انتخابها و ظهور؛ آنجا که باید کامل دید!

 ‌

این نظر استاد پناهیان بزرگوار که نهادینه شدن انتخاب های خوب در انتخابات ها در ظهور نقش دارد؛ اینگونه خوانش شد که: انتخاب خوب در انتخابات۱۴۰۰ برای ظهور کافیست!

فرصت برنامه سمت خدا(۱۴۰۰/۱/۱۲) مجال توضیحات تکمیلی به ایشان داد(ویدئوی پیوست)

استاد دروغ نمی گوید!

اینکه خواص و نخبگان و برگزیده های شیعه در تاخیر فرج اهلبیت(ع) تاثیر داشته اند، تصریح روایات و کتب معتبر شیعه است مثلا:

فرج مقدّر شده برای امام حسین(ع) در سال۷۰ که با شهادت حضرت به تاخیر افتاد[۱]!

بداء در فرج مقدر شده برای امام صادق(ع) از سال۱۴۰ به وقتی که زمانش بیان نشد[۲]!

در هردو بخصوص دومی تصریح به نقش خواص و نزدیکان و محرمان اسرار شده است!

حالا اگر برگزیدگان(مردمی و حاکمیتی) جامعه شیعی برای فرج امام دوازدهم -که البته مساوی شده با ظهور دین حق و پرشدن عالم از قسط- اثرگذار باشد حرف بی مبنایی نیست.

سه راستی که گفته نمیشود!

اشکال بر فرمایشات استاد در صغریات و تمام مصادیق است. آیا فقط رأی نهایی مردم به ظهور اثر می گذارد؟!

  1. برگزیدگان انتصابی و منتخب های شوراهای حاکمیتی
    اگر از اول غیر از منتخبین مستقیم و غیرمستقیم مردم، منتصبین هم اضافه می شد که در ظهور اثر دارند؛ غرابت حرف کمتر می شد!
    استاد پناهیان در توضیحات تکمیلی برنامه سمت خدا در حد یک نیم جمله به این مورد اشاره کردند: “الان مسئولین کشور، نمایندگان مجلس، حدود ۳۰۰نفر هستند؛ می توانید بگویید یابن الحسن اینها یاران شما؟! ما طلبه ها که امام جمعه هستیم رویمان میشود؟[فقط همین جمله] مثلا ما استاندارها، اینها را به امام زمان معرفی کنیم؟!”
    آیا امام جمعه پرادو سواری که تریبونش را مین گذاری شده می خواند و منتقدش کارش به دادگاه میکشید؛ یا امام جمعه دیگری که چند دانشجوی منتقد به اسرافش در انتخابات خبرگان را دادگاهی و حکم منع فعالیت سیاسی می گرفتند، مخاطب روشن و مصرّح عتاب امام زمان(ع) به علی بن مهزیار نبودند؟! امام، اشتیاق آن عالم به امام زمانش را تکذیب کرد و علتش را تکاثر اموال و تجبّر و استبداد بر ضعفاء خواند[۳]
    این نمونه ها، از انتخاب نماینده آن شهر توسط مردم بر ظهور کم اثرتر است؟! پس چرا کمتر گلایه میشود؟! قرار این شد که ظهور را با قدرت درگیر کنیم!
  2. کل دستگاه انتخابات نه فقط رأی دهندگان!
    در همان منتخبان مردم چرا کل دستگاه انتخابات مورد خطاب واقع نمیشود؟!
    ابوموسی اشعری -مثال معنادار استاد در این سالها- در دوره علی(ع) توسط شورای نگهبان فرضی و تنزیلی آن زمان با اختیاراتی کمتر از نظارت استصوابی، برای مناصب رد صلاحیت شده بود!
    در ماجرای جمل(قبل از حَکَم شدن ابوموسی برای صفین) که چسبیده به شروع حکومت حضرت امیر است، زید بن صوحان، حجربن عدی، عدی بن حاتم، هند بن عمر، هاشم مرقال، عمار یاسر و مالک اشتر بر او شوریدند و صلاحیتش برای امارت کوفه را پیش مردم به چالش کشیدند[۴].
    مالک اشتر اگر هم در ابقاء اولیه او پس از عثمان به امام مشورت داده بود[۵]؛ به محض مخالفت ابوموسی با امام -که همان روزهای اول است- بر او شورید و حتی از قصر دارالعماره اخراجش کرد که مردم برای غارت اموال او ریختند[۶]!
    اگر مثال استاد پناهیان مابه ازائی دارد و ملت ایران ابوموسایی انتخاب کرده اند؛ آیا نباید قبل از جوال به مردم، بر تایید کنندگان صلاحیت او هم سوزنی زده شود؟!
    آیا شورای نگهبان واقعی(نه تنزیلی) ما مثل آنچه مالک و هاشم مرقال و عمار یاسر و… با ابوموسی در محضر مردم در آستانه جمل کردند؛ در ج.ا.ا هم کردند و باز مردم او را تحمیل کردند[۷]؟!!
  3. لیست بندها، جارچی ها و پله برقی ها!
    منتخب های مردم برای ریاست جمهوری و مجلس شورا و خبرگان در قاعده کُن فَیَکون نیست! آدمهایش در مناصب اجرایی و شورایی ج.ا رشد کرده شناخته می شوند. بدون طی این روند، کسی “رجل سیاسی” نمیشود تا صلاحیت ریاست جمهوری یابد!
    این فرض محال است که سیستم اداری کشور تفکر و سلیقه ای را بیشتر بالا بکشد و یکی دیگر را -ولو انقلابی و ملتزم- بالا نکشد؟! یعنی صداوسیما نبرد!امام جمعه یا استاندار و مدیر کل نکند! و مناصب را فقط بین دو جناح دست به دست کند!
    از این فرض ملموس تر اثر لیست بندها و پدر خوانده های انتخابات است.
    در همه این سالها شایسته ترین ها در لیست ها و حامیان مذهبی شان آمدند؟ یا تاکتیکهای مصلحت و وحدت جای اصلحیت نشانده شد؟!
    در همین انتخابات مجلسی -که استاد پناهیان نمیتواند به امام زمان معرفی اش کند- در همین تهران، هیچ شایسته تری از آن لیست کذایی مورد حمایت سخنرانان سمت خدا نبود؟!
    حالا شد تقصیر رأی مردم؟!!
    استغراب درصدی از شنوندگانِ فرمایشات، این است که چرا از این فرآیند سازان انتخاب مردم هیچ گله ای نیست و فقط مردم بیچاره مقصر تاخیر ظهورند؟!!

عفو بفرمایند!

محسن قنبریان ۱۴۰۰/۱/۱۳

*مطالب مرتبط:

تولد ندبه بر غیبت

دلواپسی بداء

شورای نگهبان تراز انقلاب۲

[۱] روایت ابوحمزه ثمالی از امام باقر(ع) و تایید امام صادق(ع)/ الکافی ج۱ص۳۶۸

[۲] روایت صحیح جابر جعفی/ الکافی ج۱ص۳۰۷ و دو روایت نعمانی در الغیبه باب ۱۶صص۲۹۲و۲۹۳
روایت سعید مکی و روایت ابوبصیر در الغیبه طوسی ص۵۳ هم ملاحظه شود.

[۳] ر.ک: دلائل الامامه ص۵۳۹

[۴] ر.ک: کوفه و نقش آن درقرون نخستین اسلامی دکتر محمد حسین رجبی دوانی ص۱۷۱تا۱۷۵

[۵] تاریخ یعقوبی ج۲ص۱۲۶وص۱۷۹/در اینباره اقوال دیگری هم هست ر.ک: اخبار الطوال ص۱۷۶ و تاریخ طبری ج۳ص۳۶۳

[۶] ر.ک:تاریخ طبری ج۳ص۴۹۲تا۵۰۱

[۷] اگر کنایه های ایشان به رئیس جمهور کنونی است خوب است مصاحبه سخنگوی شورای نگهبان درباره ردصلاحیت اولیه ایشان و مداخله دبیر شورا و رای گیری دوباره را هم ببینند:

http://www.sharghdaily.ir/fa/main/detail/16299

عدالت اولویت دست چندم!

 

حجت الاسلام قنبریان: شما به دولت‌های اول جنگ تاکنون نگاه کنید هر کدام اولویتی غیر از عدالت داشته‌اند به جز یک دولتی که لااقل شعار عدالت را داد مابقی دولت‌ها چنین اولویتی نداشتند.

بدنه انقلابی هم سعی نکرده که موضوع عدالت را در اولویت اول خودش قرار بده!

خطر اولویت دست چندم شدن عدالت !

“نباید ارزش عدالت به عنوان یک ارزش درجه دو کم کم در مقابل ارزشهای دیگر به فراموشی سپرده شود؛ در نظام ما این خطر وجود داشته است”(رهبر انقلاب۸۴/۶/۸)

عدالت نه فقط در دولتها و بدنه انقلابی بلکه چنانچه می بینید در بین عموم مردم هم درصد بالای اولویت و اولویت قاطع برای دولت آتی را ندارد!

در حالیکه نقش دولتها در عدالت اجتماعی قابل مقایسه با قضایی و… نیست
چنانچه در ویدئو اشاره شد:
تخصیص سالانه بیش از هزارهزار میلیارد بودجه میتواند توازن امکانات در استانها یا نقض اصل۴۸ قانون اساسی و تقسیم ایران به استانهای بهره مند و نابهره مند را موجب شود!
فقط سالی ۴۰۸هزارمیلیارد از بودجه عمومی برای حقوق و دستمزد است اگر مثلا ۱۲۸هزار نفرحقوق نجومی بالای ۲۰میلیون بگیرند ظرف چند سال چه فاصله طبقاتی پدید می آید؟!

بگوید: همه پرسی! / بشنو: شوراهای چند نفره!

کلمه حق گاه با اراده کردن باطل از آن و گاه بخاطر گفتن فردی با روزمه ی ضد، هدر می رود!

مثلاً “حکمیت” کلمه حق و اصلی اسلامی و راه حلی اساسی است؛ برای حل منازعات سیاسی ای که به تحرکات مسلحانه کشیده شده است.

امیرالمومنین قبل از صفین در ماجرای جمل خود پیشنهادش را به طلحه و زبیر داد(نامه۵۴).

همه فقهای ما در کتاب جهاد ازجمله مواردی که ترک قتال را لازم می شمارند؛ یکی پذیرش حکمیت از سوی متخاصمین است؛ حتی جایی که معصوم یک طرف دعواست و حَکَم هم غیر او -البته مورد پذیرش او- است.[۱]

لکن حکمیّت صفین در “بی موقع گی”، “تحمیل حَکَم فاقد اهلیت به امیر(ع)” و “حُکم خلاف شرع حَکَمین”؛ اصل این راه حل را نزد ما شیعیان به محاق برد و علیرغم قوت نظری آن، به ندرت در منازعات داخلی مسلمین راهگشا شد!

انگار “همه پرسی” هم دارد مثل حکمیت میشود! اینکه:”مسائل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، اِعمال قوه مقننه از راه همه پرسی و مراجعه مستقیم به آرای مردم صورت گیرد”(اصل۵۹ قانون اساسی)؛ چاره ای تمام کننده و بالفعل کننده پشتیبانی مردمی از تصمیمات است. لکن طرح مکررش از سوی رئیس جمهوری که در دوره او و روزومه اش بیشترین خروج از استقرار اراده عمومی و حکمرانی مردمی وجود دارد؛ هدر دهنده این اصل مترقی است.

آری میشد پس از خروج ترامپ از برجام، رفراندم بقاء یا خروج از برجام را(مثلا) به آراء عمومی بگذاریم تا بسیاری نزاع ها تمام شود؛ اما این رئیس جمهور بیش از همه محفل گرا بوده است. رجوع به آراء عمومی پیشکش، ایشان تصمیم گیری در مسائل مهم را از نمایندگان ملت گرفته به شوراهای ۱۷نفره  و ۹نفره داده است[۲]!

همین رئیس جمهور بود که علیرغم اصول متکثر فصل هفتم قانون اساسی، شوراهای گزینشی را جای مجلس شورای اسلامی و نمایندگان ملت نهاد!

دونمونه:

  1. اولین بار در دوره او قراردادهای جدید نفتی موسوم به ipc با مدت ۲۵ساله ی قرارداد و امتیازات بیشتر، کلید خورد(مهر۹۲). و این قراردادها در اختیار نمایندگان ملت بلکه حتی مرکز پژوهش های مجلس قرار نگرفت و صرفا به هیات چند نفره تطبیق قوانین زیر نظر رئیس مجلس داده شد! شرکت توتال هم بر همین اساس قرارداد بست و از مجلس فقط دو نفر(رئیس کمیسیون انرژی و بودجه) در هیات عالی نظارت بر منابع نفتی(برای نظارت) بودند[۳].
    این در حالیست که اصل۷۷ قانون اساسی می گوید:”عهدنامه ها، مقاوله نامه ها، قراردادها و موافقت نامه های بین المللی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد”!
    تفاهمنامه ۲۵ساله ایران و چین هم اگر به مرحله قرارداد و موافقتنامه رسیده باشد(که البته دولت منکر است) مثال دیگر میشود.
  2. ایشان بود که اردیبهشت۹۷ در جلسه خصوصی دونفره و بعداً در جلسه مسئولان عالیرتبه از رهبر انقلاب، فرماندهی جنگ اقتصادی علیه آمریکا را خواست و با قید “درچارچوب مقررات” اجازه ایشان را گرفت[۴]. رهبر انقلاب ۲خرداد۹۷ از آن به “ستاد مقابله با شرارت دشمن” و به اتاق جنگی مثل اتاق جنگ علیه ایران در وزارت خزانه داری آمریکا تعبیر کردند.

آقای روحانی اما فارغ از چارچوبه مقررات، آن شورای ۱۷نفره را در تصمیمات مهم جای مجلس نهاد؛ از تصویب افزایش نرخ بنزین تا برنامه اصلاح ساختار بودجه و…! ولابد اینها را از فروعات مقابله با جنگ اقتصادی آراست. اینها نقض آشکار اصل۷۱ و۷۵ قانون اساسی بود!

سؤال از جنابشان این است که لابد قراردادهای نفتی و نرخ بنزین از مسائل مهم یا بسیار مهم بوده؛ اگر نمایندگان ملت محرم شنیدن و تصمیم گیری نبوده اند، چگونه همه ملت محرم میشوند تا در آراء عمومی تکلیف آنها را معلوم کنند؟!

نکند فقط سازش با آمریکا مسأله ایشان برای رفراندوم است!

این است قصه اصلی مترقی که به هدر و به محاق می رود. خوب است مردم و نخبگان فارغ از این گوینده یا پس از سپری شدن دوره ایشان بیشتر سر این اصل مترقی قانون اساسی فکر و گفتگو کنند.

محسن قنبریان ۱۴۰۰/۱/۱۱

[۱] ر.ک: جواهرالکلام ج۲۱ص۱۱۰تا۱۱۷

[۲] شورای سران قوا ۱۷نفر و شورای عالی نظارت برمنابع نفتی ۹نفر است.

[۳] https://rizy.ir/ttOI6H

[۴] https://rizy.ir/2wQ4Zm

مردم‌سالاری دینی

امیرالمومنین(ع) به مالک اشتر:
منحصراً توده مردم اند که: ستون دین(در تحقق اجتماعی اش) و جمعیت مسلمانان (همان جماعت و سواد اعظم) و ساز و برگ دربرابر دشمنان اند.
پس باید گوش طاعتت(صِغوُکَ) متوجه آنها و تمایلت به آنان باشد”(نامه ۵۳ نهج البلاغه).

اصغاء، گوش دادن با اطاعت است. فرمود: فَلیَکُن صِغوُکَ لَهُم!
این یک سند معتبر بر مردم سالاری دینی است.

امام خمینی فرمود: این ملت است که‏‎ ‎‏آمد شما را از این همه گرفتاریها بیرون آورد و آورد و با رأی خودش، مجلس درست‏‎ ‎‏کرد و جمهوری اسلامی را تنفیذ کرد و رئیس جمهور درست کرد و آنها هم دولت‏‎ ‎‏درست کردند. همۀ چیزهایی که ما داریم از این مردم است، خصوصاً از این مستضعفین.(۶۰/۸/۲۳)

ایران – چین

تفاهمی بین رهبران ایران و چین!

براساس متن ۱۸صفحه ای دبیرخانه سازوکار عالی مشارکت جامع راهبردی ایران و چین که خرداد۹۹ از سوی وزارت خارجه منتشر شده است؛ دوجا از مقدمه و دوجا از بندششم تفاهم(نظارت و اجرا) بجای دولت سخن از رهبران ایران و چین است:

– رهبران دوطرف قویاً متعهد به گسترش روابط و درخواست برنامه برای تقویت روابط بوده اند.

– این سند گامی موثر در جهت تحقق اراده مشترک رهبران در جهت تعمیق روابط دوجانبه می باشد.

– مقامات عالی ذی صلاح به نمایندگی از رهبران برای هماهنگی و نظارت، یک سازوکار ایجاد می کنند.

– وزارتخانه های خارجه و اقتصادی وظیفه نظارت بر اجرا و گزارش به رهبران دارند.

ممکن است بپرسید: پس دولتها و مجلس ها چه؟!

ثبات-ثبات پیش از برد-برد

تفاهم نامه، توافقنامه نیست. در این سند هیچ پروژه اجرایی معلوم و معین تعریف نشده که حاوی عناصر یک عهدنامه یا قرارداد(مثل تاریخ اجرا، مبالغ سرمایه گذاری و…) باشد.

به تصریح خود سند، یک تفاهم است. توافقی راهبردی و بلند مدت در عرصه های مختلف اقتصادی، علمی، صنعتی و…است. از همینرو تصویب مجلس نخواست.

چنین تفاهمی ظرفیت دهها قرارداد و عهدنامه در خود دارد که طبق اصل۷۷ قانون اساسی باید به تایید مجلس برسند.

قراردادهای بلند مدت مصوب(مثل برجام) برای دولتهای بعد هم الزام آورند؛ اما تفاهم نامه راهبردی ایران و چین بمعنایی که گذشت چنین نیست! شش مجلس و دولت آتی محال نیست این راهبرد را در معاهدات پیش نبرند!

لذا طرف چینی یک طرف این تفاهم ۲۵ساله را نظام تک حزبی چین و رهبر حزب کمونیست -که وجه ثبات در راهبردهای چین است- قرار داد و طرف دیگر اصل تفاهم را وجه ثبات نظام ج.ا.ا -یعنی ولایت فقیه- خواست.

پس از دیدار رئیس جمهور چین با رهبر انقلاب(۹۴/۱۱/۳۱) این راهبرد قطعی تلقی شد و در فروردین۱۴۰۰ بین دو دولت ایران و چین امضاء شد.

لوکیشن لاریجانی!

سیاست چرخش به شرق با وجود عهد شکنی های مکرر غرب و تحریم های آمریکا یک راهبرد مقبول برای نظام شده است.

طرف چینی پیشنهاد مشارکت راهبردی جامع ۲۵ساله داشته و در سال۹۴ در دیدار با مقامات ایرانی از جمله رهبر انقلاب طرح کرد.

دکترلاریجانی که در آنوقت ریاست مجلس را برعهده داشت پس از سفر رئیس جمهور چین مسئول پیگیری این راهبرد شد و سفری به چین کرد.

او پس از ریاست مجلس نیز بعنوان مشاور رهبر انقلاب مسئولیت هماهنگی عوامل مختلف درونی نظام برای یک صدایی در اینباره را برعهده گرفت.

او که به دولت روحانی هم نزدیک است در اینباره نقش ایفا کرد. سازوکار عالی مشارکت جامع راهبردی ایران و چین در خرداد۹۹ در وزارت خارجه تنظیم و در تیر۹۹ به تایید رئیس جمهور رسید.

در فروردین۱۴۰۰ وزیر خارجه چین قبل از دیدار با رئیس جمهور و امضای سند با وزیر خارجه، اول با لاریجانی دیدار کرد.

لاریجانی جای دولت و مجلس در مجموعه قراردادها و تعهدنامه های آتی نیست بلکه عنصر پیگیری کننده راهبرد و تبدیل شدن به آن قراردادها توسط مجلس و دولت است و خود ایشان هم بسته به قدرت هماهنگی با دولتها و مجالس آتی ممکن تعویض شود.

دریافت «برنامه همکاری جامع (۲۵ساله) ایران و چین»

دریافت «گزارش راهبردی ایران و چین»

غیبت کبری مهلک تر است یا کویید۱۹

 

  1. کرونا، سلامت را به مخاطره انداخت و غیبت، عافیت را!

عافیت، اعم از سلامت جسم و روان است؛ سلامتهای روحی، معنوی، اخلاقی را هم شامل است.

کرونا در سالی که گذشت بیش از ۲میلیون و۷۰۰هزار نفر را کشت. عارضه های روانی اش در حد جنگ جهانی دوم تخمین زده شد(رئیس کالج روانپزشکان انگلیس)!

اما آمار مخاطره عافیت در ۱۱۱۳سال غیبت کبری در دست نیست. چقدر مفتون فتنه های آخرالزمان شده، از سعادت بازماندند؟!!

در همان سلامت هم اصلا کرونا و صدها مثل آن، میوه تلخِ ظَهَر الفسادُ فی البَرِّ و البَحرِ بِما کَسَبَت اَیدِی الناسِ غیبت اند!

قبل از کرونا هم هر روز ۸۰۰میلیون ویروس متصل به ذرات گرد و غبار روی هر مترمربع از سطح زمین سقوط می کرد[۱]!

 

۲٫ کرونا، آموزش را مجازی کرد و غیبت، علم را!

در اولی، مجازی جای حضوری نشست؛ شاید آسیب ها و آفت هایی هم داشت. مدرسه، معنایش را از دست داد و نت گرمی و نت گردی جایش نشست!

در دومی اما، مجاز جای حقیقت نشست. از علم حقیقی، تصویر و شبه ای به ما رسید. مسیر علوم نافع هم تغییر کرد و منفعت جای حقیقت نشست!

 

۳٫ کرونا، فاصله آفرید و غیبت تفرقه!

کرونا، فاصله اجتماعی را جای مصافحه نهاد. صله رحم را کاست و تجمعات را سخت کرد؛ اما اشتیاق ها ماند با دور همی های دزدکی و تجمعات غیر رسمی اش!

غیبت اما نه! تألیف ها را تفریق و جمع ها را تشتت کرد[۲]!

در یک مذهب و یک مسجد، مقابل هم نشستند! به تفسیق و تکفیرها کشید! به آب دهن برهم انداختن هم می کشد[۳]!

جنگ هفتاد دو ملت همه را عذر بنه

چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

 

۴٫ کرونا ابزارِ غیبت برای افزایش فاصله فقر و غنی و تبعیض شد!

قبلاً غیبت با “سلاطین جور”، با “جنگها” و با “نظام طبقاتی” چنین میکرد. نظم جهانی به او فرصت داد که اینبار با کرونا هرسه را باهم جمع کند: سلاطین نامرئی با جنگ های بیولوژیک، طبقه بندی اجتماعی را نو کنند! طبقه اغنیاء را فاصله دار تر کنند!

فقط دارائی ۱۰مرد را ۵۴۰میلیارد دلار افزایش داد! درآمد ۱۰ماه کرونایی آنان برای پیشگیری از فقیر شدن بقیه جهانیان بخاطر کرونا کافیست+ واکسیناسیون همه!(نقل از موسسه اکسفام[۴])

 

۵٫ کرونا، دین ها و علم ها را به چالش کشید؛ همانها که غیبت تثبیت اش می کند!

با کرونا به بهداشت و پزشکی مدرن شک شد! به قرائت های متعددی از ادیان شرک آلود تردید شد! پنجره ای برای یقظه و بیداری شد؛ برای علمی نو و دینی برتر!

غیبت اما، راه بر علم نو می بندد و تحولی جزیی از صورتی به صورتی در همان پارادایم را اجازه می دهد!

غیبت، اصلی ترین مانع ظهور دین حق است. پس چالش ها را با شرکی مضاعف، تثبیت می کند!

شرک آلودترین مذاهب زمین، بت هایشان را لباس خادمان سلامت پوشانده بر بالین کرونایی ها بردند؛ گانش در هند یک نمونه است!

 

۶٫ غیبت زدگی بخلاف کرونا، غیر قابل واکسیناسیون و درمانش سخت است!

واکسناسیون کرونا دارد عالم گیر میشود. درصد کشته ها هم از بهبود یافتگان خیلی کمتر است.

غیبت اما، همه را گرفت؛ همه ساکنان زمین!

وقت پیشگیری و واکسن اش گذشت!

درمانِ فردی غیبت زدگی، مشکل و درمان عمومی و جهانی آن مشکل تر!

فرد غیبت زده، تا بالا آمده از ابر متراکم غیبت بگذرد و آفتاب را در دل خود چون نیمروز ببیند[۵] و غیبت برایش بمنزله مشاهده شود[۶]، سلوکی سخت دارد.

با غیبت زدگی بسازد و ایمانش نمیرد و خود بمیرد، آسان تر است.

اینکه ابر فراگیر غیبت از اتمسفر زمین و زمانه دور کند و ظهور را آفاقی نماید، اجتماع قلوبی [۷] در نصابی می خواهد که از آندو سخت تر است لذا  مجاهد منتظر صادقش نایاب تر است!

 

اگر اینها و بیش از این را باور کردی و اضطرار در خود یافتی، شب نیمه شعبان برای پایان غیبت و ظهور حقیقت استغاثه و احیاء بگیر!

 

محسن قنبریان ۱۴۰۰/۱/۷

[۱] به یادداشت تحقق پیشگویی فرشته و ابلیس

[۲] فقراتی در دعای افتتاح و دعای ندبه بیش از این را فهرست کرده است.

[۳] اشاره به روایت امام حسین(ع) / الغیبه النعمانی ص۲۰۵ح۹

[۴] https://rizy.ir/5RIUvm

[۵] اشاره به روایت ابی خالد کابلی از امام باقر(ع) / الکافی ج۱ص۱۹۴

[۶] اشاره به روایت ابی خالد کابلی از امام سجاد(ع) / بحار ج۵۲ص۱۲۲

[۷] اشاره به فقره معروف توقیع شریف / الاحتجاج ج۲ص۳۲۵

موضع اهلبیت با دو افراط در مواجهه با فقر اجتماعی!

  1. مواجهه اول: کمک به فقرا را وجه الهدایه به ایدئولوژی خاصی میگیرد!روش تبشیری های مسیحی و مبلغین جدید وهابی که رفع نیاز مناطق محروم را به مسیحی سازی یا وهابی سازی آنجا گره میزنند.
    اصرار و تعمّد اهلبیت در کمک گمنام و ناشناس برای این بود که رفع نیازهای ضروری یک انسان را وجهی برای هدایت او به دین و مذهب حق قرار ندهند. وقتی نیازش برطرف شد، آزادانه و مختار مذهب حق بر او عرضه شود (تفصیل این رویکرد را در یادداشت کمک مومنانه غیر ایدئولوژیک بخوانید)
  2. مواجهه دوم: علیه خیریه و کمک های مومنانه است که بیشتر از سوی چپ ها تئوریزه میشود. اینان فقر مردم را گرو برمیدارند تا به نارضایتی ها، ساختارهای سیاسی معیوب را نشان دهند و شورش یا انقلاب گرسنگان علیه سرمایه داری را نتیجه بگیرند(مقاله علیه خیریه را بخوانید)

اهلبیت علیرغمی که اصولی ترین و اساسی ترین جنبش انقلابی علیه نظم اموی و عباسی بودند؛ اما هیچگاه فقر مردم را گرو برای افزایش شعله مبارزه بر نداشتند؛ بلکه همه، اهل خیریه و کمک های مومنانه -بخصوص در زمانه جور- بودند.
در زمان عدل(حکومتشان) تصحیح ساختارها را در اولویت قرار می دادند.

نان شب مردم در مکتب الهی آنان، نه وجه هدایت به مذهب حق است و نه گرو برای تشدید شعله مبارزه علیه نظم سیاسی-اقتصادی نامطلوب.

نسبت مستقیم محدودیت زدائی از رسانه ملی با محدود سازی فضای مجازی!

رهبر انقلاب اسلامی:”از امکان فضای مجازی، مردم استفاده کنند. برای مردم وسیله ی آزادی است؛ بلاشک. خیلی هم خوب است؛ اما نباید این وسیله را دراختیار دشمن قرار داد که بتواند علیه کشور و علیه ملت توطئه کند.”(۱۴۰۰/۱/۱)

درلحظه، ۱۲۰۰گیگابایت برثانیه از خارج کشور اطلاعات به درون کشور سرازیر میشود. یعنی حدودا معادل ۱۲۰۰فیلم سینمایی در هرثانیه!(آمار از مدیر پیام رسان ایتا)

گرچه کل این ۱۲۰۰گیگابایت بر ثانیه را نمیتوان خصمانه خواند؛ اما احتمالا سهم زیادی از جولان سرویس های دشمن در این بخش است.

آیا حتما در دوگانه: وسیله ی خوبِ آزادی – حربه دشمن، باید جانب یکطرف را گرفت؟! یا: دشمن را ندید یا ابزار آزادی فکری-سیاسی را گرفت؟!

راه حل های اصیل و مبتکرانه از جمع بین ایندو می گذرد…

آیا اگر بیش از ۲۰شبکه سراسری تلویزیون بیش از این وسیله ی خوبی برای آزادی فکری-سیاسی مردم شوند؛ محدود کردن ورودی های خصمانه به مجازی، همراهیِ عمومی تر نمی یابد؟!
واقعاً بین محدودیت زدایی از رسانه ملی با محدود سازی فضای مجازی نسبت مستقیم برقرار نیست؟!

محسن قنبریان۱۴۰۰/۱/۲

نماهنگ/ سه جمهوری در یک جمهوری

 

 در کشور ۱۱ تا ۱۳ میلیون نفر کارگر، ۱۵ میلیون دانش آموز، بیش از ۳ میلیون دانشجو و بیش از ۱ میلیون معلم داریم. آیا مردم‌سالاری برای این توده‌ها تحقق یافته است؟

حجت‌الاسلام محسن قنبریان در این ویدئو توضیح می‌دهد که تحقق ناقص جمهوریت، چگونه آن را به پدیده‌ای ناقص و حتی ضد خود تبدیل می‌کند.

چرا اتاق بازرگانی و نظام پزشکی می‌توانند برای سیاست‌های کشور به نفع خودشان تصمیم بگیرند، ولی جمعیت عظیم توده‌های کارگری و صنفی از این حق اساسی محرومند؟ آیا این جمهوریت، کاریکاتوری نیست؟

در این کلاس درس با سه سطح جمهوری آشنا می‌شویم. این ویدئو را با دقت مشاهده کنید. انتخابات نزدیک است. ببینید کدام یک از کاندیداها که قرار است رئیس این جمهوری شوند به این سطوح جمهوریت توجه دارند.

تبریک سال ۱۴۰۰

امیدواریم که امسال سال اخوت ایمانی و وحدت کلمه و عود به اوایل نهضت باشد. تمام افراد این مملکت درصدد این باشند که خدمتگزاری به اسلام و کشور اسلامی داشته باشند؛ تا اینکه این سال بر همه ما نوروز باشد.

امام خمینی ۶۰/۱/۱