سخنرانی/ چرخه طیّبات

سخنرانی «چرخه طیّبات» ایراد شده توسط حجت الاسلام قنبریان بمناسبت سالگرد شهادت سردار سلیمانی منتشر می‌شود.

جلسه اول:

  • بلد طیّب – مزار طیّب
  • نظام اسلامی ، اسلام مجسم!
  • در تشبیه بدنه نظام، برخی آدمها سلول بنیادین، برخی چرک و برخی حتی غده می شوند!
  • خواستن آرمان انقلاب بدون نظام، “احضار روح”؛ و چسبیدن به بدنْ منهای روح، “نعش کشی” است!
  • مگر سیدالشهداء برای بیعت نامه مسلم با کوفه شهید نشد؟!
  • حاج قاسم اجازه ورود پول کثیف به سپاه قدس نداد!
  • شهدای دفاع مقدس در حدیث لوح!

 

دریافت سخنرانی «چرخه طیّبات» | “دریافت از پیوند کمکی

سخنرانی/ انسان انقلاب اسلامی و مقوله شهادت

سخنرانی «انسان انقلاب اسلامی و مقوله شهادت» که در حضور جمعی از طلاب و روحانیون مورخه ۱۱ دی ماه ۹۹، توسط حجت الاسلام قنبریان ایراد شده است منتشر می‌شود. در این سخنرانی به نکات ذیل اشاره می‌شود:

  • فرق انسان انقلاب اسلامی با انسان لیبرال سرمایه داری
  • شما روحانیون حق ندارید هرچه شوید!
  • موثرین بر ساخته شدن حاج قاسم را بشناسیم
  • برخی از ما جای جرقه زدن، آتش‌های درون را خاموش می‌کنیم!

گوش دادن این فایل را به خصوص به روحانیون و طلاب توصیه می کنیم.

دریافت سخنرانی «انسان انقلاب اسلامی و مقوله شهادت» | “دریافت از پیوند کمکی

ملکِ سلیمانی!

در فرهنگ قرآن و عترت، “شهر و سامان پاکیزه به اذن پروردگارش روئیدنی اش می روید”(۵٨/اعراف). از سوی دیگر این نبات خجسته و رویش مبارک، با شهادتش “زمین دفنش را پاکیزه و طاهر می کند”(زیارت وارث). این یک فن آوری الهی و مقدس است. سلیمانی ها، گیاه و گُلِ بلد طیّب جمهوری اسلامی اند. درباره یک نهاد از این نظام می فرمود:”درمیان سپاه هزاران اولیای خاص خدا قرار دارد که ما آنها را نمی شناسیم”!(رفیق خوشبخت ما ص۴٢).
البته فساد و سازش هم هست، اما در مزبله آن.
خون مبارک شهید، طیّب کننده موطن خویش میشود(طابت الارض التی فیها دفنتم).
فرآیند این چرخه الهی را باید یاد گرفته و به کار گیریم تا جمهوری اسلامی لایق مهدی آل محمد(ص) گردد.

عصر، عصر حیرت است یا ما دچار تیه شده ایم؟!

این اعتقاد حاج قاسم برای بسیاری عجیب است اما یکی از اضلاع مکتب اوست.
مستندش “حدیث لوح” در معتبرترین کتب روائی ماست. هدیه خداوند به صدیقه طاهره(س) هنگام تولد سیدالشهدا(ع).
معرفی ائمه بعد از حسین(ع) است. در آن، درباره حواریون هیچ امامی سخن نیست، حتی مستشهدین عاشورا؛ جز یاران قائم آل محمد(ص)! عجیب تر اینکه ۵خط اوصاف یاران مهدی آل محمد(ص)، فقط اوصاف یاران دوران غیبت اوست! همانانکه برای سرشان جایزه نهاده می شود! آتش زده می شوند و زمین از خونشان رنگین می شود!(درکمال الدین صدوق حتما بخوانیدش).
درباره اینگونه شهیدانِ غیبت میفرماید:”آنها اولیاء واقعی خداوندند و با آنها فتنه های کور و تاریک دفع میشود”. یعنی قله های دوره مهدوی اند!
حاج قاسم خود یکی از این عَلَم ها و نشان های این راه نشانه گذاری شده بود.

اگر از “بیّنات” پیروی نکنی و جای “راه افتادن” فقط “فعالیت ذهنی” کنی، دچار “تیه” و سرگردانی میشوی! “اسلام نابِ” نشانه گذاری شده را بین اجتهادها و اسلام ها گم می کنی! ذهنت ممکن است برای گم شدنت نظریه سازی هم بکند!(بیشتر را در یادداشت های “عقوبت تیه” بخوانید)

پایان شائبه اهانت!

فقهاء بزرگ قبر مطهر معصوم را از شعائر می دانند. ضریح برآن را هم از این حیث مجاز می شمارند (وسیلهالنجاه للبهجه ص۱۲۳)

سال۶۹ نیز در طرح بررسی میکروبی حرم مطهر رضوی -که از بهار تا اسفند در ساعات مختلف شبانه روز انجام می شد- به لحاظ تجربی ثابت شد هرچه از فلکه حرم به سمت ضریح مطهر سیر می کنیم، پراکنش میکروبی به صفر میل می کند!

با عین حال در قریب یکسال اخیر “فقط” ضریح های مطهر در ایران بسته ماند و نزدیک شدن به آنها با هیچ پروتکلی مجاز شمرده نشد!
این رویه شائبه ی اهانت به شعائر را جدی می نمود. در صورت صدق عرفی اهانت، حرمت آن مورد قبول فقهاء می باشد.
ظاهرا این روزها ضریح مطهر امام رضا(ع) با تعبیه پروتکل هایی بازگشایی شده که جای شکرگزاری دارد.

فرهیختگی در تقلید فقهی و تربیت اخلاقی

وقتی برخی معممین یکدیگر را تخطئه می‌کنند، چاره‌اندیشی برای عموم مردم اینگونه تدارک میشود که “اعتصام به کُر” کنید؛ به قاطبه عالمان توجه کنید!

برخی از آنها که حالا عامه باید ازشان برائت بجویند، روزی خود معرِّف برخی مراجع و بزرگان بوده‌اند!

آقای صانعی روزی بطلان مرجعیت آقای شریعتمداری را امضاء کرد و روزی دیگر در همان مجمع، تخطئه مرجعیت سر خودش آمد!

آقایان سید کمال حیدری و محمود امجد هم آخرین نیستند.

آینده‌پژوهی دینی از وضع اسفبارتری خبر می‌دهد: “امری که منتظرش هستید[حکومت معصوم] برپا نمی‌شود تا وقتی که بعضی از شما[شیعیان] از بعضی برائت جسته، بعضی بر بعضی آب دهن اندازند و بعضی شهادت به کفر بعضی دیگر دهند و بعضی دیگری را لعن کنند”.(روایت سیدالشهدا/ الغیبه النعمانی ص۲۰۵ح۹)!

از فتنه‌ای خبر می‌دهند که شخصیت‌های مورد اعتماد و محبوب سقوط می‌کنند(ر.ک: الکافی ج۱ص۳۷۰)!

پس ظاهراً تکیه به اشخاص در تقلید کردن از مرجعی یا مستمع شدن بر واعظی، “کافی” نباشد!

چاره، فرهیختگی در تقلید و تبعیت است!

در مبانی درست فقهی، تقلید و شروط و تطبیق آن، تقلیدی نیست. تقلیدِ درست، “سرسپردگی” نیست. سرتاسر تحقیق، مراقبت و نظارت بر مرجع است! شهادت این و آن هم جزئی از تحقیق است و مراقبت و نظارت بعد را منتفی نمی‌کند.

شهید مطهری به خوبی در مقاله اجتهاد در اسلام  اینرا بیان کرده است: “اخیراً از بعضی مردم که در جستجوی مرجع تقلید هستند گاهی این کلمه را می‌شنوم که می‌گویند می‌گردیم کسی را پیدا کنیم که آنجا “سر بسپاریم”. می‌خواهم بگویم تقلیدی که در اسلام دستور رسیده “سرسپردن” نیست، چشم باز کردن و چشم بازداشتن است. تقلید اگر شکل “سرسپردن” پیدا کرد هزارها مفاسد پیدا می‌کند… تقلید ممدوح و مشروع “سرسپردن” و چشم بستن نیست، چشم باز کردن و مراقب بودن است و اگر نه مسئولیت و شرکت در جرم است!… تقلید ممنوعِ جاهل از عالم همان است که شکل سرسپردگی پیدا کند و به صورت: “جاهل را بر عالم بحثی نیست، ما دیگر نمی‌فهمیم، شاید تکلیف شرعی چنین و چنان اقتضا کرده باشد” و امثال اینها ادا می‌شود”.

( مجموعه آثار ج۲۰ص ۱۷۳وص۱۷۶وص۱۷۸)

مطهری، کرّیت و اعتصام علماء را عوامانه می‌خواند: “بعضی از مردم خیال می‌کنند که تاثیر گناه در افراد یکسان نیست، در مردم عادی گناه تاثیر دارد و آنها را از تقوا و عدالت ساقط می‌کند ولی در طبقه علما تاثیری ندارد، آنها یک نوع “کریّت” و یک نوع “اعتصام” دارند، نظیر فرقی که بین آب قلیل و آب کثیر است که آب کثیر اگر به قدر کُر شد دیگر از نجاست منفعل نمیشود؛ در صورتی که اسلام برای احدی کریّت و اعتصام قائل نیست”(همان ص۱۷۶) بعد مثال اعتراض‌های موسی(ع) به استاد اخلاق خود خضر(ع) را میزند و باز سرسپردگی در اینجا را هم رد می‌کند:”نقص کار موسی در اعتراض و انتقاد نبود، در این بود که به رمز مطلب و باطن کار آگاه نبود. البته اگر به رمز مطلب آگاه می‌شد اعتراض نمی‌کرد؛ و مایل بود که برسد به رمز مطلب، ولی مادامی که از نظر عملی برخلاف اصول و قانون الهی است ایمان او به او اجازه نمی‌دهد سکوت کند. بعضی گفته‌اند اگر تا قیامت عمل عبد صالح تکرار می‌شد موسی از اعتراض و انتقاد باز نمی‌ایستاد مگر آنکه به رمز مطلب آگاه می‌شد”(همان ص۱۷۷).

جای بحث‌های دقیق مبانی فقهی و اصولی این کلام متین اینجا نیست اما در این چند یادداشت هم توضیحاتی داده شده است:

محسن قنبریان ۹۹/۱۰/۶