۰۸/ ۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب

دریافت صوت جلسه هشتم«۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب» | «دریافت از پیوند کمکی»

جرعه‌ای از رشحات المعارف
جلسه هفتم: منزلت عزم

 

ربط بحث:

·         اعمال نسبتی با خدا دارند؛ که محضر و حضور حق ، آنها را بزرگ (همه گناهان) یا کوچک(همه عبادات) می‌کند.

·         نسبتی با خود دارند. باطن و غیب عمل و ظهور آن، مال این نسبت بود.

·         اعمال، نسبتی هم با عامل دارند. وقتی عمل، صورت غیبی دارد؛ تکرارش ، نفس انسان را به آن صورت غیبی در می‌آورد.یعنی ملکه شدن عمل، نفس را ملوّن به رنگ آن عمل می‌کند[۱]

 

وزیر کشورِ مملکت انسان؟

آیت الله شاه آبادی، عقل را “وزیر معارف” انسان می‌داند. چون خوب و بدها را می‌شناساند.

اما یافته او با “عزم” در انسان، ایجاد می‌شود. لذا عزم را:

-نظمیه و وزیر کشور انسان می‌خواند[۲]

-عزم را مناط انسانیت می‌خواند[۳]

از همین جا سرّ حرمت استماع موسیقی حرام و لهویات را بیان می‌کند: “یکی از اسرار حرمت استماع ملاهی و ساز و غنا این است که عزم انسانی را مختل می‌کند… اراده را از بین می‌برد و عزم را نابود می‌کند. بنابراین شرع مطهر اکیدا استماع غنا و حضور در مجالس لهو را ممنوع فرموده است؛ زیرا مناط انسانیت را از بین می‌برد[۴]

 

کشور وجودت را به وحدت برسان!

عزم، ملکات خوب و فاضله را در انسان راسخ می‌کند: شجاعت، سخاوت، عفت و عدالت.

وقتی همه اینها را برای “عبودیت” حق منظم کرد؛ کثرت را به وحدت می‌آورد. “حتی تکون أعمالی و اورادی کلها وردا واحدا و حالی فی خدمتک سرمدا[۵]” می‌فرماید:”همه این زحمات و کوشش‌ها از برای این است که عبادات و اخلاق از کثرت روبه وحدت نهد… صبر صفت بزرگی است، شجاعت صفت نیکی است، عفت صفت پسندیده‌ای است، ولی این صفات وقتی عظمت پیدا می‌کند که برای پرستش حق باشد. ستایش و پرستش او، صفات را بزرگ و با عظمت می‌کند. سرمایه این کمال انسانیت، عزم است[۶]

 

رسیدن به خلاقّیت ملکوتی

انسان صاحب عزم، که صفات عالی را در خود راسخ کرده؛ واجد صفت خلاقیت می‌شود.

شاه آبادی می‌فرماید:”اگر کسی دارای این ملکه شد، علاوه بر آن ثواب‌ها صفت خلاقیت پیدا می‌کند که می‌فرماید:”فیها ما تشتهیه الٲنفس وتلذُّ الٲعین” (در آنجا هر چه نفوس را بر آن میل و اشتهاست و چشم‌ها را شوق و لذت است؛ مهیاست) هر چه بخواهی فعلیت دارد… پس قصرها و باغ‌ها و نعمت‌های بهشتی مخلوق تو و صورت غیبیه عملت است …[۷]

 

٭ تفصیل را در فایل صوتی بشنوید.



[۱] ر.ک:ص۴۳

[۲] ص۴۳

[۳] ص۴۴

[۴] ص۴۴

[۵] دعای کمیل

[۶] ص۴۵

[۷] ص۴۷

کرونا، قم، روحانیت؛ چقدر ایوب؟ چقدر یونس؟!

 سیبل کردن قم و روحانیت برای “منشأ” و بخصوص “شیوع” کرونا در کشور، گرچه از شبکه‌های بیگانه شروع شد؛ اما از زبان نمایندگان مجلس و مقامات مسئول و شخصیت‌های اجتماعی تعقیب شد. در بسیاری از شهرها نسبت به ماشین پلاک قم و لباس روحانیت حساسیت درست شد. در مواردی هم تعرّض و توهین اتفاق افتاد!

هر چه بگوئی: روحانیت درصدی از اصناف موجود قم است و تازه قم هم منشأ ویروس در ایران نبوده؛ فعلا این ابتلاء برای قم و روحانیت پابرجاست!

اگر “هویت جمعی صنف روحانیت” را در یک “تشخّص تاریخی” لحاظ کنیم؛ این پرسش موجّه جلوه می‌کند:

روحانیت دچار ابتلاء ایوب شده یا یونس؟!

 ابتلای ایوب(ع):

دچار مسمومیت و بیماری‌ای شد که بدنش نطقه نقطه شد[۱] از او عیب‌جویی شد [۲]از مردم جدایش کردند در حالیکه قومش به او می‌گفتند: هیچ کس را به چنین بلیه‌ای ندیده‌ایم، جز به سوء سریره‌اش! شاید تو هم برعکس آنچه آشکار می‌کردی، باطنت، زشت بوده که چنین شدی[۳]!

در حالیکه او “بی‌گناه”، مبتلا شده بود. رشک و حسادت شیطان بر او موجب شد عامل بیماری توسط شیطان در او دمیده شود[۴]. (انی مسّنی الشیطان بنصب و عذاب).

صبر ایوب، موجب رفع ابتلاء و عزت دوباره‌اش شد. امام صادق(ع) به شیعیان فرمود:”خدای تبارک و تعالی ایوب را بدون گناه، مبتلا کرد؛ پس صبر کرد تا جایی که عار مردم شد! شما بر تعییر و عارشدن صبر نمی‌کنید[۵]“.

 ابتلای یونس(ع):

یونس هم دوره‌ای در شکم ماهی محبوس شد و با بیماری به بیابانی خالی انداخته شد[۶].

اما ابتلای او بدان خاطر بود که چون انبیاء دیگر، مردم را راهبری و سیاست نکرده بود[۷]. غضبناک، از مردمش بود[۸]. “کاظم” نبود که کدورت‌هایش را نابود کند[۹]؛ “مکظوم” بود[۱۰] مثل مشکی پر از خشم؛  البته سربسته و ساکت. قرآن او را مثل “عبدی فراری” خطاب می‌کند [۱۱]که مورد ملامت بود[۱۲]. لذا با وجود عصمتش، خداوند، پیامبر اسلام را از الگوگیری از او منع می‌کند[۱۳]. یونس گمان نمیکرد از این ترک مأموریت -با وجود هویدا شدن آثار عذاب- توبیخ شود و براو سخت گرفته شود[۱۴]. اما خداوند او را زنده ولی بیمار در شکم ماهی، حبس کرد[۱۵]. دوره لبث و قرنطینه‌ی سختش در شکم ماهی، او را از “صاحب الحوت”(همراه ماهی) -که با غیض فروخفته‌اش بود- به “ذالنون” (صاحب اختیار ماهی) رساند. و این وقتی بود که در آن ظلمات، تسبیح حق می‌گفت و هر عیب و نقص از حکمت خداوندی تنزیه می‌کرد. خداوند هم، او را استجابت و از غم و غصه-مثل دیگر مومنان- نجاتش داد[۱۶]. دوباره به رسالتی جدید مبعوث شد. اینبار برای قومی صد هزار نفری یا بیشتر[۱۷]. پیامبری شد با دو بعثت؛ یکی بهتر از قبلی!

ابتلای روحانیت:

تعییرها و عیب تراشی‌هایی که باوجود این همه طلبه جهادی و خدوم واقعا سزاوارشان نیست!

 هر روز که می‌گذرد بیشتر معلوم میشود این ویروس پراکنی در دنیا از “شیطان اکبر” است[۱۸].

شاخه رسانه‌ای او می‌خواهد این صنف در تشیع را، “سامری” و الان دچار مرض “لامساس”(کسی نزدیک نشود!) معرفی کند! حال آنکه “اسلام منهای روحانیت، خیانت است”. هزار سال است منصب آنان در غیبت، “منصب هارون” بوده مقابل “سامری‌ها”.

اما بوده و هستند آحادی در این لباس که چهره “مغاضباً” یونس شدند! به تعبیر امام عزیز، “منبری پرخاشگر” شده‌اند[۱۹]. کمی از زیّ تواضع و لباس مستضعفین در آمده، شوکت و شاهی پسندیدند! از بار رسالت سنگین “فریاد بر سیری ظالم و گرسنگی مظلوم”، شانه خالی و بعضا ساخت و پاخت کردند! و…

قرنطینه‌ی نگاه‌ها، مکافات و کفاره‌ی پاک شدن این صنف شریف از آن سلول‌های بیمار است. فعال‌تر شدن بدنه پاک روحانیت در ابتلائات دیروز و امروز مردم، ذوب کردن “نامردمی‌ها” در بین خودشان به همراه دارد. دیگر او که برای مردم مریض نشود و در تعب نیافتد، روحانی نیست!

اینگونه دوباره مبعوث میشوند؛ کامل‌تر و  بهتر.

مطالب مرتبط:

محسن قنبریان
۹۸/۱۲/۲۱

[۱] تفسیر برهان ج۴ص۶۶۲و۶۶۳

[۲] همان

[۳] همان

[۴] همان

[۵] همان

[۶] ۱۴۵/صافات

[۷] ر.ک:ادب فنای مقربان ذیل شرح ساسه العباد

[۸] ۸۷/انبیاء

[۹] اخیرا وزارت دفاع روسیه اعلام کرده: پنتاگون مسئول انتشار ویروس‌ها با پهبادهای حامل حشرات آلوده به ویروس به نقاط هدف است!

[۱۰] ۴۸/قلم

[۱۱] ۱۴۰/صافات

[۱۲] ۱۲/صافات

[۱۳] ۴۸/قلم

[۱۴] ۸۷/انبیاء

[۱۵] ۱۳۹تا۱۴٨صافات

[۱۶] ۸۸/انبیاء

[۱۷] ۱۴۷/صافات

[۱۸] تصنیف غررالحکم ۵۰۶۰

[۱۹] http://www.shafaf.ir/fa/news/345850

۰۷/ ۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب

دریافت صوت جلسه هفتم«۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب» | «دریافت از پیوند کمکی»

جرعه‌ای از رشحات المعارف
جلسه هفتم: مراتب ظهور اعمال

آیت الله شاه آبادی(ره) این را کشف بزرگ محمدی(ص)خواند که: “جزا”، “خود عمل” است.

“وَجَدوا ما عَمَلوا حاضراَ[۱] همان که عمل کرده اند را حاضر می‌بینند”

“بَدا لهُم سَیئات ما کَسَبوا[۲] گناهانی که انجام دادند برایشان آشکار می‌شود”.

نکته کلیدی مراتب این ظهور است:

عمل، سه مرتبه دارد:

  1. پیکره ظاهری عمل: همین نماز ظاهری، همین انفاق کردن، همین باد به سینه انداختن و…
    ️این در همین دنیا و “عالم مُلک”، ظاهر و آشکار است.
  2. مرتبه خُلقی و نفسی عمل:
    کریم بودن مال نفس است و روح انفاق ظاهری است. خود بزرگ‌بینی همین طور، روح اعمال متکبرانه است و…
    این ملکوت عمل است. در برزخ آشکار می‌شود. دنیا نمی‌تواند آنرا کامل روشن کند. “برزخ” آشکارش می‌کند.
    کسی چشم ملکوتی داشت، حقیقتش را همین جا می‌بیند.
  3. مرتبه عقلی و ریشه عقیدتی عمل:
    آن کرامت نفس، ریشه در باوربه پستی دنیا و جاودانگی آخرت است. فراموشی عظمت خداوند است که منشأ تکبر می‌شود.
    این مرتبه از عمل در “قیامت” آشکار می‌شود. برزخ برای نمایان کردن باور کافی نیست.

آیت الله شاه آبادی می فرماید: “این کشف بزرگ خاتم الانبیاء است که می‌فرماید ای اهل عالم، بدانید وآگاه باشید که هرچیزی و هر عملی در عالم دو صورت دارد: ملکی و ملکوتی، شهودی و غیبی.

آنچه در ملک است، شهود می‌کنی؛ ولی آنچه در برزخ است از ملک غائب است و نمایش آن در دنیا میسر نیست؛ زیرا لامپ دنیا، کوچک و محدود به حدی است. تمام “احسانات ملکی”، در برزخ ظهور می‌کند. “معارف و قرب”، در ملکوت. زیرا برزخ، استعداد ظهور لامپ آن را ندارد. همچنان که لامپ دنیا برای ظهور حقایق برزخی کوچک است، لامپ برزخ هم برای نمایش معارف و قرب، کوچک است[۳].”

از همین جا معلوم می‌شود چگونه تکرار عمل بد، به کفر می انجامد. (عاقبه الذین اسائوا السوء ان کذبوا بآیات الله)…

می‌فرماید: “در اینجا میان تو و نظرت به صورت زیبای نامحرم، “نور” فاصله است؛ و در آنجا “نار” ! اینجا صورت زیبا است و در آنجا صورت زشت! در اینجا فعل و آرزو است به ملاقات و آرزوی وصال ؛ و در آنجا آرزوی بُعد و دوری است از شدت تنفر! چنان که می‌گویی: یا لیت بینی و بینک بُعد المشرقین فبئس القرین[۴]. همین خود عذاب است؛ ولی به محض چشم بر هم نهادن و به نامحرم نگاه نکردن و ترک این معصیت، خمیر مایه خلقت حور در بهشت است[۵]

٭ تفصیل مطلب را در فایل صوتی بشنوید.

[۱] کهف/۴۹

[۲] تحریم/۷

[۳] ص۳۹

[۴] زخرف/۳۸

[۵] ص۴۰

رابطه بین ویژه‌خواری با الیگارشی

انجمن اسلامی دانشجویان دفتر تحکیم وحدت دانشگاه تبریز اقدام به برگزاری پرسش و پاسخی با حجت الاسلام قنبریان نموده است. این برنامه بصورت مجازی صورت انجام شده است. به اختصار گزیده تیترهای این پرسش و پاسخ را مکتوب می‌کنیم تا خوانندگان گرامی از آنچه خواهند شنید اجمالا اطلاع پیدا کنند:

  • آیا مجلس دوران ستم‌شاهی می‌تواند اوضاع زمان شاهنشاهی را سامان دهد یا شخصی مثل مدرس می‌تواند همان مجلس را هدایت کند به نفع ملت؟
  • نحوه اعتراض را آرمان‌ها مشخص خواهد کرد.
  • مردم اگر خواستند به وضع موجود اعتراض کنند چگونه انجام دهند که اغتشاش نشود؟
  • چه زمانی می‌توان انتقاد مسئولانه داشت؟ (توضیح طرح‌های نخبگانی)

 

بعضا بریده، بریده شدن صوت بدلیل نحوه ارتباط و دریافت این برنامه است.

دریافت پرسش و پاسخ «رابطه بین ویژه‌خواری با الیگارشی» | «دریافت از پیوند کمکی»

تفریط بعد افراط!

یک بام دو هوایِ دورهمی‌های عبادی و سرگرمی

مرکز رسیدگی به امور مساجد درباره توصیه‌نامه منتشر شده خود توضیحاتی ارائه کرد و اعلام داشت، لغو نماز جماعت در شرایط فعلی منوط به تشخیص امام جماعت و هیأت‌ امنا است[۱].

پ.ن:

نه مطلقِ تعطیل، کار معتدلی بود و نه صرفا به تشخیص هیأت امناء نهادن کار معقولی است!

چون در همه هیأت امناء مساجد متخصص بهداشت و پیشگیری نیست.

شرط کردن چنین ضمیمه‌ای یا اجازه مرکز بهداشت بنظر عاقلانه‌تر جلوه میکرد؛ چون واقعا وضعیت همه مساجد کشور یک جور نیست.

با بودن بدخواهی‌های برخی بیمار دلان که این چند جماعت را عامل شیوع بیماری در شهرها خواهند کرد؛ تدابیر باید حکیمانه‌تر اتخاذ شود.

[۱] خبرگزاری رسا

۰۶/ ۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب

دریافت صوت جلسه ششم«۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب» | «دریافت از پیوند کمکی»

جرعه‌ای از رشحات المعارف
جلسه ششم: معرفت نافعِ ظهور اعمال

اعمال در نسبت با معبود، به بحث حضور و محضر خداوند انجامید.

اعمال در نسبت با خود عمل به معرفت کلیدی ظهور اعمال می‌کشد.

خداوند “آتشنشان” است نه “آتشفشان”!

فهم عوامانه این است که گناهان ما، خدا را غضبناک می‌کند؛ او هم آتش می‌افروزد و گناهکاران را در آن می‌اندازد! بعد شبهه میشود: چرا نمی‌بخشد؟ چه لذتی از سوزاندن ما میبرد؟!

اما درک عارفان می‌گوید: آتش، خود گناه توست؛ تازه خداوند به بهانه‌های بسیار ، آتش‌های ترا خاموش کرده است. بیماری، بلاء، کار خوب، زمان‌ها و مکان‌های خوب بهانه آتشنشانی خداوند است. اما آتشفشانیِ نفس اماره ما دوباره آتش می‌افروزد!

آیت الله شاه آبادی می‌فرماید:” خیال نکنی که در آنجا به چوبت می‌بندند؛ چنین نیست. همین شراب و مال مردم است. الیوم تُج٘زی کُلُّ نَف٘س بما کَسَبَت٘ لا ظُل٘م َ ال٘یَومَ ٳنَّ الله سریعُ الحساب[۱]  امروز هرکس با کاری که انجام داده است، پاداش داده می‌شود. امروز هیچ ظلمی نیست. خداوند سریع الحساب است[۲]

کشف بزرگ محمدی(ص):

ظهور اعمال، کشف بزرگ دین خاتم است:”ٳنما تُج٘زو٘نَ ما کُنتُم تعملون[۳]  جز این نیست که فقط شما با آنچه انجام داده‌اید، مجازات میشوید”.

شاه آبادی(ره):” این کشف بزرگ خاتم الانبیاء است…[۴]

یک مثال: فحش چگونه عقرب میشود؟

  • انسان پنج حس ظاهری دارد و پنج حس باطنی. اولین حس باطن،”حس مشترک” است که همان لوح نف٘س است. محل اتصال حواس ظاهری با حواس باطنی است. شنیدنی‌ها، دیدنی‌ها و… آنجا میریزد.
  • اگر آنچه به حس مشترک رسیده ، یک “معنای جزئی” مثل کینه کسی، دوستی کسی باشد؛ حس باطنیِ “وهم” آنرا درک می‌کند.
  • اگر دارای یک صورت است(مثل تصویر کسی یا چیزی)، حس مشترک آنرا درک می‌کند.
  • حفظ کننده‌ی معانی جزئی، نامش “حافظه” است .
  • نگهبان صورت‌های جزئی هم نامش “خیال” است.
  • قوه‌ای هم که در اینها تصرف کرده و دست‌کاری می‌کند(مثل تصویر اسب را شاخ‌دار و بالدار می‌کند)، “قوه متصرفه” است.

️ حالا فرآیند تولد عقربِ فحش در بیان آیت الله شاه آبادی:

  • فحش دهنده، اراده کرده؛ حروف و کلمات را ترکیب و کلمه زشتی می‌سازد (بسته شدن نطفه فحش)
  • از دهان بیرون می‌اندازد. در امواج هوا حرکت می‌کند تا به گوش طرف می‌رسد و آنرا تحویل می‌گیرد.
  • حس مشترک طرف، آنرا به خیال منتقل می‌کند. (رسیدن به خزانه و رحم)
  • در محفظه خیال طرف، پرورش می‌یابد.
  • حالا قوه وهم، آنرا درک می‌کند و آن معنا، گرفته جان میگیرد. مثل یک بچه عقرب میشود و طرف را می‌گزد!
  • سوزش دل او نشانه تولد این عقرب است. هرچه یادش آمد، آن عقرب بزرگ‌تر میشود و بیشتر زهر میریزد.

“سرمایه و خمیر مایه و نطفه عقرب ملکوتی فحش دهنده همین است[۵]“.

٭ تفصیل مطلب را در فایل صوتی بشنوید

[۱] سوره غافر آیه ۱۷

[۲] ص۳۹و۴۰

[۳] تحریم/۷

[۴] ص۳۹

[۵] ص۳٨

یک بام دو هوایِ دورهمی‌های عبادی و سرگرمی

مرکز رسیدگی به امور مساجد در بیانیه‌ای بخاطر شیوع کرونا تا اطلاع ثانوی برگزاری نماز جماعت را لغو کرد!

 مدیر روابط عمومی صدا و سیما به انتقاد از ضبط برنامه دورهمی در روزگار کرونا چنین پاسخ داد:

این کار با کسبِ مجوز و رعایت حداکثریِ نکات بهداشتی، در حضور پزشکان متخصص انجام می‌شود.

 در مسابقاتِ ایران، کودک‌شو و… نیز همین کار با هدف آرامش و نشاط جامعه صورت می‌گیرد[۱].

پ.ن:

  1. آیا اثر اقلا یک نماز جماعت جامع در شهرهای کوچک یا مناطق شهری، اثرش از دورهمی و کودک‌شو برای “آرامش جامعه” کمتر است؟! چرا فکر می‌کنیم جُک و طنز از عبادت جمعی، آرامش بخش‌تر است؟!
  1. “پزشکان متخصص” برای زیر نظر گرفتن یک نماز در یک شهر یا منطقه، در خود آن مساجد پیدا نمیشود؟ “رعایت حداکثری نکات بهداشتی” در یک مسجد برگزیده ، از این برنامه‌ها سخت‌تر است؟!
  1. یک نماز در هفته(نماز جمعه) در شهرستان، خیلی بیشتر از ۴۰۰نفر جمعیت دارد که کل کشور دو هفته است تعطیل است؟!

دچار یک بام و دو هوا نشده‌ایم؟!

محسن قنبریان
۹۸/۱۲/۱۷

[۱] ایسنا

۰۵/ ۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب

دریافت صوت جلسه پنجم«۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب» | «دریافت از پیوند کمکی»

جرعه‌ای از رشحات المعارف
جلسه پنجم: میقات حضور/ فراز و نشیب انسان.

میقات حضور؟

از علم نافع درک حضور و محضر حق گفتیم؛ که عصمت‌ساز است.

درباره “محضر” نکاتی عرض شد. حالا کمی درباره “حضور” بیاندیشیم. حضور دیدن حق است. “میقات” و محل این مشاهده و ملاقات کجاست؟

عارف کامل شاه آبادی(ره) می‌فرماید:
“ارض انسان، میقات برای لقای حق است[۱]“. یعنی چه؟!

آدرس این میقات؟

یک مثال قرآنی:

خورشید که سر میزند/ نور می‌پراکند/ بالای ابرها(قلمرو خورشید)، هیچ سایه‌ای نیست/ اما دورتر از آن، نزد ما، اجسامی هستند که “نور را بریده و محدود می‌کنند”/سایه‌ها پدید می‌آید/ از یک دشت تا شهر با کثرت محدود کننده‌ها، سایه بیشتر و بیشتر می‌شود.

اما خورشید و نورش، علت سایه‌هاست. سایه هیچ نیست الا “حدود محدودیت نور”(تأمل کنید)

آیت الله شاه آبادی به آیه ۴۵فرقان توجه می‌دهد: “آیا ندیدی چگونه پروردگارت، سایه را گسترده ساخت و اگر می‌خواست آن را ساکن قرار می‌داد؛ سپس خورشید را بر آن دلیل قرار دادیم”.

ایشان این “ظل ممدود”(سایه‌کش آمده) را عالم اشیاء و ماهیات می‌خواند:”بر رئوس ماهیات عوالم وجود از اول ظهور کشیده؛ از سمای مشیت تا تنزل کرده به ارض انسان[۲]“.

قلمرو خورشید، عالم ذات و اسماء الهی است که نور وجود نامحدود است. محدود و مقید شدن نور وجود، ماهیات متکثر آفریده؛ سایه، جمادیت، حیوانیت، انسانیت و… است، که نور وجود آشکارشان کرده است.

می‌فرماید:”انسان دور ترین سلاسل موجودات است؛ ولی دورش نکرده که دورش اندازد؛ بلکه دورش ساخته تا از طریق عشق و اطاعت نزدیکش کند. پس، از ارض انسانیت، دخول در سمای ترقی است. ارض انسان، میقات برای لقای حق است؛ زیرا فقط انسان است که می‌تواند حق را بیابد و تمام توجهش به معبود معطوف شود.[۳]

در آمدن از حجاب و درک حضور:

چگونه اگر سایه، توانست حد و محدودیت خود را باز کند به وادی نور می‌رسد؟! اشیاء هم چنین‌اند!

لکن فقط انسان می‌تواند این سلوک را داشته باشد:”پاره کردن حُجُب فقط کار انسان است نه حیوان. میمون، میمون است اگر چه هزارها سال بر او بگذرد… تنها انسان است که می‌تواند قید و بند جمادی و نباتی و حیوانی را پاره کند و شایسته لقای حق شود[۴]

“یک گروه مُعرض از حقیقت و مُخلّد در ارض طبیعت و مصداق “لکنَّه ٲخ٘لَدَ الی الارضِ و اتّبَعَ هَواه[۵]” [او به طبیعتِ پست گرایید و از هوای نفس پیروی کرد] هستند. دسته دیگر کسانی هستند که شایسته نام انسانیت‌اند و با قدم اطاعت، محبت و عشق متوجه مولا شده‌اند. این دسته پشت به طبیعت و رو به حقیقت در قوس صعود حرکت می‌کنند؛ چنان که می‌گویند “قولا و عملا” که نماز، روزه، حج و سایر عبادات را برای رضای تو انجام می‌دهیم:”ٳنَّ صلاتی و نُسُکی و مَحیایَ و مَماتی لله ربِّ العالَمین[۶]” [به راستی نماز و تمام عبادات من و زندگی و مرگ من همه برای پروردگار جهانیان است]. چنین کسی رو به خداست و مورد عنایت واقع می‌شود و قیود و حجاب‌های گوناگون را پاره میکند[۷]

٭تفصیل را در فایل صوتی بشنوید

[۱] ص۲۲

[۲] ص۲۲

[۳] ص۲۲

[۴] ص۲۳

[۵] اعراف-۱۷۶

[۶] انعام-۶

[۷] ص۲۳

۰۴/ ۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب

دریافت صوت جلسه چهارم«۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب» | «دریافت از پیوند کمکی»

 جرعه ای از رشحات المعارف
جلسه چهارم: فطرت‌های چهارگانه احترام حاضر

شب تولد جواد الائمه(ع) است. به شخصی که از ایشان نصیحت خواست فرمود: بدانکه هرگز از چشم خداوند خالی نیستی! حالا ببین چگونه باشی؟![۱].

این همان راهکار و شاهکار تربیتیِ دادنِ درک محضر در سیره اهل‌بیت است.

آیت الله شاه آبادی چهار جلوه برای این حاضر در فطرت می‌شمارد؛ که احترام و رعایت می‌آورد:

  1. حاضری که مُنعم ماست. محضر منعم، محترم است.

اگر سر سفره کسی باشی، حتی او را هم نبینی، رعایت محضر آن سفره و مهمانی می‌کنی.

“چه می‌گویی وقتی سؤال فرمود: آیا حضور حاضر یا حضور منعم محترم نبود؟! یا حاضر و منعم نبودم[۲]؟!”

  1. حاضری که مقتدر است. محضر مقتدر، محترم است.

این رعایت حتی در حیوانات هم هست. در حضور مقتدر از خود مودب‌اند!

حال، درک محضر کسی که همه قدرت‌ها از اوست، چه باید باشد؟

“اگر پروردگار سبحانه و تعالی بپرسد که چگونه معصیت و نافرمانی مرا جایز شمردی و روا داشتی و حال آنکه حضور مقتدر محترم است، چه جواب می‌دهی؟[۳]

  1. حاضری که کامل است. محضر کامل، محترم است.

استادی در علم و هنر وقتی حاضر است در آن عرصه شاگرد و عامی رعایت احترام و ادب می‌کند.

اصلا تفاوت جایگاه‌های اجتماعی افراد نزد مردم بخاطر همین حکم فطری است که کامل در نظر فطرت، محترم‌تر است[۴]

آیا هر کمالی از خدانیست؟! “آیا سزاوار است در حضور چنین کاملی نافرمانی کردن؟! با اینکه لزوم احترامش، حکم فطرت است[۵]

  1. حاضری که محبوب است. محضر محبوب، محترم است.

در معشوق‌های زمینی هم چنین است که در حضور و محضر او، عاشق در شدت رعایت است. در کلمات و حرکاتش شدت دقت را دارد.

جالب اینکه این رابطه، به دیگران هم محضر می‌دهد. محبی که با محبوب خود تلفنی حرف میزند؛ ما، بین آنها نیستیم، اما حال مراعات محب، مارا هم محضر می‌دهد، متوجه می‌کند و به آن محبوب جلب می‌کند.

سردار دل‌ها در کرملین اذان گفت و به نماز ایستاد؛ مقامات روسیه را خیره کرد و تحت تأثیر برد.

نسبت سه‌گانه گناه:

  • نسبت به خود عصیان
  • نسبت به عاصی و گناهکار
  • نسبت به معبود
    نسبت به معبود همه گناهان، کبیره‌اند چون مغایر با فطرت حضور حاضر است.[۶]

٭ تفصیل را در فایل صوتی بشنوید

[۱] تحف العقول

[۲] ص۳۳

[۳] ص۳۳

[۴] ص۳۴

[۵] ص۳۵

[۶] ص۲۹