بایگانی دسته: پیام‌ها و تحلیل‌ها

آیت الله سید مجتبی خامنه ای

انتخاب فرزند برومند رهبر شهید، آیت الله سید مجتبی خامنه ای را به رهبری انقلاب اسلامی به مردم عزیز تبریک عرض می کنم.
امیدوارم بتوانیم ناصری صادق و متعهد برای ایشان در تحقق آرمانهای انقلاب اسلامی و ادامه مسیر رهبر شهیدمان باشیم.
آخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمین

کمترین محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱۲/۱۸

نقدی بر بیانیه دکتر روحانی

جمله مربوط به خبرگان در بیانیه آقای روحانی:

«امید است مجلس محترم خبرگان با هوشمندی و زمان‌آگاهی، وظیفه خود را در زمان مناسب که به تمرکز افکار عمومی بر دفاع مقدّس آسیب نرساند و به وحدت ملی کمک کند، انجام دهد.»

ظهورش در واگذاشتن انتخاب رهبر سوم به پس از جنگ است!

در حالیکه در قانون اساسی:

اولاً قید «اسرع وقت» برای انتخاب آمده است. (اصل۱۱۱).

 گرچه اسرع وقت در شرایط جنگی و شدت حفاظت های امنیتی، «موسع تر» است؛ اما واگذاشتن تا پایان جنگ _که معلوم نیست چه زمانی است_ عملا «إهمال» اصل ۱۱۱ است؛ نه رعایت اسرع وقت در شرایط جنگی!

 ثانیاً از وظایف اختصاصی رهبری در قانون اساسی، «فرماندهی کل نیروهای مسلح» و «اعلان جنگ و صلح و بسیج نیروها» و «نصب و عزل و قبول استعفای: رئیس ستاد مشترک، فرمانده کل سپاه، فرماندهان عالی نیروهای نظامی و انتظامی» است (اصل۱۱۰)

واضح است اینها دقیقا ناظر به جنگ _آن هم مهمترین جنگ ایران_ است.

معقول نیست مهمترین «وظیفه مباشر رهبری» را از رهبر، خالی گذاشت به بهانه اینکه جنگ است.

ثالثاً این ضرورات، با تحلیل های صحنه و خوف از جریانی که این سالها جانب سازش می گرفته، مؤکد هم می شود.

وجه جمع ضرورت فوق با برخی ان قلت ها در فرآیندهای انتخاب و شرط «بررسی و مشورت»(اصل ۱۰۷) _که از آن جلسه حضوری و رد و ابرام های مخالف و موافق فهمیده شده_ چیست؟!

اصل ۱۰۸:… «هرگونه تغییر و تجدید نظر در این قانون و تصویب سایر مقررات مربوط به وظایف خبرگان در صلاحیت خود آنان است».

این اصل گره گشاست و به مجلس خبرگان امکان می دهد که مثلا «جلسه مجازی امن» (یا هر طریق دیگر) را هم که برآورده کننده «بررسی و مشورت» باشد، قانونی کنند.

نکته قابل توجه این است که غیر از اینکه قوانین جاری کشور بین جلسه مجازی و حضوری فرق نمی گذارد، خبرگان هم این مصوبه را بدون حضور جمعی می تواند رأی گیری کند؛ چرا که اصل ۱۰۸ فقط قید «در صلاحیت خود آنان» دارد و مثل اصل ۱۰۷ (انتخاب رهبر)  قید «بررسی و مشورت» ندارد.

این جور اشکال دُوْر هم لازم نمی آید؛ که خود این مصوبه هم جلسه حضوری می خواهد!

جمله رئیس دبیرخانه مجلس خبرگان _که تنها مجرای رسمی اعلام نظر نهایی است_ نیز مؤید این است که معرفی رهبر سوم به پس از جنگ واگذار نشده است:

«مردم این اطمینان را داشته باشند که مجلس خبرگان رهبری به زودی گزارش نهایی فرآیند انتخاب و معرفی سومین رهبر نظام مقدس جمهوری اسلامی از طریق مجرای رسمی یعنی دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری به اطلاع عموم خواهد رساند، مشروط بر اینکه با صبر انقلابی خود بر استحکام کار بیفزایند و حتماً به شرایط کشور توجه لازم را داشته باشند.»

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱۲/۱۷

توافق پایان جنگ!

جنگ ها معمولا به «ریشه کنی یک طرف» تمام نمی شود و با توافقی به سرانجام می رسد.

توافق پایان جنگ:

اولاً: با «مجمع بین المللی» باشد نه متخاصم!

ثانیاً: سر نقطه «تعهد عدم تجاوز» باشد نه مسائل قبلی (هسته ای و…).

ثالثاً: این بدون ضربه کاری در جنگ ممکن نیست.

رابعاً: «ضمانت کافی و عملیِ» آن بیش از پیمان ها و نوشته ها باشد که عهد شکن التزامی بدان ندارد.

«خروج کامل آمریکا از منطقه» تنها ضمانت عملی به نظر می رسد.

 

اگر آن خون پاک این «تبیین عمومی» و «تدبیر حکومتی» را نکند، آن را هدر داده ایم!

 

متن کامل

 

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱۲/۱۲

بدری باشیم نه اُحدی!

ناترازی نظامی

در بدر دو گزینه روی میز مسلمین بود:

– تصرف کاروان تجاری مشرکان و ترجیح منافع موقت اقتصادی.

– جنگ با گروه نظامی مشرکان و لحاظ مصالح دور بُرد.

ترجیح مسلمین، ابتدائا اولی بود لکن اراده خداوند دومی بود.(۷انفال)

البته مواجهه سخت با مشرکین یک مشکل اساسی داشت: ناترازی نظامی!

نه کمیت و نه کیفیت نظامی مسلمین در اولین مواجهه در تراز نظامی سپاه مشرکان نبود!

خداوند جبران ناترازی نظامی در جهاد فی سبیل الله را تضمین کرد!(۹انفال)

پیروزی رقم خورد. بدریون ضرب المثل فئه حق شدند؛ ۳۱۳ عددشان، عدد مقدس فئه حق تا ظهور شد.

ناترازی ایمانی و گرایشی!

در اُحد اما با ناترازی گرایشی و ایمانی در بخشی از نیروها و تنگه بانان مواجه بودیم!

ترس یا طمع فرقی نمی کند؛ خداوند این ناترازی را جبران نکرد! بلکه جایش شیطان از آن بهره برد، لغزش در تصمیم و عملکرد آن ماموران را موجب شد! (۱۵۵ آل عمران)[۱]

تنگه رها شد، جنگِ پیروز، مغلوبه شد؛ حتی تا مرز کشته شدن پیامبر(ص) کشید!

عجیب تر اینکه: این شکست در اُحد، مشرکانی را جسور کرد تا به غیر نظامیان هم آسیب برسانند و فضای خیانت و ارعاب درست کنند! سفیر فرهنگی هم مصون نباشد! مسلمانانی را اسیر و به مشرکان مکه تحویل دهند تا انتقام بدر ازشان گرفته شود!

فاجعه رجیع و فاجعه بئر معونه پشت سر هم رخ داد!

محسن قنبریان ۱۴۰۳/۷/۱۰

[۱] درباره نسبت ناترازی گرایشی و اخلاقی با لغزشهای سیاسی و امنیتی و حکمرانی این مجموعه فیش را بخوانید!

آقای هیأت رئیسه! با مردم حرف بزن!

فقهای عزیز خبرگان به خصوص هیات رئیسه محترم، صدای فتنه شدن «حواشیِ» جانشینی را در جامعه نمی شنوند؟!!

«بی خبری» و «روایت های متعدد» و بعضاً متناقض، آبستن «شایعه» و «شبهه» است.

«بیش فعال ها» بر طرفین آن می دمند و به کل جامعه ساری اش می کنند و زمینه «فتنه» می شود.

بعد از «تشویش اذهان» و «قطبی تر شدن»، اعلام رسمیِ نتیجه هم کمکی نمی کند و «شک» و «شبهه کردن» از سوی دیگر ادامه می یابد!

رئیس یا سخنگوی هیات رئیسه خبرگان در شبکه ای تلویزیونی حاضر شود و به «سئوالات کف جامعه» (نه حرفهای کلی و تکراری) پاسخ روشن دهد، بهتر از ادامه این وضع نیست؟!

کاش این جنگ _که مردم در میدانهای شهر سنگرهایش شده اند_ پایان «نامحرم پنداری مردم» در حکمرانی باشد! آن قدر نامحرم که به قیمت تسخیر ذهن هایشان توسط جنگ رسانه ای _روانی دشمن هم حاضر نیستیم، مسأله را با خود آنها در میان بگذاریم!

اگر طبق اصل ۱۰۷ و قید «بررسی و مشورت»، نتیجه نهایی حتما «جلسه جمعی و شور و مشورت» می خواهد و تا کنون گرفته نشده است؛ که هم «قابل توضیح» است هم حتی «قابل تدارک»!

جامعه ای که رهبرش _علیرغم تهدید_ در محل کارش بمباران شده، از شما نمی پذیرد که آن جلسه جمعی گرفته نشود یا اقلا موکول بودن امر، قانوناً بدان، برای مردم توضیح داده نشود!

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱۲/۱۶؛ساعت۱۱

خدایا! مقاومت!

۳۱۳دلاور بدر مَثَل فئه های پیروز تا ۳۱۳یار ظهور شدند.

اما شب عملیات بدر پیامبر(ص) تا صبح بیتوته کرد و دعای عجیبی داشت: خدایا اگر این گروه شکست بخورند دیگر روی زمین پرستش نمی شوی!

 

حق نداریم این دعا را برای مقاومت کنیم؟!

 

آیا مقاومت در دنیای امروز اگر شکست خورد، خداوند حقیقتاً پرستش می شود؟!

به اسلام آمریکایی و ادیان صهیونی آری؛ اما به اسلام محمدی چه؟!

 

چنین اضطراری به خداوند برای پیامبر(ص) ضعف است؟!

بدریون، ضعیف و زبون بودند؟!

غلبه نظامی مشرکان و عدم توازن نظامی را پیامبر جای حاشا کردن، با خدایش در میان نهاد! مثل یک مضطر تا صبح دعا کرد و مردم هم شنیدند!

 

 

چرا حیا می کنیم جای فراخوان دعا در شب حادثه برای دروغ بودن شهادت و ترور فلان دلاور، قبل از مواجهه، با اضطرار از خداوند نصرت بخواهیم!

 

خدایا! در غلبه نظامی و اطلاعاتی دشمنانت، مقاومت -با همه استحکام و دلاوری هایش- اگر شکست بخورد دیگر به این زودی اسلام محمدی کمر راست نمی کند!

خدایا مقاومت!

 

محسن قنبریان ۱۴۰۳/۷/۹

درباره انتخاب رهبر، هرکس به جای خود!

شوک مصیبت تمام شد و افراط و تفریط ها سر باز کرد!

به اندازه برادری کوچک دو رویکرد نادرست و ۴ عملکرد نادرست را می شمارم!

 

رویکرد اول: دخالت به جای نظارت!

شهید بهشتی طراح جمهوریت، برای مردم نقش نظارتی حداکثری قائل بود؛ اما «نظارت» را غیر از «دخالت» می دید.

 

عملکردهای نادرست این رویکرد:

۱. معرفی کردن کاندیدا برای رهبری، یا علیه گزینه محتملی فضا ساختن، دخالت در کار خبرگان است!

کمی تأمل روشن می کند جواز این کار _اقلا در شرایط جنگی کنونی_ مساوی با شکل گیری اختلاف و تفرقه درون صف متحد مردم است.

مشکل این است که توجه نداریم آنچه برای ما جایز است، برای بقیه هم جایز میشود و این جز شقه شقه شدن بدنه فعال، پیامدی ندارد.

 

۲. بدبینی به ارکان نظام، سقیفه پنداری و بالتبع آتش به اختیاری در این حوزه نیز خلاف واقع و هم دخالت در کار نهاد رسمی و به نوعی «گروه فشار» شدن است!

نگرانی از نفوذِ فرضی، با «خبر دادن» از انحراف و کودتا و… فرق بسیار دارد.

«نظارت بر روند» برای شکل نگرفتن ایده دیگری غیر از قانون اساسی (از سوی دگر اندیشان)، پررنگ کردن صلاحیت های اصلی مصرح در قانون اساسی و بیان رهبران انقلاب، مانع تطبیقات کمرنگ یا اشتباه (در مجلس خبرگان) است.

 

رویکرد دوم: تماشاگری و اشعری گری!

رویکردی در مقابل، مردم را «تماشاگر» و صرفاً «تکبیر گو» کرده و حتی نظارتشان را لحاظ نمی کند؛ بلکه پیشاپیش با خروجیِ نامعلوم بیعت هم کرده است!

 

عملکردهای نادرست این رویکرد

۱. همه چیز را به «قاعده لطف» و «تصرف امام زمان» سپردن، هم اشکال فقهی و کلامی دارد و هم مخالف تجربه شیعی است!

تاریخی که «واقفیه» و مثل «شلمغانی»  و… دیده و درباره وکلا و نوّابِ خائن سخنِ «خدامنا و قوّامنا شرار خلق الله» (بدترین مردم، خادمین [خائن] مایند) شنیده، غیر از نهادهای رسمی اش همه چشم های مردمش را هم ناظر می کند.

 

۲.«بیعت شخصی» نامعین و پیشینی که وجه شرعی ندارد!

البته «بیعت عنوانی» در همین روزها «با اصل ولایت فقیه» و «با اساس جمهوری اسلامی» و مبتنی بر اعتماد به نهادهای رسمی اش، کاری درست و پسندیده و سکینه ساز و اتحاد بخش است؛ اما این سلبِ مراقبت و نظارت عمومی نمی کند.

«عملگرایی» و اجتناب از تفرقه و آثار منفی رویکرد اول، نباید «نظریه مسئولیت همگانی تشیع» را به «نظرات شبه اشعری» تقلیل دهد.

(شهید مطهری در جلد۲۰ آثار در مساله تقلید به خوبی نظریاتی مثل «تقلیل تقلید به سرسپردگی» و هم «اعتصام به کُر برای علما» را ابطال کرده است؛ رجوع کنید)

 

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱۲/۱۲

تبیینِ خون!

آیا آنچه را بمباران فردو نساخت، خونِ #رهبر_شهید می سازد؟!

 

طرح مساله

آمریکای پیشاترامپ هم با عدم پایبندی به تعهدات متقابل برجام نشان داده بود از مصادیق واضح «ائمه کفر» است که به تعبیر قرآن «لاٰ أیْماٰنَ لَهُم» (عهد و پیمان ندارند) می باشند.

اما ترامپ با خروج از برجام و اصرار بر انجام تعهدات بیش از برجام به ایران، در واقع تسلیم مطلق می خواست.

این در فرهنگ علوی «پرستش» نام گرفته است:

« آن که حق کسی که حق متقابل را ادا نمی کند بپردازد، او را پرستش کرده است» (من قضیٰ حقَّ مَن لایقضی حقَّه فقدْ عبَده[۱])

دو بار تجاوز و حمله نظامی در حین مذاکره دو مساله را قابل بررسی کرده:

۱. توافق به هرقیمت (همان تسلیم)!

۲. خودِ مذاکره ی دوباره (تکرار سناریوی قبل)!

 

نظر مردم درباره اولی

به لحاظ دینی که بیان شد، اما نظر مردم ایران درباره «توافق به هر قیمت»  چیست؟!

پیمایش متا در اسفند۱۴۰۱ نشان می دهد ۵۸/۲٪ مردم ایران قائلند: «مسئولان کشور در انجام مذاکره با آمریکا و کشورهای غربی باید از تصمیمات و سیاستهای مهم کشور به هیچ وجه کوتاه نیایند حتی اگر نتوانند به توافق مورد نظر دست یابند»!

سهمی از این نظر شاید به خاطر «تجربه برجام» باشد. پس سازش و تسلیم، قطعا نظر اکثریت مردم نیست[۲].

 

اما خودِ مذاکره!

اقلا تا شهریور۱۴۰۴ _یعنی پس از فریب کاری آمریکا و حمله نظامی به فردو در حین مذاکرات_ ۳۲/۹٪ ایرانیان «به طور کلی» مذاکره را به نفع کشور و ۴۰/۲٪ «فقط با حفظ شروط» ، مذاکره را بهتر می دانستند[۳]!

سرجمع «اصل مذاکره» ، نه توافق به هر قیمت و تسلیم، گزینه مطلوب مردم بوده است!

 

نظر رهبر شهید

در اندیشه انقلاب اسلامی، رهبری هم مربی و هدایت گر جامعه به صلاح خویش است؛ و هم منتخب آنها و «درچارچوب اسلام و قانون اساسی»، تابع «نظر جمع بندی شده» آنها ست.

از اینجا بود که «قول» و «تقریر» رهبر شهید برای برخی معما می شد:

از طرفی نفْس مذاکره با آمریکا را «مضرّ» ، « غیر شرافتمندانه» و… می خواند!

از طرف دیگر نمی شد همه ادوار مذاکره را «تحمیلِ مسئولان» به ایشان تحلیل کرد!

جمع این دو در رهبری حکیمانه و مردم سالار ایشان این بود که:

«وجه صلاح» (عدم مطلق مذاکره) را بیان و «امکان سازی» برای آن را تدبیر کند.

هم زمان «به قدر امکان موجود» بهترین تصمیم عملی را برای کشور بگیرد.

لذا در «عین ایستادن بر اصول قطعیِ استقلال و عدم سازش» _که نظر قاطع مردم هم بود(پیمایش اول)_ از «دولتهای مذاکره» هم حمایت می کرد. (که هم منتخب مردم و هم نظر مردم بود/ پیمایش دوم).

 

سئوال اساسی در شرایط جاری

حال تأمل اصلی در این است که:

آیا دو بار تجربه فریبکاری آمریکا و حمله در حین مذاکره، این هوشیاری را پدید آورده که «خودِ مذاکره»، مضرّ و پوشش و فریب است؟!

به تعبیر دیگر آنچه بمباران فردو تبیین نکرد را آیا خون رهبرشهید و دخترکان بی گناه تبیین می کند؟!

آیا خون رهبر شهید، «امکان تازه» در افکار عمومی ساخته است؟!

 

یک تفاوت مهم

یک تفاوت اساسی  بین شرایط جاری و تجاوز قبلی آمریکا هست که به حل مساله کمک می کند:

حتی بعد بمباران فردو  شاید برخی جز مذاکره، چاره ای نمی شناختند! یعنی «دوگانه جنگ یا مذاکره» بر ذهنشان حاکم بود؛ طبعاً مذاکره _ولو بی ثمر_ را از جنگ ترجیح می دادند!

اما این بار رسماً در جنگ و حمله گسترده آمریکا هستیم؛ آنچه نقطه فرار بوده الان واقع شده است.  در چنین حالتی مذاکره،  قطعا تسلیم بی قید شرط است که «نه خدا»  و «نه مردم»  نمی پذیرند.

شهادت رهبر شهید، امکان تازه ای ساخته است؛ که بدون شروع به جنگ در جنگی قرار گرفته ایم که یا با استقامت وارد «بلوک ابرقدرتی» می شویم یا در «جنگ وجودی»، «کف استقلال ایران» را از دست می دهیم!

 

تبیین خون رهبر شهید رساندن قاطبه جامعه ایرانی به این نظر جمع بندی شده است که «نفس مذاکره با آمریکا» مثل «توافق به هر قیمت و تسلیم» او شدن است.

 

توافق پایان جنگ!

جنگ ها معمولا به «ریشه کنی یک طرف» تمام نمی شود و با توافقی به سرانجام می رسد.

ثمره تبیین خون یاد شده این است که توافق پایان جنگ:

اولاً: با «مجمع بین المللی» باشد نه متخاصم!

ثانیاً: سر نقطه «تعهد عدم تجاوز» باشد نه مسائل قبلی (هسته ای و…).

ثالثاً: این بدون ضربه کاری در جنگ ممکن نیست.

رابعاً: «ضمانت کافی و عملیِ» آن بیش از پیمان ها و نوشته ها باشد که عهد شکن التزامی بدان ندارد.

«خروج کامل آمریکا از منطقه» تنها ضمانت عملی به نظر می رسد.

 

اگر آن خون پاک این «تبیین عمومی» و «تدبیر حکومتی» را نکند، آن را هدر داده ایم!

 

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱۲/۱۲

[۱] حکمت ۱۶۴

[۲] البته ۳۱/۵٪ نظرشان توافق ولو به قیمت کوتاه آمدن از سیاستهای مهم کشور بود!

[۳] فقط ۱۸٪ مخالف مطلق مذاکره و آنرا مضر می دانستند!

دو توصیه قرآنی در شرایط جنگ خارجی و آشوب آفرینی داخلی

  1. خُذُوا حِذرَکُم!
    «حِذْر» به معنی بیداری و آماده باش و مراقبت در برابر خطر است. گاهی به معنای وسیله ای که به کمک آن با خطر مبارزه می شود نیز آمده است.
    قرآن دو جا دستور «خُذُوا حِذرَکم» و آماده باش کامل دارد:
    ۱. در مقابل دشمن خارجی درونِ جنگ؛ حتی در نماز هم می فرماید: «و لْیَأخُذُوا حِذْرَهُم و أسْلِحَتَهُم»: باید اسلحه و مراقبت خود را برگیرند! (۱٠۲نساء)
    ۲. در مقابل منافقان داخلی، در هنگام یک مصیبت! «و إنَّ مِنکُمْ لَمَن لَّیُبَطِّئَنَّ فَأنْ أصابَتْکُم مُصیِبَه…: در میان شما کسانی هستند که در موقع پیش آمدن مصیبتی، دیگران را به کُندی و سستی می کشانند…» درباره اینها هم دستورْ «خُذُوا حِذرَکم» است.(۷۱و۷۲نساء)
    اسلحه مقابل دشمن خارجی، مراقبت از توطئه های داخلی!
    خطوط حرکت را قانون اساسی روشن کرده، پشتوانه و ناظر اجرای درست آن، ملت رشید ایران است. حرف از ایده دیگر یا تنزل از آن با مراقبت عمومی مردم باید ابطال شود.
  2. سکینت مقابل حمیّت!
    سکینه، وقار و آرامشی مومنانه است، که بستره انجام درست تکالیف مومنانه و جلوگیری از ترس و تفریط یا تهور و افراط می شود.
    ۶بار در قرآن آمده، ۳ بارش در سوره فتح است. یکبارش مقابل «حمیّت جاهلی» است.
    حمیّت جاهلی، «داغی و تندی و تعصب کور» ی است که مثلا در حدیبیه سر نوشتن لقبِ «رسول الله» برای پیامبر(ص) در قرارداد گیر می داد! و…
    مقابل این داغی و تعصب کور، قرآن «سکینه» بر پیامبر(ص) و مومنان نازل کرد:
    «اذ جعل الذین کفروا فی قلوبهم الحمیّه حمیّه الجاهلیه فأنزل الله سکینته علی رسوله و علی المومنین و الزمهم کلمه التقوی و کانوا أحق بها و اهلها…:  هنگامی که کافران در دلهای خود خشم و تعصب کور جاهلی داشتند، در مقابل خداوند آرامش و سکینه خود را بر پیامبرش و مومنان نازل کرد و آنها را به حقیقت تقوا ملزم ساخت و آنان از هرکس شایسته تر و اهل آن بودند»
    این حمیّت و تعصب کور با جنگ رسانه ای دشمن روزهای قبل توسط عده ای علیه #رهبر_شهید در خیابان و دانشگاه شکل گرفت!
    زیر بمباران ها و «امکان سازی ها» برای گروه های تجزیه طلب، دوباره هنگام خبر شهادت، در شادی و هلهله ی برخی نمود یافت و حتماً این شبها دوباره ساخته می شود!

آن «حذْر» و مراقبت در این رویارویی با «سکینه» مقابل «حمیّت» باید بروز کند.
مراقب جرقه اول خشونت داخلی و کمک به جنگ داخلی باشیم!
«کلمه تقوا»، یعنی «تجسم پروا در برابر یک حقیقت مهم»!
پروا داشتن از «موفقیت طرح دشمن و جنگ داخلی و تجزیه ایران»، چیزی است که مومنانِ صاحبِ سکینت باید بدان مُلزم باشند. آنها شایسته تر بدان و اهل این خویشتن داری و پروا برای اسلام و ایران اند و هیچ وقت نباید خود را با طرف مقابل و اهل تعصب و جهل مقایسه کنند.
البته حضورهای میلیونی و متراکم جرأت جسارت از جاهلان می گیرد.

محسن قنبریان ۱۰اسفند۱۴۰۴