنها را، خداوند ملزم فرموده که این وظیفه را برعهده بگیرند پس به همین جهت آنان نسبت به خود شخص سزاوارترند. چیزی جز همین گفتار پیامبر سبب اسلام آوردن عامه یهود نگردید؛ زیرا آنان برخویش و بر عائله خود اطمینان یافتند»(اینجا).

قاعده : مال بدون وارث دست ولیّ امر باشد و متقابلا کسی که هیچ راه تٲمینی ندارد هم خرجش با اوست(اینجا)

ویدئو/ امام خمینی:

«ما که امیدواریم یک جلوه ولو بسیار ناقص از ولایت علی(ع)  در کشور ما شده باشد، باید توجه کنیم کافی ندانیم اینکه ما تظاهر می کنیم و شعار می دهیم اینها کافی نیست؛ دولت باید با تمام قدرت همانطور که علی(ع)  برای محرومین دل می سوزاند، این هم با تمام قدرت دل بسوزاند برای محرومین…!»

محسن قنبریان/ ۱۴خرداد۱۴۰۵

آیا «بعثت مردم ایران» در سخنان امیرالمومنین(ع) مصداق و تطبیق دارد؟/ مردم علاوه بر جنگ، برای عدالت و پیشرفت مبعوث شده‌اند

حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قنبریان، استاد حوزه و دانشگاه:

در نامه ۵۳ نهج‌البلاغه آمده است:

«وَ إِنَّمَا عِمَادُ الدِّینِ وَ جِمَاعُ الْمُسْلِمِینَ وَ الْعُدَّهُ لِلْأَعْدَاءِ الْعَامَّهُ مِنَ الْأُمَّهِ».

«جِماع» در لغت به معنای پناهگاه و تکیه‌گاه است. در این تعبیر، حضرت علی (ع) مردم (جمهور) را پناهگاه مسلمانان می‌خوانند.

بسیاری از استکشاف‌ها و برداشت‌های این «جمهور» در تطبیقات و تعیین مصادیق، صحیح است. این مردم هم به لحاظ نظری و هم به لحاظ عملی، پناهگاه امت هستند

در این بعثتی که رخ داده است، باید توجه داشت که هر خیزشی سطوح و متعلقات مختلفی دارد. گاهی مسئله، جنگ، بمباران و دفاع است؛ در این شرایط، بدیهی است که جنگ به مسئله‌ی اصلی مردم تبدیل می‌شود. اما «بعثت برای عدالت و پیشرفت» نیازمند تنبه و آگاهی‌بخشی بیشتری است.

 

متن کامل گفتگو

دیپلماسی عمومی علی(ع)

اتهام اصلی ای که علیه امیرالمومنین(ع) ساخته و پرداخته شد، جنگ با مسلمان و مسلمان کُشی بود!

تا پیش از این، جنگهای خلفا در فتوحات یا علیه مرتدین صورت بندی می شد.

آن اتهام می توانست معجزه علی(ع) در اتحاد اسلامی را آسیب بزند.

به تعبیر ابن ابی الحدید، امام (ع) توانسته بود اتحادی بین موافقین و مخالفین قتل خلیفه سوم (عمیق ترین اختلاف آن روزها) ایجاد و هر دو را در لشکر خود بسیج کند[۱].

حفظ این اتحاد بلکه گسترش آن به مردم شهرها و استان های دیگر و غیر لشکریان برای حضرت امیر(ع)، یک اولویت مهم بود.

لذا هم با طرف های جنگ (معاویه/طلحه و زبیر /و…) نامه ها و احتجاج ها دارد[۲]؛ هم برای مردم عادی شهرهای مختلف که در سپاه او حاضر نیستند و حتی بعضاً ساکن در مناطق خروجِ آن باغیان هستند، نامه می نویسد [۳]و توضیح می دهد.

 

نامه ۵۸ نهج البلاغه یکی از آنهاست:

کَتَبَهُ إلى أَهْلِ الاْمْصارِ یَقُصُّ فیهِ ما جَرى بَیْنَهُ وَبَیْنَ أَهْلِ صِفینَ.

از نامه هاى امام(ع) به اهالى (تمام) شهرهاست که آنچه را میان آن حضرت و اهل صفین واقع شده در آن، بیان کرده است.(نامه را اینجا بخوانید)

 

این اقدامات را می توان دیپلماسی عمومی علی(ع) خواند که غیر از والیان و حاکمان مناطق، مردم را هم مورد تخاطب و توضیح خود قرار می دهد تا اتحاد اسلامی علیه دشمن واحد را بسازد یا نگهدارد.

 

شرایط کنونیِ ما:

  • مقابله با متجاوزین آمریکایی و اسرائیلی که موجب توجه جهان اسلام به ایران می شود.
  • ناچاری به زدن پایگاه ها و افسران آمریکایی در کشورهای عربی منطقه که سوژه تخریب ایران را ساخته است.
  • به خصوص وقتی موشکباران ایران را ۸۷٪ علیه کشورهای عربی و فقط ۱۳٪ علیه اسرائیل فهرست کنند [۴].

 

این شرایط، اتهام را جدی تر کرد، برخی چهره های مشهور عربی، جامعه الازهر و… را هم به واکنش علیه ایران واداشت.

 

اینجا تأسی به امیرالمومنین (ع) در ساخت دیپلماسی عمومی برای حفظ و نگهداری اتحاد اسلامی علیه آمریکا و اسرائیل و حتی اسلام آمریکایی و دست نشاندگانش جدی تر می شود.

 

پاسخ های فضلا و مراکز حوزوی به الازهر که غیر از برخی اشکالات مضمونی، فقط در فضای ایران می چرخد، کارِ نامه ۵۸ نهج البلاغه را نکرده است!

 

هر چقدر میم ها و کلیپ های هوش مصنوعی علیه ترامپ، دست برترِ جنگ رسانه ای را به ایران داده، کار تمییز و مؤثر برای جهان اسلام در رفع اتهامات ایران کمیاب است؛ بلکه بعضاً با سُخره گرفتن برخی نمادهای عربی، گوشه ای از پازل «ایران هراسی» می شوند.

 

مداحان که در این جنگ بلندگوی اصلی را دست گرفته و رجزهای آنها پرتکرارترین شد هم در خوانش های محدود عربی، کمتر چنین مقصدی را دنبال کردند. پیام اتحاد اسلامی با مردم منطقه علیرغم دفاع از خود مقابل آمریکا و اسلام آمریکایی، کمتر مضمون مداحی ها شد.

 

برنامه های برون مرزی رسانه ملی نیز هیچکدام اندازه یک استاد دانشگاه تهران در الجزیره( دکتر حسن احمدیان)  نتوانست در فضای عربی_اسلامی پژواکی بسازد!

 

شروع دهه امامت (عید قربان تا غدیر)  می تواند فضایی برای جبران این نقیصه باشد،  چنانچه با ندانم کاری می تواند اتهام «شیعه هراسی» و «امپریالیزم شیعی» را در اذهان مسلمانان منطقه تثبیت کند!

 

 

محسن قنبریان/ عید قربان/۱۴٠۵/۳/۶

 

مطلب مرتبط: غدیریه امسال؛ فرصتها، تهدیدها!

[۱] ر. ک:  شرح ابن ابی الحدید ج۷ص۷۲و۷۳

[۲] فقط نامه های نهج البلاغه را مرور کنید می بینید بیشترین نامه ها به معاویه و احتجاج با اوست.

[۳] نامه به بصریان و مصریان و… را می توانید در نامه های نهج البلاغه ببینید.

[۴] اضافه کنید تا قبل از طوفان الاقصی در منطقه اسلامی با فاصله اندکی از اسرائیل بزرگترین تهدید برای کشورهای اسلامی تلقی می شده ایم!(اینجا)

رهبری مردم در قانون اساسی!

بعد از بیانیه ۱۲فروردین ۵۸ امام خمینی که از «امامتِ امت» برای مردم ایران استفاده کرد،  قانون اساسی هم رهبری کردن مردم را در خود جا داد.

غیر از مقدمه در اصل ۴۳ این میثاق ملی_اسلامی آمده است:

« اقتصاد جمهوری اسلامی ایران بر اساس ضوابط زیر استوار می‌شود:…

۳- تنظیم برنامه اقتصادی کشور به صورتی که شکل و محتوا و ساعات کار چنان باشد که هر فرد علاوه بر تلاش شغلی‌، فرصت و توان کافی برای خودسازی معنوی، سیاسی و اجتماعی و شرکت فعال در رهبری کشور و افزایش مهارت و ابتکار داشته باشد».

شهید بهشتی در اداره جلسه دراینباره تصریح کرد:«رهبری این است که حق بهترین نوع رهبری آنست که واقعاً هر انسانی در امامت و رهبری جامعه بتواند سهیم باشد».

 عجیب تر نسبت این «رهبری مردم» با «ولایت فقیه و دستگاه حکمرانی» است که ایشان ذیل اصل می فرماید:

«بهترین نوع رهبری در یک جامعه اینست که فرد یا گروه یعنی آنهایی که در رأس مخروط جامعه قرار دارند بازگو کننده شعار و آرمان خود مردم باشند؛ یعنی همان چیزی که امام خمینی در این انقلاب مکرر رویش تکیه کردند و همان چیزی که رمز پیروزی است.  یعنی رهبری نمی آید واقعا راهی را نشان بدهد که به ذهن مردم نرسیده باشد و مردم به کلی از آن بیگانه اند. این طور نیست، رهبر می آید متبلور و مشخص می کند همین خواست و راهیابی پراکنده شده در توده را و این بهترین و سازنده ترین و نیرومند ترین پیوند رهبر و مردم است».

نکته بدیعی که این مفهوم متعالی را در قانون اساسی جانمایی می کند، نسبت این رهبری مردم با اقتصاد و عدالت است.

در ادامه سخن پیش شهید بهشتی می فرماید:

« چه وقت اینطور می شود؟!

وقتی افراد جامعه از نظر گرفتاری های اقتصادی فرصتی برای به خود اندیشیدن و به خود آمدن و به اوضاع اندیشیدن و چاره اندیشی و راهیابی کردن نداشته[داشته] باشند زیرا تا تک تک مردم به صورت راهیاب و چاره جو برنیایند و واقعاً فکرها و اندیشه ها و احساساتشان به صورت یک سیل خروشان که می خواهد راه باز کند در نیاید، اصلا رهبریِ واقعی سازنده و کارساز به وجود نمی آید.

هر وقت یک چنین پیوندی بین رهبر و مردم به وجود آمد، آن موقع است که حرکتها به آسانی و خوبی و به طور خالص به ثمر می رسد. من این طور فکر می کنم که این اصل درست در جهت امامت اسلامی اصیل تهیه شده است».( مشروح مذاکرات/ص۱۴۸۰و۱۴۸۱)

امام خمینی درباره این قانون اساسی فرمود:«امید است ان شاء اللَّه تعالى با عمل به آن، آرمان هاى اسلامى برآورده شود؛ و تا ظهور حضرت بقیه اللَّه- أرواحنا له الفداء- باقى و مورد عمل باشد».( آذر ۵۸/صحیفه امام ج۱۱ص۱۰۳)

محسن قنبریان ۱۴۰۵/۲/۳۱

غدیریه امسال؛ فرصتها، تهدیدها!

رهبر شهید می فرمود: « دنیای اسلام نیازمند اتحاد است. امیرالمومنین(ع) مایه وحدت دنیای اسلام باید باشد. دشمنان اسلام می خواهند بین طوایف مسلمان به وسیله امیرالمومنین _که خود وسیله وحدت و اتحاد است_ اختلاف ایجاد کنند».(۸۸/۴/۱۵)

  • در تاریخ علوی نیز آنچه چشم برخی متکلمان مسلمان را گرفته و از آن به «حسن سیاست» بلکه «معجزه علی (ع)» یاد کرده اند، وحدت و اتحادی است که بین مردم غیر یک دست و آشفته و نافرمان به وجود آورد.

ابن ابی الحدید در اینباره می نویسد: «هیچ کس نمی تواند در حسن سیاست و صحت تدبیر به گردپای او برسد».

همچنین از یکی از متکلمان بزرگ معتزلی نقل می کند: «سیاست علی اگر منصفانه مورد تأمل قرار گیرد و نسبت به شرایطی که ایشان در آن گرفتار بود سنجیده شود، یکی از معجزات علی(ع) شمرده خواهد شد چرا که یاران او دو گروه بودند: یک گروهشان عثمان را شهیدی مظلوم و بی گناه می دانستند و هنوز به او گرایش داشتند و از دشمنانش بیزار بودند و گروه دیگر که اکثر نظامیان را تشکیل می دادند، بر آن بودند که عثمان به سبب خطاهای خودش کشته شد و برخی آنها صریحاً عثمان را کافر می دانستند! اما عجیب این بود که هر یک از این دو گروه، علی (ع)  را موافق عقیده خودش می پنداشت».( شرح ابن ابی الحدید ج۷ص۷۲و۷۳)

چقدر شرایطمان در منطقه اسلامی به آن دوره شبیه است!

جای بنی امیه، پس از سالها موضع گیری امام خمینی  علیه «حکّام مرتجع» و «اسلام آمریکایی» شان، این بار کار به مواجهه نظامی کشید. پایگاه های آمریکا در این کشورها مورد ضربه و افسران آنها حتی در مناطق غیر نظامی مورد اصابت واقع شد!

این مختصات، ضرورت همدلی و اتحاد امت اسلامی با ایران را بیشتر و البته سخت تر می کند[۱]!

اما دستگاه تبلیغی ما، دیپلماسی عمومی ما، چقدر شبیه امیرالمومنین(ع) عمل خواهد کرد؟!

آیا غدیر و علی(ع) را عامل اتحاد مسلمین علیه اسلام آمریکایی و صهیونی و خودِ اسرائیل و آمریکا می کند؟!

طبعاً مثل گذشته موج اتهام «امپریالیسم شیعی» و «احیای امپراطوری ایرانی» از سوی این حکّام دست نشانده برپا می شود!

شیعه ستیزی در کشورهای منطقه به بهانه تروریسم و همکاری با ایران به اوج رسیده است. از دستگیری گسترده تا سلب تابعیت و پیگردهای مالی و… شکل گرفته است!

واکنش شیعیان بخصوص در ایران و در ظرفیت بعثت خیابان و غدیر می تواند دو گونه باشد:

  1. تفرقه یا بی توجهی به مسلمین منطقه و تبدیل ظرفیت به تهدید!
    واکنش ها ممکن است با عبور از «راهبرد اتحاد اسلامی» مقابل آمریکا و اسرائیل شکل گرفته و حتی تشیع علوی و غدیر، خرجِ تفرقه با عامه ی مسلمانان غیر شیعه شود! در بهترین حالت بی خیال شرایط و منطقه اسلامی، «غدیرِ خودمان» را جشن بگیریم!
    کم و بیش کم رنگ شدن یا احساس بی ثمریِ راهبرد اتحاد اسلامی در بیان و عمل برخی پیدا شده است!
    استیج های خیابان و خاستگاه سنتی هیئات و مداحان _در صورت عدم تفطن_ می تواند این خط کنشی را داغ تر کند و از آن تهدید بسازد!
  2. فرصت اتحاد علوی علیه اسلام آمریکایی و اسرائیل با غدیری اسلامی
    از سوی دیگر می شود به علی(ع)  تأسی کرد و پراکندگی امت و عموم مردم مسلمان را حول مبارزه با اسرائیل بلکه حتی اسلام آمریکاییِ حکّام دست نشانده بسیج کرد.
    جو عمومی منطقه اسلامی از ماجرای سوریه بشار مقابل مسلحین و… به نفع ایران نبود.  ایران در برخی نظر سنجی ها با فاصله ۴٪ بعد اسرائیل بزرگترین تهدید علیه کشورهای اسلامی منطقه قلمداد می شد!

اما چنانچه رهبر شهید، «شاخص اتحاد» را مبارزه با اسرائیل معرفی می کرد[۲]؛ وعده های صادق و جنگ علیه اسرائیل ورق را برگرداند.

جنگ رمضان و دست برتر ایران مقابل آمریکا و اسرائیل توجهات زیادی را درون امت اسلامی به ایران جلب کرده است که می تواند با «حفظ هویت شیعی» در «ظرفیت غدیر» به جای تفرقه،«افق های جدیدی برای نظم اسلامی منطقه» بگشاید.[۳]

واضح است، غدیر این رویکرد به گونه دیگری است. در فرم و محتوا و نماد و نمود با رویکرد قبلی تمایز جدی دارد. این غدیر دست شعرا و مداحان و مبلغان و برنامه ریزانی را می بوسد که به مبانی و راهبردهای رهبر شهید در این خصوص ایمان دارند.

محسن قنبریان ۱۴۰۵/۲/۲۸

[۱] برخی آمارها ۸۷٪ شلیک های ایران را به کشورهای عربی و فقط ۱۳٪ را به اسرائیل معرفی کرد!

[۲] رهبر شهید:«شاخص عمده برای اتحاد مسلمین، مسأله فلسطین است»(۱۴٠٠/۸/۲)

[۳] رهبر شهید:«ما اگر بر محور نام مبارک اهلبیت اجتماع می کنیم برای این نیست که دیواری دور خودمان بکشیم تا ما را از بقیه مسلمین جدا کند؛ بلکه برعکس، برای این است که افق های جدیدی را مقابل چشم متفکران اسلامی باز کنیم»(۸۶/۵/۲۸)

یا نهج البلاغه را سرمشق و الگویی برای همه مسلمانان می شمردند (ر. ک: ۶۳/۱/۲۶)

کمپین صرفه جویی، آری؛ جاده صاف کنِ گران سازی، نه!

  1. وقتی متوسط تورم نقطه به نقطه ۷۳/۵٪ است،برای دهکهای پایین جامعه بین ۸۰تا ۸۴درصد است! خوراکی ها بعنوان سهم اصلی سبد خانوار، تورم نقطه ای ۱۱۵درصدی دارند!
    تاب آوری اقتصادی ۵ دهک پایین را جدی تر بگیریم و بدانیم پایان بندی عزتمندان جنگ ربط مستقیم به این مساله دارد.
  2. سیاستهای اقتصادی قبل از جنگ از جمله حذف ارز ترجیحی و… هم علت اصلی موج تورمی اخیر است و هم باعث اعتراضات دیماه شد که زمینه جنگ را فراهم کرد!
  3. سیاست حذف ارز و یارانه انرژی و گران سازی آن، معمولا پیوست فرهنگی اش با دستگاه های تبلیغی بسته شده است.
    در تجربه قبل، رئیس جمهور شهید خود در جمع ائمه جمعه علت تورم را « حذف ارز ترجیحی» بیان کرد؛ در حالیکه برخی ائمه جمعه قبل تر، آن سیاست را «فتح خرمشهر» لقب داده بودند و دستگاه تبلیغی برای جاده صاف کنی آن بسیج شده بود!
  4. جلسه اخیر رئیس جمهور و معاون مربوطه با زعمای سازمانهای تبلیغی، اگر کمک خواهی برای فرهنگ صرفه جویی باشد، بسیار خوب؛ اما اگر مثل سابق انتظار جاده صاف کنیِ گران سازی باشد، برای نهادهای تبلیغی بسیار بد خواهد بود!

آخرین نظر سنجی درباره گران سازی بنزین در آذر۴۰۴حاکی است:

حدود ۶۹٪ کلاً مخالف گران سازی و نزدیک به همین عدد، نگران اعتراضات خیابانی گسترده و ناآرامی به خاطر افزایش قیمت آنند!

چیزی که تجربه آبان ۹۸هم گویای آن است.

لذا مردم حتما در تجمعات شبانه، گران سازی را خط قرمز قرار داده، مقابل آن خواهند ایستاد! چنانچه کمپین صرفه جویی را یاری می کنند.

محسن قنبریان ۱۴٠۵/۲/۲۲

تجمعات و تورم!

این روزها غیر از مشاغل آسیب دیده و تعدیل های نیروی کارگری، شاهد تورم نقطه به نقطه سه رقمی به خصوص در هزینه های اصلی خانوار یعنی خوراکی ها هستیم!

چقدرش آثار جنگ است و چقدرش آثار سیاستهای غلط پیشا جنگ [۱]یا جنگی پنهان برای تسلیم، مجال دیگری می طلبد!

اما نسبت تجمعات شبانه مردم با این پدیده که تاب آوری را هم تهدید می کند، چگونه باید باشد؟!

  1. تجمعات خیابانی نباید پاندولی و نوبتی شود!
    بدین معنا که پاندول آن از «تجمعات اعتراضی دیماهی» به «تجمعات حمایت و مقاومت دوماه اخیر» برگشته و دوباره از اینجا به آن یکی برگردد!
    مردم، همه مردمند! اقشار آسیب دیده و ضربه پذیرتر این شبها بیشترند!
    باید در همین بزرگترین و طولانی ترین تجمعات ایران،«خاستگاه اعتراضات اقتصادی» هم لحاظ، و با «قدرت و انسجام ملی» حل شود.
    پس پرداختن درست و دقیق به خاستگاه تورم و گرانی در همین تجمعات لازم است تا انسجام ملی حفظ بماند و حضور مردم «نوبتی»( نوبت اعتراض به جای حمایت) و «طیفی»( معترض به جای مقاوم) نشود!
  2. حل گرانی ذیل مقاومت، طرح و طلب شود!
    قاعده رعایت «امر جامع» می گوید نباید طرح مسائل جانبیِ جنگ (مثل گرانی یا حتی اداره غلط امور و…) «مساله اصلی» را به محاق ببرد!
    مساله «پایان بندی جنگ رمضان» ( چه به روش نظامی، چه دیپلماسی ) مساله اصلی و امر جامع است. چگونگی حل این مساله است که تجاوز مجدد به کشور را «ممکن» یا «منتفی» می کند.
    در «موقعیت نه جنگ نه صلح»، آثار زیان بار جنگ ابقا و حتی تشدید می شود!
    پس در کنار اصل قبل باید این توجه را افزود که: مسائل جانبی جنگ از جمله تورم و گرانی باید ذیل آن امر جامع و در چتر تاب آوری اقتصادی «تبیین»،«توصیه» و «مطالبه» شود؛ نه «به جای آن امر جامع» یا «مقدم بر آن»!
  3. نحوه مواجه با دو محور تاب آوری اقتصادی:
    «تاب آوری اقتصادی» مثل بازسازی آشیانه های موشکی، لازمه حتمی جنگ است و دو محور اصلی دارد:
    محور وظایف دولت و نهادهای عمومی
    محور همیاری ها و همکاری های نهادهای مردمی
    در محور اول،«نقاط سلبیِ لازم» ( مثل شوک درمانی در پساجنگ/ کاهش اقدامات دولت در تأمین اجتماعی و رفاه عمومی طبقات پایین و…) باید به شکل جدی در تجمعات مطالبه شود و مثل خطوط قرمز مذاکرات، اینها هم خطوط قرمز اداره کشور شود.

در محور دوم(بخش نهادهای مردمی و مدنی)،  توجه داشته باشیم اصل این تجمعات، خودجوش و با انگیزه های الهی و میهنی شکل گرفته و می تواند بیشترین ظرفیت برای کارهای ترمیمی و تکمیلی در تاب آوری اقتصادی داشته باشد.

در اینباره برخی مراکز علمی و اندیشکده ای، ایده پردازی هایی کردند از جمله به «رویداد خانه اندیشه ورزان تهران» و «فراخوان ایده های تاب آوری اقتصادی بنیاد شیخ انصاری قم» می توان اشاره کرد.

خدا را شکر هم افزایی هایی هم بین اینها شکل گرفت. از بین ایده های متعدد، با طراحی «یک ساختار تحقق محلی و میدانی»،  ایده هایی تجمیع و تکمیل شد که در «زیست بوم محله گرا» بتواند مراحل «مصرف»، «توزیع» و «تولید» را شامل می شود.

این بسته به زودی رونمایی و در ۱۰۰۰میدان و محله موجود پایلوت می شود.

قبلا هم بیان شد اگر خود این تجمعات انقلابی برای آسیب های جنگ و تاب آوری اقتصادی دست بالا نزند، کسانی با ارائه فهرست مبالغه آمیز هزینه های جنگ، نتیجه سازش می گیرند؛ چنانچه نمونه ای از آن به توئیت ترامپ مبنی بر آستانه فروپاشی هم کشید!

محسن قنبریان ۱۴۰۵/۲/۱۲

[۱] خودِ تورم نقطه به نقطه مساله اصلی نیست، روند صعودی آن در ماه های آتی مساله اصلی است. برخی کارشناسان این تورم نقطه ای سه رقمی در خوراکی ها را نتیجه حذف ارز ترجیحی دیماه دانسته که در ماه های آتی هم خودنمایی کرده و حتی بدون پیامدهای جنگ و آسیب به صنایع بالا دستی هم صعودی خواهد بود!