مساله نماز در غبار سیاست‌زدگی!

پرداختن به “مساله نماز در ایران” دچار آفت “سیاست زدگی” شده است!

نه آن “سیاست” -که به تعبیر امام- اسلام همه چیزش سیاسی است!

و نه “خودِ نماز” (که البته سیاسی است)؛ بلکه پرداختن به “مساله نماز خواندن ایرانیان در عهد جمهوری اسلامی”!

این دچار سیاست زدگی است!

نمایشگر وضعیت نماز خواندن و نخواندن مردم، علی القاعده پیمایش های معتبر است؛ نه حباب های اطلاعات مجازی و حقیقی پیرامون تحلیل گر.

اما همین نمایه ها در سیاست زدگی موجود می افتد:

یکی روند کاهشی در برخی موارد را نشانه افول دینداری در عصر جمهوری اسلامی می خواند!

در حالیکه این تعمیم، دلالتش ناتمام است. شاخص دینداری فقط با یک عمل عبادی سنجیده نمی شود.

 در همین قسمِ مناسک هم بخش هایی با رشد بالا (بیش از ۸۰٪) وجود دارد.

در مقابل، کسی دیگر به خاطر عدم تضعیف نظام یا حذر از سیاه نمایی و… اصلا پیمایش ها را سانسور یا زیر سؤال می برد!

در حالیکه این “سؤالی حسی” از مخاطب است که نماز می خواند یا نه؟! اگر هم پاسخ، ضریبِ محافظه کاری داشته باشد در جانب خواندن است نه نخواندن!

این دو رویکرد غلط مانع کار تحقیقی و عملی دقیق و نقطه زن درباره بهبود وضعیت نماز در جامعه می شوند! عملاً کلیشه گی و شعار زدگی جای کار نقطه زن را می گیرد!

به حسب آخرین پیمایش ها (۲۲شهریور ۱۴۰۴):

 فقط ۱۵/۷٪ “هیچ گاه نماز نمی خوانند”!

در مقابل ۴۸٪ “همیشه می خوانند”.

وضعیت زنان و دختران در هردو از مردان بهتر است.

نکته جالب دیگر اینکه در مجموعِ پیمایش ها نسبت مستقیمی بین نماز خواندن و دوری از گناهان وجود دارد.

“این به خاطر تشخّص و برجستگی این فریضه‌ی پُرمعنی و حیات‌بخش در میان فرایض اسلامی است”.

جایی که به تمرکز و کار جدی نیاز دارد :

  1. روند کاهشیِ طیف “همیشه می خوانیم” از ۵۸٪ در سال۱۴۰۱ به ۴۸٪ در سال ۱۴۰۴!
    همچنین روند افزایشی طیف “هیچ گاه نمی خوانیم” از ۱۱/۲٪ در سال ۱۴۰۱ به ۱۵/۸٪ در سال۱۴۰۴!
    معلوم است تمام آن ۱۰٪ به طیف “هیچ گاه نمی خوانیم”، نریخته است و بیشتر آن به طیف های وسط (کاهل نماز) ریخته است.
    تحقیق و مطالعه در شناخت عوامل این ریزش می تواند موضوع پایان نامه ها و هسته های حل مساله باشد.
    در پیام اخیر رهبر انقلاب هم گروه هایی موظفند:
    “دستگاه‌های تبلیغ دین و رجال دینی و سپس همه‌ی متدیّنین، این را تکلیف حتمی خود بشمارند و از ابزارهای نوین و مشوّقها برای آموزش نماز و ترویج نماز و تبیین ظرافتهای پُرمعنی در نماز، و سرانجام نیاز دنیوی و اخروی هر فرد مسلمان به نماز بهره‌گیری کنند”.
  2. گزینه های وسط (بیشتر اوقات می خوانیم/ گاهی اوقات و به صورت نامنظم می خوانیم/ به ندرت و یا تنها در مواقع خاص می خوانیم) نیز هرکدام درصدهایی (حول ۱۵ و ۱۰ درصد) به خود اختصاص می دهند.
    این جمعیت وسط هم معلوم است بی اعتقاد به نماز یا حتی کاملاً غیر ملتزم نیستند.
    ای بسا سبک زندگی و عادات جدید در آن بی تاثیر نباشد.
    رهبر انقلاب اسلامی هم در پیامشان به این عامل توجه دادند:
    “پدران و مادران و سپس معلّمان و معاشران و آنگاه مقرّرات و عادات زندگیِ مرتبط با نماز، در انتشار و التزام به آن نقش دارند.”

پ.ن:

درصدها براساس پیمایش مرکز تحلیل اجتماعی #متا در شهریور۱۴۰۴ بود که هنوز انتشار عمومی نیافته است!

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۷/۱۷

سخنرانی/

چکیده سخنرانی

۱۵مهر۱۴۰۴/ مدرسه علمیه حقانی قم

حجت الاسلام و المسلمین #قنبریان

مقاومت چیست؟

واژه ها تکراری و دستمالی می شوند! بگذارید اول بگویم مقاومت چه نیست؟!

چون بعضاً با اینها اشتباه گرفته شده و میشود!

مقاومت، تَربُّص نیست!

مشتقات تربّص ۱۷ بار و در ۱۲ آیه قرآن آمده؛ صبر و انتظاری است که منتظر رخداد و تغییر حالتی در طرف مقابل است تا در نتیجه آن نفعی به این طرف برسد!

قرآن در حکم شرعی عدّه زنان (ایلاء و وفات و طلاق) از این واژه استفاده کرده؛ زن باید بنشیند تا زمان بگذرد، تا نامحرم امکان محرم شدن یابد!

نوعی بی تحرکی و سپری شدن ایام و تغییر شرایط در بقیه استعمالات درباره کافر و منافق و حتی مومن هست…

مقاومت ضد مذاکره نیست!

نه هر وقت مذاکره نمی کنیم، حتما مقاومت می کنیم (چه بسا تربّص بکشیم)!

نه هر نوع مذاکره و قرارداد با دشمن، الزاما خلاف مقاومت است (مثل حدیبیه و…)

مقاومت، در آمدن در “مستعجلون” و “معوقین” نیست!

مقاومت نه عجله کردن در اقدام است (هلک المستعجلون) و نه به تعویق انداختن اقدام به موقع است (۱۸و۱۹ احزاب)

مقاومت، مقاومت است!

مقاومت، ایستادگی در مقابل اراده بیگانه است. ایستادگی در مقابل نظم و طرح بیگانگان برای منطقه اسلامی -که ایران هم جزء آن است- می باشد. ایستادگی مقابل طرح خاورمیانه جدید، مقابل اسرائیل بزرگ، مقاومت است.

سر این ایستادگی ممکن است در ادامه ی جنگ یا آتش بس و چگونگی های دیگر، مذاکره و حتی توافق های موضعی هم بشود.

پس:

مقاومت، جنگ و حتی دفاع نظامی نیست!

مقاومت، جنگ و دفاع هم دارد؛ اما فقط همان ها نیست.

مقاومت مقابله با طرح بیگانگان است چه با دفاع نظامی چه توافق های موضعی و…

هسته های نظامی مقاومت، کارشان تحمیل اراده خود به دشمن است؛ اما مقاومت پیوست های غیر نظامی (دیپلماسی، اقتصادی، سیاسی و…) هم دارد.

مذاکره و توافق درون نظم تحمیلی، مقاومت نیست!

رقیب اصلی مقاومت(سازش)، پذیرش آن نظم بیگانه یا انفعال و تغافل از آن و بعد مذاکره و توافق با دشمن درون آن نظم است.

 مذاکره برای شراکت اقتصادی #درون_آن_نظم آمریکایی-صهیونیستی و رقابت با بازیگران خُرد دیگر (عربستان و امارات و قطر و…) خلاف مقاومت است!

میشود ایران را با پذیرش تجزیه (مصرّح در طرح خاورمیانه جدید) یک امارات کرد و شراکت کرد؛ اما با این پهنای سرزمینی و توان داخلی هرگز نمی پذیرند!

از ۲۰۰۱ به این سو هم دیگر راهبرد نظام سلطه، شراکت اقتصادی یا “راهبرد تغییر با تجارت” نیست!

 دو پرده اول آن، اشغال (افغانستان و عراق) / داعش (به نیابت از اسرائیل) بود و پرده سوم طغیان خودِ اسرائیل!

دوتای اول، مقابل مقاومت شکست خورد، سومی هنوز درون درگیری است!

بطور خاص تر از ۲۰۰۱ به اینسو بجای “تغییر با تجارت” ، راهبرد جنگ اقتصادی با “داده” و”دلار” (در موازات طرح های نظامی یادشده) شروع شد!

مقاومت بدون پیوست های اقتصادی و…، مقاومت نیست!

از این رو مقاومت با هسته های نظامی، بدون پیوست اقتصادی و سیاسی و دیپلماسی (عمومی و رسمی)، تقلیل و در واقع تربّص است نه مقاومت!

برای مقابله با تحریم و جنگ اقتصادی، اول ایده بازار و پول مشترک اسلامی بود، که محقق نشد؛ الان ایده چرخش به شرق است.

در داخل هم سیاست های اقتصاد مقاومتی بدین منظور تدوین شد؛ اما میزان تحقق، بالا نیست!

در دیپلماسی و افکار عمومی نیز چالش هایی داریم! در منطقه اسلامی، پروژه ایران هراسی و هلال شیعی و… اثر کرده و به حسب برخی پیمایش ها با فاصله ۴٪ بعد از اسرائیل، تهدید این منطقه ایم!

در داخل نیز تجربه ناکارآمد برجام، بدیل دیگری برای افکار عمومی نساخته است و عملا درصد قابل توجهی، غیرِبرجام را هنوز تربّص و بی طرحی می دانند!

به لحاظ سیاسی، نسبت: مشارکت بالای مردم در امر سیاسی / کاهش فشارهای خارجی (رهبری:۱۴۰۰/۳/۲۶) با چالش مواجه است!

انتخاباتها با مشارکت پایین عملاً به تجاوز نظامی دشمن هم انجامید.

عجیب تر اینکه بدنه ای از اصحاب مقاومت، هنوز به بُن دندان، جمهوریت، انتخاباتِ مشارکتی و رقابتی را پیوست ضروری مقاومت نمی دانند!

مقاومت، طرح و تدبیر برای چالش ها و اقدام جدی برای تحقق پیوست هاست؛ نه صرفاً جشن گرفتن رخدادها یا الهیات سوزی بجای پر کردن رخنه ها!

مطالب مرتبط:

پرسش از مقاومت ما

استراتژی های قرن ۲۰، نوین نیست!

سخنان یوسف رجی لخت بیانیه ۱۸۰ اقتصاددان

ناکامی موافق و مخالف برجام، فرصت اجماع سازی

نه مرجفون نه معوقین

ویژه برنامه «به افق فلسطین»

جبهه مقاومت پیروز میدان بود

درگیری‌ها و مسائل منطقه، به زمان تاسیس رژیم صهیونیستی بر می‌گردد نه ۷ اکتبر. «خاورمیانه جدید» و «اسرائیل بزرگ»، طرح‌هایی بودند که رژیم و آمریکا برای تحقق آن‌ها، منطقه را از راه‌های مختلفی چون خلق داعش و اشغال افغانستان و عراق به چالش کشیدند. در کل، طرح‌های غرب برای به زانو در آوردن جبهه مقاومت با شکست مواجه شده است.

 

زنگ بلند ۷ اکتبر، بشریت را از خواب غفلت بیدار کرد

غزه به مدت ۷ سال، بزرگترین زندان روباز دنیا بود و در آستانه فراموشی در دنیا قرار داشت. وقوع طوفان الاقصی، زنگ بلندی بود که بشریت را از خواب غفلت بیدار کرد.

الگوی حکمرانی در فقه شیعه؛ توزین ولایت میان حاکم شرعی و آحاد جامعه

حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قنبریان در ششمین نشست از سلسله نشست‌های «چیستی و چرایی حکمرانی اسلامی» به تبیین «نمایی از حکمرانی در فقه متعارف شیعه» پرداخت و تلاش کرد تا از دل ابواب فقهی رایج، الگوی حاکم بر مدیریت اجتماعی را استخراج و صورت‌بندی کند.

این استاد حوزه و دانشگاه معتقد است: الگوی حکمرانی در فقه شیعه، نه حکومتی محض است و نه مردمی خالص؛ بلکه بر پایه اصل بنیادین «توزین ولایت» میان حاکم شرعی و آحاد جامعه بنا نهاده شده است. با وجود سابقه چهل‌ساله در امر حکمرانی، فقه رایج شیعه گنجینه‌ای از تصرفات حکمیه و اختیارات واگذارشده به مردم دارد که نیاز به صورت‌بندی مجدد دارد. این الگو، حتی در دوره‌های عدم تشکیل حکومت توسط فقیه، قابلیت اجرا و ردیابی داشته و چالش‌های حکمرانی مدرن را به نقد می‌کشد.

دانلود سخنرانی «الگوی حکمرانی در فقه شیعه» | “دانلود از پیوند کمکی

توسعه عدالت در فضای آموزشی با مشارکت مردم

رئیس‌جمهور: در ماه مهر ۲هزار و ۲۰۰ مدرسه افتتاح شد که اعتبار دولتی خاصی نداشت.

هنوز مردم را باور نکرده‌ایم، اگر مردم بدانند و باور کنند که ما می‌خواهیم فرزندان آن‌ها با بهترین کیفیت و در فضا و روش مناسب آموزش دهند، حتما کمک می‌کنند.

شعار عدالت آموزشی دکتر پزشکیان و این پیگیری ها را باید قدر دانست.

  1. حق ، نه کالا!
    آموزش خوب، “حق” است نه “کالا” ؛ لذا نباید “بازاری” شود؛ تا هرکه پول بیشتر داد، جنس بهتر ببرد! ثروت، رزومه و علم و بعد قدرت بسازد!
  2. مردم ، نه سرمایه گذار!
    در “اعطاء” (= رایگان بخشی) یک حق به نسل بعد، در کنار دولت حتما خیل عظیم مردم “کمک” می کنند؛ چنانچه سابقه تمدنی در موقوفات علمی و درمانی نشان داده است.
    مردم را نباید با “بخش خصوصی” و “سرمایه گذار” ، خَلط کرد.
    سرمایه گذار، حقی اعطاء نمی کند؛ کالایی را به بازار عرضه می کند و تابع مکانیسم بازار در قیمت و سود است.
  3. مدارس پولی!
    چگونه رواج “ربا” از “اعطاء قرض” می کاهد؟[۱]؛ “مدارس پولی” و طبقاتی هم از خیر و احسان و “صنائع معروف” در بخش آموزش می کاهد!
    وقتی بتوان از مدرسه سود بُرد ، چرا “رایگان بخشی” کرد؟!!

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۷/۱۰

[۱] الإمامُ الباقرُ علیه السلام: إنّما حَرَّمَ اللّه  عزّ و جلّ الرِّبا لِئلاّ یَذهَبَ المَعروفُ. [وسائل الشیعه ۱۲/۴۲۵/۱۰]

امام باقر علیه السلام: خداوند عزّ و جلّ ربا را حرام فرمود، تا احسان کردن از بین نرود.

ناوگان «صمود» در نزدیکی آب راه حیاتی غزه و افزایش تهدیدها/ آیا تلاش این‌بار این ناوگان به سرانجام می‌رسد؟!

این ناوگان با کمک‌های انسان‌دوستانه به مردم غزه، حدود ۱۲۰ مایلی غزه رسیده‌اند و کمتر از ۳ ساعت تا رسیدن فاصله دارند. هم‌اکنون ۲۰ پهپاد اسرائیلی در تعقیب این ناوگان است…

سال ۲۰۱۰ نیز بیش از ۶۰۰ نفر از فعالان حقوق بشر سوار بر کشتی می‌کوشند تا کمک‌های انسان‌دوستانه را به مردم غزه برسانند و حصر غزه را بشکنند اما در ۸۵ مایلی نوار ساحلی، اتفاقی تلخ رخ می‌دهد و…
مستند «غزه ۸۵ مایل» از این سفر پرمخاطره می‌گوید.

در عماریار با خانواده فیلم ببینید

صُمود، غزه است!

ادوارد سعید شرق شناس فلسطینی-آمریکایی از جمله کسانی بود که در دهه های قبل باعثِ متداول‌شدنِ لغتِ عربیِ صُمود (=مقاومت، پایداری) شد.
این لغت به‌معنی خودداری ثابت‌قدمانۀ فرد از ترک سرزمینش است؛ آن‌هم صرف‌نظر از تلاش‌های مذبوحانۀ دشمن برای اخراج فرد از سرزمین و حتی وقتی که فرد در محاصرۀ خطراتی پی‌درپی است.
صُمود لغتی است که بیش از همه با مکان‌هایی نظیر غزه و الخلیل پیوند دارد. (سخنرانی نوئامی کلاین در همایش ادوارد سعید در لندن)

گرچه شرق شناسانی مثل سعید در توضیح این مفهوم برای غرب سهیم بوده اند تا امروز کاروان صمود از کشورهای مختلف را شاهد باشیم؛ اما مقاومت اصلی را خود مردم غزه کرده اند.

ناوگان صُمود کاری عالی در یاری و توجه به صمودِ دائمی غزه بود.
ظاهراً اینبار هم توقیف و این نمایندگان ملتها دستگیر شوند؛ لکن صُمود واقعی خود غزه است؛ نه غرق می شود و نه همه مردم مقاومش قابل دستگیری اند!

در آستانه ۷اکتبر سخن شهیدِ صمودِ غزه یحیی سنوار بانگ میزند که:
باید در مسیری که شروع کرده‌ایم پیش برویم… یا بگذار کربلای جدیدی رخ دهد!

مرحله جدید صُمود ، مقاومت مقابل طرح غزه ی ترامپ-بلر است.
غزه، کازینو یا منطقه توریستی و طرح ۲۰ ماده ای، پوشش برای شکست اسرائیل و اشغال به طریقی دیگر نمی شود.

غزه خانه اهالی قرآن است که مظلوم واقع شده از دیارشان اخراج شده اند؛ آنها هم به دستور قرآن، دفاع می کنند.
دفاع، مقاومت و صُمودشان نه فقط حافظ غزه و اسلام که مانع نابودی مسیحیت و یهودیت (غیرصهیونیزم) هم می شود! (۳۹و۴۰ حج)
همین قدر انسانی و متعالی!

محسن قنبریان

ناکامی موافق و مخالف برجام؛ فرصت اجماع سازی

عقب تر از دعوا بر سر متن برجام و اسنپ بک و… دو رویکرد کلان در اردوگاه نظام (نه نظام و اپوزیسیون) وجود دارد .

هر یک موانع خارجی و داخلی ای داشته و عملا هیچکدام طرح و ایده اش موفق نشده است.

  1. راهبرد تقدم ثروت ملی که به برجام انجامید.
    خلاصه اش:
    پذیرش (عدم مقابله با) نظم موجود در دنیا و منطقه؛ یعنی عدم درگیری با طرح های خاورمیانه جدید (چه ورژن اشغال افغانستان و عراق، چه با پیشرانی داعش، چه پیشرانی رژیم صهیونی)
    شراکت اقتصادی درون این نظم و عقب نیافتادن از بقیه (عربستان، قطر، امارات و…)؛ بلکه رقابت با آنها درون آن نظم برای سرمایه گذاری متقابل خارجی با اروپا (و حتی آمریکا).
    قبول پیوست های لازم اجتماعی، سیاسی، نظامی برای آن ایده مرکزی؛ از نفی شعار مرگ بر آمریکا تا کاهش حضور منطقه ای و آزمایش های تنش زای موشکی(برجام موشکی) و…
  2. راهبرد تقدم قدرت ملی (ایران قوی)
    اول با صدور انقلاب و ایده جمهوری های مستقل اسلامی خود را بیان کرد بعد به هسته های مقاومت درون دولت ملتهای موجود راضی شد!
    خلاصه اش:
    نقش آفرینی در نظم منطقه و جهان و رقابت با نیروهای بیگانه بر سر نظم منطقه اسلامی. درگیری با طرح های خاورمیانه آمریکایی و اسرائیل بزرگ در همه بروزاتش.
    ایده هایی مثل بازار و پول مشترک اسلامی و نیروی نظامی مشترک برای این مقاومت تا چرخش به شرق در مقابل تحریم های غربی و مقاوم سازی اقتصاد داخلی(اقتصاد مقاومتی)، پیوست های اقتصادی این راهبرد بوده است؛ که برخی اصلا و برخی تا حدودی محقق شده است.

* موانع داخلی
شاید بتوان ادعا کرد هیچوقت همه ظرفیت نظام و ایران پای یکی از این راهبردها نیامده است!
آن شکاف درون نظام و جامعه، هردو را ناکام یا ناتمام گذاشته است؛ بلکه دو خط و ساخت نسبتاً موازی را موجب شده است.
رویکرد اول که توسط دکتر روحانی در دهه۸۰ تبیین شده، ۱۶سال شورای امنیت و دولت (سازندگی و اصلاحات) را داشته است؛ لکن همه لوازمِ مصرّح و ضمنی اش مورد قبول ارکان دیگر از جمله رهبری، نیروهای مسلح و… نمی شده است.

همزمان آن وزن بزرگ اردوگاهی هم ایده های اردوگاه دوم را یاری نمی کرده است؛ از عدم قبول ایده صدور انقلاب گرفته تا کاهلی در بازار مشترک اسلامی و سیاستهای اقتصاد مقاومتی و حتی اخلال در چرخش به شرق!

بدنه اجتماعی و رسانه ای جریان۱ توانسته پیوست افکار عمومی رویکرد۲ را دچار مشکل کند؛ غیر از رأی معنا دار ۹۲و۹۶، حتی پس از شکست برجام هم درصد بالایی از مردم چاره را از جنس برجام می دانند! (به نفع راهبرد۱)

البته همزمان، منوط شدن مذاکره به توقف توان موشکی، حتی ۱۰٪مخالفت بیشتر از منوط شدن به توقف انرژی هسته ای دارد (۶۸٪ به ۵۸٪)(به نفع راهبرد۲)

* موانع خارجی

برای رویکرد۱:

اعلان شکست استراتژی اروپاییِ “تغییر با تجارت” و راهبرد شراکت اقتصادی برای مهار تخاصم همزمان با جنگ روسیه و اوکراین!

بازیگریِ متفاوت آمریکا از ۱۱سپتامبر۲۰۰۱ و استفاده از اقتصاد و تجارت برای جنگ (تجارت بمثابه سلاح) که عملا شراکت اقتصادی برای تغییرات بنیادین را تبدیل به جنگ اقتصادی و تحریم برای تغییر می کند

تقارن طرح خاورمیانه آمریکایی با طرح اسرائیل بزرگ به پیشرانی رژیم صهیونی با راهبرد تقدم قدرت برای سیادت اسرائیل در منطقه

شکست کامل برجام با اسنپ بک و توافق آمریکا و اروپا در نفی غنی سازی و توان موشکی!

برای رویکرد۲:

موفقیت نسبی پروژه ایران هراسی، هلال شیعی و… در منطقه اسلامی

به حسب برخی پیمایش ها ایران با اختلاف ۴٪ بعد از اسرائیل تهدید کننده امنیت منطقه است!

این ذهنیت مانعی بزرگ برای همکاری های جدی منطقه ای مقابل بیگانگان است.

مشکل روز افزون هسته های مقاومت با دولتهای ملی شان و فشارها برای خلع سلاح آنها از لبنان تا عراق.

حتی مرجعیت اعلای عراق هم از شعار “سلاح فقط دست دولت” حمایت می کند!

ناتمام ماندن پیوست های اقتصادی برای بی اثر کردن تحریم های غربی؛ از همکارهای بزرگ اقتصادی منطقه ای و اقتصاد مقاومتی تا چرخش به شرق!

* چاره: زمان اجماع سازی

ارزیابی این است که رویکرد اول معیوب و رویکرد دوم ناقص است.

رهبر انقلاب اسلامی اخیراً وضعیت هم فکری و همدلی قوای سه گانه و بخشهای تصمیم گیر و تصمیم ساز را فرصت اجماع سازی دانستند(۱۴۰۴/۶/۱۶)

شکست پروژه برجام در دوره دولتهای دارای رویکرد۱ (چه خروج ترامپ، چه خروج کامل اروپا و بازگشت تحریم ها) میتواند به درنگ جدی در رویکرد۱ بیانجامد؛ البته رویکرد۲ هم در پیوست های اجتماعی و اقتصادی اش، نقصان دارد که باید بازتولید و از سوی نخبگان سیاسی جناح های موجود برای مردم تبیین شود.

 تهدید جنگ دوم رژیم، اجماع بر سر این رویکرد با اضافه پیوست هایش را از هر زمان دیگری ممکن تر کرده است!

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۷/۸

حتما ببینید
استراتژی‌های قرن۲۰، نوین نیست!

۰۴۰۶۰۱ – جنگ فقر و غنا در ادبیات قرآن و اهلبیت

۰۴۰۶۰۲ – جنگ فقر و غنا در ادبیات قرآن و اهلبیت