یادداشت مخاطبان
اخیراً در نقدی صوتی ادعا شد که یادداشتِ «قیمتهای لجامگسیخته و مردم لجامزده؟!»، خطرناک و دارای محتوایی ضدّ نظام است. همچنین گفته شد که این یادداشت، زیر پای سیستم را میزند و با طرح این گزاره که مقاومت سودی ندارد، مردم را دلسرد میکند. اما بازخوانی دقیقِ عبارات نشان میدهد که این یادداشت، نهتنها علیه ساختار نیست، بلکه تلاشی دلسوزانه برای تبیینِ چراییِ صبرِ مردم و هشداری برای حفظ سرمایه اجتماعی است.
۱. در نقد صوتی گفته شد که عبارت «در شطرنجی قرارشان دادهاید که مقاومت… فضیحت بیشتر برایشان بار کند» باعث تنفر مردم از اصل مقاومت میشود و القا میکند که سود ایستادگی فقط به جیب میلیاردرها میرود.
نویسنده در متن اصلی، این گزاره را در کنار یک آمار تکاندهنده قرار داده است: در شرایطی که «رشد قیمتها ۲۲ برابر شده»، ثروت میلیاردرهای ایرانی در اوج تحریمها «۲۱.۶٪» رشد کرده که ۳ برابر متوسط جهانی است. اعتراض یادداشت، به اصلِ مقاومت نیست؛ بلکه به «نحوه توزیع هزینهها» است. سوال ایناستکه چرا باید بارِ تحریم تنها بر دوش مستضعفین باشد، اما قشر خاصی (چه در تحریم و چه با انتفاعِ برجام) ثروتمندتر شوند؟. این هشدار برای آناستکه عدالت برقرار شود تا مردم احساس نکنند فداکاری آنها نردبان ثروتاندوزی عدهای خاص شده است.
۲. منتقد با اشاره به این جمله که «شما مردم را در موقعیتی قرار دادهاید که اگر راست بگویند خود را مفتضح میکنند»، ادعا کرد که نویسنده، نظام را متهم کرده که برای مردم، دام پهن کرده است.
اگر به جملات قبل و بعدِ این عبارت دقت شود، نویسنده تصریح میکند که تفاوت امروز با دوران طاغوت این است که مسئولان فعلی «حاصل رأی خود مردماند». مفهوم «مفتضح شدن» در اینجا برگرفته از روایت «مؤمن مُلجَم» (لجام زده) است. یعنی مردم چون نظام را «از خود» و «انتخاب خود» میدانند، حاضر نیستند با اعتراضات ساختارشکنانه، «نظامِ خود» را رسوا کنند و باعث شادی دشمن شوند. این تفسیر، اوجِ غیرت دینی و تعلق خاطر مردم به نظام را نشان میدهد، نه اینکه نظام آنها را در تله انداخته باشد.
۳. در فایل صوتی ادعا شد که برآیندِ این یادداشت آن است که راهی جز براندازی باقی نمانده و متن بهسمت عبور از سیستم سوق میدهد.
این ادعا با صریحترین بخش یادداشت در تضاد است. در متن با استناد به پیمایشهای اجتماعی ذکر شده است: «هنوز بیش از ۷۰٪ آنها [مردم] حل و فصل مشکلات کشور را درون ساختار فعلی حکومت جمهوری اسلامی ممکن میدانند و چاره را براندازی آن نمیدانند». نویسنده این آمار را سندی بر «نجابت» مردم دانسته و مسئولان را دعوت کرده تا به پشتوانه این صبر، به «مبارزه اساسی با فساد و تبعیض» بپردازند. بنابراین، راهکارِ ارائهشده، اصلاحاتِ انقلابی در درون ساختار است، نه نفیِ آن.
والسلام علی من اتبع الهدی
حسنی کاتب (با دستیاری پژوهشیِ هوش مصنوعی☺️)
ادمین:
از انتشار پیامها یا دفاعیه های دیگر معذوریم😓
قضاوت درباره نقدهای دیگر را هم به هوش طبیعی و مصنوعی مخاطبان فهیم وامیگذاریم😊