پرسش و پاسخ

سؤال:

علیرغم بیان شما این مسأله برایم حل نشد که حفظ جمهوری اسلامی‌آز جان امام زمان هم مهمتر باشد! او آخرین ذخیره خداست و فدا شدنش مساوی با نماندن اسلام است، چگونه انقلابی که در بهترین حالت زمینه ساز ظهور اوست اهمیتش از خود او بیشتر باشد؟!

جواب:

اصل ادعا را اول خوب دریافت کنید:

امام معصوم فدائی اسلام است نه اسلام فدای او.

این حرف ریشه تشیع ماست. شاهان جور اسلام را فدای خود میکردند و به قیمت ماندن خود اساس اسلام هم لازم بود میکندند. اما امام معصوم برای حفظ اساس اسلام یا ارزشهای اساسی آن خود را فدا میکند. گاه از حقش میگذرد تا آن بماند مثل امیرالمومنین بعد سقیفه. گاه به قتلگاه میرود و گاه زندان و…

این حرف نفیس را امام خمینی در مقدمه وصیت نامه و شرح ثقلین به طرز عالی انجام داده حتما بخوانید.

حال اگر حرکتی انقلابی برای احیاء اسلام راستین شروع شد آیا امام خود را وقف آن نمیکند؟ و آیا می نشیند تا پیروز شوند بعد می‌آید؟ مثلا کوفه توسط مسلم فتح شود و امویان در عراق سقوط کنند تا بیاید؟!

واضح است نه! در مقدمات قیام تا نتیجه حاضر به فداکاری است.

این منعی ندارد که اگر شهری شرایط بهتری داشت از آنجا شروع کند. اما آنجا هم مقدمه ای دارد و نتیجه ای. مقدمه خیزش علیه ظالمین است و نتیجه: برپایی حکومت عدل اسلامی.

باز امام در مقدمه هم همراه مردمش هست. حال مقدمه ساز مسلم نامش باشد یا کسی دیگر.

اصلا سیدالشهدا در همین مقدمه(نهضت و خیزش علیه ظالمین) شهید شد نه در نتیجه(پس از تشکیل حکومت).

از این حیثی فرقی بین ائمه نیست و همه فدائی اسلامند. و امام زمان(ع) استثناء نیست.

نکته‌ای که هست پذیرش آن حرف از امام خمینی است که:

الف) انقلاب ایران نقطه آغاز انقلاب جهانی اسلام به پرچم داری حضرت حجت(ع) است.

یعنی اینجا هم خیزش نقطه شروع و مقدمه هست برای آن نتیجه(پرشدن زمین از عدل و داد)

ب) اگر انقلاب اسلامی‌شکست خورد اسلام سیلی ای میخورد که به این زودی کمر راست نمیکند.

اگر این حرف هم قبول شد مقدمه بودن انقلاب ما برای ظهور تاکید و یاری آن ضرورت می یابد.

حال همان حرفهای قبل درباره سیدالشهدا و قیام کوفه را بیاور.

اما ذخیره خدا بودن و آخرین ذخیره بودن او:

این ویژگی امام زمان او را استثناء از قاعده یاد شده نمیکند و باز این سخن درست است که:

حفظ اسلام اصیل -که در نظر امام خمینی در این زمان همین انقلاب اسلامی‌آست- از جان ولی عصر هم مهمتر است.

لکن نکته حائز اهمیت اینجاست که خداوند وعده کرده جان این آخرین ذخیره تا رسیدن به مقصد نهایی حفظ بماند.

بین این که خدا جان این ذخیره را تا رسیدن به نتیجه حفظ کند،

 و بین اینکه این ذخیره از قاعده استثناء باشد فرق است(دقت کنید)

خداوند چنین وعده ای درباره ائمه قبل نداشت که مثلا امام حسین را تا نتیجه حفظ کند لذا در فداکاری امام برای اسلام، شهادت یا اسارت و زندان آنها هم اتفاق می‌آفتاد اما در خصوص امام زمان، فداکاری اش را وعده داده با حفظ جان او باشد تا نهایت کار.

علی التشبیه وقتی قیام حضرت شروع شد و ظهور اتفاق افتاد آیا یک شبه دنیا پر از عدل میشود؟! واضح است نه!

حضرت از لحظه فتح مکه تا گرفتن کوفه، در همه مراحل مقدماتی تشکیل حکومتشان آیا خود نمی جنگند و جلوی تیر و دشمن نمی روند؟! واضح است در همه مراحل فداکاری دارند مثل سیدالشهدا و…

اما فرق در این است که خداوند جان او را حفظ میکند و در مقدمات فدا نمیشوند.

خلاصه: اینکه در مقدمات ایشان فدا نمیشود و به خواست الهی زنده می ماند. با اینکه باید در مقدمات فداکاری کند و نهضت(از مقدمه تا نتیجه) اهمیتش از جان او بیشتر است فرق دارد.(تامل کنید)

اما معنای نظام جمهوری اسلامی‌آن است که در سخنرانی بیان شد نه رجال سیاسی یا نظام اداری(گوش دهید)

یپوند سخنرانی «مواجهه امام خمینی(ره) با مصلحت‌یابی، مصلحت‌بافی، مصلحت‌سازی»

تعمیر و توسعه مزار معصومین در فقاهت انقلابی امام

تعمیر و توسعه مزار معصومین در فقاهت انقلابی امام[۱]

سؤال و معما:

اگر سعودی با همین وضعیت سفیانی گری در مذاکره با بخشی از علماء شیعه به توافقی برسد که حرم برای ائمه بقیع بسازد نظر شما چیست؟! کمک می دهید؟!

امام خمینی درباره حرم رسول الله(ص) فرمود: “رسول الله نیازی به مساجد اشرافی[مسجدالنبی] و مناره های تزییناتی ندارد.” اما درباره آستان قدس میفرماید: مرکز ایران است! و به خادمی آن حسرت میخورد[۲]. این دو چگونه قابل جمع است؟ چگونه پیامبر به تزیینات نیاز ندارد اما پیامبر زاده دارد؟!

پاسخ اجمالی:

در فقاهت انقلابی امام در این وضعیت فرضی نباید به سعودی برای ساخت حرم کمک کرد.

اسلام آمریکایی سعودی هم تعمیر و توسعه اش و هم تخریب بقیع اش، هردو محکوم است. تعمیر و توسعه در اسلام اصیل موجه است.

 تفصیل نظر امام:

  1. امام مثل سایر فقهای معاصر، بناء و توسعه حرمهای ائمه و امامزادگان و حتی علماء و شهداء را جایز می شمارد[۳]
  2. تفاوت دیدگاه و اوج اندیشه ایشان در این است که: گنبد و بارگاه و تزیینات و تعمیر و توسعه، اصل نیست و موضوعیت ندارد که همواره حکم جواز یا استحباب داشته باشد بلکه تابع یک اصل است اگر آن اصل تأمین بود، اینها جایز اما اگر آن اصل آسیب دید، کاسته شد یا متوقف شد، توسعه و تعمیر غیرجائز می شود!
  3. آن اصل: “ساخت بینش کفرستیز” در کلام ایشان و همان تبری از دشمنان خدا است. اگر ساخت و ساز حرمی به هر طریق این اصل را آسیب زد، جایز نمی باشد.
  4. شواهد این مساله در سیره امام:
    الف) پس از تخریب قبور بقیع، برادران شیرازی(آیت الله سید حسن و سید محمد) تلاش میکنند از طریق نامه نگاری علماء نجف و ارسال هیأت برای مذاکره با شاه سعودی، او را قانع کنند اجازه بارگاه و تجدید بناء دهد. از امام هم با اصرار نامه ای میگیرند و هم آیت الله خویی. قرار بوده آیت الله حکیم هم در حج با شاه سعودی دیدار و هیأت سیاسی هم ارسال شود. امام در نامه ای به یکی از علماء این کارها را بی ثمر و “مذاکره و مباحثه را مضر می خوانند” و توجه می دهند که “اساس مذهب در این بلاد در خطر کفر است[۴]“. یعنی وقتی اساس مذهب در خطر کفر است به نظر ایشان ساخت بقیع مشکل گشا نیست. اساس مذهب هم نماز و حج و… نیست. “یؤمن بالله و یکفر بالطاغوت”، “تولی و تبری” است.
    ب) وقتی ۳۰مرداد۴۸ صهیونیست‌ها بیت المقدس را آتش زده و به آن خسارت جدی زدند، برخی کشورهای اسلامی از جمله ایران(زمان پهلوی) دست اندر کار ساخت و تعمیر آن شدند. شاه حسابی افتتاح و خود یک میلیون ریال واریز کرد و کمک طلبید درحالیکه با اسرائیل رابطه حسنه داشت! امام در تبعید متنی در جراید عراق منتشر کرد و تعمیر را جایز ندانست[۵]! در مصاحبه با الجمهوریه عراق فرمود: “تا زمانی که فلسطین اشغال شده، آزاد نشده است مسلمانان مسجد الاقصی را نباید تجدید بناء کنند بگذارند جنایت صهیونیزم هماره جلوی چشمان مسلمان مجسم باشد و مایه حرکتی برای آزادی فلسطین گردد”.
    ببینید سخن از عدم همکاری با شاه نیست سخن از این است که ساخت بیت المقدس با وجود جنایات اسراییل، کفرستیزی مسلمانان را کند میکند و لذا جایز نیست.
    ج) در تجدید بنای قبر شهید مدرس -که پهلوی ها در تخریب آن می کوشیدند- هم به تقدم ساخت بینش کفرستیز مدرس توجه دادند: “باید تلاش کنیم تا ابعاد روحی و بینش سیاسی، اعتقادی او را هرچه بهتر بشناسیم و بشناسانیم و با خدمت ناچیز خود مزار شریف و در افتاده او را تعمیر و احیاء کنیم[۶]“. امام صرفا گنبد و بارگاه برای شهید مدرس نمی خواهد که مثل هر محترمی او هم داشته باشد بلکه احیاء قبر او را برای ایجاد روحیه انقلابی او در مردم و بینش کفر ستیز او در جامعه می خواهد.
    د)در دستور ساخت مصلای پایتخت هم به این اصالت در مقابل آن فروعات(خود بناء و نحوه اش) توجه می دهد: “ان شاء الله در کنار ساختن مصلای تهران در ساختن بینش کفرستیزی مسلمانان موفق باشید[۷]“.

تفاوت فتاوای مبتنی بر این مبنا

[مبنای رقیب گنبد و بارگاه را فی نفسه خوب و مطلقا جایز میداند مگر مفسده خاصی پیش آید و توجه به این اصل ندارد که در خدمت ساخت بینش کفر ستیز هست یا نه؟ لذا برایش گنبد و بارگاه عهد صفوی و افشاری، صدامی یا انقلابی فرقی ندارد و همه جایز است].

معلوم نبود اگر امام زنده و مرجع عراق بود با تعمیر و بازسازی گنبد و عتبه امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) پس از انتفاضه شعبانیه که صدام حرم را به توپ بست و سپس خود متصدی بازسازی برای نگهداری وجهه اش شد، موافق باشد و کمک به آن را جایز بداند.

امام مناره و تزیینات حرم پیامبر را مثل تخریب قبور بقیع می داند! یعنی هردو حرام و غیرجایز. چون مناره تزییناتی پیامبر برای اختفای کفر سعودی ها و کند کردن روحیه کفرستیزی مسلمانان است و روی دیگر سکه خباثت آنها در تخریب بقیع است. لذا در دولت آنها که “اساس مذهب در خطر کفر است”، “پیامبر نیازی به مناره تزییناتی ندارد”. بخلاف آستان قدس که پشتوانه اسلامیت[اسلام ناب] جمهوری اسلامی است[۸]. از آستان قدس ندای اسلام کفر ستیز بلند است پس عمارت و توسعه آن ارزشمند است.

مبنای فقهی امام مستند به سیره و سخن معصوم

  1. روایات منع از رفتن به مساجد ملعونه و وعده تخریب آنها در دولت امام عصر(ع).
    این ۴مسجد در کوفه از سوی منافقانی چون اشعث یا جنایتکاران کربلا چون شبث بن ربعی ساخته شد تا کارهای خود مقابل علی(ع) و اباعبدالله را وجیه نشان دهند و بغض مردم را بکاهند [در روایت تصریح شده فرحا للقتل الحسین ساخته شد].
    توجه: اینجا ملاک و معیار مسجد ضرار نیست که قرار بود نوعی خانه تیمی و به قصد محاربه با رسول الله باشد تا بگویید همه بر تخریبش فتوا می دهند. اینجا فقط نام و عمل آنها را تطهیر و تبری را می کاهد و الا درش مثل همه مساجد نماز و قرآن می خواندند. اما معصومین این مساجد را ملعونه نامیدند و از رفتن منع کردند. این یعنی تقدم بینش کفر ستیز بر عمارت مسجد و…
  2. روایت امام صادق(ع) که درباره همکاری با سلاطین جور فرمود: در ساخت مسجد یاری شان نکنید[۹]. [نباید در تظاهر به اسلام برای این شیاطین و مصادیق کفر، همکاری کرد]
  3. در کنار تخریب مکرر قبر و بارگاه سیدالشهدا(ع) توسط مثل منصور دوانیقی و هارون الرشید و متوکل عباسی، برخی خلفاء آنها نیز با سیاسی کاری رو به ساخت و تعمیر و توسعه این حرم آوردند! سفاح موسس عباسیان(سال۱۳۲ق)، مهدی عباسی(۱۵۸ق)، مامون(۲۰۱و۲۰۲ق) و منتصر(۲۴۷ق) تجدید بناء و توسعه حرم سیدالشهدا را دستور دادند. منتصر بخلاف پدرش متوکل حتی فراخوان زیارت داد و میله ای بلند هم برای راهنمایی زائران نصب کرد.

در این دوره ها چندین معصوم زنده بوده و طبیعتا در این خصوص هم تقیه راه نداشته چون خود شاه جلو دار بوده است، اما هیچکدام حرکت آنها را تأیید نکرده و همراهی ننموده اند!

نمی توان گفت شاید تأیید کرده اند اما به ما نرسیده است! چون موارد متعدد است و این احتمال بسیار ضعیف میشود. چگونه خبر جلسه روضه امام رضا(ع) در دربار مأمون به ما رسیده اما همراهی او در تعمیر و توسعه کربلا-اگر بوده- به ما نرسیده باشد؟!

این تبلور همان اصل است که امام خمینی به خوبی درکش می کند. ساخت حرم حتی برای حسین بن علی(ع) با وجودی که همین معصومین گفتند مثل کمک کردن به سلیمان در ساخت بیت المقدس است، اگر موجب کاهش تبری نسبت به دشمنان خدا و توقف بینش کفرستیز مسلمانان و شیعیان باشد ممنوع است.

معصومین هم از زهرا(س) آموختند

وصیت به اختفاء قبر توسط حضرت صدیقه(س) مبارزه ای منفی از طریق مزار و حرم با خلفای جور بود. حق بزرگی که در مدینه گم و غصب شد باید نمادی ماندگار در تاریخ داشته باشد که همین مخفی بودن قبر ایشان است.

پس گاه مزار نداشتن کمک به تبری و کفر به طاغوت است. همیشه مزار و عمارتش خوب نیست.

مزار و عمارت سیدالشهدا در مقابل، مبارزه مثبت با طواغیت از طریق عمارت و مزار است. اصلا قبه که در لغت به ساختمان خیمه مانند میگویند در عرف عرب قبل از اسلام به خیمه تجهیزات جنگی در جنگها گفته می شد و مامور آنرا صاحب قبه می گفتند. روایات این نام را برای حرم حسینی برگزیدند یعنی زرادخانه است جای تجهیز برای جنگ با طواغیت است. حرمی مانند این و برای این ساختن دارد مثل توسعه کنونی نه ساخت و ساز صدامی. ادامه خواندن تعمیر و توسعه مزار معصومین در فقاهت انقلابی امام

کلیپ/ نقد حرم امام خمینی(رحمه‌الله)

تحقیقات علمی ثابت کرده است که نوابغ گاهی متوجه موضوعات معمولی و بدیهی نمی‌شوند، چون ذهن آنها عادت به حل مسائل پیچیده کرده است.
اینطور می‌شود که چیزی که کاخی که، باعث آبروریزی برای نظام اسلامی و وارثانِ خون شهداء است، وارونه فهمیده می‌شود.

علیرضا قزوه شاعر کشورمان در بحبوحه‌ی فوت آقای هاشمی مطلبی را در صفحه شخصی خود منتشر کرد. در بخشی از این نوشته آمده بود: “با خودم همیشه می‌گفتم چرا بنای مرقد امام شبیه کاخ‌های اشرافی شده؟ امسال که به مرقد امام رفتم و مزار همسر حضرت امام را در بیرون ضریح امام! دیدم کمی یکه خوردم و سوال دیگری برایم ایجاد شد. امروز هم که آقای هاشمی را در داخل ضریح امام دفن کردند دیگر یقین پیدا کردم که راز اشرافیت این کاخ چه بود و از کجا آب می‌خورد. خدا همه را بیامرزد. بیش از همه امام را و خدا همه ما را هدایت کند؛ بیش از همه خود مرا.
این هم بداهه ای که همین حالا آمد:
باید از دست سیاست خون گریست
با امام این ظلم ها انصاف نیست
تازه بعد از سال ها معلوم شد
راز اشرافیت این کاخ چیست”

مطالب سابق این تارنما را نگاهی بیاندازید از نقدهای حجت الاسلام قنبریان در این رابطه مطلع خواهید شد. نقدهایی که منجر به احضار به دادگاه شد. فیلم کوتاهی که در ادامه خواهد آمد به تبیین چراییِ این نقد می‌پردازد.

دانلود فیلم با لینک مستقیم (حجم ۱۹MB)

۲٫ باز حرم امام!

آنچه امام آنروز می‌دید ولی برخی امروز هم نمی‌بینند!

امام‌خمینی(ره) با قبه و بارگاه حتی برای علماء ربانی مخالف نبود، بخصوص اگر مجتهدی مجاهد و انقلابی و شهیدی مثل مدرس باشد.
لذا در مقابل خط رژیم پهلوی که نسیان مدرس و اختفاء و تخریب قبر او در دستورش بود، امام پس از انقلاب در بین این همه مجتهد و عالم ربانی از دنیا رفته، دستور بازسازی قبر او را دادند. اما نگاه متعالی امام در آنجا هویداست که “احیاء روحیه و بینش مدرس” را مقدم می‌شمارد: “برماست که ابعاد روحی و بینش سیاسی و اعتقادی او [مدرس] را هرچه بهتر بشناسیم و بشناسانیم و با خدمت ناچیز خود مزار شریف دور افتاده او را تعمیر و احیاء نماییم”. (۲۸شهریور۶۳)

امام با تجلیل‌های بی‌محتوا موافق نبود. “صرف گنبد و بارگاه برایش موضوعیت نداشت”. لذا حرم مجلل رسول الله(ص) هم اگر نماد رژیم سفیانی و اسلام آمریکائی سعودی و نمونه برای خادمین حرمین شدن آن‌ها می‌شد را زیر سؤال می‌برد و می‌فرمود: “رسول الله نیازی به مساجد اشرافی و مناره های تزییناتی ندارد”(۲۹تیر۶۷). درحالی که چنین سخنی را درباره حرم باشکوه ثامن الحجج(ع) نداشتند. بلکه آن را “مرکز ایران” می‌شمردند(صحیفه امام ج۱۶ص۳۸۸) چرا که آن را برای “بقای اسلامیت جمهوری اسلامی” [اسلام انقلابی و کفرستیز] و “مشرف شدن این جمهوری به حضور بقیه الله(ع) و حل مسائلش خدمت ایشان” می‌خواست(ر.ک: همان).
بخاطر اینکه ساخت و ساز و مجلل‌سازی‌ها “موضوعیت” و “اصالت” نیابد و هدف‌ها -که ساخت بینش کفرستیز بین مسلمانان است و مضمون همه زیارات- فراموش نشود، در فرمان ساخت مصلای پایتخت تأکید کردند: “ان شاء الله در کنار ساختن مصلای تهران در ساختن بینش کفر ستیزی مسلمانان موفق باشید. ضمنا سادگی مصلی باید یادآور سادگی محل عبادت مسلمانان صدر اسلام باشد و شدیدا از زرق و برق ساختمان‌های مساجد اسلام آمریکایی جلوگیری شود”(۲۳آبان ۶۷).

انگار امام آنروز نگران بود روزی جای “بینش کفرستیز” و “روحیه مدرس”، “ساختمان و بناء آبروی اسلام یا عالمان ربانی شود”! هرچه آن عالم ربانی‌تر، بارگاهش مجلل‌تر و آبرومندتر!
خیلی مشتاقم بدانم هم مباحثه‌ی آن امام عزیز -حضرت آیت الله حسن فرید گلپایگانی از عالمان بزرگ تهران- در نامه‌اش چه پیشنهادی به امام عزیز داده بود که ایشان در پاسخش نوشتند: “بهتر است که بنده و شما در فکر قبه و بارگاه نباشیم که اینها برای هیچکس سودی ندارد، آنچه می‌دانید سود دارد عمل خداپسند است…”.(صحیفه امام ج۲۰ص۲۴۵).
نامه‌ی آن عالم و مجتهد بزرگ تهران را نیافتم اما ظاهرا باید پیشنهادی مبنی بر قبه و بارگاه بوده باشد. قبه و بارگاه هم برای زنده‌گان نیست و علی‌الظاهر برای عالمان از دنیا رفته یا زنده‌گانی که از دنیا می‌روند بوده است که امام چنین پاسخ داده‌اند!
این نگرانی امام را امروز محقق شده داریم می‌بینیم:

  • گنبد و بارگاهی برای قبر آینده برخی بزرگان(…)!
  • مدرسه‌ای مجلل و منحصر به فرد برای آینده مرجعیت برخی فاضلان(…)!
  • مسجدی روی آب در جزیره توریستی ایران برای رونق جاذبه گردشگری آنجا(به گفته امام جمعه‌اش)!
  • امامزاده‌ای با سونا و جکوزی (زیرزمین آن به گفته نماینده مجلس/زمین وقفی جوار آن و جزء مجموعه امامزاده به گفته مدیریت امامزاده) (باهزینه ۳۰میلیارد از بیت‌المال به گفته نماینده مجلس/۱۴میلیارد به گفته مدیریت امامزاده)!
  • تخریب گلدسته کاشی کاری شده امامزاده دیگر و ساخت مجلل‌تر آن با هزینه بیت‌المال در شهری که خیابان‌هایش آسفالت درست و حسابی هم ندارد!
    و…

اینها و مثل اینها یعنی اصل شدن بناء و “آبروشدن ساختمان” و فرع شدن و فراموش شدن هدف از مزار امامزاده‌ها و مساجد و مدارس علمیه.
آنها که دقائق و ظرائف سخنان خمینی بزرگ را کمتر درنگ می‌کنند و آنها را سخنرانی -نه فقاهت و اجتهاد- تلقی می‌کنند شاید الان آیه تعظیم شعائر را برای هزارمین بار سر دست بگیرند همه موارد را توجیه و رویه شدنش را هم نبینند! اما این نقد و ابرامها اگر فرصتی برای رسیدن به افق پرواز آن مجتهد کم‌نظیر تاریخ تشیع شود، جای بسی شکرگزاری است.
ان‌شاء‌الله در فرصتی این نظرگاه خاص امام عزیز کامل‌تر تبیین و مبانی فقهی آن بیان می‌شود.

محسن قنبریان ۹۷/۳/۲۹

۱٫ باز حرم امام!

باز حرم امام!
۱٫ تفاوت نگاه جامع رهبری و نگاه متجزی برخی بزرگان

منظور رهبر معظم انقلاب از سخنان زیر چیست؟ از جمله مصادیقش کدام است؟
الف) ۱۴خرداد ۹۴ همزمان با افتتاح بارگاه جدید امام خمینی(رحمه الله)- محور سخنرانی: تحریف امام:
“امام را نباید به عنوان “یک شخصیت محترم تاریخی” مورد توجه قرار داد بعضی اینجور می‌خواهند…”.
و از جمله تحریفها را چنین شمردند: “امام بر مصرف درست بیت‌المال تاکید می‌کرد، بر پرهیز کردن از اسراف تاکید می‌کرد، این هم “از خطوط اساسی” است. مسأله عدالت اجتماعی، طرفداری از محرومان و دوری از خوی اشرافی‌گری و خوی تجمل‌گرایی و عمل در این جهت”.
ب) باز دوباره در ۱۴خرداد۹۶ در همان حرم این را خلاصه‌ی همه فرمایشاتشان کردند:
“من خلاصه کنم: بزرگترین درسی که امام بزرگوار به ما داد درس روحیه و ذهن و عمل انقلابی است این را باید فراموش نکنیم “امام میراث فرهنگی نیست”! بعضی به امام به چشم میراث فرهنگی نگاه می‌کنند…”.
ظاهرا باید خط و جریانی اثرگذار در جامعه بخواهد امام را به “یک شخصیت تاریخی” و “میراث فرهنگی” تنزل دهد که ایشان دوبار با تاکید در بزرگترین همایش سالانه دلدادگان امام بدان بپردازد و صرفا تجلیل ظاهری (نام و…) را در این رویکرد ببینند(۱۴خرداد۹۴).
این سخنان علی‌القاعده جواب یک سرمقاله یا توئیت یا نطق یک مسئول نیست. ادامه خواندن ۱٫ باز حرم امام!

سخنرانی‏‏/ قصّه رغبت، غُصّه غُربت

به نام خدا
سخنرانی‌های لیالی قدر حجت الاسلام قنبریان با موضوع “قصه رغبت، غصه غربت” تقدیمتان می‌شود.

شب اول

دانلود صوت شب اول (حجم: ۲۱MB)

شب دوّم
دانلود صوت شب دوّم (حجم: ۲۴MB)

شب سوّم
دانلود صوت شب سوّم (حجم: ۲۵MB)

مواجهه امام خمینی(ره) با مصلحت‌یابی، مصلحت‌بافی، مصلحت‌سازی

۱۴خرداد بهانه‏‌ای است برای سالی یک نوبت سخنرانی راجع به امام(ره). سخنرانی سال۱۳۹۷ حجت الاسلام قنبریان در این رابطه به موضوع: “مواجهه امام خمینی(ره) با مصلحت‌یابی، مصلحت‌بافی، مصلحت‌سازی” اختصاص داشت.

بطور قطع امام(ره) از شخصیت‌های بزرگ تاریخ است. این مجالس فرصت و بهانه‌ای است که با این اشخاص بیشتر آشنا شویم. اهتمام ورزیدن به این امر ان‌شاالله حسنه خواهد بود. سخنرانی حجت الاسلام قنبریان در این روز را خدمتتان تقدیم می‌داریم.

دریافت سخنرانی «مواجهه امام خمینی(ره) با مصلحت‌یابی، مصلحت‌بافی، مصلحت‌سازی» با لینک مستقیم (حجم ۱۷MB) | «دریافت از پیوند کمکی»

اطلاعیه/ ویژه مراسم رحلت امام(ره)

ویژه مراسم رحلت امام(ره) با سخنرانی حجت الاسلام قنبریان

موضوع: مواجهه امام خمینی(ره) با مصلحت‌یابی، مصلحت‌بافی، مصلحت‌سازی
زمان: دوشنبه۱۴خرداد – بعد از نماز ظهر و عصر – مسجد بلال (بهبهان)

برای مومنین و دوستانم!

دوستان همشهری‌ام دیده‏‏‌اند اندازه پرکوچک خود سال‌هاست به آب و آتش می‌زنم تا ایمان جوانان را نسبت به انقلاب و اسلام ارتقاء و شبهه‌ای را از ذهنشان بزدایم. حالا نمی‌خواهم دادگاهی یا حتی محکوم شدنم ایمان کسی را بلرزاند و نسبت به نظام عزیز اسلامی بدبین‌اش کند. پس مومنین یاری‌ام کنند و هرچه نزد بعضی جوسازی تلقی می‌شود را رها کنند.
باید فرقی بین دادگاه رفتن یک سینه چاک انقلاب و رهبری با زوایه‌دارها و فتنه‌گرها باشد. مثل آنها نباید به نفع بنده، خدای نکرده دستگاه قضاء، نظام، شاکی یا طرف نقد و… زیر سؤال برود.
حتی اگر برخی دوستان اهوازی بالاصاله از خود نقد ناراحت و ناخشنودند و حتی به زبان هم می‌آورند که نباید می‌شد؛ اما فعلا برای عنوان مجرمانه به عکس نوشته‌ای در کانال تلگرامی دست یازیده‌اند، که قبل از نوشتن آن نقد از سخنرانی ۱۳رجب تهیه شده است. علیرغم مات بودن تصویر، عنوان سخنرانی طبق روال بالای عکس نوشته‌ها اینجا هم هست و موهم تطبیق آن عنوان بر افراد شده است که منظور تهیه کنندگان و بنده نبوده است. بخاطر همین قبل از رؤیت زیاد با فاصله‌ای اندک قبل از تذکر و دادگاه و… برداشته شد.
اگر اینها دال بر حسن نیت و عدم قصد تخریب و توهین بنده و دوستان کانال تلقی نشد، بنده شجاعانه از بابت آن عنوان بالای آن عکس نوشته ولو برای همان چندین ساعت و چند بازدید عذرخواهی می‌کنم تا فردای قیامت مدیون ایشان و جده‌اش زهرا(سلام الله علیها) و در دنیا شرمنده مخاطبانی که امر به معروف پاک و بی‌شائبه حتی یک مکروه سیدالشهداء(ع) را همواره برایشان گفته‌ام، نباشم.
رهاشدن و بی‌جواب گذاشتن اصل نقد و تمرکز بر این اتفاق رسانه‌ای و غفلت کوتاه حتی اگر مورد گله برخی دوستان و مومنان باشد، اغماض و صفح را برطرف مقابل واجب نمی‌کند و می‌تواند حقش را از طریق دادگاه مطالبه کند.
همانطور که به تصریح از آیت الله جزایری بخاطر آن عکس نوشته -که مثال سخنان بنده نبوده و صرفا ارزش آرشیوی داشته است- عذر می‌خواهم، بر مفاد نقد خویش بر فرمایشات ایشان درباره مجلل‌سازی حرم امام بخصوص قسمت پایانی که به احترام ایشان علنی نکرده و خصوصی تقدیمشان شد پا می‌فشارم.
الهی لا تخلنا من حمایتک و لاتعرنا من رعایتک.

محسن قنبریان
۹۷/۲/۲۰

از رسول‌الله(ص) نشد اقلا تأسی از پاپ…!

می‌خواستم این مطلب را قبل از احضار به دادگاه بخاطر یک نقد -که از روزهای اول تهدید به شکایت شدم- بنویسم. چون بعد آن شاید گدایی ترحم و خواهش عفو معنا می‌شد، لکن فیلتر تلگرام و اثاث‌کشی به سروش و ایتا کار را به تاخیر انداخت. فردا بخاطر آن نقد و حواشی‌اش به دادگاه احضار شده‏ام پس امشب با شما درمیان می‏گذارم:

۱۳مارس۱۹۸۱ پل‏ژان‏پل دوم در میدان سن‏‌پیتر رم توسط محمد علی آقجان ترکیه‏ای تبار مورد سوءقصد قرار گرفت. ضارب دستگیر و به حبس ابد محکوم شد. دو سال بعد در ۲۷دسامبر۱۹۸۳ پاپ بیست دقیقه محرمانه با او در زندان ملاقات کرد و او را بخشید!

به اصرار پاپ در سال۲۰۰۰ رئیس‌‏جمهور ایتالیا نیز رسما او را بخشید و ضارب پس از بیست‏سال آزاد شد!

این برخورد ضارب مسلمان‏زاده را به اینجا رساند که اعتراف کند: “عیسی مسیح بهترین انسانی است که قدم بر زمین نهاده است”!

۳۳سال بعد ترور با دسته گل روی قبر پاپ بیاید و با گریه از او تجلیل کند.

اینجا اما -که اسلام به ذات خود ندارد عیبی و هر کژی هست از مسلمانی ماست- “برخی” روحانیت که با شناسنامه “العلماء ورثه الانبیاء” و “الفقهاء خلفاء الرسول” و… بالادست مردم نشسته‏اند نه با عامل ترور خود بلکه با ناقد مکتبی و انقلابی خود چه نمی‏کنند؟!

چهار دانشجوی شیرازی بخاطر انتقاد از اسراف در تبلیغات انتخابات خبرگان امام جمعه، دادگاهی و محکوم می‏شوند. طلبه ایلامی بخاطر اعتراض به اشرافیت امام جمعه مرکز استان احضار می‏شود و…

آیا وراثت و جانشینی از رسولی مهربان‏تر از مسیح با آن صفح جمیل این است؟! ائمه‏جمعه توجه دارند آن کار پاپ موجب جذب به مسیحیت و این کار آنان موجب دفع از اسلام است؟ حتی اگر صحنه گردانی این پیگردها نه با خودشان و توسط متملقان و بادمجان دور بشقاب چین‏ها باشد! مدعی پاپ هم خودش نبود!

تازه مصیبت اینجاست که این جوانان مکتبی و انقلابی نه بقصد ترور بلکه بخاطر حفظ ارزش‏هایی که خمینی بزرگ -وارث اصیل انبیاء- برایمان آورد نه دست به سلاح که دست به قلم شدند و در شعاعی کوچک حرف حق را بگوش عده‏ای رساندند. آیا النصیحه للائمه المسلمین(واجب) و ترور(حرام) بالسویه است؟!

اگر بود و اینان غیر هم کیشی مثل ضارب پاپ بودند هم انتظار از این ائمه‏جمعه بیش از پاپ بود.

حاشا که همه سازمان روحانیت اصیل شیعه چنان باشد. آنانکه “مرزداران عقیده” و “فریادگر گرسنگی مظلومان مقابل سیری ظالمانند”، کجا قابل مقایسه با نهاد دنیوی کلیسایند که مهر “مال مردم خواری” و “راه آنان بر هدایت بستن” از سوی خداوند بر تارکشان حک شده است(۳۴/توبه)

جای برخی از آن نام بردگان مثل دستغیبی نشسته بود که علیرغم پاکی وقتی مظلومانه هتک و فحش نامه‏ها نثارش می‏شد، ماهی یک گونی دوخته شده از این نوشته‏ها را برای امحاء به فرد امینی می‏داد تا نام هتاک و فحاشی لو نرود! و دستغیب یک استثناء نبود و نیست.

اما احضار و دادگاه و حکم و زندان و… برای جوان انقلابی شیرین است وقتی می‏بیند نقدها و انتقادها بی اثر نیست. از گیلان و شیراز خبرهای استعفای معنادار پس از این مطالبات می‏رسد و گمان نکنم مرحوم آقای ایمانی آخرین باشد.

بنده هم فردا ظاهرا بخاطر نقدی که بر یک نظر یکی از ائمه‏جمعه مرکز استانی نوشته‏ام یا حواشی آن به دادگاه احضار شده‏ام. برایم متوقع بود. وقتی برخی منسوبین یا منصوبین حکمی سنگین‏تر از حکم هر دادگاه برایم نوشتند و قلمم را اسلحه‏ی فردا خواندند، دیگر احضار به دادگاه و حتی حکم -هرچه باشد- خیلی غیر قابل تحمل نیست. اما حیف بود یکی اقلا پاپ نشود، لذا کنار بارگاه امیرالمومنین(ع) به آن عزیز پیام دوستی دادم و از خدا خواستم :ربنا لا تجعل فی قلوبنا غلا للذین آمنوا…

اگر احضار فردا توضیحی برای مومنین لازم داشت و به صلاح بود عرض خواهم کرد.

محسن قنبریان ۹۷/۲/۱۸