صداهنگ/ کمک نفس معنوی

صداهنگ (پادکست) کمک نفس معنوی برگرفته از سخنان حجت الاسلام قنبریان منتشر می‌شود. این صداهنگ به همراه خاطره ای از حرکت قابل تحسین یک امام جمعه همراه است.

تشکل اسوه در قرآن

چکیده سخنرانی حجت الاسلام قنبریان در اردوی تشکیلاتی بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان کشور – آبعلی/بهمن ۹

ممکن است بپرسی چرا اصحاب کهف؟! ما قرار است اهل مبارزه و مقاومت شویم نه به غار بخزیم!

اما نگاه کن حماسی ترین و عرفانی ترین تشکل تاریخ -یعنی سیدالشهداء و یارانش- آیات اصحاب کهف را بر نیزه خواند.

اصحاب کهف یک تشکل اسوه در قرآن است که ۷رکن دارد:

  1. اعضاء اصلی اهل فتوت و جوانمردند:
    “اذ اوی الفتیه الی الکهف”.
    “انهم فتیه امنوا بربهم”.
    جوانمردانی که ایمان آوردند.
    جوانمردی مهم است قبل از ایمان. اگر کسی نداشت و با ایمان هم کسب نکرد مومن معامله گر و غیرقابل اعتمادی است. پیامبر قبل از بعثت اهل حلف الفضول و یاری ستمدیدگان شد. این روحیه بسیار مهم است.
    هسته اول تشکل را با اهل فتوت ببندید تا از پشت خنجر نخورید. فروخته نشوید و… تشکلهای اسلامی تاریخ را نگاه کنید بودن و نبودن این عنصر چقدر مهم است.
  2. مأوی داشتن:
    “اذ اوی…”
    اهل تشکل باید حتما ساعتی در روز خلوت با خدا داشته باشند. بدون پناه به حصن حصین اهلبیت کارها بی کیفیت است. آدمها مقاومت را از دست می دهند.
    از مالک اشتر گرفتارتر نیستی حضرت امیر فرمود بهترین وقتت را برای خود و خدا بگذار…
  3. تهیأ و مقدمه سازی برای رشد:
    “هیئ لنا من امرنا رشدا”
    حضرت امیر(ع)فرمود بهترین تهیه برای رشد فکر است. “لارشد کالفکر”
    تشکل باید زمینه فکر آزاد و مباحثه دائمی را فراهم کند تا افراد با فهم و بصیرت اقدامات را همراهی کنند.
    با فکر واستدلال جذب کنید نه “احساساتی کردن”. فرمود : نظام الدین حسن الیقین.
    اجازه اشکال به مبادی و چالش در مبانی بدهید. قبل از اقدام و عملیات بحثها را پاس دارید. با فکر و مطالعه غالب باشید نه غلبه و قدرت.
  4. ارتباط قلبی اعضاء با قیام برای خدا:
    “ربطنا علی قلوبهم اذ قاموا”.
    جوانمردانی که اهل فکر و مباحثه و هم خلوت با خدا باشند وقتی برای آنچه یافته اند برای خدا قیام کنند قلوبشان بهم پیوند میخورد.
    نکته ظریف اینجاست میفرماید در وقت قیام این ربط قلبی پدید می آید.
    منتظرذنباشد قلبها یکی شود بعد اقدام، نه، اقدام برای خدا قلبها را یکی میکند…
    حضرت امیر فرمود: اقرب القرب مودات القلوب: نزدیکترین خویشاوندی دوستی های قلبی است. فرمود : جانها وقتی متناسب هم شود ائتلاف میگیرد.
  5. اعتزال و کناره گیری از اهل دنیا:
    “اذا اعتزلتموهم”.
    این انزوا نیست کناره گیری از امور نیست کناره گیری از اهل دنیاست. حضرت امیر فرمود: در کناره گیری از فرزندان دنیا همه مصلحتهاست.
    حتی اگر در مسیر حرکت گروه کسان یا گروههایی که دنبال متاع دنیا در حرکتند تا مقداری از حرکت هستند اما حرکت با سقف آنها بسته نشود….
  6. تهیأ رفق و مدارا:
    “یهیئ لکم من امرکم مرفقا”
    آن شرایط سخت برای هسته تشکل نه یعنی تکفیر غیر و سختی و درشتی کردن بادیگران. جذب حداکثری باید باشد با “مدارای فعال”. تلورانس و تساهل، رفق نیست شتردیدی ندیدی است. رفق ، مداری فعال است حوصله کردن در بحث و روشن کردن اذهان از سوی دیگری مهربانی کردن و مردم داری تا گاردها باز و ذهنیتها برطرف شود و همراه شوند.
    -مردم داری و مهربانی با احساسی کردن فرق دارد. برخی جای سؤال و بحث با قصه و احساسات میخواهند جذب کنند این غلط است اما عده ای هم هستند ایراد نظری ندارند گاردی دارند، تلقی درستی از شما ندارد، مهربانی و مدارا گارد اینها را باز میکند.
  7. تلطف و نرمی کردن:
    “ولیتلطف”
    با او که تا آخر نمی آید هم نرم خو باشید…

کاش دانشجوی شریف بودم!

 

دیشب وقتی اخبار مربوط به پرسش و پاسخ‌های صریح دانشجویان با سخنگوی قوه قضائیه را مرور می‌کردم برای اولین بار در عمرم آرزو کردم ایکاش دانشجوی دانشگاه شریف بودم!

این حس را حتی در اوج مجاهدت‌های علمی هسته‌ای و شهادت دانشمندان آن پیدا نکرده بودم. شاید بخاطر اینکه در خود استعدادی برای فیزیک هسته‌ای ندیده‌ام اما خالی از دغدغه عدالت و مطالبه‌گری آرمان‌های انقلاب و حفاظت از ارزش‌هایی که این همه خون برایش ریخته شد نمی‌شوم.

 

البته کاش در کنار سؤالات صریح و انتقادات مشهور به قوه قضائیه -که آنجا طرح شد- کف و سوت نبود تا سخنگو هم مجبور نشود شأنش را بکاهد و سوت بلبلی‌اش را رو کند! یا بهانه‌ای برای بسته شدن این حضورهای حداقلی شود.

دانشجویان باید مسیر را طوری طی کنند که زمینه آمدن رؤسای قوا و حتی فرماندهان نظامی‌در دانشگاه برای پاسخگویی فراهم شود. یعنی چیزی که رهبر انقلاب ۵سال پیش خواسته اما برآورده نشده است آنجا که فرمود:

“از مطالب دیگری که گفته شد مسأله حضور مسئولان در دانشگاه است. این اشکال کاملا وارد است. من عقیده‌ام این است که مسئولین باید در دانشگاه‌ها شرکت کنند. رؤسای سه قوه، مسئولین میانی، رئیس صدا و سیما، مسئولین سپاه و نیروهای مسلح اینها بروند با دانشجوها جلسه بگذارند و حرف‌های گفتنی دانشجوها را بشنوند[۱]

 

اما باید چیزی هم جای کف و سوت یا هو کردن برای مخاطبین -که نمونه کوچکی از هیأت منصفه جامعه‌اند- بماند. نمی‌دانم برای نمونه آخرش به مسئول حاضر، “نمره اقناع” دهند و معدلش همانجا قرائت شود یا هر راه دیگر اما نقد و انتقاد را از ادب و اخلاق جدا نکنند.

 

دیشب می‌گفتم اگر آنجا بودم از این فرصت نادر استفاده و چیزهای دیگر پیرامون قوه قضاییه و رئیس آن هم می‌پرسیدم که اهمیتش از شایعات درباره دختر ایشان کمتر نیست. ساختمان‌های متعلق به ایشان در قم و شایعات مربوط به مزرعه و دامداری‌ها و اشکالات آن و… -که اقلا گروهی الان به هر انگیزه در بست‌ها و پست‌هایشان طرح می‌کنند- جای موشکافی دارد.

 

دیشب آرزو کردم کاش این مطالبات صریح و بی‌پرده با ایشان و مسئول قوه و قوای دیگر در فیضیه و معصومیه قم یا حتی مصلاهای نماز جمعه جدی و بدون سانسور انجام می‌شد. چرا نهادهای انقلابی خود پیگیر آرمان‌های انقلاب‌شان نباشند تا آمدنیوز و رسانه‌های معاند یا افراد خاص یا مشکوک به بهانه پیگیری آن دنبال گرفتن ماهی خود باشند.

 

به نظرم همه‌اش تقصیر بدخواهان و شایعه سازان نیست، “خوب خواهان” نظام در نماز جمعه‌ها و حوزه‌ها و هیأت‌ها و تشکل‌ها و… هم جدی و فراگیر مطالبه نکرده و بعضا رسوب “السؤال بدعه” دارند یا از آن استفاده ابزاری کرده‌اند!

دم انتخابات یاد زندگی اشرافی برخی افتادن و حتی بعدش با او “ساختن”(!) چاره نیست. فقط خانه آخوندی و روحانی آنچنانی نیست خانه برخی “آقایان” به ظاهر اینطرفی هم چیزی از آنها کم ندارد!

خلاصه “سیاست برای عدالت” است نه “عدالت برای سیاست”!

به امید آنروز.

 

 محسن قنبریان
 
۹۶/۹/۲۱



[۱] ۹۱/۵/۱۶دیدار دانشجویی

یک تجربه(۳) : تریبون آزاد یک ستاد

 یادم نمیرود شبی که جوانی پشت تریبون آمد و ضمن انتقادات حتی تعرضی به شهدا کرد! برخی مسن ترهای عرصه دفاع مقدس نیم خیز شدند اما با مهربانی به ایشان تذکری داده شد .

فردا شب آمد متنی از رو خواند همان انتقادات را داشت اما از توهین خالی بود و از شهدا و خانواده شهدا عذر خواست از سوی برگزار کنندگان هدیه ای به او داده شد و صحنه دیدنی ای شد.

چند ماه بعد منتقد تندگویی که پشت تریبون نمی آمد و معمولا بعد از پایان تریبون شخصی می آمد و بحث میکرد سراغ همان جوان رفته بود.

آن منتقد در جواب بنده که میگفتم چرا در تریبون نمیگویی؟ میگفت : میترسم!

حالا آن جوان سوژه ای شده بود برایش .

خود چند ماه بعد گفت سراغش رفتم ببینم واقعا متعرضش نشده اند ، دیدم گفت : اصلا!

 شکی نیست آزادی یکی از آرمانهای انقلاب و انتقاد یکی از حقوق مردم است امام خمینی ” تخطئه کردن مسئولین را یک هدیه الهی ” میخواند. چرا که باعث بهبود و تعالی است.

قبول کنیم تا این آرمان هنوز فاصله داریم .

گاه برنامه های چالش با یک مسئول و پرسش آزاد باید تا شورای تأمین یک شهر برود.

از آن سو این تنگ نظری های آدم های صرفا سیاسی و اجرایی و کمتر فکری و فرهنگی موجب شده ذهنیتی برای جوانان شایع شود که حق هیچ انتقادی نیست و بگیر و ببند است.

هرچه جامعه از شهید مطهری ها و بهشتی ها خالی تر شود جمع یاران انقلاب هم از آزادی نقد و تفکر بیشتر میترسند و ترجیح میدهند برنامه های کلیشه ای و تکراری خود را ولو با همان آدمهای تکراری تکرار کنند ، نکند با انتقادی نظام تضعیف شود!

 تجربه تریبون آزاد در ایام انتخابات ۹۲ کنار ستاد جلیلی از سوی بچه های حزب اللهی تجربه زیبایی بود.

شعار آزادی این بار نه در ستاد اصلاح طلبان که در ستاد اصولگرایان فریاد میشد. بین جمعیت می گشتیم و مخالف تر را می آوردیم پشت تریبون .

آزادی ، خانه زاد انقلاب اسلامی برای ایران معاصر بوده است و سزاوارتر از همه به اعطایش خود نیروهای مذهبی و انقلابی اند.

اگر بسته و امنیتی نیاندیشند و از یک پرسش نهراسند و کتابخوانها و اهل تحقیق خود را بیفزایند آنوقت از هر برنامه تبلیغی ، برای انقلاب رساتر است.

کسانی که آن شبها شاهد آن جمعیت و آن سعه صدر بودند ،اثرش را دیدند.

منتقدی با رگ گردن باد کرده که وقتی پشت تریبون می آمد اول سلام میکرد بعد مؤدبانه و منطقی حرف میزد و منتظر جواب میشد.

باور کنیم بسیاری از داد و بیدادها و حتی توهینها را آزادی نقد ، مؤدب و منطقی میکند.

میدانم برای برخی کمی جلوتر از اسلام و انقلاب رفته باید شاهدی موجه بیاورم.

توصیه میکنم دیدار حضرت آقا با دانشجویان را در ۹۱/۵/۱۶ حتما ببینند.

چند جمله ی آن:

“من عقیده ام این است که مسئولین باید در دانشگاهها شرکت کنند . رؤسای سه قوه، مسئولین میانی، رئیس صدا وسیما، مسئولین سپاه و نیروهای مسلح  اینها بروند با دانشجوها جلسه بگذارند و حرفهای گفتنی دانشجوها را بشنوند…”

در قبال احضار برخی منتقدین مسئولین به دادگاه :

” من هم عقیده ام همین است که در قبال اظهار نظر احیانا قدری تند یک جوان دانشجو خیلی نباید حساسیت وجود داشته باشد…”

و درباره حد انتقاد:

” یکی از دوستان دانشجوی عزیز گفتند که به ما میگویند : پازل دشمن را تکمیل نکنید! – این از حرفهایی است که بنده زیاد تکرار میکنم : پازل دشمن را نباید تکمیل کرد- ایشان میگویند خب پس انتقاد چه میشود ؟ انتقاد هم نکنیم؟! من اعتقاد ندارم که نباید انتقاد کرد…اصرار دارم بر این که جریان دانشجویی و جنبش دانشجویی موضع انتقادی خودش را حتما حفظ کند به هیچ وجه توصیه ما این نیست که شما انتقاد نکنید .خب چکار کنیم که این انتقاد تکمیل کننده پازل دشمن نباشد ؟ روی این مسأله فکر کنید .نه این که بگوییم تکمیل پازل دشمن که یک امر منفی است با لزوم انتقاد که یک امر مثبت است منافات دارد. نه؛ خب خود شما هم گفتید من انتقاد کردم ،در همه دنیا نقل هم شد اما هیچکس در دنیا ادعا نخواهد کرد که فلانی علیه نظام اسلامی یا فرض کنید که علیه تشکیلات اجرایی یا تقنینی کشور دارد اقدام میکند .خب شما هم همین جور انتقاد کنید”.

وقتی شبهای تبلیغات انتخابات ۹۲ دیدم طلاب و دانشجویانی در ستاد جای رجز خوانی ورشعار یا کارهای پست تر ، تریبون آزاد گذاشته و مخالف را برخود ترجیح داده و سپس به تدارک جواب منطقی اند امیدوار شدم که مطهری و بهشتی هایی در راه است و انقلاب اسلامی جاری است…

محسن قنبریان  ۹۵/۱۲/۲۳

گزارشی کوتاه از آن شبها را در کلیپ زیر ببینید

 

درس گفتار/ شرح حدیث جنود عقل و جهل

درس گفتار کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» ایراد شده توسط حجت الاسلام قنبریان در ماه رمضان سال ۱۳۹۶ منتشر می‌شود.

  1. دریافت جلسه نخست «شرح حدیث جنود عقل و جهل» | “دریافت از پیوند کمکی

  2. دریافت جلسه دوّم «شرح حدیث جنود عقل و جهل» | “دریافت از پیوند کمکی

  3. دریافت جلسه سوّم «شرح حدیث جنود عقل و جهل» | “دریافت از پیوند کمکی

  4. دریافت جلسه چهارم «شرح حدیث جنود عقل و جهل» | “دریافت از پیوند کمکی

  5. دریافت جلسه پنجم «شرح حدیث جنود عقل و جهل» | “دریافت از پیوند کمکی

  6. دریافت جلسه ششم «شرح حدیث جنود عقل و جهل» | “دریافت از پیوند کمکی

  7. دریافت جلسه هفتم «شرح حدیث جنود عقل و جهل» | “دریافت از پیوند کمکی

  8. دریافت جلسه هشتم «شرح حدیث جنود عقل و جهل» | “دریافت از پیوند کمکی

  9. دریافت جلسه نهم «شرح حدیث جنود عقل و جهل» | “دریافت از پیوند کمکی

  10. دریافت جلسه دهم «شرح حدیث جنود عقل و جهل» | “دریافت از پیوند کمکی

  11. دریافت جلسه یازدهم «شرح حدیث جنود عقل و جهل» | “دریافت از پیوند کمکی

  12. دریافت جلسه دوازدهم «شرح حدیث جنود عقل و جهل» | “دریافت از پیوند کمکی

  13. دریافت جلسه سیزدهم «شرح حدیث جنود عقل و جهل» | “دریافت از پیوند کمکی

  14. دریافت جلسه چهاردهم «شرح حدیث جنود عقل و جهل» | “دریافت از پیوند کمکی

  15. دریافت جلسه پانزدهم «شرح حدیث جنود عقل و جهل» | “دریافت از پیوند کمکی

  16. دریافت جلسه شانزدهم «شرح حدیث جنود عقل و جهل» | “دریافت از پیوند کمکی

  17. دریافت جلسه هفدهم «شرح حدیث جنود عقل و جهل» | “دریافت از پیوند کمکی

  18. دریافت جلسه هجدهم «شرح حدیث جنود عقل و جهل» | “دریافت از پیوند کمکی

  19. دریافت جلسه نوزدهم «شرح حدیث جنود عقل و جهل» | “دریافت از پیوند کمکی

  20. دریافت جلسه بیستم «شرح حدیث جنود عقل و جهل» | “دریافت از پیوند کمکی

  21. دریافت جلسه بیست و یکم «شرح حدیث جنود عقل و جهل» | “دریافت از پیوند کمکی

  22. دریافت جلسه بیست و دوّم «شرح حدیث جنود عقل و جهل» | “دریافت از پیوند کمکی

  23. دریافت جلسه بیست و سوّم «شرح حدیث جنود عقل و جهل» | “دریافت از پیوند کمکی

  24. دریافت جلسه بیست و چهارم «شرح حدیث جنود عقل و جهل» | “دریافت از پیوند کمکی

سخنرانی/ فن حُسن استماع

سخنرانی با موضوع «فن حُسن استماع» ایراد شده توسط حجت الاسلام قنبریان می‌باشد که پیرامون موضوع «شنیدن» نکاتی گفته می‌شود.

  1. دریافت جلسه نخست «فن حُسن استماع» | “دریافت از پیوند کمکی

  2. دریافت جلسه دوّم «فن حُسن استماع» | “دریافت از پیوند کمکی

سخنرانی/ سلوک سه روزه تا بهشت!

سخنرانی با موضوع «سلوک سه روزه تا بهشت!» در سالروز شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها، ایراد شده توسط حجت الاسلام قنبریان به تاریخ ۱۲اسفندماه ۱۳۹۵ منتشر می‌شود.

دریافت سخنرانی «سلوک سه روزه تا بهشت!» | “دریافت از پیوند کمکی

یک تجربه(۲): جشنواره عدالت و دیانت

 نهادهای اجتماعی میتوانند مکمل نهادهای سیاسی(حاکمیتی) بوده در پیشرفت مادی و معنوی شهرها اثر کنند.

اما متاسفانه شأن این نهادها (حوزه علمیه، مساجد و هیأتها، تشکلهای دانشجویی، رسانه های مستقل و…)  آنگونه که باید از سوی خودشان ارج گذاشته نمی شود!

کأنه هرکس برای اصلاح و بهبود امور شهرش فقط باید کاندید شود یا منصوب در اداره و پستی شود تا احیانا کاری کند وگرنه فقط غر بزند که چرا کسی کاری نمیکند؟!

در حالیکه در جایگاه نهادهای اجتماعی و مدنی میتوان نقش آفرینی بسیار والایی در اینباره داشت.

یک تجربه در سال ۸۷

گروهی از طلاب و دانشجویان بهبهان برای تحقق عملی شعار عدالت ابتکاری بنام “جشنواره عدالت و دیانت” آفریدند.

با رفتن به همه نقاط محروم شهر و روستا قریب ۱۵۰ ساعت بازدید از نزدیک و ۳۰ ساعت کار تحلیلی انجام دادند و همه را مستند و مصور با مسئولین شهرستان در میان نهادند و از آنها مطالبه کردند.

روستاهایی که در هفته فقط دو روز آب داشتند، تانکر آبی که قدمتش از انقلاب اسلامی بیشتر بود زنگ زده و پر از فضولات پرندگان و لجن گرفته که مردم بسیاری از آن روستا را عارضه ای پوستی داده بود!

انجام نشدن طرح هادی در روستای ۳۰۰۰ نفری، آسیبهای بهداشتی حاصل از تلمبار فضولات ، مدارسی با قدمت ۵۰ سال به بالا و کمبودهای فضای آموزشی که موجب پیاده روی ۲ ساعته دانش آموزان میشد و… اینها وقتی مصور میشد بیننده (مسئول یا کارشناس) را متأثر میکرد.

جلساتی که با فرماندار وقت (آقای حسن حائری) و واحد عمران و برنامه ریزی و مسئولان مربوطه نهادند موجب شد گزارشات این تیم طلبه-دانشجو تبدیل به مصوبه و ابلاغ شود و در بودجه آن سال دیده شود.

برخی از آن محرومیتها رفع شد واز انجام وظیفه مسئولان هم تشکر شد.

گرچه حال و هوای آن سالها، عدالت خواهی بود و شعار دولت هم همین بود لذا از نشان دادن نقاط تبعیض آمیز و فقر و محرومیت استقبال میشد اما بعید است هیچ دولتی از اینگونه فعالیتهای آرام و بی تنش اما دلسوزانه استقبال نکند.

بشرط اینکه تحقیقات ،همه جانبه و دقیق و همراه با راهکار عملی باشد چیزی که در “جشنواره عدالت و دیانت” وجود داشت.

گردآوری های عینی، ۳۰ ساعت با متخصصین تحلیل و بررسی میشد تا بهترین راه حل و مقرون به صرفه ترین روش برایش پیدا شود.

گرچه نامش ” جشنواره” بود اول قرار بود جشنی هم برگزار و گزارش عملکرد به مردم داده شده سالانه تعقیب شود اما بخاطر صرفه جویی ، کلیشه ای شدن این گزارشات برای مردم و برخی عوامل دیگر جشن عمومی آن برگزار نشد.

متأسفانه حوادث تلخ سال ۸۸ و مشکلات و حواشی طولانی مترتب برآن و هم برخی علل دیگر تعقیب آن ابتکار در سال بعد توسط آن تیم را با مشکل مواجه کرد ؛ اما تجربه ای بود قابل تکرار به شرط همت ها و هم افزایی ها…

محسن قنبریان  ۹۵/۱۰/۲۸

طلبه تراز انقلاب از حیث اخلاق

 

 حصه‌های تکلیف!

 

 انسان – مسلمان – طلبه – روحانی عهد حکومت دینی

هرچه از اولی به آخری میروی تشخص هایی می یابی که “تکالیف و مشقت های” بیشتری برتو بار میکند نه “بهره ها و مزایای بیشتر”.

مثلا توسعه منزل یک طلبه از یک مومن معمولی سخت گیرانه تر است. روحانی معاصر با روحانی ۵۰ سال پیش نجف از حیث اقبال به دنیا باید متفاوت باشد و از آنها هم برخود سخت تر بگیرد! چون در عهد حکومت دینی است و حاکمیت منتسب به صنف اوست. او از ائمه مسلمین است و باید به زی آنها در آید. سرّ تفاوت سیره ائمه در زمان حاکمیت و زمان شهروند معمولی بودن همین است .

اگر منزلت فقیه ، منزلت انبیاء بنی اسرائیل است(حدیث امام رضا) تکالیف و زحماتش هم باید با آنها سنجش شود نه از عنوان و امتیاز انبیاء استفاده اما از وظایف و تکالیف و سختی های آنها شانه خالی کرد. لذا برای اصل رسالت طلبگی و تبلیغ دین، همان شرط بعثت هست که “فشرط علیهم الزهد فی درجات هذه الدنیا الدنیه: خداوند با انبیاء شرط کرد در تمام درجات دنیای پست زاهد و بی رغبت باشند”.

وقتی این رسالت افزون و منتسب به اجرای دین (حکومت) میشود بار سنگین تر میشود چنانچه امیرالمومنین از نزدیکان خواست:

“فأعینونی بورع و اجتهاد: مرا با سخت کوشی و شدت پرهیز یاری کنید”

 

فرمول۱: عدم زهد ما = زهد مردم از دین!

امام علی(ع) فرمود: “جز این نیست که مردم را در طلب علم دین بی رغبت کرد، مشاهدات زیاد آنها از کم بودن عاملین به علم دین”( غرر الحکم)

 خودشان مردم را از مثل بنده باز داشته اند!

امام صادق(ع) از عیسی بن مریم نقل میکند که به اصحابش فرمود: وای برشما از علماء سوء! کسانی که اجرت را میگیرند اما کارکرد لازم را انجام نمیدهند”( بحار ج۲ ص۱۰۹)

فقط رسانه های بیگانه وتهاجم فرهنگی مقصر نیست عمل ما هم اثر داشته است.

امام سجاد( ع) چنین مبلغینی را “روباه امت” خواند.

 

 فرمول ۲: چرا گاهی طلبه از آخوند نورانی‌تر است؟!

پیامبر فرمود: “هرکه در علم رشد کند اما زهد و بی رغبتی اش از دنیا افزون نشود ، جز دوری اش از خدا زیاد نمیشود”( بحار ج۲ ص۳۷).

روحانی عصر انقلاب اسلامی بودن کلفت و سختی و تنگی ای دارد بی تعارف برخی از ماها باید از این لباس در آییم و برخی اقلا در کشوری غیر از حکومت اسلامی آخوند شویم!

 

(چکیده‌ای از درس اخلاق/ حوزه علمیه/ دهه فجر ۹۵)