دُش مَن/ بَه مَن!

در فرهنگ پارسی، «دشمن»، نفْس شریر و بد منش و مقابل آن، «بهمن»(: نیک منش) است.

در فرهنگ اسلامی وجه تسمیه «عدوّ» (دشمن) به «تعدّی» و تجاوز برمی گردد.

 لذا وسعت معنایش، غیر از آن نفْس شریر و خبیث، شامل دوست نمایی که معایب را «ماست مالی»(مُداهنه) می کند، هم می شود[۱]!

این فرهنگ متعالی، شریر و خبیثی که دشمنی اش را آشکار می کند، «سست ترین دشمن در فریب[۲]» معرفی می کند؛ ولو هیچ وقت نباید دشمن را کوچک گرفت[۳].

اما در مقابل، بدترین دشمن ، «مخفی تر در فریب» است[۴].

برای ایران و «مردمِ بهمن» از ۵۷، دو «دُش من» مانده: آمریکا و اذنابش/ اسلام آمریکایی!

عجیب این که با «سرمایه داریِ زالو صفتِ ایرانی» _ که «امامِ بهمن»، آن را اسلام آمریکایی می خواند_ چه در چهره «بازار آزاد»، چه «خصولتی»، «الیگارشی دور زنِ تحریم» یا حتی دولتی، که ریشه نارضایتی و اعتراضِ «مردمِ بهمن» می شود، مُداهنه شده و بعضاً نتایج آن(نابرابری ها و ناکارآمدی ها) را به «انقلابِ بهمن» نسبت دهند تا مردم را دلسرد کنند!

عجیب تر وقتی است که هیچ وقت این «دشمنِ بهمن» حتی اندازه «جوانان بازی خورده اغتشاشات» جدی گرفته نشود!

محسن قنبریان ۱۴دی۱۴۰۴

[۱] .«إنَّما سُمِّی العَدُوُّ عَدُوّاً لِأنَّهُ یَعدو عَلَیکَ ، فمَن داهَنَکَ فی مَعایِبِکَ فَهُوَ العَدُوُّ العادی عَلَیک»

[۲] .«أَوْهَنُ الْأَعْدَاء کَیْداً مَنْ أَظْهَرَ عَداوَتَهُ»

[۳] .«لا تَستَصغِرَنَ عَدُوّا و إن ضَعُفَ»

[۴] .«شَرُّ الأَعْدَاء أَبْعَدُهُمْ غَوْراً وَ أَخْفَاهُمْ مَکیدَه»

پـروازِ تهــران – کــوفه!

الگوی «عدالت علوی» در عبور از بحران اجتماعی و و تنگناهای اقتصادی

سخنران: استاد قنبریان

دانلود سخنرانی «پـروازِ تهــران – کــوفه!» | “دانلود از پیوند کمکی

نمای کلی وضعیت اقتصادی پیش از حکومت امیرالمؤمنین(ع)

×انحراف از بعثت به تقلب اموی

×بحران اقتصاد جنگ‌پایه و رکورد به دلیل توقف فتوحات و کاهش خراج و جزیه

×میراث تورم و سقوط ارزش پول

×تجمع ثروت در دست اشراف و انحصارات

 

تدابیر اصلاحی حکومت علوی

×انتقال مرکز ثقل اقتصاد از نهاد قدرت و سیاست به آحاد مردم

×مبارزه با تعارض منافع و بنگاه‌داری دولتی، منع ورود مقامات به معاملات، ابطال انحصارات

×هدایت سرمایه به تولید و مالیات بر اشرافیت

×استقلال پولی و اصلاح نظام بازار، ضرب اولین سکه اسلامی و‌ طراحی مدل «بیع سَمح»

×نظام حمایتی و تضمین حقوق اجتماعی، رسمیت بخشیدن به حق اعتراض(مظاهره)

 

مدرســـه تـ؋ــــکر و نــوآوری نگــــــاهـ

۱۷ / شرح خطبه ۲۱۶

آفاتِ «ستایش‌گری» و مسئولیتِ حاکم در برابر «افکارِ عمومی»

در فرازی از خطبهٔ ۲۱۶ نهج‌البلاغه مردی برمی‌خیزد و به ثناگویی و ستایشِ اغراق‌آمیز از امیرالمؤمنین (ع) می‌پردازد. واکنشِ حضرت، که نشان از ناخشنودیِ ایشان از این مدح و ثنا دارد، سرآغازِ طرحِ چندمسئلهٔ بنیادین در حوزهٔ حکمرانی و اخلاقِ سیاسی است. محور اصلیِ این گفتار، فراز زیر است:

> «إِنَّ مِنْ أَسْخَفِ حَالَاتِ الْوُلَاهِ عِنْدَ صَالِحِ النَّاسِ، أَنْ یُظَنَّ بِهِمْ حُبُّ الْفَخْرِ وَ یُوضَعَ أَمْرُهُمْ عَلَى الْکِبْرِ»

↲ از پست‌ترین خوى زمام‌داران در دیدۀ مردمِ پارسا، این است که به ایشان گمان برده شود دوستدارِ ستایش‌اند و بنای کارهاشان بر کبر و خودخواهى گذارده شده است.

۱. سخیف‌ترین حالتِ حاکمان: گمانِ فخر و تکبّر در نگاهِ مردم

۲. دامنهٔ «گمان»: عمومِ مردم یا صالحان؟

۳. انحصارِ «کبریا» در ساحتِ ربوبی

۴. افکارِ عمومی؛ معیارِ اثباتِ صلاحیت و سلبِ آن

۵. دو روی یک سکّه: اعتمادِ متقابلِ حاکم و مردم به یکدیگر

۶. ثمرهٔ حُسن‌ظنّ حاکم به مردم: رفعِ رنجِ طولانیِ بی‌اعتمادی

۷. درمانِ «میل به ستایش»: انکسار در برابرِ عظمتِ الهی

۸. تمایز میان «اِطراء» و «گزارش کار»: آفتِ «میل به دیده‌شدن»

۹. تجلّیِ عملیِ فروتنی در سیرهٔ حاکم: نامه به عثمان‌بن‌حنیف

۱۰. ثبات قدم در مسیر عدالت

دانلود سخنرانی«۱۷ / شرح خطبه ۲۱۶»| “دانلود از پیوند کمکی

ادامه خواندن ۱۷ / شرح خطبه ۲۱۶

امسال جشن میلاد جواد الائمه(ع) تاکید بیشتری دارد.

هدیه این کانال در تولد این مولود مبارک:

  1. ۲۵سال افک؛ ۲۵سال تقی!
    نمایی از مظلومیت امام جواد(ع) در سرتاسر عمر شریفشان
  2. مجاوره_محاوره های جوادالائمه(ع)
    ابتکارات امام در مقابل مدیریت تصویر اجتماعی اش توسط دستگاه مامونی و محاصره تبلیغاتی
    چکیده ؛ فایل صوتی
  3. عدالت حاکم، جود شهروند!
    کمونیست ها ضد خیریه و کاپیتالیست ها خیریه را جای عدالت می گیرند؛ تعالیم اهلبیت(ع) چه می گوید؟!
  4. سازمان وکالت و برخی تولیت های هزینه بر!
    تحلیل برخی تولیت موقوفات که خود را بر اموال آل محمد(ص) انداخته اند و موضع امام در قبال آن!

ناکوک!

روایتِ فمنیسم ایرانی از «زن» – دست‌کم در مستندِ «ترانه» – مقابلِ «جامعه» است نه مقابلِ «مرد»!

«زن» در حکمتِ شرقی و سنّتِ اسلامی، حافظِ «نوعِ انسان» است نه «شخص» (خود)؛ برخلافِ مرد!

ریشهٔ «ارجِ مادری»، «نظمِ خانواده» و «نُضجِ جامعه» نیز هم همین است؛ لذا زن، آزادیِ خود را برای آزادیِ جامعه اِعمال می‌کرد و برای زندگیِ جامعه، حجاب را هم معقول می‌دید.

اگر هم در اسفند۵۷ علیه حجاب اجباری(!) تجمّع می‌کرد، شعارش «آزادیِ زن، آزادیِ جامعه» بود!

اما در غرب،  «فرد»  اصالت یافت!

 برای تبدیل «کنش مادی فرد» به خیر عمومی،  مکانیزم بازار، ابداع شد.

از عقل و فطرت، اعتبار زدایی شد. برای عمومی کردن ارزشها، به جز «خشونت» نماند، که خوب نبود؛ پس ارزشها، شخصی اعلام شد!

 انسانی زاییده شد که صرفاً نفع خویش را می‌جُست و طبیعتاً زن در تقابل با مرد قرار گرفت: به‌نامِ آزادی، استقلالش ترجیح یافت و به‌نامِ تبعیض، تفاوتهایش با مرد انکار شد!

اما در فرهنگ ما؛  عقل و فطرت هم‌چنان ابزارِ انتقالِ ارزش‌ها ماند و کنشِ جمعیِ غیرمادّی را برای جامعه‌ای که صرفاً «اعتبار» نیست ، سامان داد.

تفاوتِ جنگِ روسری در اسفند ۵۷ با پاییز ۱۴۰۱ اینجاست.

شعارِ «زن، زندگی، آزادی» نه برای «رفعِ استبدادِ دینی از جامعه» (به‌گمانِ معترضانِ ۵۷ به حجاب)، بلکه برای «آزادیِ خود» در «اصالتِ سبکِ شخصی» سروده می‌شود:

«زندگی برای شخصِ خود» و «آزادی برای این زندگی»!

مستندِ «ترانه»،

تا وقتی که جامعه، «هست»

و ارزش‌هایش با «تبیین» (نه باتوم) مشترک بشود؛

ترانه‌ای ناکوک است.

محسن قنبریان ۷دی۱۴۰۴

بصیرتِ آفلاین و آنلاین

«بصیرت» هم آفلاین و آنلاین دارد!

دفاع از اساسِ نظام، بصیرتِ آنلاین مردم بود و یادبودِ یکی از آن بصیرت‌ها، آفلاین است.

امروز، بصیرتِ آنلاین در مواجهه با اعتراضاتی به علّتِ مشکلات و گرانی‌ها؛ نقطه‌یابیِ درستِ انتقاد است؛ اگر این نقطه درست تشخیص داده نشود، انتقاد یا اعتراض می‌تواند جرقۀ فتنه‌ای شود و بهانۀ لازم برای دشمنِ متجاوزِ تازه‌ تجربه‌شده جور کند.

این موقعیت‌یابیِ انتقاد، در ملّتِ ایران تطوّراتی داشته و به‌مرور به «کمالی سیاسی» رسیده است:

نقطۀ اول: تقسیم به دو جناحِ «خادم» و «خائن»!

سیاسی‌کارانه، هر جناحی عیب‌ها و آسیب‌ها را به جناحِ دیگر نسبت می‌داد و حملِ بر خیانت می‌کرد. در ادوارِ دولت‌ها و مجالس معلوم شد سیاست‌ها و تدابیرِ جناح‌ها – به‌خصوص در اقتصاد و معیشت – با هم تفاوتِ اساسی ندارد و نتایج نزدیک به هم است. لذا طبقِ پیمایش‌ها؛ دیگر دوگانۀ اصول‌گرا-اصلاح‌طلب مسئلۀ مردم نیست و تا اردیبهشت ۱۴۰۰، فقط ۴۲٪ از مردم این تعلّقات را داشته‌اند.

نقطۀ دوّم: محاسن از رهبری است، عیوب از مسئولین!

با استمرارِ مشکلات در دولت‌های مختلف، این خطّ تبلیغی ترویجی هم شکست خورد و رهبر انقلاب هم آن را باطل اعلام کرد:

«وجودِ دوگرایشِ تبلیغاتی غلط است: یکی اینکه عده‌ای هر مشکلِ موجود در کشور را به نظام نسبت دهند که الآن وجود دارد. اگر تبعیض و فقر هست و اگر مشکل خارجی پیدا می‌کنیم، قوارهٔ نظام اسلامی و قانون اساسی را زیر سؤال می‌برند و هر مشکلِ کوچکی در هر گوشه‌ای را به مشکل نظام برمی‌گردانند! این غلط است. نقطهٔ مقابل آن که ۱۸۰درجه با این تفاوت دارد این است که عدّه‌ای نظام را – که نظام را هم در رهبری یا چیزی مثل رهبری خلاصه می‌کنند – از هر عیوب مبرّا نشان می‌دهند. هر مشکلی که هست به پای چهار پنج مسئولِ یک بخشِ نظام می‌ریزند، این هم غلط است! ما مشکلاتی داریم که این مشکلات غالباً ناشی از عمل‌کردِ مجموعهٔ خودِ ماست. باید ریشهٔ مشکلات را بشناسیم و به خودمان – همان‌طور که آقای خاتمی در صحبت اول جلسه اشاره کردند – نگاهِ نقّادانه کنیم، نقاطِ قوّت و ضعف را بیابیم و دل‌سوزانه به نقاطِ ضعف بپردازیم و آنها را برطرف کنیم. این ما را مؤفّق خواهد کرد.» [۱۳۸۲/۰۶/۰۵]

نقطهٔ سوم: تفکیک بین «نظام انقلابیِ امّت و امامت» و بینِ «تشکیلات دیوان‌سالار»

این نقطه‌یابی – که بعد از اعتراضاتِ آذر ۹۶ بود – را رهبر انقلاب، کمال سیاسی خواندند:

«ما کاملاً در جریانِ انتقادهای مردم، گِله‌های مردم، شِکوه‌های مردم هستیم؛ به ما هم می‌گویند؛ به دیگران هم می‌گویند، به ما منتقل می‌شود؛ امّا وقتی پای انقلاب و پای نظام در میان است، مردم این‌جور وارد میدان می‌شوند و حرکت می‌کنند. یک آگاهیِ انقلابی، یک #کمال_سیاسی در ملّت ایران به توفیقِ الهی به وجود آمده است که می‌توانند تفکیک کنند بینِ نظام انقلابیِ «امّت و امامت» و بین تشکیلات دیوان‌سالاری؛ [بااینکه] در یک‌جا انتقاد دارند، امّا از اصل نظامی که به‌وسیلهٔ انقلاب به وجود آمده است، با همهٔ وجود دفاع کنند. این‌که می‌گوییم انتقاد داشته باشند، نه‌فقط انتقاد از دولت یا قوّهٔ قضائیّه یا مجلس؛ نه، ممکن است کسی از شخص این حقیر هم انتقاد داشته باشد. این انتقاد هیچ منافاتی ندارد با ایستادگی پای نظام اسلامی، نظام انقلابی، نظام «امّت و امامت».» [۱۳۹۶/۱۱/۲۹]

پیمایش‌ها نیز این رویکرد را تایید می‌کند: مثلاً درحالی‌که ۴۱/۴٪ وضعیتِ معیشت را در ده‌سالِ آینده – در مقایسه با شرایط فعلی –  «تاحدّی بدتر» یا «بسیاربدتر» می‌دانند و ۲۰/۷٪ هم برای‌شان «فرقِ چندانی نخواهد کرد»؛  اما ۵۸/۲٪ به جمهوری اسلامی، «بسیار» و « تاحدّی» اعتماد دارند و ۷۴/۱٪ «مشکلاتِ کنونیِ کشور را در ساختارِ فعلیِ حکومتِ جمهوری اسلامی قابل حلّ و اصلاح» میدانند.[۱] که این تبلورِ همان آگاهیِ انقلابی و کمالِ سیاسی در آینۀ پیمایش‌هاست.

ندیدنِ انتقادات و اعتراضاتِ مردم، به اندازهٔ ندیدنِ اعتماد و حمایتِ‌شان از اساسِ نظام، بد و خطرناک است. مهم این است که با نگاهِ متوازن به این دو، سازکارِ انعقادِ انتقادات و اعتراضات در آن نقطه و موقعیت درست، طراحی و راهبری شود؛ نه اینکه فقط به انتقادات صحّه گذاشته و اذعان به «حقّ اعتراض» شود، ولی در عمل نه جوازِ «تجمّع و تشکّل» صادر شود و نه جایی غیر از خیابان مشکلات را حل کند.

محسن قنبریان | ۸ دی ۱۴۰۴

جایی بجز خیابان بگذارید!

قیمت‌های لجام‌گسیخته و مردمِ لجام‌زده؟!

[۱] پیمایشِ «مرکز تحلیل اجتماعی» (متا) – شهریور ۱۴۰۴: ٪۳۱/۸ هم وضعیت معیشت در ده‌سالِ آینده را «بسیاربهتر» و «تاحدّی بهتر» می‌دانند. نیاز به «یک ساختار دیگر» (غیر از جمهوری اسلامی)  فقط ۱۵/۸٪ بود. (مابقی: بستگی دارد، نمی‌دانم و بدونِ جواب)

رأی اعتمادِ بورس و بانک / استیضاحِ دستمزد و عمرانی!

تیتر اصلی روزنامه دولت جالب است: رأی اعتمادِ بورس به بودجه دولت!

“رأی” از آن سرمایه است یا انسان؟! ؛ سؤالی اساسی در مکاتب اقتصادی و سیاسی است.

در “شرکت های اقتصادیِ” متداول، رأی با سرمایه است؛ یعنی: “هر سهم یک رأی”، نه “هر فرد یک رأی”!

در “دموکراسی های اقتصادی” (مثل تعاونی ها و…) بدین سو رفتند: هر فرد یک رأی ؛ نه هر سهم.

 تا اصالت انسان مقابل استثمار سرمایه لحاظ شود.

در مسائل سیاسی و ملی (مثل تصویب بودجه) که قطعا هر فرد یک رأی است؛ لذا با رأی نمایندگان مردم تصویب می شوند.

وقتی واکنش “بازار سرمایه” (بورس)، از سوی روزنامه دولت، “رأی اعتماد” خوانده می شود، موهم این است که: رأی از آن سرمایه است!

 آن هم در مسأله ای سیاسی بنام تصویب بودجه عمومی؛ نه انتخاب هیات مدیره برای یک شرکت اقتصادی!

اگر رشد شاخص بورس، “رأی اعتماد” است، چرا سرکوب دستمزد و… ، “استیضاح” نباشد؟!

وقتی با رشد ۴۰درصدی در آمدها (با افزایش۴۲٪ مالیات)، فقط ۲۰٪ بر حقوق کارمندان و بازنشستگان افزوده شود؛ این سرکوب دستمزد را هم استیضاح بودجه می خوانید؟!

۱۷۱ نماینده هم نامه زده اند!

بانکها و شرکت های دولتی را هم شریک بورس در رأی اعتماد می دانید؟!

در بودجه۱۴۰۵ ، بودجه عمرانی ثابت مانده و منابع بودجه عمومی فقط ۵٪ رشد کرده؛ اما بودجه شرکتهای دولتی و بانک ها ۳۹/۵٪ افزایش داشته است! *

انبساط بودجه شرکتهای دولتی و بانکها را هم “رأی اعتماد” بخوانید؛ تا مردم بهتر بدانند این بودجه حاصل رأی چه بنگاه هایی است!

محسن قنبریان