بایگانی دسته: پیام‌ها و تحلیل‌ها

بخاطر امیدی آنی، ایمانی باقی را فانی نکنیم!

شوک مصائب ناگهانی و بزرگ، برخی از جبهه حق را نگران می کند.

«تقاضای امید آفرینی» که بالا می گیرد، از هرچیزی برای «خَلق امید» استفاده می شود؛ از ابجد و عدد تا تطبیق و توقیت؛ به روش اَخباری یا کشفی و ذوقی و حتی تفلسف و…!

 

در همین ۲۴ساعت گذشته از شهادت رهبر انقلاب، حجم زیادی از این امیدآفرینی ها با انگاره های «نزدیک شدن فرج و ظهور» تا باز تولید یا تعمیم برخی مفاهیم خاص (از ثارالله و باب الله تا نفس زکیه و…) شکل گرفته است!

غافل از اینکه آن «ریزش امید» و «تقاضای کاذب»، خود محصول تطبیق ها و توقیت هایی که از این و آن و حتی برخی بزرگان نقل شده بود و این «انگاره» را در ذهن درصدی از مومنان تثبیت کرده بود که «پرچم توسط سیدعلی به امام زمان می رسد» !

حال که چیز دیگر رقم خورد، «حیرت» و «وحشت» در آن دلها افتاد و «تقاضای کاذب امید» به بازتولید آن چرخه واداشته است!

شهادت سید حسن هم همین را برای درصد بالایی از نیروهای حزب الله _که چنین مصرفی در رژیم معنوی شان زیاد است_ پدید آورد، چون قطعی گرفته بودند: «با ایشان در بیت المقدس نماز می خوانند»!

 

روایات منعِ از «توقیت» (وقت گذاری برای فرج)، به خاطر همین «ایمان سوزی» هاست!

حتی اگر آن کشفْ کامل و تطبیقْ بی نقص بوده باشد، «بداء»(تغییر تقدیر) در تدبیر الهیِ عالم، پر تکرار است و «خدا در هیچ چیز مثل بداء پرستش نمی شود»!

با این حساب چرا بخاطر مصلحتی زودگذر بلکه تقاضایی کاذب، ایمانی مستمر از جامعه سوزانده شود؟!

 

منطقِ «أولَسْنٰا عَلَی الحق» (آیا ما برحق نیستیم[۱]؟!)، منطق عاشوراست.

مهم آن است که در جانب درست تاریخ باشی و به وظیفه ات عمل کنی؛ نه حتما قول و قراری از خداوند گرفته باشی!

«اعتماد به وعده های کلیِ الهی» مثل سنت انتصار (إن تنصر الله ینصرکم) و… برای امید کافی نیست؟! حتما باید سروشی غیبی خبری از «نتیجه» بیاورد؟!

 

اساساً ایمان در ذات خودش «نوعی تعلیق» و پا در هوایی دارد!

پایش روی «سنگ سفت علم و برهان» و «دستش آویزان آسمانِ امداد» است.

مثلا صدقه، حتماً کامل (بلکه مضاعف) برمی گردد (یوف الیکم) اما کی و چگونه؟! معلومش نمی کند تا «ایمان» باشد، نه «ربا» و نه «قمار»!

نصرت الهی حتما در صورت درستی عمل و نیت می رسد؛ اما بسا صدای مومنان به «متی نصرالله» (پس یاری کجاست؟!) بلند شود؟!

اینجور جمع مومنان به «مُنِعتِ السماء[۲]» (بسته شدن امداد آسمانی) توجه می کنند، «عمل» خود را بازبینی می کنند، «رخنه» و «خلل» در «نیت» یا «شکل عمل» را چک می کنند و «اضطرار» می یابند و «استغاثه» می کنند تا به «نتیجه» برسند!

آن «دلْ قرص کردنهای کاذب» با «اِخبار قطعی» این «روح ایمان» را می گیرد.

تقاضای کاذب در هر حادثه چرخه را بازتولید می کند و ایمان بیشتری می سوزاند!

 

در اینباره گوش دهید!

 

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱۲/۱۱

[۱] پاسخ علی اکبر(ع) به مکاشفه سیدالشهدا(ع) که صدای هاتفی شنید که می گوید: این کاروان را مرگ تعقیب می کند!  و حضرت آیه استرجاع خواند و علی اکبر(ع) چنین عرضه داشت.

[۲] فقره ای از استغاثه به امام زمان (ع)

خامنه ای، خود جمهوری اسلامی بود!

به کسانی که به خاطر برخی کاستی ها، تحت تاثیر دشمنان، از جمهوری اسلامی و خامنه ایِ عزیز کدورت گرفتند، بگویید:

خامنه ای خودِ جمهوری اسلامی بود!

 

زندگی ساده و درویشی اش، به جای اشرافیتِ کسانی که دل زده تان کردند!

کشته شدن عزیزانش در کنار او، کفاره ی آقازاده بازی و داماد بازی و خارج نشینیِ آنها که رنجاندند!

خون پاکش، نشانِ «صدق عهدش» با خدا نشد؟!

 

«مردمی» و «الهی» ماندنِ چه کسی بیشتر از او نشان می داد: نظام ما هنوز، «جمهوری اسلامی» است؟!

زیِّ چه کسی بیشتر از او نشان می داد: ذاتِ «جمهوری اسلامی» آلوده خائنان و دنیاطلبان نشده است؟!

 

شهید خامنه ای:

«خلاصه جمهوری ما دو کلمه است: خدا و مردم»!

عزیزان این دو تمام نمی شود!

این شهادت، سند حقانیتِ جمهوری اسلامی ایران شد؛ تلاش کنیم وجه آشتیِ قهر کرده ها هم بشود!

«اتحاد» و «حضور در صحنه»، امروز فریضه است.

 

شهادت، تولد است؛ دوباره فجر ۵۷!

 

محسن قنبریان ۱۰اسفند ۱۴۰۴

کسی به ملت رشید ایران تسلیت نگوید؛ آنها خود تنها تسلیّ اند!

به غیر از بقیه الله الاعظم(عج) دو جمله امام امت، تسلیت این داغ بزرگ است:

۱. «ملت ایران از مردم حجاز رسول الله(ص)  و مردم کوفه ی امیرالمومنین(ع) بهتر و وفادارترند»

پس برای هزارمین بار ثبات خود را ثابت و نشان خواهند داد دچار «انقلبتم علی اعقابکم» نمی شوند!

۲. «حفظ نظام جمهوری اسلامی از اعظم فرائض و از جان یک نفر _حتی امام زمان_ مهمتر است»!

به تعبیر شهید خامنه ای: «نظام اسلامی، نظام اشخاص نیست، نظام ارزشهاست»

پس در این لحظه حساس و چشمِ طمع متجاوزان، بزرگترین برتری خود از مردم مدینه و کوفه را نشان خواهد داد و نظام اسلامی را بین دهان گرگ ها حفظ خواهد کرد.

محسن قنبریان ۱۰اسفند۱۴۰۴

تابلوی اعتراضات دست راست گرایان وابسته!

واقعا جالب است! خاستگاه اعتراضات دی ماه، «سیاستی راست گرایانه» و سپردن ارز به بازار آزاد و «شانه خالی کردن دولت» از هدایت آن یارانه به مصرف کننده نهایی بود؛ اما پرچمش، ضد چپ(مداخله دولت) پیچیده می شود!

آن اعتراض از اول در پاساژی متولد شد که گرانی ارز به نفعش هم بود! (حداکثر از نوسان آن گله داشتند!)

قربانی اصلیِ موج های گرانی آن سیاست راست گرایانه، طبقات محروم اند؛ که تا آمدند اعتراض کنند، به خشونت کشیده شد!

تابلوی «مرگ بر سه فاسد؛ ملا، چپی، مجاهد» خیلی رسواست!

قصدشان تقابل با انقلاب۵۷ است؛ اما بقیه پازل ماجرا را هم برای مردم معنا می کند: پهلوی، مداخله ترامپ و…!

«مرگ بر چپ» یعنی مداخله دولت، نه! اما مداخله ترامپ آری!

مشکلْ نداشتنِ این دسته با مداخله نظامی ترامپ، در پیمایش ها هم منعکس است!

تاریخ ایران گواه است: توسعه ایرانی از اول به سمت مرکز(غرب) شیب داشته است!

توسعه پهلوی، کِشت گندم ایران را نابود کرد و جایش پنبه برای نساجی منچستر و خشخاش برای صادرات به چین نهاد تا توسعه ی «حاشیه» به نفع «مرکز» طراحی شود!

راست گرایان اولین کسانی بودند که اشغال خارجی را تئوریزه کردند!

یکی شان دهه۸۰ گفت از جان کِیْن، «دموآمریکا کراسی» را یاد گرفته!

یعنی وقتی به زعمشان مجاریِ «دموکراسیِ درون زا» بسته است به دموکراسی «برون زا و وارداتی» روی آورند!

دمو آمریکا کراسی یعنی دموکراسیِ عراقِ پس از اشغال!

«ملا» را هم چپ های دیروز، «راست» می خواندند و اینان «چپ»!!

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱۱/۵

عاقله‌ای دور اندیش برای افکار عمومی

افکار عمومی ایرانیان از ماجرای ۱۸و۱۹دی ۱۴۰۴ جراحاتی یافته است!

در مواردی به نوعی «دو پاره» شده است؛

در مواردی هم اقلیّت قابل اعتنایی «روایت رسمی» را قبول نکرده اند؛ مثلا ادراکِ حدود ۲۰٪ درباره آتش زدن مساجد و کشته ها، روایت رسمی نیست و کار خود نیروهای حاکمیت می پندارند[۱]!

این چالش دو جنبه دارد:

  1. در جانب نتیجه؛ که چگونه این ذهنیتِ منفی از جامعه «رفع» شود؟ و از «انباشتِ» این گونه ذهنیات در رابطه مردم-حکومت جلوگیری گردد؟!
  2. ) در جانب فرآیند؛ که این دو ذهنیت درون جامعه، چگونه با هم مواجهه داشته باشند؟!

در شرایط حساس سیاسی-اجتماعی و ضرورت حفظ پیوند اجتماعی و انسجام ملی در مقابل تهدید و دخالت خارجی، این جنبه مهمتر هم به نظر می رسد.

گرچه در هدایت افکار عمومی [جنبه۱] سهم زیادی به رسانه های جمعی اختصاص می یابد؛ اما فقط تکیه بر رسانه ملی و تاکتیک های «دستور کار سازی» ، «فراوانی تکرار»  و… نمی تواند معجزه کند!

وقتی در قطعی کامل اینترنتِ آن ایام، فقط ۵۱٪ اخبار را از شبکه های رسانه ملی تعقیب کرده اند [۲]و فقط ۴۳/۷٪ به آن اعتماد کردند[۳]؛ چنان توقع بزرگی از برنامه های رسانه ملی واقع بینانه نیست.

اصلا سهم بالایی از چالش موجود برآیند «جنگ شناختی» و تقابل رسانه ای با دیگری هاست.

اما «عاقله تصمیم سازی» و بالتبع «راهبرد های تبلیغی» در رسانه ملی و غیر آن[۴] می تواند «کارهایی نکند»؛ تا آن فرآیند [جنبه۲]، درون انسجام ملی و پیوند اجتماعی پیش رفته و حتی المقدور نتایج بهتری [جنبه۱] بر جا نهد.

آن عاقله باید -به تعبیر حضرت امیر(ع)[۵]–  «الحازم الأریب» (دوراندیش خردمند) باشد؛ «صبر بر حق»، این را می خواهد:

ممکن است «جرعه جرعه غصه بخورد تا فرصت ساخته شود». این «صناعت» و ساخت فرصت ، بین «تفریط» و کوتاهی کردن و «جُبن» و ترس از سویی و «تهوّر» و بی باکی کردنِ نابخردانه ، پیدا می شود.

عاقله ی دور اندیش ، «خود رأی ای نمی کند» ، «تجربه های قبل را حفظ می کند»، «به عاقبتْ نظر کرده از دارایان عقل و تدبیر مشورت می گیرد»، «جوَلانِ فکری» و نوپردازی دارد.

«استظهار» و پشت گرمی به حمایت های گسترده، قطعاً «سلاحِ دوراندیش» است؛ اما «احزم الناس مَن توَّهم العجزَ لفرط استظهاره»  یعنی: دوراندیش ترین، کسی است که علیرغم زیادی پشتیبانش، توهّم ناتوانی دارد!

به تعبیر دیگر با وجود حمایت اکثریت و حماسه های میلیونی ۲۲دی/ بهمن، برای همان مقدار ذهنیت منفیِ درون جامعه، «نگران» است؛ زیادیِ پشتیبانْ مقابل دشمن،  از «تدابیر لازم» غافلش نمی کند.

می داند: «سلطان حجّت و دلیل موجّه، بزرگتر از سلطان قدرت است».

 پس در راهبرد رسانه ای و تبلیغی، اکثریتِ پشتیبان را در چشم طرفِ اقلّی، نمی کند و در برنامه های تبلیغی و رسانه ای اش، حجت های قاطع «علیه تهمت ها» اقامه می کند[۶].

این گونه به «شدت استظهار» و فراگیریِ یاوران هم می رسد.

آنچه نباید بکند، «زیاده روی در ملامت» (با انواع طعن و طنز و…)، درباره کسانی است که روایت رسمی را نپذیرفته اند!

«افراط در ملامت، آتش لجاجت برمی افروزد».

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱۱/۲۶

[۱] پیمایش بهمن ۱۴۰۴  مرکز تحلیل اجتماعی (متا)

[۲] همان. بقیه گزینه های «گفتگو با دوستان و آشنایان»، «شبکه های ماهواره ای»، خبرگزاری های داخلی»  «عدم پیگیری اخبار»  را انتخاب کرده اند.

[۳] همان.  «ماهواره» هم فقط ۱۸٪ مورد اعتماد است. بقیه، گزینه های «هیچکدام» و «هر دو به یک اندازه» را انتخاب کرده اند.

[۴] درباره تصحیح افکار عمومی، رویکردهای سیاسی و اجتماعی و حتی قضایی و اقتصادی هم کارهای لازمی برعهده دارند که جداگانه باید بدانها پرداخت.

[۵] برخی از روایات متن را اینجا بخوانید.

[۶] برای مثال پذیرشِ «کارخودشونه» مستظهر به نقل قولهایی از مقامات عالی رتبه سابق یا برخی اشخاص و گروه های سیاسی مرجع ( اصطلاحاً رهبران افکار عمومی) است! ابطال آن، کارویژه های خاص خود را دارد که چیزی بیشتر از «تغافل»، «تکذیب»، «استهزاء»  و…  است.

می شود «اسلام» هم به مردمی «افتخار» کند؟!

در الهیات انقلاب اسلامی و مبانی مکتب امام خمینی، پاسخْ مثبت است.

 

در فرق بین مردم ایران با مردم صدر اسلام می گفت:

«همه شما امید اسلام هستید. اسلام به وجود شما افتخار می‌کند»

 

مگر غیر از این است که دین از «وجودِ کتابی» اش با مردمش، به «وجود عینی» می رسد؟!

از سوی دیگر، غیر از این است که مردم با دینشان، «اتحاد وجودی» می یابند؟!

پس چنانچه مردم به اسلامشان افتخار می کنند، اسلام هم به «مردمی که اسلامِ بیشتری بروز و ظهور داده اند»، افتخار می کند!

 

از این بیشتر…

امام درباره رزمندگان اسلام می فرمود:

« آفرین بر شما که میهن خود را بر بال ملائکه الله نشاندید و در‌‌ ‌‌میان ملل جهان سرافراز نمودید.»

 

مردمی که اسلام به آنها افتخار کنند، می توانند «میهن خود» را مثل «کلمه طیّب» با «عمل صالحِ به وقتِ» خود بالا ببرند و «از خداوند عزت بگیرند».

 

راهپیمایی ۲۲بهمن امسال از مصادیق این عمل صالح به وقت بود که میهن را بر بال فرشتگان نشاند و در میان ملل جهان سرافراز نمود.

آفرین بر مردم شریف ایران!

 

محسن قنبریان ۲۲بهمن ۱۴۰۴

آیه ۱۲۰ توبه (۱) یک انذار و یک تبشیر دارد:

آیه ۱۲۰ توبه [۱]یک انذار و یک تبشیر دارد:

 

  1. اگر جان رسول [و امین او] در خطر است، نباید فقط جان خود را پایید!
  2. راهپیمایی ای که موجب غیظ و خشم کفّار می شود، «عمل صالح» ثبت می گردد.(اصل اغاظه)

 

امسال:

«فقیهِ حاکم» _که ادله، او را «امین رسول» و «از این حیث»، مشمول احکام ایشان می خوانند_ توسط کثیف ترین کفّارِ زمین، تهدید به ترور شده و «ایران عزیز» هم در «خطرِ جنگ» است.

 

شکوهِ «راهپیمایی ۲۲بهمن» هم بیش از قبل کفّار کودک کش و خبیثانِ جریزه اپستین را «خشمگین» و آسان تر «هر دو تهدید را رفع» می کند.

همین!

 

محسن قنبریان ۲۱بهمن۱۴۰۴

[۱] ما کان لأَهلِ المَدینهِ و مَن حولَهُم مِن الأَعرابِ أن یَتخلَّفوا عن رسولِ الله و لا یَرغبوا بأَنفسِهِم عن نفسِه  ذلک بأَنَّهم لا یُصیبُهم ظَمَأٌ و لا نَصَبٌ و لا مَخْمَصَهٌ فی سبیلِ اللَّه و لا یَطَئُونَ مَوطِئًا یَغِیظُ الکفَّارَ و لا یَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَیْلًا إِلَّا کُتِبَ لهم بِه عَمَلٌ صَالِحٌ  إِنَّ اللَّهَ لَا یُضِیعُ أَجرَ الْمُحْسِنِینَ

« شایسته نیست که اهل مدینه و بادیه نشینانی که پیرامون آنانند، از رسول خدا تخلف کنند؛ و آنان را نسزد که به سبب پرداختن به خویش از حفظ جان او دریغ ورزند؛ زیرا هیچ تشنگی و رنج و گرسنگی در راه خدا به آنان نمی رسد، و در هیچ مکانی که کافران را به خشم می آورد، قدم نمی گذارند، و از هیچ دشمنی انتقام نمی گیرند، مگر آنکه به پاداش هر یک از آنان عمل شایسته ای در پرونده آنان ثبت می شود؛ چرا که خدا پاداش نیکوکاران را تباه نمی کند».

جشن و جنبش انقلاب اسلامی

سالها قبل دهه فجر پیشنهاد می کردم جای سوت قطار و زنگ مدارس و حتی جشن های کم مایه، «جنبش انقلاب» را احیا کنیم!

جنبش انقلاب، مثل عدالتخواهی، آزادی خواهی و…

 

ببینیم چگونه سالهای منتهی به انقلاب ضریب جینی (فاصله فقیرترین و ثروتمندترین) و همچنین سهم ۱۰٪ ثروتمندترین به ۱۰٪ فقیرترین به اوج می رسد؟!

و چگونه انقلاب اسلامی این دو را پایین می کشد؟!

این جای جشن انقلاب است.

 

و ببینیم چگونه در سالیانی و با سیاستهایی دوباره این دو بالا می کشد؟!

رهبر انقلاب اسلامی هم بیش از ده بار در دهه اخیر از عقب ماندگی عدالت می گوید و عذر خواه مردم و امام زمان می شود!

و این جای جنبش انقلابی است.

 

جنبشِ عدالت، احیا و استمرار انقلاب است.  به ضرر هیچ کس جز جریان های ضد عدالت نیست و بیش از جشن های کلیشه ای و نوعاً کم مایه حال مردم را خوب می کند؛ به خصوص که مصادف با میلاد کسی است که وصف غالب او در میراث دینی «یملأ الارض قسطاً و عدلاً»  است.

 

محسن قنبریان ۱۲بهمن ۱۴۰۴

«خامنه ای» نه مورد مذاکره، نه تفدیه!

در آستانه جنگ ۱۲روزه، نتانیاهو رهبر انقلاب اسلامی را در لیست ترور نهاد؛ اما ترامپ آن وقت حرفش این بود: «ما او را هدف قرار نمی دهیم، حداقل فعلاً»!(خرداد۱۴۰۴)

تیرماه هم منّت نهاد که: «او را از مرگی (…) نجات دادم»!

بعد از جنگ معلوم شد که نتوانسته اند نه نخواسته اند!

افشا شد با مقامات سیاسی و نظامی تماس هایی گرفته شده بود که ایشان را رها کنند و خود را نجات دهند؛ اما از هیچکس پاسخ مثبت نگرفتند!

۶ماه بعد، «ماجرای ربودن مادرو» با دسیسه در اطرافیان، نشان داد چه نحوه خیالاتی در سر دشمن می گذرد[۱]!

اما این بار ترامپ است که رسماً هدف را رهبری ایران قرار داده : «زمان آن رسیده است که به دنبال رهبری تازه در ایران باشیم»!(دی۱۴۰۴)

فارین پالیسی درباره نوع حمله احتمالی آمریکا به ایران نوشت: «تندروهای آمریکا و اسرائیل در رویای حمله ی «قطع سر» به سبک حزب الله هستند، حمله ای که آیت الله علی خامنه ای و رهبران ارشد نظام و سپاه پاسداران را از میان بردارد»!

قرار دادن سپاه پاسداران در لیست تروریسم توسط اتحادیه اروپا هم مجوّزی برای چنین اقدامی است!

چنانچه فروردین ۹۸ دولت آمریکا اول سپاه را در لیست تروریسم قرار داد تا بعد ترامپ، فرمانده عزیز سپاه قدس را  در دی ۹۸ ترور کند!

صریح بگویم: این لشکر کشی بی سابقه برای یکی از این دو معامله است:

یا رهبر انقلاب اسلامی، از مطلق هسته ای و قدرت موشکی(تهدید اصلی اسرائیل) دست بردارد؛ یا ملت ایران از ایشان و فرماندهانش!

شعار این سالهای اغتشاشات هم جاده صاف کن این طرح بوده است. چیزی که تروریست ها جار زدند، ممکن است این روزها با زبان دیپلماسی، ایران دوستی، واقع بینی و…بیان شود.

نقش آیت الله خامنه ای در «اصالتِ» نظام اسلامی که معلوم است. این که چنین روشی برای تغییر رهبر -حتی اگر یک آیت الله یا سران سابق و حاضر را مثل ونزوئلا جایش بگذارند- فقط یک «رژیمِ آمریکایی» می سازد، بی نیاز از توضیح است.

اما اینکه «بقای تمامیت ارضی ایران» هم در این شرایط بسته به «وجود ایشان» است، شاید نیازمند تبیین شود.

ساختن دوگانه غلطِ انتخاب بینِ «ایران یا خامنه ای»، در صدای طبلِ جنگ و ارعاب از سوی دشمن بعید نیست!

تجربه جنگ ۱۲روزه نشان داد مشکل اصلی اسرائیل، «کشور بزرگ و مستقل ایران» است.

کشوری که در تاریخش با وجود عدم تجاوز به هیچ کشور دیگر، در قرون اخیر «کانون دائمی جنبش ها و انقلاب های ضد استعماری» بوده و در همه آنها هم «رهبری با روحانیتِ انقلابی» بوده است.

 پس چاره استعمار نه حکومت های دست نشانده بلکه فقط «تجزیه ایران» شده است. هر طرح و حرف دیگر، «پوشش» برای «گذار به تجزیه» است.

خامنه ایِ عزیز باید بسیار به خود مباهات کند که امروز او نه فقط «تجسّم یک اسلام ضد آمریکایی-اسرائیلی» که «نماد تمامیت ارضی ایران» هم هست.

 اگر ترور ایشان در تیرماه ۶۰  –به تعبیر خودشان– مصداقِ «سر خُمّ مِیْ سلامت، شکند اگر سبویی» بود؛ تفدیه (فدا کردنِ) ایشان در شرایط جاری -خدای نکرده- مصداق «آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت» خواهد شد!

لذا غیر از مقامات سیاسی و نظامی بر تمامی آحاد ایرانیان لازم است در این شرایط ابوذر وار [۲]بدون لکنت به این واقعیت شهادت دهند و یک بار دیگر حماسه اتحاد مقدس خود در جنگ ۱۲ روزه را به رخ کشند.

محسن قنبریان ۱۰بهمن۱۴۰۴

[۱] از اینجا تدبیر ویژه رهبری در توافق و همدلی بی نظیر مسئولان بلند پایه در این دوره -با وجود برخی انتقادها- بیشتر فهمیده می شود.

[۲] ابوذر از اولین اسلام آورندگانی است که در دوره دعوت پنهانی و تقیه مسلمین، سه روز پیاپی در مسجد الحرام  کنار حلقه مشرکان و سخره کنندگان رسول الله(ص)  با صدای بلند شهادت به توحید و رسالت محمد(ص) داد. هر بار کتک خورد اما کوتاه نیامد.

سه‌ گِره در کلافِ اعتراض ✊

  1. ناباوری به الهیات و گفتمان اعتراض
    بسیاری از نخبگان انقلابی و کارگزاران، به «حقّ اعتراض مردم» و «تکلیف نظام» دراین‌باره باور ندارند؛ درحالی‌که:
    امام خمینی «تخطئه» را «هدیهٔ الهی» می‌دانست (برای ترازکردنِ آدم‌ها و رویه‌ها با «ارزش»ها در یک «نظام ارزشی»)،
    • خبرگان قانون اساسی شرطِ «مسالمت‌آمیز» را از پیش‌نویس حذف کردند (جلسه۲۶
    • و تفسیر نیز، فریادِ بدی‌ها (جهر بالسّوء) در «مصالح عمومی» را محبوب خدا می‌داند.
    امّا؛ برخی ائمهٔ جمعه اعتراض را به «نامه‌نوشتن» تقلیل می‌دهند، و تحلیلِ غالب در محافلِ حزب‌اللهی این است که در نظامِ دارای دشمن، اعتراض چه وجهی دارد؟!
  2. معطّل‌ماندنِ اصل ۲۶ (حقّ تشکّل‌)
    علّتِ شتاب و تشدیدِ اعتراضات خیابانی در مورد اغلبِ صنوف، عدمِ تحقّق اصل تشکّل‌یابی است. اصل ۲۶ با شیارکشیِ مشارکت در حکمرانی، از بارِ اصل ۲۷ (حقّ تجمّع) می‌کاهد.
    درحالی‌که تجّار با «اتاق بازرگانی» لابی می‌کنند، کارگران (با حداکثر ٪۷ تشکّل)، و کارمندان و معلّمان و… با درصدی کم‌تر، امکانی برای پیگیری اعتراض خود ندارند؛ لذا منتظر شلوغی خیابان می‌مانند!
  3. مؤثرنبودن اعتراض آرام و قانونی
    همان اندک تشکّل‌های موجود نیز که گاهی (بی مجوّز و با آن) اعتراضاتِ صنفی، آرام و وفادارانه (مانند تجمّع ۳تا۵ هزارنفری کارگران پارس‌جنوبی آذر ۱۴۰۴) برگزار می‌کنند، اثری ندارد و این بی‌اثربودن، پیام خطرناکی دارد.
    قانون باید مسئول مربوطه را مکلّف به «پاسخگویی در مهلت معیّن» کند تا اعتراض مؤثر واقع شده و به خیابان و خشونت کشیده نشود.

محسن قنبریان | ۸ بهمن ۱۴۰۴