بایسته‌های عدالتخواهی طلبگی، در نظام امت و امامت

در این جلسه می‌خواهیم عدالتخواهی در نظام امت و امامت را به لحاظ فرم و محتوا در اندیشه یک اندیشمند انقلاب اسلامی، یعنی رهبر معظم انقلاب، بررسی کنیم.

پیرامون محتوای عدالتخواهی:

یک: عدم تنزل از عدالتخواهی الهیاتی به عدالتخواهی حقوقی

باید هر چه مخالف با توحید و اسلام است، ولو اینکه قانون شده باشد، کنار گذاشته شود. عدالتخواهی حقوقی خودش را ذیل قوانین موجود ترسیم میکند و پسا قانون مطالبه‌گری می‌کند؛ بر همین اساس مفسدان برای خودشان زمینه‌ی قانونی را فراهم می‌کنند. عدالت در عدالتخواهی الهیاتی بر قانون چتر می‌اندازد و مسیطر بر آن است.

آسیب چنین تنزلی شکل‌گیری رگه‌های مرجئه‌گری است. مرجئه‌ قائل بود که با ولایت حضرت علی علیه السلام، بهشت تضمین است و عمل اشخاص مهم نیست. رگه‌های مرجئه‌گری امروز،‌ نسبتِ نظام و ولی‌فقیه را در این پازل تعریف می‌کند. یعنی عیوب دستگاه حاکمیت را چون ذیل ولی الهی هست، نادیده می‌گیرد. در حالیکه طبق روایات در نظام ولایت، اگرچه گناه توده‌های مردم راحت‌تر آمرزیده می‌شود اما عذاب افراد موجود در دستگاه حاکمیت دوچندان است. یعنی منصوبان و منسوبانِ ولی الهی در صورت لغزش، عذابی مضاعف خواهند داشت.

دو: عدم تنزل از عدالتخواهی به مطالبه‌گری!

طبق بیان شهید مطهری، عدالت مقیاس برداشت از دین است. یعنی عدالت در سلسله طولی احکام باید دیده شود.

آسیب این تنزل هم ایجاد رگه‌های اشعری‌گری است. حالت اشعری‌گری به این صورت است که عدالتخواهی را پس از قانون ببینیم. عدالت را در سلسله علل قوانین و مسیطر بر آنها تعریف نکنیم. حال آنکه باید قوانین را با عدالت بسنجیم.

ممکن است اشکالی مطرح بشود که ما در میدان عدالتخواهی امروز، امثال مطهری و بهشتی را نداریم و لذا در این عدالتخواهی (که مقیاس فهم دین و مسیطر بر قوانین باشد) افرادی از میدان انقلاب خارج می‌شوند! در پاسخ باید گفت که اولا هم باید شرایط ورود امثال بهشتی و مطهری را فراهم کرد و ثانیا آسیب اشعری‌گری به مراتب بیشتر است.

صوت این بخش:

دریافت قسمت نخست «عدالت‌خواهی در نظام ولایت» | “دریافت از پیوند کمکی“

پیرامون فرم عدالتخواهی:

سوال محوری: نسبت یک جنبش عدالتخواه با نظام سیاسی موجود چیست؟

پاسخ اجمالی: باید درون نظام امت و امامت و ناظر بر نظم سیاسی و دیوان‌سالاری برای ارزش‌های انقلاب فعالیت کنیم.

نظریه نظام انقلابی:

«نهضت و نظام» یا «انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی» یا «هویت حقیقی و ساخت حقوقی»، اینها دوگانه‌هایی هستند که نباید از هم جدا شوند. ساخت حقوقی (یا نظام یا جمهوری اسلامی) به مانند جسم و هویت حقیقی (یا نهضت یا انقلاب) به مثابه روح آن جسم است. نهضت و انقلاب و ولایت فقیه و هویت حقیقی و …، آرمان‌های ما هستند اما شخص ولی‌فقیه و بیت و قانون و مسئولین و … جزء نظام و جمهوری اسلامی و ساخت حقوقی هستند. اینها آرمان ما نیستند. جسمی هستند که باید از آن روح جدا نشوند. باید مدام رصد و نقد شوند. لذا خبرگان بر رهبری نظارت دارند.

در نسبتی که میان نهضت و نظام برقرار است ممکن است چندگونه تحلیل شکل بگیرد:

اول؛ اینکه بین انقلاب و جمهوری اسلامی چنان فاصله‌ای احساس کنیم که گویی این دو به تضاد رسیده‌اند، در این صورت اپوزوسیون می‌شویم. اما حضرت آقا معتقدند چنین تضادی شکل نگرفته است.

دوم؛ انقلاب و نظام را یک چیز ببینیم. در این صورت محافظه‌کار می‌شویم. حضرت آقا این نگاه را قتلگاه انقلاب می‌داند.

سوم؛ انقلاب و نظام را مثل روح و بدن ببینیم. باید طبیبانه از هر دو محافظت کرده و به تعالی هر دو کمک کنیم. حرکت از وضع موجود به سوی آرمان‌ها به نحو کوْن و فساد نیست، نیاز به انقلاب در انقلاب نداریم، بلکه تحقق این امر به نحو صور متبدله‌ی صدرا است و به نظر ما عدالتخواهی صحیح هم همین است.

نتیجه اینکه باید از درون نظام امام و امت و ناظر بر دیوان‌سالاری موجود فعالیت کرد و ذیل این حرکت نظام انقلابی را زنده نگهداشت.

صوت این بخش:

دریافت قسمت دوّم «عدالت‌خواهی در نظام ولایت» | “دریافت از پیوند کمکی“

خاتمه

لوازم فرم و محتوای عدالتخواهی مطلوب:

  1. پذیرفتن ولی‌فقیه عادل بعنوان مدیر انقلاب و رابطه عمیق با او.
    حد افراط این لازمه: سریان ولایت به همه افراد منصوب و منصوبِ منصوب و‌… ‌. باید توجه داشته که منصوبین رهبری وکلای ایشان هستند و اساسا ولایت قابل واگذار نیست.
    حد تفریط این لازمه: نپذیرفتن ولی مشروع، حتی در حد مدیر انقلاب
  2. رابطه ما با ولی جامعه، در حوزه عمل، فکر و اندیشه‌، رابطه مستبصر و عالم است.
    باب مباحثه در حوزه مباحث مختلف باز است اما دشمن تلقی دشمنی و عناد نمی‌کند!
    مادامی که او را عادل میدانیم حق تخطی و مخالفت عملی نداریم، اما این به معنای تعطیل اندیشه نیست.
    آقا پس از گام دوم گفتند که تجاوب کنید، اما عمدتا به تعریف و تمجید گذشت.
  3. نمایندگی تعینی از ولایت (بدون تضاد با نمایندگی تعیینی): کل جنبش نماینده تعینی از ولایت به حساب می‌آید و باید بیاید.
    نمایندگان تعیّنی به واسطه اتصال شدید اندیشه‌ای به ولی جامعه، خود به خود (و بدون انتصاب رسمی) تبدیل به نمایندگان او می‌شوند و این نوع از نمایندگی، امروز مورد نیاز ما بوده و بسیار راه گشاست.

با تشکر از بسیج مدرسه علمیه مشکوه (جنبش علم)

دریافت مطلب فوق در قالب PDF با عنوان
«بایسته‌های عدالتخواهی طلبگی، در نظام امت و امامت»

امنیت ملیِ بنفش!

 

قدرت ملی یا ثروت ملی؟ اولویت کدام است؟
حسن روحانی/ ماهنامه راهبرد ش٣٩تابستان٨٣

اگر می‌خواهید با اندیشه راهبردی رئیس جمهور در حوزه امنیت ملی آشنا شوید این مقاله را بخوانید:

  • تقدم انقلاب اسلامی یا جمهوری اسلامی؟
  • تقدم ثروت ملی یا قدرت ملی؟
  • سرمایه گذاری خارجی چقدر مهم است؟

شهیدِ ارعاب!

چرا شهادت سیدالشهدا(ع)، میثم تمار و… به مردم جرأت سلحشوری داد ولی شهادت امیر المومنین(ع)، مالک اشتر و محمد بن ابی‌بکر نه؟! حتی نتیجه ارعاب داد!

تعجب نکنید انتقام مالک گرفته نشد! کوفه برای یاری محمد بن ابی‌بکر در مصر، تجهیز نشد؛ به زور ۲۰۰۰ نفر با تاخیر راه افتادند و از نیمه راه (بخاطر شهادت محمد و سقوط مصر) برگشتند! پس از شهادت امیرالمومنین(ع) هم کوفه به قدر توابینِ کربلا مقاومت نکرد!

فرق در شهدایش نیست؛ در نحوه و مختصات شهادت است!

انقلابی‌ای که مقابل دستگاه پرطمراق استکباری می‌ایستد و علیرغم کمی عِده و عُده، “نه” می‌گوید و مظلومانه شهید می‌شود؛ به طرفدارانش شخصیت و به تماشاگران جرأت طوفان می‌دهد. پس از سیدالشهدا هر روز قیامی است و شهیدی!

اما شهادت حاکم و کارگزاری که در قلمرویش کشته میشود و حکومت مرکزی نمی‌تواند از او دفاعی کند یا انتقامی بستاند؛ مردم قلمرو را می‌ترساند! شخصیت‌شان را له می‌کند (حتی اگر خود مقصر باشند)! بعد از مالک و محمد، هر روز در نقطه‌ای از سوی فرستادگان معاویه یورش و تاراج است: ضحاک در عراق/ نعمان در عین التمر/ سفیان در هیت و انبار/ یزید بن شجره در مکه/ بسربن ارطاه در حجاز و یمن…

فرق شهادت حسینی و علوی همین است. چیزی از عظمت آن شهدا و تاریخ‌سازی‌شان کم نمی‌کند اما اثر بلافصلِ اجتماعی متفاوت دارد. کوفه‌ای که نتواند حاکم خویش را حفاظت کند، طبعا مرعوب میشود!

شخصیت‌های شهید دهه۶۰، شهدای انقلابی نو رسیده با دشمن بسیار بود و شهدای دهه۹۰، شهدای یک نظام با توان موشکی و اقتدار منطقه‌ای است. اگر انتقام مالک و محمدش را نگیرد، بسربن ارطاه ها طمع می‌کنند و عامه مردم جای سلحشوری، نگران ناامنی و غرور ملی‌شان میشوند. خدای نکرده یک ملت سلحشور دوباره می‌ترسد. مباد آنروز!

یکبار دیگر وقتش رسیده معلوم شود: تهران، کوفه نیست. انتقام، فقط تشفّی نیست؛ خون سلحشوری است.

خواص تصمیم‌ساز، روحیه اجتماعی مردم را هم لحاظ کنند.

و اگر خواستید: «عین الاسد و انتقام سخت!»

محسن قنبریان ۹۹/۹/۸

تحقق پیشگوئی فرشته و ابلیس

پیشگوئی فرشته:

انسان، زمین را فاسد کرد. به شکل اعجاب انگیزی موجودات مفید را منقرض و موجودات مضرّ را افزایش می دهد!

در حالی که هرثانیه اندازه یک زمین فوتبال از جنگلها (ریه ی زمین) نابود می‌کند؛ سالی ۱/۲میلیارد کیلوگرم سموم مصنوعی به زمین می ریزد!

در حالیکه گونه های زیستی هزار برابر بیشتر از حالت طبیعی در حال انقراض اند؛ گونه های ویروسی در حال افزایش اعجاب آورند(۱۹۵۰۰۰گونه شناسائی شده)!

جاناتان آرگودمن در مقاله “به امپراطوری ویروس ها خوش آمدید[۱]” می نویسد:”هر روز ۸۰۰میلیون ویروس متصل به ذرات گرد و غبار روی هر متر مربع ازسطح زمین سقوط می‌کنند”! “جمعیت ویروس ها روی زمین ۱۰به توان۳۱ یا یک میلیون برابر بیشتر از تعداد ستارگان تخمین زده میشود”!

امی ویتور و گابریل زورلولاپورتا  قانعتان می‌کنند که چگونه جنگل زدائی انسانها موجب انتقال ویروس های مضرّ به بدن انسان شده اند! درباره تب زرد، مالاریا، التهاب مغزی ونزوئلایی، ابولا و کرونا این مساله روشن شده است[۲].

پس حتی اگر ویروس کرونا، محصول آزمایشگاهی هم نباشد، باز اعمال فسادگر انسان در زمین، بستره اثر آن بر انسان را فراهم کرده است.

فرشتگان پیشگوئی کرده بودند:”اَتَجعَلُ فِیهَا مَن یُفسِدُ فِیهَا: خدایا در زمین کسانی را می‌گماری که در آن فساد می‌کنند”؟!(۳۰بقره)

پیشگوئی ابلیس:

آن فاسد کردن زمین، همراه با “فاسد شدن انسان” است. فراموشیِ یاد خدا و ناسپاسی از نعمت ها با بروز گناهانی غریب و بدیع، انسان را فاسد کرده است.

کارل زیمر در کتاب اخیرش بنام “سیاره ویروس ها” درباره آینده ویروسی جهان می نویسد. “یک روز که از خواب آشفته ای بیدار شدیم می بینیم در جهانی به سر می بریم که آنرا نمی‌شناسیم. سیاره ای که ظاهرا دیگر از آن ما نیست و اسمش سیاره ویروس هاست”!

قرآن از این فساد خبر داده بود: “ظَهَرَ الفَسَادُ فِی البَرِّ وَ البَحرِ بِمَاکَسَبَت اَیدِی النَّاسِ لِیُذِیقَهُم بَعضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُم یَرجِعُونَ: براثر شرک ورزیدن مردم و گناهانی که مرتکب می‌شوند، فساد و تباهی، خشکی و دریا را فراگرفت. تا خداوند وزر و وبال برخی از رفتارها و باورهای نادرست مردم را به آنان بچشاند، باشد که از شرک و گناه بازگردند و به توحید و فرمانبرداری از او گردن نهند”(۴۱روم).

این فساد شامل بیماریهای مسری هم می‌شود[۳]. تازه این فساد، جزای پاره ای از اعمال است نه پاره ای از جزای اعمال[۴]

همین فساد زمین است که “مصیبت انسان” می‌شود: “وَ مَا اَصَابَکُم مِن مُصِیبَه فَبِمَا کَسَبَت اَیدِیکُم وَ یَعفُو عَن کَثِیر: و هربلا و مصیبتی به شما برسد به سبب گناهانی است که مرتکب شده اید، و خدا از بسیاری از گناهانتان در می‌گذرد و شما را به سبب آنها گرفتار نمی سازد”(۳۰شوری)

ابلیس پیشگوئی کرده بود:”لا تَجِدُ اَکثَرَهُم شَاکِرین: خدایا بیشتر انسانها را شکرگزارت نخواهی یافت”!(۱۷اعراف)

قرآن بر پیشگوئی او صحه می‌گذارد:”وَلَقَد صَدَّقَ عَلَیهِم اِبلِیسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ اِلاّ فَرِیقَا مِنَ المُومِنِین: به یقین ابلیس گمانه خود را درباره آدمیان (گمراه ساختن آنها) به ثبوت رسانید، از اینرو همگان جز گروهی که ایمان دارند، از او پیروی کردند”!(۲۰سبا)

بازگشت به خدا

“آیا وقت آن نشده آنان که ایمان دارند دلهایشان به ذکر خدا و معارف حق، نرم شود؟”(۱۶حدید)

ضرّاء و بدحالی ها و بیماری ها را خداوند به امید تضرّع، اجازه سرایت می دهد(۴۲انعام و ۹۴اعراف). چشاندن اثر فساد انسان در فاسد کردن زمین را هم به امید مراجعت به خدا، تقدیر می‌کند(۴۱روم).

جای تدبیر عمومی برای این رجوع به خداوند و تضرع به او، در پروتکل های کرونا کجاست؟!

نباید رسانه ملی با متخصصان و برنامه هایی، از مثل مقاله و کتابهایی که اشاره شد، رونمایی کند؟! تا برای عموم عیان شود، فساد زمین به دست و عمل انسان بوده است؟!

نباید مصائب عمومی بشر با توجیهات علمی و حِکَمی عیان شود که چهره دیگر فساد زمین و محصول عمل مستقیم و غیر مستقیم بشر است؟!

اینها و مثل اینها پیوست های لازم فرهنگی بر پروتکل های بهداشتی است که جایش خالی است.

محسن قنبریان ۹۹/۹/۶

[۱] https://www.magiran.com/article/4034364

[۲] https://yun.ir/7gwyl7

[۳] ترجمه المیزان ج١۶ص٢٩٣و٢٩۴

[۴] همان

کرونا و آستانه اجتماعی تضرع

سند ارائه نشست «کرونا و آستانه عمومی تضرّع»

مطالب مرتبط: «تحقق پیشگوئی فرشته و ابلیس»

ائمه میلیاردار و روحانیت میلیاردر!

 

توضیحات حجهالاسلام رهدار به اخبار فوری:

  • طلبه حقوقی می‌گیرد که حتی نمی‌تواند به دیدار پدرش برود
  • متدینین هزاران موقوفه را در طول تاریخ به حوزه علمیه برای افرادی که اسلام را می‌خوانند و آن را پخش می کنند، وقف کرده‌اند
  • موقوفات حوزه علمیه را خرید و فروش کردند
  • موقوفه‌ها به نام ما اما به کام دیگران است
  • نگفتم طلاب کاخ نشین باشند، اهل بیت پول داشتند اما زندگی شان ساده بود.

نکته: برای این حرف حق لازم نبود از میلیاردر بودن ائمه و لزوم ارث بردن آن توسط روحانیون گفته شود! مگر خرج اوقاف حوزه برای طلاب، آنها را میلیاردر می کند؟!

اگر میلیاردر کردن چند روحانی ایده دار و ایده آل منظور سخن قبل بوده، برخی توالی فاسدش اشاره شد!

ائمه میلیاردار و روحانیت میلیاردر!

کانال مکتوبات در ضمن درج سه تصویر قبل در رسانه مکتوبات، گزارشی از آن منتشر کرده که سه نکته پیام‌ها در آن حذف شده است و طبعا بار معنایی را به سوی دیگر می‌برد؛

برای دریافت تصویر در اندازه اصلی روی عکس کلیک کنید.

هفته بسیج مبارک

برای دریافت تصویر در اندازه اصلی روی عکس کلیک کنید.

بسیجی هم مثل همه ارزش‌های انقلاب، مرکب از یک روح و یک تن است: «فرهنگی بسیجی»؛ «سازمان بسیج».

فرهنگ بسیجی همان «نشان در بی نشانی»، «لشکر مخلص خدا»، «حضور به موقعِ بی توقع» و ده‌ها خصلت دیگر است.

سازمان، همین تشکیلاتِ سلسله مراتبی و اداره تصمیم‌گیری و اجراست.

انتساب نام مقدس بسیج به یک سازمان، به جهت حضور جدی فرهنگ بسیجی در آن است؛ چنانچه انسان خواندن کسی، به خاطر وجود و بقاء روح در اوست.

هرچه فرهنگ بسیجی، «سازمان بسیجی‌تری» برای خود بسازد، بسیج ماندگارتر و متعالی‌تر می‌شود.

محسن قنبریان

سرمایه‌داری، انقلاب و ولایت

اپیزود اول:

با پیروزی انقلاب و استقرار ولایت فقیه جای سلطنت، سرمایه‌داری از قدرت سیاسی برچیده و فقط بازار برایش ماند.

امام خمینی از نوفل لوشاتو نامه زد و از جمله شرائط اعضای شورای انقلاب را اعلام کرد: “از سرمایه‌داران و معروف به سرمایه‌داری نباشد”(صحیفه امام ج۵ص۱۵۱)

“سرمایه‌داری زالو صفت” از بازار شروع کرد! امام تلاش آنها برای هلاکت مستضعفان را چنین تصویر کرد: “از طرفی اشخاص غرضمند سلطنت‌طلب سرمایه‌دار هنگفت که با رباخواری و سودجوئی و با اخراج ارز و گرانفروشی به حد سرسام آور و قاچاق و احتکار، مستمندان و محرومان جامعه را تا حد هلاکت در فشار قرار داده و جامعه را به فشار می‌کشند”(ج۲۱ص۴۴۷)

چاره “اسلامی شدن بازار” بود (ج۷ص۵۳۳)

اما…!

اپیزود دوم:

بازار، اسلامی نشد هیچ؛ “کانون ثروت” برای رسیدن به قدرت سیاسی هم شد!

ولی فقیه در پایان دهه ۸۰ چندین بار از این پیشروی هشدار داد:

“این خیلی خطر بزرگی است که کسی بخاطر تامین نمایندگی در یک دوره نزدیک بشود به صاحبان ثروت” (۸خرداد۹۰)

“مردم باید کسانی را انتخاب کنند که به کانون‌های ثروت و قدرت متصل نباشند” (۲مهر۹۰).

“اگر چنانچه نامزدها به مراکز ثروت و قدرت متصل شوند کار خراب می‌شود” (۱۹دی۹۰)

و شد! “مصوبه۳۰خرداد۸۹” که اجازه وقف اموال دانشگاه آزاد و ملغای مصوبه شورای انقلاب فرهنگی را می‌داد و “مصوبه کاهش تعرفه واردات خودرو لوکس” و ده‌ها موارد دیگر، مظان این اتصال است.

رد اعتبارنامه نوادری از نمایندگان نشان داد: اتصال به کانون ثروت و قدرت از فیلتر شورای نگهبان هم گذشته است[۱]!

اپیزود سوم:

پیشروی سرمایه‌داری تا نهادهای ولایت و حتی تصرف در ولایت فقیه آتی ادامه دارد!

اعتراض بسیج دانشجوئی به حقوق و ساختمان‌های بنیاد مستضعفان و عدالتخواهان به بنگاه اقتصادی شدن ستاد اجرائی، نشان داد نهادهای انتصابی هم از تفکر سرمایه‌داری مصون نمانده‌اند[۲]!

متهمین اقتصادی برخی از این کانون‌ها علیرغم حکم بدوی دادگاه با وثیقه‌های بزرگ آزادند. در سفر استانی با رئیس جمهورند. بدون خلع ید از عنوان حقوقی(رئیس گروه مالی) با نهادی انقلابی مثل قرارگاه خاتم سپاه توافقنامه امضاء می‌کنند!

تفکری که دنبال “ایجاد چتم هاوس ایرانی” است، خبرگان رهبری را هم نشان می‌گیرد!

لیست مورد حمایت انگلیس در خبرگان (ر.ک:رهبری۲۸بهمن۹۴) نشان داد پیشروی تا انتخاب رهبر آینده ادامه دارد!

رهبر انقلاب: “مجلس خبرگان باید انقلابی بماند…در انتخاب رهبرآینده ملاحظه خدا را بکند. احتمال اینکه این دوره‌ای که تازه شروع خواهد شد مبتلا بشود به این آزمایش احتمال کمی نیست. آن وقتی که بناست رهبر انتخاب بشود، ملاحظات و رودربایستی‌ها را کنار بگذارند خدا را در نظر بگیرند… اگر چنانچه در این مرحله و در این وظیفه بزرگ کوتاهی انجام بگیرد در اساس کار مشکل به وجود خواهد آمد” (۲۰اسفند۹۴)

دبیر یک حزب یقه سفید صراحتا گفته بود: “این پتانسیل در قوانین موجود است که حزب(…) به تنهایی یا در ائتلاف با مجموعه‌ای از احزاب می‌تواند ترکیب مجلس خبرگان را به شکلی تعیین کند که اعضای آن خبرگان، به این دلیل که سیاست‌های رهبری در آن مقطع را مناسب با زمان و شرایط کشور نمی‌دانند، اقدام به تغییر رهبری کنند لذا بر همین اساس رهبر تغییر می‌کند! اینچنین است که احزابی که ترکیب خبرگان را چیده‌اند می‌توانند اهداف و سیاست‌های مدنظر را از طریق رهبری جدید اعمال کنند[۳]“.

اما کماکان بدگویی از سرمایه‌داری را در جامعه قبیح کرده؛ نشانه چپ‌روی و رادیکالیسم جا میزنند!

محسن قنبریان ۹۹/۹/۲

[۱] ر.ک: یادداشت شورای نگهبان تراز انقلاب۲

[۲] رک: یادداشت خسارت کسبه و نهادهای مالی زیر نظر رهبری

و یادداشت روی دیگر ولایت ۱

و یادداشت روی دیگر ولایت ۲

[۳] ر.ک: ماهنامه ذکر ش۱۸ص۲۰تا۲۴