اختتامیۀ دومین دورۀ رویداد بصائر
با موضوع نبرد تمدنی با اسرائیل
حجه الاسلام و المسلمین محسن قنبریان
پنجشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۴
مؤسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام، حسینیه شهید سلیمانی
دانلود سخنرانی «نبرد تمدنی با اسرائیل» | “دانلود از پیوند کمکی”
سخنان «حجه الاسلام و المسلمین محسن قنبریان» در «اختتامیۀ دومین دورۀ رویداد بصائر»، سخنانی بسیار مهم و راهبردی بود.
ایشان در این مراسم به تبیین الزامات مقاومت و پیوند ناگسستنی میان بقای دولت ایران و نابودی اسرائیل پرداخته و تأکید کردند که تداوم مسیر انقلاب اسلامی، در گرو تقویت دولت مقاومت، و پیگیری راهبردهایی همچون اتحاد حداکثری، مقاومسازی اقتصاد، تقابل نظامی هوشمند و جهاد تبیین است.
استاد قنبریان خاطرنشان ساختند که برخلاف تصور رایج، مقاومت تنها در موشک خلاصه نمیشود؛ بلکه عدالت اجتماعی و رفع تبعیض هم از ستونهای اصلی پایداری نظاماند.
بهگفتۀ ایشان، مشارکت سیاسی و اعتماد عمومی، رابطهای معکوس با فشار دشمن دارند؛ بهگونهای که هرچه پیوند دولت و ملت عمیقتر باشد، اثرگذاری تحریمها کمتر خواهد بود.
حجه الاسلام و المسلمین قنبریان همچنین بر ضرورت انتقاد سازنده و مبارزه واقعی با فساد، بهمنظور حفظ سرمایه اجتماعی و خنثیسازی محاصرۀ تبلیغاتی دشمن تأکید کرده و سخن خود را اینگونه جمعبندی کردند که تنها یک ایران مقتدر و عادل میتواند هستههای مقاومت را تا رسیدن به پیروزی نهایی در منطقه رهبری کند.
با توجه به اهمیت سخنان استاد قنبریان و ضرورت توجه به آن در شرائط فعلی، خلاصهای از این سخنان را تقدیم همراهان گرامی میکنیم:
در الهیات انقلاب اسلامی، محو رژیم صهیونیستی، نه یک شعار، بلکه شرط لازم و قطعی برای تحقق پیشرفت و عدالت در ایران است. در واقع، رابطۀ جبهۀ حق با جبهۀ باطل، یک رابطه الاکلنگی است؛ یعنی هر چه کفۀ مقاومت و پیشرفت بالاتر بیاید، کفۀ دشمن سقوط خواهد کرد و برعکس.
مسیر مقاومت، از راهبرد صدور انقلاب و تلاش برای تشکیل جمهوریهای مستقل اسلامی آغاز شد، اما به دلیل موفقیت نسبی دشمن در پروژههای ایرانهراسی و شیعههراسی، این هدف محقق نشد. پس از آن، راهبرد تشکیل هستههای مقاومت (مانند حزبالله و انصارالله) در دستور کار قرار گرفت؛ راهبردی که با تلاشهای شهید سلیمانی در مسیر سازمانبخشی به این هستهها و جبههسازی از آنها، پیشرفت چشمگیری داشت.
ایران اسلامی تنها دولت مقاومت در جهان است؛ دولتی که هستههای مقاومت به آن متکیاند؛ و به همین خاطر، حفظ و تقویت این دولت، پیششرط بقای کل جبهه مقاومت است. بنابراین باید به الزامات تقویت دولت مقاومت توجه ویژه داشت.
بین «حضور مردم» و «فشار دشمن» یک رابطۀ معکوس وجود دارد. مردم در نظام مردمسالار دینی، تنها سرباز نیستند؛ بلکه به تعبیر امیرالمؤمنین علیهالسلام، عُدّه و سازوبرگ اصلی جبهۀ حق در برابر دشمناند. راهبرد اصلی دشمن نیز شکستن استقامت مردم از طریق ایجاد حس درد و تبعیض در تودههای مردم است.
از سال ۲۰۰۱، آمریکا با استفاده از قدرت «دادهها» و «دلار»، از تجارت بهعنوان سلاحی علیه ایران استفاده کرده است. در این جنگ اقتصادی، دور زدن تحریمها تنها یک تاکتیک موقت بوده و راهبرد اصلی باید خنثیسازی تحریم از طریق مشارکت آحاد مردم در زنجیرۀ تولید، تقویت دانشبنیانها و تقسیم عادلانۀ ثروت باشد. اقتصادی که مردم در آن، حتی با خوابیدن و صرفا بهواسطۀ تورم ثروتمندتر میشوند و کارگران سهمی از ارزش افزوده ندارند، بهشدت آسیبپذیر است.
دشمن تلاش کرده است که ایران را بهعنوان تهدید اول جهان عرب معرفی کند. در این فضا، اقدام ایران در عملیاتهای «وعدۀ صادق»، علاوه بر تأثیرات نظامی و امنیتی، نقش مهمی در تصحیح افکار عمومی منطقه و اثبات صداقت ایران در مبارزه با اسرائیل داشت.
پاشنۀ آشیل افکار عمومی در ایران، «ادراک فساد» است؛ ادراکی که حجم آن، چندین برابر واقعیتِ فساد است. در این وضعیت، «جهاد تبیین» از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ اما نه بهمعنای مالهکشی بر عیوب؛ بلکه بهعنوان ابزاری برای انتقاد صحیح، مبارزۀ واقعی با فساد و محافظت از سرمایۀ اجتماعی نظام.
نکتۀ مهم آنکه علیرغم مشکلات معیشتی، بخش زیادی از مردم، همچنان معتقدند که این مشکلات، در چارچوب همین نظام قابلحلاند.
مقاومت تنها در موشک خلاصه نمیشود. یعنی اگر به موازات اقدامات نظامی، اهل عدالتخواهی، مبارزه با تبعیض و زمینهسازی برای مشارکت سیاسی مردم نباشیم، نمیتوانیم به نتیجه برسیم. به تعبیر دیگر، فقط با تقویت ساختارهای داخلی دولت مقاومت است که میتوان مسیر نهایی برای محو اسرائیل را هموار کرد. حفظ و تقویت دولت مقاومت، مانند نگهداری از ستون مرکزی یک خیمه است؛ اگر این ستون مستحکم بماند، پرچم مقاومت جهانی هم برافراشته مانده و زمینۀ لازم برای غلبه بر دشمن فراهم میآید، انشاءالله.