ج.ا.ا و حضرت سلیمان!

یک تمدن فقط با حزب اللهی‌ها و مومنین ساخته نمی‌شود!

الگوی تمدنی قرآن، تمدن سلیمانی است؛ که در “هنر” و “فن‌آوری”، شیاطین را هم “در تسخیر” داشت[۱]. البته برخی از “متمردین” آنها هم دوره محرومیت و مجازات سپری می‌کردند[۲]..

پس اینکه چرا فلان سلبریتی‌ها با بهمان “شیطنت‌شان”، مورد استفاده‌اند؟! لزوماً ایراد بجائی نیست.
هر شیطنتی، جرمی نیست که مجازات و پیگرد داشته باشد!

اما تمام سخن در این است که کدامیک مسخّر دیگری است؟

“شیطنت‌داران”، مسخّر سلیمان شده‌اند؟!
یا “دستگاه سلیمانی”، مسخّر آنها شده است؟! و مثل موریانه پایه‌هایش را می‌جوند!

فقط بچه‌شان را خارج به دنیا می‌آورند و جشنواره و رسانه را تحریم می‌کنند و با سلبریتی‌بازی، امواج عواطف را سوی دیگر می‌کشند؛ اما در “محصولات”، “مسخّر دستگاه فکری و ارزشی انقلاب اسلامی” اند؟!

یا برعکس، از “سازمان رسانه‌ای و سینمایی ج.ا.ا” ، برای “جابجائی تدریجی مرزهای ارزشی انقلاب” سود برده و شیطنت‌های[نامجاز] شخصی‌شان را “اجتماعی” می‌کنند؟!

مسأله این است!

محسن قنبریان
۹۹/۱/۴

[۱] ۳۷/ص

[۲] ۳۸/ص

۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب

حجت الاسلام قنبریان با شیوع ویروس کرونا که منجر به تعطیلی مدارس، دانشگاه‌ها و حوزه‌ها شد، از این فرصت بدست آمده اقدام به تدارک درس گفتار کتاب گرانقدر «رشحات المعارف» نمود. پیشتر این مطالب همراه با متن چکیده، بطور مختصر یک شب در میان و همراه با نسخه صوتی، هر قسمت حدود ۱۵دقیقه این مطالب ارائه شد. در این پست تنها نسخه‌های صوتی منتشر شده را بصورت یکجا جمع‌آوری کرده و منتشر می‌شود. جهت پیگیری مطالب پیشین می‌توانید از کلید واژه‌های زیر استفاده نمایید:

  1. رشحات المعارف
  2. آیت الله شاه آبادی
  3. تهذیب نفس
  4. خودسازی
  5. درس گفتار

 

  1. دریافت صوت جلسه نخست «۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب» | «دریافت از پیوند کمکی»


  2. دریافت صوت جلسه دوّم«۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب» | «دریافت از پیوند کمکی»


  3. دریافت صوت جلسه سوّم«۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب» | «دریافت از پیوند کمکی»


  4. دریافت صوت جلسه چهارم«۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب» | «دریافت از پیوند کمکی»


  5. دریافت صوت جلسه پنجم«۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب» | «دریافت از پیوند کمکی»

  6. دریافت صوت جلسه ششم«۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب» | «دریافت از پیوند کمکی»

  7. دریافت صوت جلسه هفتم«۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب» | «دریافت از پیوند کمکی»

  8. دریافت صوت جلسه هشتم«۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب» | «دریافت از پیوند کمکی»

  9. دریافت صوت جلسه نهم«۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب» | «دریافت از پیوند کمکی»

  10. دریافت صوت جلسه دهم«۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب» | «دریافت از پیوند کمکی»

  11. دریافت صوت جلسه یازدهم«۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب» | «دریافت از پیوند کمکی»

  12. دریافت صوت جلسه دوازدهم«۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب» | «دریافت از پیوند کمکی»

ادامه خواندن ۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب

۱۲/ ۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب

دریافت صوت جلسه دوازدهم«۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب» | «دریافت از پیوند کمکی»

جرعه‌ای از رشحات المعارف
جلسه دوازدهم(آخر): جایگاه عترت

نظام دایره‌ای عالم

عالم وجود، دایره‌ی است. از اوئی و بسوی اویی است. نیم دایره(قوس) نزول است و نیم دایره(قوس) صعود.

شروع از نور پیامبر(ص) بوده و ختم هم به اوست: بکم فتح الله و بکم یختم.

“چون به واسطه عنایات پروردگار و اطاعت به مقام مشیت رسید و مشیت مقام واحد است و مطلق دو نمیشود؛ پس صحیح است بفرماید: بکم فتح الله و بکم یختم.

فتح دایره وجود و ختم آن به مشیت است و خداوند به واسطه او هر ناقصی را به حد کمال خودش می‌رساند[۱]

لزوم پیوند با آل محمد(ص)

“یاایها الذین آمَنوا آمِنوا[ای کسانی که ایمان آورده اید، ایمان بیاورید!] اشاره به همان مقام ولایت مطلقه است که آنها را مشیت حق بدانی؛ چنانچه خودشان فرموده‌اند: نحن مشیه الله. هرکه خدا را بخواهد، باید و ناچاراست که در خانه آنها برود… بعد از مقام تسلیم باید صبر کنی که او در تو توجه پیدا کند و نظر مرحمتی بنماید. تو رو به او باش، خودش در دل تو ظهور می کند… مثل اشجار که چون پیوند خورد، این درخت دیگر آن درخت نیست…[۲]

دعائم اسلام، پشت بند تسلیم

“چنانچه برای حفظ عمارت، ستون‌ها و پشت بند تهیه می‌کنند، اسلام هم که عبارت از تسلیم قلبی است، پشت بندهایی دارد که ستون آن هستند و عبارتند از دعائم پنج‌گانه: نماز، روزه، زکات، حج و ولایت. اینها دعائم و پشت‌بندهای اسلام است… خلاصه باید پیوند را نگهداری کرد…[۳]

٭ تفصیل را در فایل صوتی بشنوید

[۱] ص۷۴و۷۵

[۲] ص۶٨و۶۹

[۳] ص۷۳و۷۴

هدیه نوروزی پیرمرد فقیر ایرانی به امام کاظم(ع)!

لشکریان عباسیان را عمدتا ایرانی‌ها تشکیل می‌دادند و خلیفه عباسی برای رضایت آنها نوروز را جشن میگرفت.

جشن او یک سفره هفت سین ساده نبود، احیای سنت کسراها بود. مثل شاهان ساسانی می‌نشست و امراء و فرمانداران و تیول‌داران برایش هدایای قیمتی می‌آوردند.

اینبار به اصرار و به اکراه، امام کاظم(ع) را هم کنار خود نشاند!

هدایای گرانبها در نوروز تقدیم و بالای تالار چیده میشد؛ تا اینکه پیرمرد فقیری وارد شد. به جای شاه عباسی، امام کاظم(ع) را خطاب کرد:

مرد فقیری هستم که وضع مالی‌ام خوب نبود تا برای شما هدیه بیاورم اما سه بیت شعر که جدم درباره جدت -سیدالشهداء(ع)- سروده را بعنوان هدیه نوروز تقدیم میکنم:

“تعجبم از شمشیرهای آبدار، چگونه بر پیکرت فرود آمدند؟

با اینکه غبار غریبی چهره عزیزت را گرفته بود!

در شگفتم از تیرها، در مقابل چشم بانوان حریمت!

که با اشکهای جاری جد خود را می طلبیدند.

چگونه نشکستند؟! و چرا بزرگواریت مانع فرورفتن آنها در بدنت نشد؟!”

فضای شاهانه عوض شد؛ زودتر از دعبل و امام رضا(ع) در کاخ مأمون، پیرمرد ایرانی نزد امام کاظم(ع) روضه‌خوان سید مظلومان شد!

امام نیز هدایا را با اجازه سلطان جور به پیرمرد فقیر پیشکش کرد[۱].

امسال نوروز، همه بر آستان موسی بن جعفریم!

اینبار او وردست سلطان حقیقی عالم، خالق مرگ و حیات، بیماری و بهار نشسته است!

ما هم آن ایرانی فقیر و گرفتاریم!

 از اجداد پاکت، شعری بخوان و صله‌ای بستان!

(این خاطره را به کسانی که دوستشان دارید، هدیه دهید)

محسن قنبریان
۹۸/۱۲/۲۹

[۱] تفصیل ماجرا را درمناقب ابن شهرآشوب ج۴ص۳۱۸و۳۱۹بخوانید

۱۱/ ۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب

دریافت صوت جلسه یازدهم«۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب» | «دریافت از پیوند کمکی»

جرعه‌ای از رشحات المعارف
جلسه یازدهم: سه سلطان برزخ

 

منفرد خواهی شد!

اینجا زندگی انسان، اجتماعی است؛ حوائج مادی و معنوی او با استمداد و استخدام و… برآورده می‌شود. معلم لازم است تا یاد بگیری، نانوا لازم است تا نان بخوری و…

اما دنیای پیش رو، “زندگی انفرادی” خواهد بود.

“در آنجا زندگی انفرادی است و باید احتیاجات را خودت منفرداَ رفع کنی. باب استقراض و استمداد مسدود است. اینجا آمده ای که برای آنجا تهیه ببینی[۱].

“فهمیدی که باید به اراده کارت درست شود و به صرف اراده، زندگی آخرت اداره شود. آنجا نتیجه تحصیلات عقلی و نفسی و حسی است؛ یعنی باید عقلت منوّر باشد به معارف حقه و عقاید صحیحه و نفست که قلبت است، باید منور باشد به اخلاق حسنه و حست، منور به اعمال صحیحه و صالحه[۲].”

          قرآن هم “نسب‌ها” را در آنجا منتفی اعلام می‌کند(لا انساب بینهم یومئذ)؛ و هم اسباب دنیوی را تمام شده اعلام می‌کند(تقطعت بهم الاسباب).

 

سه سلطان برزخ:

۱٫      سلطان حس: فرشته رومان
کارش تفتیش اعمال است.
“وکلَّ انسان
ٲلزمناهُ طائِرَهُ فی عُنُقِه و نُخ٘رِجُ له یومَ القیامهِ کتاباً یَلقاهُ منشوراً این مرحله، محکوم به حکم مَلک رومان است که سلطان حس است و آنچه از حس سرزده، محکوم به حکم اوست؛ ولی صورت آن برزخی است…[۳]

 

۲٫      سلطان نفس: فرشته فتّان[فتنه گر]
“این مَلک، ممتحن اعمال قلبی است و سنگینی و سبکی انسان را می سنجد. می بیند آیا دارای ملکه حیاء، عفت و عدالت بوده یا خیر…[۴]

 

۳٫      سلطان عقل: فرشته بشیر و مُبشّر یا نکیر و منکر
“یکی دیگر ازسلاطین عالم برزخ که عظیم ترین سلاطین است، سلطان عقل است که به اعتبار مواجه شدنش با مومن که دارای عقاید حق صحیحه و واجد معارف الهیه است، بشیر و مبشر است و به اعتبار مواجه شدنش با منافق و کافر که دارای عقاید باطله و فاسده است، نکیر و منکر است[۵]

 

٭ تفصیل را در فایل صوتی بشنوید


[۱] ص۵۷

[۲] ص۵۷

[۳] ص۵٨

[۴] ص۵۹

[۵] ص۵۹

۱۰/ ۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب

دریافت صوت جلسه دهم«۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب» | «دریافت از پیوند کمکی»

جرعه‌ای از رشحات المعارف
جلسه دهم: حجاب‌های هفت‌گانه(۲)

سیر در آیات از ملک تا جبروت:

وقتی پی محبوبی می‌گردی، از “جای پایش” شروع می‌کنی؛ می‌روی از دور”شبح” اش را می‌بینی؛ جلوتر بروی،”بویش” را هم حس می‌کنی؛ تا به “او” می‌رسی.

از “جا پا” تا “خود محبوب”، آیات‌اند. “آیات ملکی” مثل طبیعت زیبا و کیهان و… شروع علائم است. “تمثال‌های برزخی”، آیات روشن‌تر است. “ملائک”، بیشتر او را نشان می‌دهند تا می‌رسی به “صادر اول” که برترین نمای اوست.

حجاب‌های هفت‌گانه:

همان که “حجاب” است از حیثی “آیه” است. چهار حجاب (ماده، مادی، برزخ، برزخی) گذشت.

۵. حجاب تقدّر:

از برزخ به ملکوت اعلی که برود، عالم فرشتگان است. آنجا جسم برزخی ندارند اما اندازه دارند.

۶. حجاب تحدّد :

بالاتر از ملکوت، عالم جبروت است. آنجا ولو محدودیت‌های قبل را ندارد؛ اما “هستی محدود” دارد. جبرائیل، هستی محض و نامحدود نیست.

۷. حجاب تقوّم:

به وجود برتری برسی که صدور اول باشد و مثل “سایه بی‌نهایت”، بی‌نهایت باشد؛ باز، سایه است؛ قیام و بودنش به صاحب خود است[۱].

قیامت نزدیک است!

اگر قرآن درباره قیامت دارد:”یرونه بعیدا و نراه قریبا: کفار دورش می‌بینند و ما(مومنین) نزدیکش”؛ این دوری و نزدیکی تایمی و تقویمی نیست.

اگر آیات قیامت در همین دنیایت را دیدی و از آن‌ها رد شدی، قیامت را می‌یابی؛ نزدیکِ نزدیک!

همین ویروس، بنظرت چند آیت و نشانه از قیامت را نمایان کرده است؟!

٭ تفصیل را در فایل صوتی بشنوید.

[۱] ر.ک:ص۵۰و۵۱

همه زمین مسجد است!

️همه کلیساها در شهر رم تعطیل شدند.

کلیسای کاتولیک اعلام کرده لازم نیست مومنان در مراسم نیایش روز یکشنبه شرکت کنند؛ چرا که خطر ابتلا به کرونا جدی است[۱].

علامه طباطبائی می‌فرمودند: روزی به هانری کربن-فیلسوف فرانسوی و استاد شیعه‌شناسی دانشگاه پاریس-گفتم: «در دین مقدس اسلام تمام زمین‌ها و امکنه بدون استثناء محل عبادت است. اگر فردی بخواهد نماز بخواند یا قرآن بخواند یا سجده کند یا دعا کند در هر جا که هست می‌تواند این اعمال را انجام دهد و رسول الله فرموده است: “جعلت لى الأرض مسجدا و طهورا” ولى در دین مسیح چنین نیست، عبادات باید فقط در کلیسا انجام گیرد و در موقع معین، عبادات، در غیر کلیسا باطل است؛ بنابراین اگر فردی از مسیحیان در وقتی از اوقات حالی پیدا کرد (مثلا در نیمه شب، در خوابگاه منزل خود) و خواست خدا را بخواند چه کند؟ او باید صبر کند تا روز یکشنبه بیاید و کلیسا را باز کنند و برای دعا در آنجا حضور پیدا کند؟ این معنی قطع رابطه بنده است با خدا.»

کربن در پاسخ گفت: «بلی، این اشکال در مذهب مسیح هست و الحمدلله دین اسلام در تمام ازمنه و امکنه و حالات رابطه مخلوق را با خالق خود منظور داشته است.»

علامه فرمودند: «دیگر آنکه گفتم در دین مقدس اسلام، انسان حاجت‌مند، اگر حالی پیدا کند طبق همان حال و حاجت، خدا را می‌خواند؛ چون خداوند اسماء حسنائی دارد؛ مانند غفور و رازق و منتقم و رحیم و غیرها، و انسان طبق خواست و حاجت خود هر یک از این اسماء را ملاحظه نموده و خدا را بدان اسم و صفت یاد می‌کند. مثلا اگر بخواهد خدا او را بیامرزد و از گناهش درگذرد باید از اسم غفور و غفار و غافرالذنب استفاده کند؛ اما در دین مسیح خدا اسماء حسنی ندارد، فقط لفظ خدا و إله و أب برای اوست؛ بنابراین اگر شما مثلا حالی پیدا کردید و خواستید با خدا مناجات کنید و او را با اسماء و صفاتش یاد کنید و از تحت اسم خاصی از او حاجت طلبید چه خواهید کرد؟»

کربن در پاسخ گفت: «من در مناجات‌های خود صحیفه مهدویه (علیه السلام) را می‌خوانم![۲]»

[۱] ایرنا

[۲] مطلع انوار، ج۲، ص۲۴۱

مقایسه مواجهه ترامپ و مراجع شیعه در دعا برای رفع کرونا

ترامپ یکشنبه ۱۵مارس(۲۶اسفند) را برای مبارزه با کرونا “روز ملی دعا و نیاش” خواند!

در این سو مراجع تقلید شیعه، گرچه همواره به دعا و توسل در کنار مراقبت‌های پزشکی تاکیده کرده‌اند؛ اما هیچ برنامه و مناسک جمعی تجویز نکرده، بلکه حتی با تعطیلی مناسک دسته جمعیِ همیشگی(زیارات و نماز جمعه) هم موافقت کردند!

در این بین فقط روحانیونی متوسط (مثل مقتدی صدر) از کار بزرگان شیعه اظهار تعجب کرده و بعضا با شبیه‌سازی کار ترامپ، روزی برای دعا معلوم کردند[۱]!

آیا مراجع قم و نجف کمتر از مقتدی فهمیده‌اند؟! و از ترامپ لامذهب‌ترند؟!!

کمی عقب‌تر برگردیم: آیا در دوره تشریع اسلام، هیچ بیماری واگیری اتفاق نیافتاده است؟ مواجه پیامبر(ص) و معصومان با آن چگونه بوده است؟!

چرا برای “خشکسالی” و بی‌بارانی عبادت دسته جمعی نماز “استسقاء”(طلب باران) و برای بلایائی مثل “زلزله و طوفان”، “نماز آیات” تشریع شده؛ اما برای طاعون و “اپیدمی‌ها” چنین عباداتی تشریع نشده است؟!

 دو اصل مهم از قرآن و سنت:

  1. لزوم مدیریت فرهنگی جامعه به سمت “آستانه اجتماعی تضرع” در بلایا، از جمله بیماری‌های اپیدمیک.
  2. دستور “طبیبانه” ائمه(ع) در امراض مُسری بجای مناسک جمعی.

برای شرح هر یک حوصله کنید:

۱- ۱   آستانه تضرع اجتماعی

قرآن کریم مظانّ توجه جمعی و اجتماعی به خداوند و تضرعِ پاکِ قلبی به او را در دو نما، تصویر می‌کند[۲]:

۱- ۱- ۱     نمای اول: تضرع اضطراری و غیر قابل مدیریت:

اضطرارِ حاصل از قطع کامل اسباب ظاهری؛ مثل شکستن کشتی و افتادن مسافران در غرقاب! (۲۲/یونس،۶۵/عنکبوت،۳۲/لقمان)

️این انقطاع اضطراری و قهری، انتفاع فرهنگی و ایمانی بالایی ندارد. قابل مدیریت هم نیست. به محض دسترسی به اسباب ظاهری، انقطاع به اتمام رسیده و حال تضرع هم زایل می‌شود.

۱- ۱- ۲   نمای دوم: تضرع اختیاری و انتخابیِ قابل مدیریت:

تضرع در حالت سختی و امراضی که اسباب ظاهری هم برقرار است و نتایج خود را به بار می‌نهد.

قرآن در دو آیه از آن پرده بر می‌دارد:

-“ما به سوی امت‌های پیش از تو، پیامبرانی فرستادیم، و آنها را به شدتِ گرفتاری(البأساء)و بد حالی(الضراء) دچار کردیم به امیدی که به آستانه ما ذلت و زاری کنند(لعلهم یتضرعون)”. (۴۲/انعام)

-“هیچ پیامبری را در شهری نفرستادیم مگر آنکه اهلش را به بأساء و ضرّاء دچار کردیم لعلهم یضّرّعون” (۹۴/اعراف). ضرّاء بدحالی روحی و جسمی است و شامل امراض و نقص‌های بدنی میشود[۳].

️اینجا بخلاف نمای اول، اسباب ظاهری -مثل طبیب و دارو- هم هست و اثر هم می‌کند. لذا خواندن خداوند و تضرع، مثل نمای قبل قهری نیست؛ بلکه محتمل و ممکن و مرجوّ است. لذا با “لعل” از آن تعبیر شده است.

کوبلر راس ۴۰سال روی مردم عادی -نه اولیاء و تربیت‌شدگان و نه ملحدین- درباره مراحل مواجه با خبر مرگشان تحقیق کرد و به پنج مرحله رسید:

انکار/ خشم و عصبانیت از این وضعیت/ چانه زنی و قرار گذاشتن با خدا و نذر و عهد کردن/ یأس و ناامیدی/ رضایت از مرگ و سپردن خود بدان.

اگر هستیِ جامعه را اعتبار محض ندانیم و حظّی از وجود و “روح جمعی” برایش قائل شویم[۴]؛ شاید بتوان از این پنج مرحله در جامعه‌ای که دچار اپیدمی‌کشنده شده، با تفاوتی سراغ گرفت:

  • شهرها و کشورهای مختلف، اول بودن کرونا را انکار کردند. آنرا یک توطئه رسانه‌ای یا پدیده‌ای معمولی و مانند آن خواندند.
  • بعد خشم و عصبانیت‌های اجتماعی بروز کرد. در ایران علیه ماشین‌های شماره شهرهای مبتلا، در اروپا و آمریکا علیه چینی‌ها و آسیایی‌ها. اعتراض‌ها بر سیاست‌های دولت‌ها، روش‌های پیشگیری و درمان، سبک‌های طبابت که با زبان خشم و عصبانیت بروز کرد، نیز نشان این مرحله در “روان اجتماعی” است.
  • مرحله سوم، نزدیک به مطلوب ما(تضرع اجتماعی) است لکن فرقی که “فرد” با “جامعه” دارد، نکته بسیار حائز اهمیت ماجراست.

در مقیاس فرد، وقتی پزشکان او را جواب می‌کنند؛ همه اسباب ظاهری، قطع می‌شود. پس ناچاراً مرحله تضرع و در خواست از خدا شکل می‌گیرد(فرد ذیل نمای اول قرآن می رود).

اما در مقیاس اجتماعی، کل افراد دچار مرگ نمی‌شوند. ضرّاء و بیماری، فراگیر است؛ اما بسیاری هم مبتلا نمی‌شوند، یا بهبود می یابند. پس اسباب ظاهری(پیشگیری و درمان) بکلی از بین نرفته است. در این صورت، تضرع جمعی و اجتماعی، “قهراً” اتفاق نمی‌افتد. تحقق آستانه اجتماعی تضرع، نیازمند مدیریت و برنامه‌ریزی عمیقی است؛ که علی‌رغم تکمیل و گسترش وسائل ظاهریِ پیشگیری و درمان، روح اجتماعی مردم به مرحله التجاء و تضرع به خداوند برسد.

این صرفاَ با برنامه های شعارگونه و توصیه‌های مناسکی خاص(اذکار و اوراد) میسر نمی‌شود. چنانچه می‌بینیم آن توصیه‌ها، موج عمومی در مردم نمی‌آفریند و فقط اهل دعا را عامل به آن می‌کند. دعای همگانی، محتاج درک عمومی آستانه تضرع اجتماعی است.

پیوست فرهنگی-اخلاقی به سیاست‌های ستاد بحران، برای راهبری جامعه به آستانه تضرع -علی رغم کنترل اپیدمی- باید رکنی در ستاد بحران باشد که فعلا خبری از آن نیست.

۱- ۲ دستور “طبیبانه” ائمه(ع) در امراض مُسری بجای مناسک جمعی:

بیماری‌های مسری و اپیدمیک در عهد معصومان هم بوده است. معاذ بن جبل در زمان خلیفه دوم با طاعون از دنیا رفت[۵] عبدالله بن ابی یعفور در زمان امام صادق(ع) در سال طاعون فوت کرد[۶]. پس میتوان از مواجهه ائمه با این بیماری‌ها سراغ گرفت.

با نگاهی پسینی به روایات و مجامع روائی چند نکته مهم به دست می‌آید:

برای قحطی و خشکسالی، نمازی مثل نماز عیدی٘ن(فطر و قربان) بنام “استسقاء” بشکل دسته جمعی تشریع می‌شود. اما برای بیماری‌های مسری و کشنده، چنین عبادت جمعی‌ای تشریع نمی‌شود.

علت الهی بودن اولی و بشری بودن دومی یا تقدیری بودن اولی و تنبیهی بودن دومی نیست چون علت خشکسالی و بی‌بارانی هم مثل طاعون می‌تواند بخاطر گناهانی باشد[۷]. همین بیماری‌ها هم برای برخی عذاب و برای برخی رحمت‌اند[۸].

برای هرچیز ترسناک آسمانی (از کسوف و خسوف تا تاریکی‌ها و بادهای وحشت‌زا)، “نماز آیات” تشریع شده است[۹]. این نماز مثل یومیه، جماعت خواندنش، مستحب است[۱۰].

ابن بابویه از وجوب فزع به مساجد هنگام این آیات می‌گوید؛ چون شبیه آیات قیامت است. پس یاد قیامت و توبه و پناه بردن به مساجد -که خانه‌های خدا در زمین است- لازم است؛ تا حفظ بر ذمه خداوند باشد[۱۱].

لکن بیماری‌های خوفناک مُسری از شمول این ادله خارج تلقی شده‌اند و چنین مناسک جمعی‌ای برای آنها ثابت نیست[۱۲].

-برای مثل زلزله، نهی از تعویض شهر زلزله‌خیز شده و دستور استحبابی به سه روز روزه(چهارشنبه، پنجشنبه، جمعه) و خروج در جمعه به صحرا و دعای دسته جمعی، صادر شده است[۱۳]. لکن درباره بیماری‌های مسری(مثل وبا و طاعون)، ترک شهر طاعون زده جایز شمرده شده[۱۴] و چنین دستور دعای جمعی هم صادر نشده است.

 در دستورات ائمه هم، دستور طبی یا ارجاع به طبیب اصل است:

کلینی و صدوق در روایت صحیح السندی وجه تسمیه معالجه‌گر به “طبیب” -با وجودی که درد و شفاء از خداوند است- را این می‌شمارد که موجب طیب نفس(آرامش جان) بیمار می‌شود[۱۵].

-علامه مجلسی هم در جلد ۵۹بحار در ابواب طب و معالجه امراض، سی و پنج روایت در اینباره آورده است. در بعضی جواز رجوع به طبیب یهودی و ذمی و در بعضی دیگر جواز طبابت با سبک ممالک دیگر مطرح شده است[۱۶].

۱- ۳         مواجه خود ائمه با امراض:

از مجموع ابواب روائی، دو مواجه عمده و متفاوت به دست می‌آید:

دستورات طبی ائمه، با تجویز ادویه و اغذیه خاص[۱۷]

۱- ۴          دعاها و تعویذها:

برخی از آن‌ها در روایات صحیح [۱۸] و برخی در ضعیف السند [۱۹] آمده است.

مجلسی  این تعویذها را برای جدا شدن مومن از آدم سست عقیده معرفی می‌کند. مومن را هم با اثر ایمان و تصرف باطنی امام(ع) درمان می‌کند؛ نه با اثر طبعی آن دوا[۲۰].

️ پس راه عمومی ائمه(ع) تجویز طب یا ارجاع به طبیب بوده است.

۱- ۵  جمع‌بندی:

در بیماری‌های مُسری و اپیدمیک، مناسک دسته جمعی توصیه نشده است. وظیفه اصلی دو چیز است:

  1. طبابت(پیشگیری و درمان)
  2. مدیریت فرهنگی جامعه برای رسیدن به آستانه تضرع اجتماعی و بالتبع نفع بردن از ادعیه و توسلات.

مطالب مرتبط:

محسن قنبریان
۹۸/۱۲/۲۵

[۱] مقتدی صدر: متعجب هستم که غرب و ترامپ، خواهان این می‌شوند که فردا روز دعا و عبادت باشد؛ اما در شرق، نمازهای جمعه و جماعت را تعطیل کرده و زیارت بارگاه معصومان را نه فقط متوقف کرده بلکه بارگاه‌ها را نیز بسته‌اند! (روز جمعه را هم روز دعای عمومی اعلام کرد)

[۲] ر.ک: ترجمه المیزان ج۷ص۱۲۷

[۳] همان

[۴] حیات اجتماعی  مردمی با مجموعه ادراکات عمومی و تحرکات منسجمشان هویدا می‌شود لذا از روح‌های اجتماعی متفاوتی در جهان می‌توان سراغ گرفت. برای تفصیل ر.ک: جهان‌های اجتماعی حمید پارسانیا.

[۵] کتاب سلیم بن قیس ج۲ص٨۱۷

[۶] رجال الکشی ص۲۴۶

[۷] الکافی ج۲ص۳۷۳

[۸] علل الشرایع ج۱ص۲۹٨

[۹] الکافی ج۳ص۴۶۴

[۱۰] جواهر الکلام فی ثوبه الجدیدج۶ص۳۴٨

[۱۱] من لا یحضره الفقیه ج۱ص۳۴۰

[۱۲] الصلاه الحائری ص۵۳۷/مهذب الاحکام ج۷ص۲۵۰

[۱۳] وسائل الشیعه ج۷ص۵۰۴

[۱۴] معانی الاخبار ص۲۵۴

[۱۵] الکافی ج٨ص٨٨/علل الشرایع ج۲ص۵۲۵

[۱۶] بحار الانوار ج۵۹ص۶۲الی ص۷۶

[۱۷] مجلسی بیانات صدوق و مفید را در وجوه این روایات چنین می‌شمارد: برخی مختص به اقلیمی خاص یا طبع و مزاجی خاص یا برای فردی خاص است، برخی جعلی و ساختگی‌اند، برخی در نقلشان سهو و اشتباه صورت گرفته(برخی هم صحیح است). بحار ج۵۹ص۷۴و۷۵

[۱۸] برای نمونه الکافی ج۲ص۵۶۴

[۱۹] برای نمونه وسائل ج۲ص۴۲۲

[۲۰] بحار الانوار ج۵۹ص۷۶

۰۹/ ۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب

دریافت صوت جلسه نهم«۱۰۰۰ثانیه منبر مجازی برای رجب» | «دریافت از پیوند کمکی»


جرعه‌ای از رشحات المعارف
جلسه نهم: حجابهای هفت گانه(۱)

اول یک مقدمه:

در فهم عارفان، “قرب” و نزدیکی به خداوند، با “علم حضوری” به اوست.

“بُعد” و دوری از خداوند هم چیزی جز “جهل” و فقدان یقین نیست.

 

در تعابیر دینی سه چیز داریم:

– اسلام: همین شهادتین گفتن و مسلمان شدن.

– ایمان: باور کردن و دل سپردن به حقایقی غیبی است. عقل ثابتش کرده اما مشاهده نشده است.

– ایقان: یقین پیدا کردن به آن حقایق است که درجه اعلی آن، یافتن و مشاهده قلبی آنهاست.

این همان منزلت مقرّبین است.

چهار حجاب بین ما خداوند:

خداوند اوج تجرد و بی‌حدی است. ما موجودی محدود و مادی هستیم. بین ما و خداوند چه حجاب‌هائی هست؟ و چگونه می‌توان آنها را درید؟

  1. خود ماده:
    اگر علم، قرب است؛ جهل و بی‌خبری، بُعد و حجاب است.
    شرط علم، حضور معلوم است. اشیاء مادی ، هیچ چیز درشان حضور ندارد. خودشان هم نزد خودشان حاضر نیست. یک کتاب از جلد خود خبر ندارد! از صفحه چندم خود بی‌خبر است!
    بدن ما، خودش و خودش اینچنین است. اگر می‌بینی از اجزایش خبر داریم بخاطر”روح” است نه بدن که ماده است[۱].
  1. متعلق به ماده(مادی):
    روح ما خود مجرد از ماده است و لایق علم حضوری، اما متعلق به بدن مادی شده است؛ این تعلق حجاب دوم است.
    “روح نسبت به تمام محسوسات مُلکی، مُدرِک [درک کننده] است، ولی عالم ماورای طبیعت را ادراک نمی‌‌کند؛ زیرا تعلق و بستگی به بدن ملکی دارد. اگر از این حجاب رست و تعلق به بدن ملکی را رها کرد، مُدرک محسوسات برزخی می‌شود[۲]
    رویا ساده‌ترین کاهش این تعلق است. خواب مصنوعی، خواب مغناطیسی یا مردن (اختیاری یا اضطراری) نمونه‌های دیگر ترک این تعلق است.
  1. بدن برزخی
    تازه روح از ماده ترک تعلق کند، در خواب و مکاشفه و… باز بدنی دارد؛ مادی نیست اما جسمانی است یعنی سه بعدی است و از سه جهت محدود است.
  1. تعلق به بدن برزخی
    غیر از خود آن بدن، تعلق آن هم حجاب است. “تا در بدن برزخی است و تعلق به آن دارد، مُدرک ماورای برزخ که عالم مثال یا عالم فوق عرش است نیست و محجوب از آن عالم است[۳]
    علی التشبیه چنانچه اینجا باید چشم بر نامحرم ببندی تا تعلق کم شود و ملکوتی شوی؛ اگر اهل مکاشفه هم شدی باید چشم بر حورالعین ببندی تا بالاتر روی!

راه طولانی است و سالک پُر تلاش می‌خواهد…

٭ تفصیل را در فایل صوتی بشنوید

[۱] ر.ک: ص۴۹و۵۰

[۲] ص۵۰

[۳] ص۵۰

کرونا و علوم انسانی(۱)

در روانشناسی اقلا از ۳مفهوم درباره مرگ می‌توان سخن گفت:

۱٫      مرگ‌اندیشی(فکر کردن درباره مرگ خود)

۲٫      مرگ‌هراسی(وحشت از پدیده مرگ)

۳٫      مرگ پویائی(تعامل با مرگ و تجربه فعال از آن)

 

درباره “مرگ‌اندیشی”:

·         اول فروید آنرا علامت بیماری روانی خواند.

·         ارنست بکر ثابت کرد، نشانه سلامت روانی است.

·         کتاب راهنمای سلامت روانی از انجمن روانشناسی آمریکا آنرا شاخصه سلامت روانی دانست.

·         جنبش آگاهی از مرگ در روانشناسی شکل گرفت که توصیه میکرد از کودکی، مرگ‌اندیش بار بیاوریم.

ثابت شد: مرگ‌اندیشی با مرگ‌هراسی نسبت معکوس دارد. هر چه مرگ‌اندیش‌تر، هراس از مرگ(اختلال روانی) کمتر!

نیچه، “مرگ پویائی” را هم چنین توصیه کرد: فرشته مرگ را تصور کردی، فرض کن فقط فرصت نوشتن یک جمله دو پهلو برای سنگ قبرت داده است: آرمان زندگی‌ات چه بود؟/ واقعیت چه شد؟!

حالا دست سر واقعیت بکش و فکر کن مرگ به تو فرصت داده، از حالا با آرمانت زندگی کن!

 دو کارخواست:

۱٫      از فرصت پیش آمده، مشاورین و وعاظ متبحّر برای، “افزایش این شاخصه‌ی سلامت روانی جامعه” کمک بگیرند.
جامعه بعد کرونا می‌تواند، “جامعه پویاتری” باشد. غنای تراث دینی‌مان در اینباره بی نظیر است.

۲٫      با پاندمیک شدن کرونا، کاوشگران علوم اجتماعی، می‌توانند نقش این پارامتر را در مقاومت جوامع سنجش کنند. جوامع معاد باور و مرگ‌اندیش، در شرایط برابر بهداشتی، آسان‌تر و کم هزینه‌تر از این هراس جهانی گذر می‌کنند.

باور به معاد و واعظ بودن مرگ، فقط برای بهبود آخرت انسان نیست؛ آرامش و پویائی دنیایی او را هم تأمین می‌کند.

 

محسن قنبریان
۹۸/۱۲/۲۳