خط قرمزهای تاب آوری!

حجت الاسلام و المسلمین قنبریان
سر در دانشگاه تهران/۲٠ اردیبهشت ۱۴۰۵
هیأت دانشجویی اصحاب الحسین(ع)
اجازه حرکت پاندولی به تجمعات ندهیم!  الان نوبت ما، بعد از پایان بندی جنگ، نوبت معترضین!!!
اگر خودتان خاستگاه اعتراضات را اینجا حل نکنید، عده ای با مبالغه به عنوان هزینه های جنگ فهرست و از آن نتیجه سازش می گیرند!
اگر در راهبری به سمت مصالح عالیه ایران عزیز موثر نباشیم مگر آدم بیکاری هستیم هرشب بیاییم! آمده ایم در نتایج موثر باشیم چه مرحله نظامی، چه پایان بندی، چه تاب آوری!
چند نمونه از خط قرمزهای تاب آوری که دولت نباید نقض کنند…

با منافقین درونی چه کنیم؟!

حجت الاسلام و المسلمین قنبریان

سر در دانشگاه تهران /۲٠اردیبهشت۱۴۰۵

هیأت دانشجویی اصحاب الحسین(ع)

 

منافقینی که جبهه جدا نکرده، بغی و شورش و… نکرده اند اما در مقاصد این امت بپاخاسته می دمند تا جای دیگر ببرند…!

 

با این منافقین خشونت شمشیری و زبانی نه!

مداح و سخنران و مجری تلویزیون و… مراقب باشند!

ای بسا سناریوی آنها را کامل کند…

 

طوری شاخصه های نفاق را در جامعه جا بیاندازیم که جرأت نکنند در آن موضع حاضر شوند!

فناوری هیأت، مولد عفاف

امام حسین علیه السلام توانست با فناوری هیأت، عراقی‌ها را باسخاوت و ایرانی‌ها را شجاع کند. نمی تواند برای جامعه عفاف بسازد؟!

همایش علمی هیأت و آیین‌های مذهبی

در اینباره pdf کتاب موج سوم عشق را بخوانید

چرا مصلحان اجتماعی به جای واژه «نبوت» از واژه «بعثت» استفاده می‌کردند؟ / امت مبعوث اهداف بعثت رسول الله(ص) را دنبال می‌کند

حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قنبریان، استاد حوزه و دانشگاه:

استفاده از واژه «بعثت» برای توصیف خیزش اخیر مردم چگونه در چارچوب نظری شما صورت‌بندی می‌شود؟

«نبوت» و «بعثت» شاید به حمل شایع به یک مصداق اشاره داشته باشند، اما مفهومشان یکسان نیست.

به همان میزان که متکلمان از واژهٔ «نبوت» بهره برده‌اند، مصلحان اجتماعی و کسانی که دغدغهٔ ساخت اجتماعی داشته‌اند بر مفهوم «بعثت» تکیه کرده‌اند.

دلیل این امر آن است که واژهٔ «بعثت» از ظرفیت بیشتری برای ساخت اجتماعی، پیش‌برد حرکت‌های اصلاحی و رساندن جامعه به وضعیت مطلوب برخوردار است. «نبوت» بیشتر بر فعل خداوند متعال متمرکز است که پیامبری را فرستاده و حدود را به‌روشنی مشخص کرده است، در حالی‌که «بعثت» توجه خود را به جامعه معطوف می‌کند، به وجود «مبعوث‌الیه» و به اینکه این رویداد برای چه رخ داده است.

متن کامل گفتگو

دور زدن تحریم ها و نجات نظام پولی به روش امام باقر (ع)!

ثروت های پربرکت / قسمت هشتم؛

دور زدن تحریم ها و نجات نظام پولی به روش امام باقر (ع)!

حجت الاسلام محسن قنبریان

 

قسمت های قبلی را از اینجا تماشا کنید:

ذهن تاجر موفق چطور کار می کند؟!

عالمان ثروتمند!

بعثت مدرسه؛ بازگشت سیاست به مدرسه است!

مدرسه باید جایی باشد که حقیقت و حقوق اساسی اصلی ترین مسئله‌اش است، هیچ موضوع فرعی جای آن را نباید بگیرد.

۵ تله در «پایان‌بندی جنگ»

هر جنگی بالاخره با مذاکره تمام می‌شود؟

در تحلیل جنگ‌ها، یکی از خطاهای رایج این است که «پایان‌بندی» را فقط در یک قالب خاص تصور کنیم؛ گویی هر جنگی تنها با یک توافق رسمی یا مذاکره به پایان می‌رسد.

این نگاه، سیاست را در چند تله تحلیلی گرفتار می‌کند؛ تله‌هایی که اگر به آن‌ها توجه نشود، می‌تواند ظرفیت‌های واقعی یک کشور برای پایان دادن به جنگ را محدود کند:

  1. خلط میان «جنگ دائمی با استکبار» و «پایان عملیات‌های نظامی»: پایان یک عملیات لزوماً به معنای پایان همه تقابل‌ها نیست، اما می‌تواند یک مرحله از نزاع را به‌طور واقعی خاتمه دهد.
  2. تصویر یک پایان‌بندیِ الزاماً دیپلماتیک: در حالی‌که در بسیاری از موارد، پایان یک درگیری اساساً در میدان رقم می‌خورد. اگر فشار یا محاصره‌ای در میدان بی‌اثر شود، همان‌جا پایان آن بحران شکل گرفته است. در چنین شرایطی، نتیجه عملی در میدان، خود به‌تنهایی پایان‌بندی محسوب می‌شود.
  3. تقلیل دیپلماسی به مذاکره: دیپلماسی در معنای واقعی خود، مجموعه‌ای از ابزارهاست؛ از ایجاد ائتلاف‌ها و پیمان‌ها گرفته تا شکستن ائتلاف‌های دشمن، رایزنی‌های منطقه‌ای، دیپلماسی عمومی و استفاده از ظرفیت همسایگان. مذاکره تنها یکی از این ابزارهاست، نه تمام آن. وقتی دیپلماسی به مذاکره تقلیل یابد، دامنه ابتکار عمل به‌شدت محدود می‌شود.
  4. محدود کردن مذاکره به طرف متخاصم: در حالی‌که در بسیاری از مسائل بین‌المللی، بازیگران متعددی درگیر هستند و بخشی از مطالبات را می‌توان از مسیرهای دیگری پیگیری کرد. مذاکره با قدرت‌های دیگر، استفاده از سازمان‌های منطقه‌ای یا حتی شکل‌دادن به مذاکرات موازی با کشورهای همسایه می‌تواند بخشی از مطالبات را بدون ورود مستقیم به مذاکره با دشمن اصلی تأمین کند. چنین رویکردی نه‌تنها دست مذاکره‌کننده را بازتر می‌کند، بلکه هزینه امتیازدهی را نیز کاهش می‌دهد.
  5. منحصر دانستن حل مسئله‌ی تحریم‌ها از مسیر مذاکره مستقیم با آمریکا: در حالی‌که راهبرد اعلام‌شده در این حوزه بر «خنثی‌سازی تحریم‌ها» استوار است و دور زدن آن‌ها تنها یک تاکتیک در دل همین راهبرد محسوب می‌شود. اگر شبکه‌های اقتصادی، مسیرهای تجاری و همکاری‌های منطقه‌ای به‌گونه‌ای فعال شوند که اثر تحریم‌ها کاهش یابد، بخشی از مسئله عملاً حل شده است؛ حتی اگر توافق رسمی نیز در کار نباشد.

در نهایت، پایان‌بندی یک جنگ یا بحران الزاماً یک لحظه واحد و یک سند امضاشده نیست؛ بلکه می‌تواند مجموعه‌ای از تحولات میدانی، دیپلماتیک و اقتصادی باشد که به‌تدریج گره یک مخاصمه را باز می‌کند. شناخت تله‌هایی که تحلیل را به یک مسیر محدود می‌کنند، نخستین گام برای استفاده از همه ظرفیت‌های واقعی در مدیریت و پایان‌بندی بحران‌هاست.

خلاصه سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمین قنبریان: صوت کامل

مختصات عرضی و طولی جنگ رمضان

ارائه مختصری از حجت الاسلام قنبریان در جمع فعالین فرهنگی رشت/ ۳٠اردیبهشت۱۴۰۵

  • نیاز به یک منطق کُنش موثر با حفظ وحدت.
  • بعثت و اراده عمومی، امر عمومی و جامع می خواهد!
  • امر جامعِ جنگ بر یک محور مختصاتی.
  • مختصات عرضی: تطور حالات جنگ از نظامی تا پایان بندی و تاب آوری و…
  • مختصات طولی: از متیقن ها تا لایه های نظری عمیق و بحث انگیز!
  • منطق کنش: رعایت متیقن ها در هر مرحله عرضی!
  • امکان مباحثه و نقدِ تبیین لایه های عمیق و نظری!
  • ظرایف اخلاقی و ارزشی این امکان!
  • رهبری کردن همه مردم براساس این منطق و استشهاد به مذاکرات قانون اساسی

دانلود سخنرانی «مختصات عرضی و طولی جنگ رمضان» | “دانلود از پیوند کمکی”

چگونه مردم، میدان تاب‌آوری را رهبری کنند؟

‌هم خط قرمز معلوم می کنیم هم مسئولانه بار برمی داریم!

چه شد که از چهلم پلاکارت کنار پرچم آمد؟!

از کمترین کارها در تاب آوری تا ۱۵ایده محله محور!

 

برای دریافت صوت کامل سخنرانی روی اینجا ضربه بزنید.

 

۲۷ اردیبهشت

حجت‌الاسلام قنبریان

خیابان پیروزی، چهارراه نبرد

رهبری مردم در قانون اساسی!

بعد از بیانیه ۱۲فروردین ۵۸ امام خمینی که از «امامتِ امت» برای مردم ایران استفاده کرد،  قانون اساسی هم رهبری کردن مردم را در خود جا داد.

غیر از مقدمه در اصل ۴۳ این میثاق ملی_اسلامی آمده است:

« اقتصاد جمهوری اسلامی ایران بر اساس ضوابط زیر استوار می‌شود:…

۳- تنظیم برنامه اقتصادی کشور به صورتی که شکل و محتوا و ساعات کار چنان باشد که هر فرد علاوه بر تلاش شغلی‌، فرصت و توان کافی برای خودسازی معنوی، سیاسی و اجتماعی و شرکت فعال در رهبری کشور و افزایش مهارت و ابتکار داشته باشد».

شهید بهشتی در اداره جلسه دراینباره تصریح کرد:«رهبری این است که حق بهترین نوع رهبری آنست که واقعاً هر انسانی در امامت و رهبری جامعه بتواند سهیم باشد».

 عجیب تر نسبت این «رهبری مردم» با «ولایت فقیه و دستگاه حکمرانی» است که ایشان ذیل اصل می فرماید:

«بهترین نوع رهبری در یک جامعه اینست که فرد یا گروه یعنی آنهایی که در رأس مخروط جامعه قرار دارند بازگو کننده شعار و آرمان خود مردم باشند؛ یعنی همان چیزی که امام خمینی در این انقلاب مکرر رویش تکیه کردند و همان چیزی که رمز پیروزی است.  یعنی رهبری نمی آید واقعا راهی را نشان بدهد که به ذهن مردم نرسیده باشد و مردم به کلی از آن بیگانه اند. این طور نیست، رهبر می آید متبلور و مشخص می کند همین خواست و راهیابی پراکنده شده در توده را و این بهترین و سازنده ترین و نیرومند ترین پیوند رهبر و مردم است».

نکته بدیعی که این مفهوم متعالی را در قانون اساسی جانمایی می کند، نسبت این رهبری مردم با اقتصاد و عدالت است.

در ادامه سخن پیش شهید بهشتی می فرماید:

« چه وقت اینطور می شود؟!

وقتی افراد جامعه از نظر گرفتاری های اقتصادی فرصتی برای به خود اندیشیدن و به خود آمدن و به اوضاع اندیشیدن و چاره اندیشی و راهیابی کردن نداشته[داشته] باشند زیرا تا تک تک مردم به صورت راهیاب و چاره جو برنیایند و واقعاً فکرها و اندیشه ها و احساساتشان به صورت یک سیل خروشان که می خواهد راه باز کند در نیاید، اصلا رهبریِ واقعی سازنده و کارساز به وجود نمی آید.

هر وقت یک چنین پیوندی بین رهبر و مردم به وجود آمد، آن موقع است که حرکتها به آسانی و خوبی و به طور خالص به ثمر می رسد. من این طور فکر می کنم که این اصل درست در جهت امامت اسلامی اصیل تهیه شده است».( مشروح مذاکرات/ص۱۴۸۰و۱۴۸۱)

امام خمینی درباره این قانون اساسی فرمود:«امید است ان شاء اللَّه تعالى با عمل به آن، آرمان هاى اسلامى برآورده شود؛ و تا ظهور حضرت بقیه اللَّه- أرواحنا له الفداء- باقى و مورد عمل باشد».( آذر ۵۸/صحیفه امام ج۱۱ص۱۰۳)

محسن قنبریان ۱۴۰۵/۲/۳۱